بندگى طاغوت
13 حدیث
الإمام الصادق عليه السلام: بينا عيسَى بنُ مَريَمٍ عليهماالسلام في سِياحَتِهِ إذ مَرَّ بِقَريَةٍ، فَوَجَدَ أهلَها مَوتى فِي الطَّريقِ وَالدّورِ، فَقالَ: إنَّ هؤُلاءِ ماتوا بِسَخطَةٍ، ولَو ماتوا بِغَيرِها تَدافَنوا، قالَ: فَقالَ أصحابُهُ: وَدِدنا أنّا عَرَفنا قِصَّتَهُم، فَقيلَ لَهُ: نادِهِم يا روحَ اللّهِ، فَقالَ: يا أهلَ القَريَةِ! فَأَجابَهُ مُجيبٌ مِنهُم: لَبَّيكَ يا روحَ اللّهِ. قالَ: ما حالُكُم و ما قِصَّتُكُم؟ قالَ: أصبَحَنا في عافيَةٍ و بِتنا فِي الهاوِيَةِ. فَقالَ: مَا الهاوِيَةُ؟ قالَ: بِحارٌ مِن نارٍ فيها جِبالٌ مِنَ النّارِ، قالَ: وما بَلَغَ بِكُم ما أرى؟ قالَ: حُبُّ الدُّنيا وعِبادَةُ الطّاغوتِ. قالَ: وما بَلَغَ مِن حُبِّكُمُ الدُّنيا؟ قالَ: كَحُبِّ الصَّبِيِّ لِأُمِّهِ؛ إذا
امام صادق عليه السلام: عيسى بن مريم عليه السلام در حال گشت و گذار بود كه به آبادىاى رسيد. ديد كه مردم آن، در كوچهها و خانهها همگى مردهاند. گفت: «اينان بر اثر خشم [ـِ الهى] مردهاند؛ زيرا اگر به علّت چيزى جز آن مرده بودند، يكديگر را دفن مىكردند». يارانش گفتند: دوست داريم داستان آنها را بدانيم.
يكى به عيسى عليه السلام گفت: آنان را صدا بزن، اى روح خدا! عيسى عليه السلام فرمود: «اى مردمِ آبادى!». از ميان آنان، يكى جوابش داد: بله، اى روح خدا!
عيسى عليه السلام فرمود: «در چه حاليد و داستان شما چه بوده؟». گفت: ما در عافيت بوديم؛ ولى اكنون در سياهچاليم. فرمود: «سياهچال چيست؟».
گفت: درياهايى از آتش كه در آن، كوههايى از آتش است. فرمود: «چه چيزى شما را به اين جا كشاند كه مىبينم؟».
۱.ثواب الأعمال: ص 303 ح 1، معاني الأخبار: ص 341 ح 1 وفيه «خير كثير» بدل «يسير»، علل الشّرائع: ص 466 ح 21 كلّها عن سهل الحلواني، مشكاة الأنوار: ص 461 ح 1538 عن مهاجر الأسدي عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 14 ص 322 ح 33.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: مَن يُطِعِ الشَّيطانَ يَعصِ اللّهَ، ومَن يَعصِ اللّهَ يُعَذِّبُهُ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كه از شيطان فرمان بَرد، خدا را نافرمانى كرده و هر كه خدا را نافرمانى كند، خداوند عذابش مىكند.
۱.الكافي: ج 8 ص 82 ح 39، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 403 ح 5868، الأمالي للصدوق: ص 577 ح 788 كلّها عن أبي الصباح عن الإمام الصادق عليه السلام، الزهد للحسين بن سعيد: ص 14 عن الصباح بن سيابة، بحار الأنوار: ج 73 ص 348 ح 39.
عنه صلى الله عليه و آله: لا يَزالُ العَذابُ مَكشوفاً ما استَتَروا بِمَعاصِي اللّهِ، فَإِذا أعلَنوهَا استَوجَبوا عَذابَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: تا زمانى كه مردم، معاصىِ خدا را پنهانى انجام دهند، عذاب [از آنان]دور داشته مىشود؛ ولى هر گاه آن گناهان را آشكارا نمودند، مستوجب عذاب آتش مىشوند.
