حدیث دربارهكورى و گنگى و كرى

الإمام الباقر عليه ‏السلام ـ لِعَمرِو بنِ ثابِتٍ ـ : إنَّ أهلَ النّارِ يَتَعاوَونَ فيها كَما يَتَعاوَى الكِلابُ وَالذِّئابُ مِمّا يَلقَونَ مِن ألَمِ العَذابِ، ما ظَنُّكَ يا عَمرُو بِقَومٍ «لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا» ، عِطاشٍ فيها جِياعٍ، كَليلَةٍ أبصارُهُم، صُمٍّ بُكمٍ عُميٍ، مُسوَدَّةٍ وُجوهُهُم، خاسِئينَ فيها نادِمينَ، مَغضوبٍ عَلَيهِم فَلا يُرحَمونَ، ومِنَ العَذابِ لا يُخَفَّفُ عَنهُم، وفِي النّارِ يُسجَرونَ ۱، ومِنَ الحَميمِ يَشرَبونَ، ومِنَ الزَّقّومِ يَأكُلونَ، وبِكَلاليبِ النّارِ يُخطَمونَ ۲، وبِالمَقامِعِ يُضرَبونَ، وَالمَلائِكَةُ الغِلاظُ الشِّدادُ لايَرحَمونَ، فَهُم فِي النّارِ يُسحَبونَ عَلى وُجوهِهِم، ومَعَ الشَّياطينِ يُقرَنونَ، وفِي الأَنكالِ وَالأَغلالِ يُصفَدونَ، إن دَعَوا لَم يُستَجَب لَهُم، وإن سَألَوا حاجَةً لَم تُقضَ لَهُم!! هذِهِ حالُ مَن دَخَلَ النّارَ. ۳
امام باقر عليه ‏السلام ـ به عمرو بن ثابت ـ : اهل آتش، از درد عذابى كه مى‏كشند، در دوزخ مانند سگ‏ها و گرگ‏ها زوزه مى‏كشند. چه مى‏پندارى ـ اى عمرو ـ در باره گروهى كه «نه فرمان مرگشان مى‏رسد تا بميرند و نه از عذابشان در آتش كاسته مى‏شود» ؟! در آن، تشنه و گرسنه‏اند. چشمانشان ناتوان گشته است. كر و لال و كورند. سيه‏رويند. در آن جا مطرود و زبون و پشيمان اند. مورد خشم‏اند و هيچ رحمى به آنان نمى‏شود. در عذابشان دمى تخفيف داده نمى‏شود؛ [بلكه] آتش آنان، بى وقفه شعله مى‏كشد. از آب جوشان مى‏نوشند و از زقّوم مى‏خورند. با چنگك‏هاى آتشين مهار مى‏شوند و با گرز كوفته مى‏شوند. فرشتگان دژخيم درشت‏خوى، به آنان رحم نمى‏كنند و در آتش، آنان را به رو در افتاده، مى‏كشند. با شيطان‏ها به يك بند كشيده مى‏شوند و آنان را به كُند و زنجير مى‏بندند. اگر دعا كنند، دعايشان پذيرفته نمى‏شود و اگر چيزى بخواهند، درخواستشان برآورده نمى‏گردد. اين است حال و روز كسى كه وارد آتش دوزخ گردد.
۱.يُسجَرُون: أي يُقذفون فيها ويوقد عليهم (مجمع البحرين: ج 2 ص 820 «سجر»).
۲.الخِطَام: هو الحَبْل الذي يُقاد به البعير (النهاية: ج 2 ص 51 «خطم»).
۳.الأمالي للصدوق: ص 651 ح 886 عن عمرو بن ثابت، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 557، بحارالأنوار: ج 8 ص 281 ح 3.

احادیث دیگر این موضوع

۲
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اى پسر مسعود! زمانى بر مردم مى‏آيد كه شكيبا بر دين خود، مانند كسى است كه اخگرى را در كف خويش گرفته باشد. به آن زمان مى‏گويد: در آن زمان ايشان بايد گرگ باشد، و گرنه گرگ‏ها او را مى‏خورند. اى پسر مسعود! عالمان و فقيهان آنان، خيانتكار و نابكارند. آنان بدترين خلق خدا هستند. همچنين پيروان آنها و كسانى كه نزد آنها مى‏روند و از ايشان چيز مى‏گيرند و دوستشان مى‏دارند و با آنان همنشينى و مشورت مى‏كنند، بدترين خلق خدايند. خداوند، همه آنان را به آتش جهنّم مى‏برد: «كرند، لال‏اند، كورند. پس باز نمى‏گردند» ، «و روز قيامت، آنان را كور و لال و كر، به روى چهره‏شان در افتاده، محشور مى‏كنيم. جايگاهشان دوزخ است. هر بار كه آتشِ آن فرو نشيند، شراره‏اى [تازه]بر ايشان مى‏افزاييم» «هر چه پوستشان بسوزد، پوست‏هاى ديگرى بر جايش مى‏نهيم تا عذاب را بچشند» «چون در آن جا افكنده شوند، از آن خروشى مى‏شنوند، در حالى كه مى‏جوشد. نزديك است كه از خشم، شكافته شود» «هر بار بخواهند از شدّت غم، از آن بيرون آيند، در آن باز گردانيده مى‏شوند و [به آنان گفته مى‏شود:]بچشيد عذاب آتش سوزان را» . «براى آنها در آن جا ناله‏اى زار است و در آن جا چيزى نمى‏شنوند» . ادّعا مى‏كنند كه بر دين و سنّت و روش و احكام من هستند، در حالى كه آنان از من بيزارند و من از آنها بيزارم.