حدیث دربارههَوَسرانى

الإمام الكاظم عليه ‏السلام ـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ يا هِشامُ، رَحِمَ اللّه‏ُ مِنَ استَحيا مِنَ اللّه‏ِ حَقَّ الحَياءِ؛ فَحَفِظَ الرَّأسَ وما حَوى، وَالبَطنَ وما وَعى، وذَكَرَ المَوتَ وَالبِلى، وعَلِمَ أنَّ الجَنَّةَ مَحفوفَةٌ بِالمَكارِهِ وَالنّارَ مَحفوفَةٌ بِالشَّهَواتِ. ۱
امام كاظم عليه ‏السلام ـ به هشام بن حكم ـ : اى هشام! رحمت خدا بر آن كه از خدا چنان كه بايد، شرم كند و سر و آنچه را كه سر در خود دارد، و شكم و آنچه را كه شكم در خود جاى مى‏دهد، نگهدارى كند [تا از بدانديشى و حرامخوارى، دور بماند]و به ياد مردن و پوسيده شدن باشد، و بداند كه بهشت را ناخوشايندها در بر گرفته‏اند و آتش را هوس‏ها!
۱.تحف العقول: ص 390، بحار الأنوار: ج 1 ص 142 ح 30.

احادیث دیگر این موضوع

۶
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چون خدا بهشت را آفريد، به جبرئيل عليه ‏السلام فرمود: «برو آن را تماشا كن». جبرئيل عليه ‏السلام رفت و تماشايش كرد. سپس آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود، [كارى مى‏كند تا] وارد آن شود! پس خدا آن را به ناملايمات و ناخوشى‏ها در هم پيچيد. سپس فرمود: «اى جبرئيل! [حالا] برو آن را تماشا كن». جبرئيل عليه ‏السلام رفت و بدان نگريست. آن گاه، آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه مى‏ترسم هيچ كس نتواند وارد آن شود! نيز هنگامى كه خدا آتش را آفريد، فرمود: «اى جبرئيل! برو آن را تماشا كن». جبرئيل عليه ‏السلام رفت و تماشايش كرد. سپس آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه هر كس وصف آن را بشنود، [كارى مى‏كند كه] وارد آن نشود! پس خدا آن را به خواهش‏ها در ميان گرفت. سپس فرمود: «اى جبرئيل! [حالا]برو و آن را تماشا كن». جبرئيل عليه ‏السلام رفت و بدان نگريست. آن گاه، آمد و گفت: اى پروردگار من! به عزّتت سوگند كه مى‏ترسم هيچ كس نماند، مگر اين كه وارد آن شود!