مقدم داشتن
14 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أيُّهَا النّاسُ، إنّي فَرَطُكُم وأنتُم وارِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ. ألا وإنّي سائِلُكُم عَنِ الثَّقَلَينِ، فَانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما، فَإِنَّ اللَّطيفَ الخَبيرَ نَبَّأَني أنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَلقَياني، وسَأَلتُ رَبّي ذلك فَأَعطانيهِ، ألا وإنّي قَد تَرَكتُهُما فيكُم: كِتابَ اللّهِ وعِترَتي أهلَ بَيتي، فَلا تَسبِقوهُم فَتَفَرَّقوا، ولا تُقَصِّروا عَنهُم فَتَهلِكوا، ولا تُعَلِّموهُم فَإِنَّهُم أعلَمُ مِنكُم ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! من جلوتر از شما مى روم و شما در كنار حوض [كوثر]بر من وارد مى شويد؛ آگاه باشيد كه من درباره ثقلين از شما خواهم پرسيد؛ پس بنگريد كه پس از من با آن دو چه مى كنيد؛ چه خداوند لطيف خبير مرا خبر داد كه: اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا اين كه به ديدار من بيايند و من اين امر را از پروردگارم خواستم و او خواهش مرا برآورد. آگاه باشيد كه من در ميان شما اين دو را بر جاى گذاشته ام: كتاب خدا و عترت، يعنى اهل بيتم را. پس از آنان پيشى نگيريد كه دچار تفرقه و پراكندگى مى شويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مى شويد و به آنان چيز ياد ندهيد زيرا كه ايشان از شما داناترند.
۱.الإرشاد: 1 / 180، وراجع تفسير العيّاشيّ: 1 / 4 / 3.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّهَا النّاسُ، قَد بَيَّنتُ لَكُم مَفزَعَكُم بَعدي وإمامَكُم ودَليلَكُم وهادِيَكُم، وهُوَ أخي عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، وهُوَ فيكُم بِمَنزِلَتي فيكُم، فَقَلِّدوهُ دينَكُم وأطيعوهُ في جَميعِ اُمورِكُم، فَإِنَّ عِندَهُ جَميعَ ماعَلَّمَنِيَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى وحِكمَتَهُ، فَسَلوهُ وتَعَلَّموا مِنهُ ومِن أوصِيائِهِ بَعدَهُ، ولا تُعَلِّموهُم ولا تَتَقَدَّموهُم ولا تَخَلَّفوا عَنهُم، فَإِنَّهُم مَعَ الحَقِّ وَالحَقَّ مَعَهُم، لا يُزايِلونَهُ ولا يُزايِلُهُم ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! من هشدار دهنده و پيشوا و راهنما و رهبر پس از خود را براى شما مشخص كردم و او برادرم على بن ابى طالب است. او در ميان شما به منزله من در ميان شماست؛ پس دين خود را از او تقليد كنيد و در همه كارهايتان از وى فرمان بريد؛ زيرا تمام آن چه را كه خداوند تبارك و تعالى به من تعليم داده و حكمت الهى در نزد اوست. بنابراين، از او و از اوصياى پس از او بپرسيد و تعليم گيريد و به آنان چيز ياد ندهيد و بر ايشان پيشى نگيريد و از آنان عقب نمانيد؛ چرا كه آنان با حقّ هستند و حقّ با آنان است، نه آنان از حقّ جدا مى شوند و نه حقّ از آنان.
۱.كمال الدين: 277 / 25 عن سُليم بن قيس الهلاليّ عن الإمام عليّ عليه السلام، كتاب سُليم بن قيس: 2 / 646 وفيه «وليّكم» بدل «دليلكم».
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى جَعَلَ ذُرِّيَّةَ كُلِّ نَبِيٍّ مِن صُلبِهِ وجَعَلَ ذُرِّيَّتي مِن صُلبِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام. فَقَدِّموهُم ولا تَتَقَدَّموا عَلَيهِم، فَإِنَّهُم أحلَمُكُم صِغارًا وأعلَمُكُم كِبارًا، فَاتَّبِعوهُم فَإِنَّهُم لا يُدخِلونَكُم في ضَلالٍ ولا يُخرِجونَكُم مِن هُدًى ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال ذريّه هر پيامبرى را از پشت خود او قرار داده اما ذريّه مرا از پشت على بن ابى طالب عليه السلام. پس آنان را پيشرو قرار دهيد و از ايشان جلو نيفتيد؛ چه آنان در خردسالى بردبارترين شما هستند و در بزرگى داناترينتان. بنابراين، از آنان پيروى كنيد؛ چرا كه ايشان شما را به گمراهى نمى كشانند و از راه راست بيرونتان نمى برند.
۱.الفضائل لشاذان بن جبرئيل: 130 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام.
عُثمانُ بنُ حُنَيفٍ:سَمِعنا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: أهلُ بَيتي نُجومٌ لِأَهلِ الأَرضِ، فَلا تَتَقَدَّموهُم وقَدِّموهُم فَهُمُ الوُلاةُ بَعدي، فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، وأيُّ أهلِ بَيتِكَ؟ فَقالَ: عَلِيٌّ وَالطّاهِرونَ مِن وُلدِهِ ۱.
عثمان بن حنيف:شنيديم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: اهل بيت من ستارگان اهل زمين هستند؛ پس، از آنان جلو نيفتيد و ايشان را جلودار خود سازيد، چرا كه آنان واليان پس از من هستند. مردى برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا، كدام اهل بيتت؟ فرمود: على و فرزندان پاك او.
