خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
بهشت و دوزخ ج ۲
موضوعات
ياد جهنّم
74. در باره آتش هر چه خواستيد، بگوييد؛ ز…
حدیث درباره
ياد جهنّم
بهشت و دوزخ ج ۲، ص ۹۷، ح ۷۴
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
ياد جهنّم
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
اُذكُروا مِنَ النّارِ ما شِئتُم، فَلا تَذكُرونَ مِنها شَيئا إلّا وهِيَ أشَدُّ مِنهُ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
در باره آتش هر چه خواستيد، بگوييد؛ زيرا هر چه از آن بگوييد، بازهم بدتر و سختتر از آن وجود دارد.
۲
۱.
تنبيه الغافلين: ص 70 ح 58، سير أعلام النبلاء: ج 4 ص 406 عن محمّد بن علي من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله.
۲.
يعنى: از سختىها و رنجهاى دوزخ، هر چه بگوييد، باز كم گفتهايد.
کلیدواژهها
دوزخ
تشویق به یاد کردن از جهنم و پناه بردن از آن به خدا
یاد جهنم
احادیث دیگر این موضوع
۸
المطالب العالية ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد: «دو بزرگ را فراموش نكنيد». گفتيم: دو بزرگ چيست؟ فرمود: «بهشت و آتش». آن گاه، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [از دوزخ] گفت و گفت. سپس چندان گريست كه اشك از دو گوشه محاسنش جارى شد ـ يا آنها را تر كرد ـ. آن گاه فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، اگر آنچه من در اين باره مىدانم، شما نيز مىدانستيد، سر به صحرا مىگذاشتيد و خاك بر سر خود مىريختيد».
المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از سهل بن سعد ـ : ترس از آتش [ـِ دوزخ]، وجود جوانى از انصار را فرا گرفت و هنگام يادكرد از دوزخ، مىگريست. سرانجام، اين حالت، او را خانهنشين كرد. ماجرا را به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند و ايشان به خانهاش نزد او رفت. چون وارد خانه شد، آن جوان ايشان را در آغوش گرفت و افتاد و مُرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «برادرتان را آماده دفن كنيد، كه ترس و وحشت، جگر او را پاره پاره كرد».
امام على عليه السلام: از آخرت و نعمتها و عذاب دردناك آن، بسيار ياد كن؛ زيرا اين كار، تو را به دنيا بىرغبت مىسازد و آن را در نزد تو، خوار و بىمقدار مىگرداند.
امام على عليه السلام: بهشت، مايه دريغِ دوزخيان است و دوزخ، مايه پند گرفتن پرهيزگاران.
امام على عليه السلام ـ در وصف پرهيزگاران ـ : آنان به بهشت چنان باور دارند كه گويى آن را مىبينند؛ پس، [از هماكنون]از نعمتهايش برخوردارند، و آتش را چنان باور دارند كه گويا آن را مشاهده مىكنند؛ پس، [از هماينك] در آن، عذاب مىكشند. شبهنگام، برپا مىخيزند و آيات قرآن را شمرده و با درنگ، تلاوت مىكنند. با آن، جانهاى خويش را اندوهناك مىسازند و داروى درد خود را در آن مىجويند. پس، هر گاه به آيهاى تشويقآميز برخورند، به آن اميد مىبندند و جانهايشان مشتاق آن مىشود و آن [نعمت] را در برابر ديدگان خويش مىپندارند و هر گاه به آيهاى تهديدآميز رسند، گوش دل به آن مىسپارند و چنان مىپندارند كه خروشِ دم و بازدمِ دوزخ، در بيخ گوشهايشان است. پس، كمرهاى خويش را [به ركوع] خم مىكنند، و پيشانى و دست و زانوان و سرانگشتان پاهاى خود را بر زمين مىزنند و از خداوند، آزادىِ خويش را [از دوزخ] مىطلبند.
امام زين العابدين عليه السلام: بدانيد كه هر كس مشتاق بهشت باشد، از هوسهاى خويش غافل مىشود و آن كه از آتش بهراسد، از حرامها روى مىگرداند و آن كه به دنيا بىرغبت باشد، مصيبتها بر او آسان مىگردند. بدانيد كه خداوند، بندگانى دارد كه [در دنيا] چونان كسى هستند كه بهشتيان را در بهشت، جاويدان مىبيند، و نيز چونان كسى هستند كه دوزخيان را در دوزخ، معذّب مىبيند. گزندشان به كس نمىرسد و دلهايشان اندوهناك است، جانهايشان خويشتندار و نيازهايشان اندك. چند روزه اندك [ـِ دنيا]را تحمّل كردهاند و در نتيجه، به فرجامى آسوده و بىپايان، دست يافتهاند. شبهنگام، برپا مىخيزند و اشكهايشان بر گونههايشان روان مىشود و به پروردگار خويش پناه مىبرند، و براى آزادىِ خود [از عذاب دوزخ] مىكوشند. ولى روز هنگام، مردمانى هستند بردبار، دانا، نيكوكار و پرهيزگار. [از لاغرى و نحيفى،] گويى تيرهايى تراشخوردهاند. ترس از عبادت، آنان را تراش داده است. ديگران كه او را مىبينند، يا مىگويند: «بيمار است» ـ در حالى كه اين طايفه را هيچ بيمارىاى نيست ـ و يا [مىگويند:] «قاطى كردهاند!»، در صورتى كه پديدهاى بزرگ ـ يعنى ياد دوزخ و عذابهاى آن ـ، با وجود آنان در آميخته است [و آنان را اين گونه، پريشان و در هم ساخته است].
امام زين العابدين عليه السلام: بار خدايا! براى كسى كه نافرمانى تو كند، آتشى آفريدى و در آن براى اهلش انواع عذاب را آماده ساختى و آن عذابها را با تعابير گونهگون، وصف و طبقهبندى كردى: جوشاب، زردآب دوزخيان، مس گداخته، خارِ تَر، خونابه، چركابه، دوزخبان، زنجيرها، كُندها، گرزهاى آهنين، شكنجه درشت، شكنجه سخت، شكنجه خوار كننده، شكنجه پايدار، شكنجه سوزان، شكنجه مرگبار، سايهاى از دود تار، تنپوشهاى قطران، سراپردههاى آتش و مس، دوزخبان، آتشِ خرد كننده، سياهچال، زبانه آتش، آتش سوزان، آتشِ افروخته كه بر دلها مىرسد، وآتش احاطه كننده با ستونهاى بلند و كشيده، شعله، آب داغ، آتش خاموش ناشدنى، آتشى كه نزديك است از خشمْ شكافته شود، آتشى كه سوختش مردم و سنگهايند، آتشى كه به او گفته مىشود: «آيا سير شدى؟» و او [كه سيرىناپذير است،] مىگويد: «آيا باز هم هست؟!» و پايينترين طبقه آتش.
امام باقر عليه السلام: ابو ذر ـ كه خدايش رحمت كناد ـ از ترس خداى عز و جل چندان گريست كه ديدهاش آسيب ديد. به او گفته شد: اى ابو ذر! خوب است دعا كنى كه خداوند ديدهات را شفا بخشد. ابو ذر گفت: «من از آن غافلم، و ديدهام بزرگترين غم و اندوه من نيست». گفتند: چه چيزى تو را از آن غافل ساخته است؟ گفت: «آن دو امر بزرگ: بهشت و دوزخ».
اولین حدیث
موضوع
حدیث 75