حدیث دربارههَوَسرانى
عنه صلى الله عليه و آله: لَمّا خَلَقَ اللّهُ الجَنَّةَ قالَ لِجِبريلَ: اِذهَب فَانظُر إِلَيها، فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها، ثُمَّ جاءَ فَقالَ: أي رَبِّ، وعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أحَدٌ إلّا دَخَلَها! ثُمَّ حَفَّها بِالمَكارِهِ ثُمَّ قالَ: يا جِبريلُ! اِذهَب فَانظُر إلَيها. فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها، ثُمَّ جاءَ فَقالَ: أي رَبِّ، وعِزَّتِكَ لَقَد خَشيتُ أن لا يَدخُلَها أحَدٌ!
فَلَمّا خَلَقَ اللّهُ النّارَ قالَ: يا جِبريلُ! اِذهَب فَانظُر إلَيها. فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها، ثُمَّ جاءَ فَقالَ: أي رَبِّ، وعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أحَدٌ فَيَدخُلَها! فَحَفَّها بِالشَّهَواتِ، ثُمَّ قالَ: يا جِبريلُ! اِذهَب فَانظُر إلَيها. فَذَهَبَ فَنَظَرَ إلَيها، ثُمَّ جاءَ فَقالَ: أي رَبِّ، وعِزَّتِكَ لَقَد خَشيتُ أن لا يَبقى أحَدٌ إلّا دَخَلَها! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: چون خدا بهشت را آفريد، به جبرئيل عليه السلام فرمود: «برو آن را تماشا كن».
جبرئيل عليه السلام رفت و تماشايش كرد. سپس آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود، [كارى مىكند تا] وارد آن شود!
پس خدا آن را به ناملايمات و ناخوشىها در هم پيچيد. سپس فرمود: «اى جبرئيل! [حالا] برو آن را تماشا كن».
جبرئيل عليه السلام رفت و بدان نگريست. آن گاه، آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه مىترسم هيچ كس نتواند وارد آن شود!
نيز هنگامى كه خدا آتش را آفريد، فرمود: «اى جبرئيل! برو آن را تماشا كن».
جبرئيل عليه السلام رفت و تماشايش كرد. سپس آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود، [كارى مىكند كه] وارد آن نشود!
پس خدا آن را به خواهشها در ميان گرفت. سپس فرمود: «اى جبرئيل! [حالا]برو و آن را تماشا كن».
جبرئيل عليه السلام رفت و بدان نگريست. آن گاه، آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه مىترسم هيچ كس نماند، مگر اين كه وارد آن شود!
۱.سنن أبي داود: ج 4 ص 236 ح 4744، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 271 ح 8656، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 79 ح 72 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 14 ص 545 ح 39563.