۱.الفردوس: ج 5 ص 96 ح 7578 عن المغيرة، كنز العمّال: ج 4 ص 246 ح 10371.
عنه صلى الله عليه و آله: المُنكَرُ يَقودُ صاحِبَهُ أو يَسوقُهُ إلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: عمل ناپسند و حرام، صاحب خود را به سوى آتش مىكشاند و يا مىراند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 249، مستدرك الوسائل: ج 12 ص 206 ح 13892 نقلاً عن أبي القاسم الكوفي في كتاب الأخلاق.
عنه صلى الله عليه و آله: النّارُ لِمَن رَكِبَ مُحَرَّما، وَالجَنَّةُ لِمَن تَرَكَ الحَلالَ، فَعَلَيكَ بِالزُّهدِ؛ فَإِنَّ ذلِكَ مِمّا يُباهِي اللّهُ بِهِ المَلائِكَةَ، وبِهِ يُقبِلُ اللّهُ عَلَيكَ بِوَجهِهِ، ويُصَلّي عَلَيكَ الجَبّارُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آتش، براى كسى است كه مرتكب حرامى شود و بهشت، از آنِ كسى است كه [نه فقط حرام، بلكه]حلال را ترك گويد. پس بر تو باد زهدورزى؛ زيرا زهد، از جمله چيزهايى است كه خداوند با آن، بر فرشتگان، مباهات مىكند و به سبب آن است كه خداوند به تو روى مىنمايد و خداى جبّار، بر تو درود مىفرستد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 343 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 96 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله: مَن أذنَبَ ذَنبا وهُوَ ضاحِكٌ، دَخَلَ النّارَ وهُوَ باكٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس گناهى مرتكب شود و در آن حال، خندان باشد، با چشم گريان وارد آتش مىشود.
۱.ثواب الأعمال: ص 266 ح 1 عن جعفر الجعفريّ عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، إرشاد القلوب: ص 185، أعلام الدين: ص 401، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 18، مشكاة الأنوار: ص 275 ح 823 وليس فيه «وهو باك» وكلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 6 ص 36 ح 57.
عنه صلى الله عليه و آله: اَلنّاسُ اثنانِ؛ فَواحِدٌ استَراحَ وآخَرُ أراحَ، فَأَمَّا الَّذي استَراحَ فَعَبدٌ أطاعَ اللّهَ في حَياتِهِ ثُمَّ ماتَ فَأَفضى إلى رَحمَةِ اللّهِ ونَعيمٍ مُقيمٍ، وأمَّا الّذَي أراحَ فَعَبدٌ عَصَى اللّهَ في حَياتِهِ ثُمَّ ماتَ فَأَفضى إلى عِقابٍ وعَذابٍ وهَوانٍ أليمٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مردم بر دو گونهاند: يكى آسوده مىشود و ديگرى آسوده مىسازد. ۲ آن كه آسوده مىشود، بندهاى است كه در زمان حياتش، خدا را اطاعت كرده و سپس از دنيا رفته و به رحمت خدا و نعمت جاويدان رسيده است، و امّا آن كه [ديگران را] آسوده مىگرداند، بندهاى است كه در زمان حياتش خدا را نافرمانى كرده و سپس از دنيا رفته و به كيفر و عذاب و خوارىِ دردناكى گرفتار آمده است.
الإمام عليّ عليه السلام: اَلتَهَجُّمُ عَلى المَعاصي يوجِبُ عِقابَ النّارِ. ۱
امام على علیه السلام: هجوم آوردن به گناهان، مجازات آتش را در پى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 2123، عيون الحكم والمواعظ: ص 65 ح 1663، مستدرك الوسائل: ج 11 ص 339 ح 13208.
عنه عليه السلام: راكِبُ المَعصيَةِ مَثواهُ النّارُ. ۱
امام على علیه السلام: مرتكب شونده نافرمانى و گناه، جايگاهش آتش است.
