حدیث دربارهياد جهنّم

المستدرك على الصحيحين عن سَهل بن سعد: إنَّ فَتىً مِنَ الأَنصارِ دَخَلَتهُ خَشيَةٌ مِنَ النّارِ فَكانَ يَبكي عِندَ ذِكرِ النّارِ حَتّى حَبَسَهُ ذلِكَ فِي البَيتِ، فَذُكِرَ ذلِكَ لِلنَّبِيِّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فَجاءَهُ في البَيتِ، فَلَمّا دَخَلَ عَلَيهِ اعتَنَقَهُ الفَتى وخَرَّ مَيِّتا، فَقالَ النَّبِيُّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: جَهِّزوا صاحِبَكم؛ فَإِنَّ الفَرَقَ ۱ فَلَّذَ ۲ كَبِدَهُ. ۳
المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از سهل بن سعد ـ : ترس از آتش [ـِ دوزخ]، وجود جوانى از انصار را فرا گرفت و هنگام يادكرد از دوزخ، مى‏گريست. سرانجام، اين حالت، او را خانه‏نشين كرد. ماجرا را به پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله گفتند و ايشان به خانه‏اش نزد او رفت. چون وارد خانه شد، آن جوان ايشان را در آغوش گرفت و افتاد و مُرد. پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: «برادرتان را آماده دفن كنيد، كه ترس و وحشت، جگر او را پاره پاره كرد».
۱.الفَرَقْ: الخوف والفزع (النهاية: ج 3 ص 438 «فرق»).
۲.يقال: فَلّذتُ اللحم تفليذا؛ إذا قطّعته (لسان العرب: ج3 ص 503 «فلذ»).
۳.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 536 ح 3828، شعب الإيمان: ج 1 ص 530 ح 936، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 92 ح 320 نحوه، كنز العمّال: ج 3 ص 146 ح 5900.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام زين العابدين عليه ‏السلام: بدانيد كه هر كس مشتاق بهشت باشد، از هوس‏هاى خويش غافل مى‏شود و آن كه از آتش بهراسد، از حرام‏ها روى مى‏گرداند و آن كه به دنيا بى‏رغبت باشد، مصيبت‏ها بر او آسان مى‏گردند. بدانيد كه خداوند، بندگانى دارد كه [در دنيا] چونان كسى هستند كه بهشتيان را در بهشت، جاويدان مى‏بيند، و نيز چونان كسى هستند كه دوزخيان را در دوزخ، معذّب مى‏بيند. گزندشان به كس نمى‏رسد و دل‏هايشان اندوهناك است، جان‏هايشان خويشتندار و نيازهايشان اندك. چند روزه اندك [ـِ دنيا]را تحمّل كرده‏اند و در نتيجه، به فرجامى آسوده و بى‏پايان، دست يافته‏اند. شب‏هنگام، برپا مى‏خيزند و اشك‏هايشان بر گونه‏هايشان روان مى‏شود و به پروردگار خويش پناه مى‏برند، و براى آزادىِ خود [از عذاب دوزخ] مى‏كوشند. ولى روز هنگام، مردمانى هستند بردبار، دانا، نيكوكار و پرهيزگار. [از لاغرى و نحيفى،] گويى تيرهايى تراش‏خورده‏اند. ترس از عبادت، آنان را تراش داده است. ديگران كه او را مى‏بينند، يا مى‏گويند: «بيمار است» ـ در حالى كه اين طايفه را هيچ بيمارى‏اى نيست ـ و يا [مى‏گويند:] «قاطى كرده‏اند!»، در صورتى كه پديده‏اى بزرگ ـ يعنى ياد دوزخ و عذاب‏هاى آن ـ، با وجود آنان در آميخته است [و آنان را اين گونه، پريشان و در هم ساخته است].