حدیث دربارهكورى و گنگى و كرى

رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: يَا بنَ مَسعودٍ، يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ فيهِ عَلى دينِهِ مِثلُ القابِضِ عَلى الجَمرَةِ بِكَفِّهِ. يَقولُ لِذلِكَ الزَّمانِ: إن كانَ ذلكَ الزَّمانُ ذِئبا وإلّا أكَلَتهُ الذِّئابُ. ۱ يا بنَ مَسعودٍ، عُلَماؤُهُم وفُقَهاؤُهُم خَونَةٌ فَجَرَةٌ، ألا إنَّهُم أشرارُ خَلقِ اللّه‏ِ، وكذلكَ أتباعُهُم ومَن يَأتِيهِم ويَأخُذُ مِنهُم ويُحِبُّهُم ويُجالِسُهُم ويُشاوِرُهُم أشرارُ خَلقِ اللّه‏ِ، يُدخِلُهُم نارَ جَهَنَّمَ: «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» ، «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَ بُكْمًا وَ صُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَـهُمْ سَعِيرًا» ، «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَـهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ» ، «إِذَا أُلْقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقًا وَ هِىَ تَفُورُ * تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ» ، «كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» ، «لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ» يَدَّعونَ أنَّهُم عَلى ديني وسُنَّتي ومِنهاجِي وشَرائِعي، إنَّهُم مِنّي بَراءٌ وأنَا مِنهُم بَريءٌ. ۲
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اى پسر مسعود! زمانى بر مردم مى‏آيد كه شكيبا بر دين خود، مانند كسى است كه اخگرى را در كف خويش گرفته باشد. به آن زمان مى‏گويد: در آن زمان ايشان بايد گرگ باشد، و گرنه گرگ‏ها او را مى‏خورند. اى پسر مسعود! عالمان و فقيهان آنان، خيانتكار و نابكارند. آنان بدترين خلق خدا هستند. همچنين پيروان آنها و كسانى كه نزد آنها مى‏روند و از ايشان چيز مى‏گيرند و دوستشان مى‏دارند و با آنان همنشينى و مشورت مى‏كنند، بدترين خلق خدايند. خداوند، همه آنان را به آتش جهنّم مى‏برد: «كرند، لال‏اند، كورند. پس باز نمى‏گردند» ، «و روز قيامت، آنان را كور و لال و كر، به روى چهره‏شان در افتاده، محشور مى‏كنيم. جايگاهشان دوزخ است. هر بار كه آتشِ آن فرو نشيند، شراره‏اى [تازه]بر ايشان مى‏افزاييم» «هر چه پوستشان بسوزد، پوست‏هاى ديگرى بر جايش مى‏نهيم تا عذاب را بچشند» «چون در آن جا افكنده شوند، از آن خروشى مى‏شنوند، در حالى كه مى‏جوشد. نزديك است كه از خشم، شكافته شود» «هر بار بخواهند از شدّت غم، از آن بيرون آيند، در آن باز گردانيده مى‏شوند و [به آنان گفته مى‏شود:]بچشيد عذاب آتش سوزان را» . «براى آنها در آن جا ناله‏اى زار است و در آن جا چيزى نمى‏شنوند» . ادّعا مى‏كنند كه بر دين و سنّت و روش و احكام من هستند، در حالى كه آنان از من بيزارند و من از آنها بيزارم.
۱.هكذا جاءت العبارة في الطبعة المعتمدة للمصدر. وفي طبعةٍ اُخرى وبعض نسخ مستدرك الوسائل: «فإن كان في ذلك الزمان ذئبا وإلّا أكلته الذئاب» بدل «يقول لذلك. الذئاب»، والظاهر أنّه الصواب.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 346 عن عبد اللّه‏ بن مسعود، مستدرك الوسائل: ج 12 ص 330 ح 14215، بحار الأنوار: ج 77 ص 98 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۲
امام باقر عليه ‏السلام ـ به عمرو بن ثابت ـ : اهل آتش، از درد عذابى كه مى‏كشند، در دوزخ مانند سگ‏ها و گرگ‏ها زوزه مى‏كشند. چه مى‏پندارى ـ اى عمرو ـ در باره گروهى كه «نه فرمان مرگشان مى‏رسد تا بميرند و نه از عذابشان در آتش كاسته مى‏شود» ؟! در آن، تشنه و گرسنه‏اند. چشمانشان ناتوان گشته است. كر و لال و كورند. سيه‏رويند. در آن جا مطرود و زبون و پشيمان اند. مورد خشم‏اند و هيچ رحمى به آنان نمى‏شود. در عذابشان دمى تخفيف داده نمى‏شود؛ [بلكه] آتش آنان، بى وقفه شعله مى‏كشد. از آب جوشان مى‏نوشند و از زقّوم مى‏خورند. با چنگك‏هاى آتشين مهار مى‏شوند و با گرز كوفته مى‏شوند. فرشتگان دژخيم درشت‏خوى، به آنان رحم نمى‏كنند و در آتش، آنان را به رو در افتاده، مى‏كشند. با شيطان‏ها به يك بند كشيده مى‏شوند و آنان را به كُند و زنجير مى‏بندند. اگر دعا كنند، دعايشان پذيرفته نمى‏شود و اگر چيزى بخواهند، درخواستشان برآورده نمى‏گردد. اين است حال و روز كسى كه وارد آتش دوزخ گردد.