حدیث دربارهكشتن مؤمن
الكافي عن أبي حمزة عن الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام: اُتِيَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقيلَ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ، قَتيلٌ في جُهَينَةَ! فَقامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَمشي، حَتَّى انتَهى إلى مَسجِدِهِم. قالَ: وتَسامَعَ النّاسُ فَأَتَوهُ.
فَقالَ: مَن قَتَلَ ذا؟ قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، ما نَدري!
فَقالَ: قَتيلٌ بَينَ المُسلِمينَ لا يُدرى مَن قَتَلَهُ؟! وَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ، لَو أنَّ أهلَ السَّماءِ وَالأَرضِ شَرِكوا في دَمِ امرِىً? مُسلِمٍ ورَضوا بِهِ، لَأَكَبَّهُمُ اللّهُ عَلى مَناخِرِهِم فِي النّارِ ـ أو قالَ: عَلى وُجوهِهِم ـ. ۱
الكافى ـ به نقل از ابو حمزه، از امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام ـ : نزد پيامبر خدا عليه السلام آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! در [محلّه قبيله] جُهينه، مقتولى افتاده است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر خاست و پياده رفت تا به مسجد آنان رسيد. خبر [آمدن پيامبر]، در ميان مردم پيچيد و نزد ايشان آمدند. فرمود: «چه كسى او را كشته است؟».
گفتند: نمىدانيم، اى پيامبر خدا!
فرمود: «كشتهاى در ميان مسلمانان است و معلوم نيست چه كسى او را كشته است؟! سوگند به آن كه مرا به حق بر انگيخت، اگر اهل آسمان و زمين [همگى]در خون مرد مسلمانى شريك شوند و به آن، رضايت دهند، خداوند، همه آنها را به بينىهايشان ـ يا فرمود: به صورتهايشان ـ، در آتش مىافكند».
۱.الكافي: ج 7 ص 272 ح 8، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 97 ح 5170، ثواب الأعمال: ص 328 ح 1، عوالي اللآلي: ج 3 ص 577 ح 6، بحارالأنوار: ج 104 ص 383 ح 3.