۱.غرر الحكم: ح 5385، عيون الحكم والمواعظ: ص 270 ح 4977، مستدرك الوسائل: ج 11 ص 339 ح 13208.
عنه عليه السلام: مَن يَعصِ اللّهَ ورَسولَهُ فَقَد خَسِرَ خُسرانا مُبينا وَاستَحَقَّ عَذابا أليما. ۱
امام على علیه السلام: هر كه خدا و پيامبرش را نافرمانى كند، گرفتار زيانى آشكار شده و سزاوار عذابى دردآور گشته است.
۱.الكافي: ج 1 ص 142 ح 7، التوحيد: ص 33 ح 1 كلاهما عن الحارث الأعور، بحار الأنوار: ج 4 ص 267 ح 14.
امام على علیه السلام: خداوند،. [كيفرِ] نافرمانانش را آتشى قرار داده كه از خشم او شعلهور مىشود «و خدا به آنان ستم نكرده؛ بلكه آنان خود، به خويشتن ستم مىكردند» .
الإمام الصادق عليه السلام: مَن لَم يَنتَهِ عَمّا نَهَى اللّهُ عَنهُ فَقَد عَصاهُ، فَإِن ماتَ عَلى مَعصِيَتِهِ أكَبَّهُ اللّهُ عَلى وَجهِهِ فِي النّارِ. ۱
امام صادق علیه السلام: هر كه از آنچه خداوند نهى كرده است، باز نايستد، در واقع، او را نافرمانى كرده است و اگر در حال نافرمانىِ خدا بميرد، خداوند او را در آتش سرنگون مىسازد.
۱.الكافي: ج 8 ص 11 ح 1 عن اسماعيل بن جابر وإسماعيل بن مخلّد السراج، بحار الأنوار: ج 78 ص 220 ح 93.
كتاب من لا يحضره الفقيه عن أبان بن عثمان الأحمر عن الإمام الصادق عليه السلام: أنَّهُ جاءَ إلَيهِ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: بِأَبي أنتَ وأُمّي يَابنَ رَسولِ اللّهِ! عَلِّمْنِي مَوعِظَةً.
فَقالَ لَهُ عليه السلام: إن كانَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى قَد تَكَفَّلَ بِالرِّزقِ، فَاهتِمامُكَ لِماذا؟ وإن كانَ الرِّزقُ مَقسوما، فَالحِرصُ لِماذا؟ وإن كانَ الحِسابُ حَقّا، فَالجَمعُ لِماذا؟ وإن كانَ الخَلَفُ مِنَ اللّهِ عز و جل حَقّا، فَالبُخلُ لِماذا؟ وإن كانَتِ العُقوبَةُ مِنَ اللّهِ عز و جل النّارَ، فَالمَعصِيَةُ لِماذا؟! ۱
كتاب من لايحضره الفقيه ـ به نقل از ابان بن عثمان احمر ـ : مردى خدمت امام صادق عليه السلام آمد و گفت: پدر و مادرم به فدايت، اى فرزند پيامبر خدا! به من اندرزى بياموز.
امام صادق عليه السلام به او فرمود: «اگر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ روزى را ضمانت كرده است، پس دلواپسىات براى چيست؟ و اگر روزى قسمت شده است، پس حرص زدن براى چيست؟ و اگر حسابرسى [ـِ روز قيامت]حقيقت دارد، پس گرد آوردن [اموال] براى چيست؟ و اگر عوض دادن از جانب خداى عز و جلراست است، پس بخل ورزيدن براى چيست؟ و اگر كيفر خداوند عز و جل آتش است، پس نافرمانى براى چيست؟
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 393 ح 5836، التوحيد: ص 376 ح 21، الخصال: ص 450 ح 55، الأمالي للصدوق: ص 56 ح 12، مختصر بصائر الدرجات: ص 138، روضة الواعظين: ص 484 نحوه، بحار الأنوار: ج 78 ص 190 ح 1.