۱.الاحتجاج: 1 / 198 / 11، اليقين: 341 نحوه.
الإمام عليّ عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ في رَسولِ اللّهِ وأهلِ بَيتِهِ عليهم السلامـ: أرسَلَهُ بِأَمرِهِ صادِعًا (ناطِقًا)، وبِذِكرِهِ ناطِقًا (قاطِعًا)، فَأَدّى أمينًا، ومَضى رَشيدًا، وخَلَّفَ فينا رايَةَ الحَقِّ، مَن تَقَدَّمَها مَرَقَ، ومَن تَخَلَّفَ عَنها زَهَقَ، ومَن لَزِمَها لَحِقَ ۱.
امام على عليه السلامـ درخطبه اى راجع به رسول خدا واهل بيت اوـ: خداوند او [محمّد]را فرستاد تا فرمانش را آشكار سازد و يادش را زنده گرداند و او رسالت خود را با امانت ادا كرد و رهيافته و رستگار، جهان را وداع گفت و پرچم حقّ را در ميان ما گذاشت، هركه از آن پيشى گيرد از دين به در رود وهر كه از آن واپس ماند هلاك شود وهركه همراهى آن كند [به ساحل رستگارى و نجات] برسد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 100.
عنه عليه السلام:لَمّا خَطَبَ أبو بَكرٍ قامَ إلَيهِ اُبَيُّ بنُ كَعبٍ، وكانَ يَومُ الجُمُعَةِ أوَّلُ يَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ، فَقالَ:. أَلَستُم تَعلَمونَ أنَّ رَسولَ اللّهِ قالَ: اُوصيكُم بِأَهلِ بَيتي خَيرًا، فَقَدِّموهُم ولا تَقَدَّموهُم، وأمِّروهُم ولا تَأَمَّروا عَلَيهِم. فَقامَت إلَيهِ رِجالٌ مِنَ الأَنصارِ فَقالوا (لَهُ): اُقعُد رَحِمَكَ اللّهُ يا اُبَيُّ، فَقَد أدَّيتَ ما سَمِعتَ ووَفَيتَ بِعَهدِكَ ۱.
امام على عليه السلام:هنگامى كه ابوبكر خطبه [خلافت] خواند و آن روز، آدينه بود و مصادف با نخستين روز از ماه رمضان، اُبّى بن كعب برخاست و به او گفت:. آيا نه اين كه مى دانيد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: شما را درباره اهل بيتم سفارش به نيكى مى كنم؛ آنان را جلودار خود سازيد و بر ايشان پيشى نگيريد و آنان را فرمانروا سازيد و بر ايشان فرمانروايى و امارت نكنيد.
در اين هنگام گروهى از مردان انصار برخاستند و به اُبّى گفتند: رحمت خدا بر تواى اُبّى، بنشين تو آن چه را شنيده بودى گفتى وبه پيمانت وفا كردى.
۱.الاحتجاج: 1 / 297 / 52 عن محمّد ويحيى ابنَي عبد اللّه بن الحسن عن أبيهما عن جدّهما عنه عليه السلام، اليقين: 448 باب 170 عن يحيى بن عبد اللّه بن الحسن عن جدّه عنه عليه السلام.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن تَوَلّى آلَ مُحَمَّدٍ وقَدَّمَهُم عَلى جَميعِ النّاسِ بِما قَدَّمَهُم مِن قَرابَةِ رَسولِ اللّهِ فَهُوَ مِن آلِ مُحَمَّدٍ لِتَوَلّيهِ آلَ مُحَمَّدٍ، لا أنَّهُ مِنَ القَومِ بِأَعيانِهِم وإنَّما هُوَ مِنهُم بِتَوَلّيهِ إلَيهِم وَاتِّباعِهِ إيّاهُم، وكَذلِكَ حُكمُ اللّهِ في كِتابِهِ: «ومَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَإِنَّهُ مِنهُم ۱» وقولُ إبراهيمَ: «فَمَن تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنّي ومَن عَصاني فَإِنَّكَ غَفورٌ رَحيمٌ ۲» ۳.
امام صادق عليه السلام:هركس ولايت آل محمّد را بپذيرد وآنان را به سبب خويشاونديشان با رسول خدا صلى الله عليه و آله بر همه مردم مقدّم دارد، چنين كسى از آل محمّد است چون ولايت آل محمّد را دارد؛ نه به اين معنا كه در واقع جزء اين خاندان است بلكه از آنان است به سبب پذيرش ولايتشان وپيروى كردن از آنها. خداوند در كتاب خود اين گونه حكم كرده آن جا كه فرموده است: «و هركس از شما آنان را به ولايت گيرد از آنان خواهد بود» و ابراهيم عليه السلام فرمود: «پس هركه از من پيروى كند او از من است وهر كه نافرمانيم كند بى گمان تو آمرزنده مهربانى».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن سَرَّهُ أن يَحيا حَياتي ويَموتَ مَماتي ويَسكُنَ جَنَّةَ عَدنٍ غَرَسَها رَبّي فَليُوالِ عَلِيًّا مِن بَعدي وَليُوالِ وَلِيَّهُ، وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدي، فَإِنَّهُم عِترَتي، خُلِقوا مِن طينَتي، رُزِقُوا فَهمًا وعِلمًا، ووَيلٌ لِلمُكَذِّبينَ بِفَضلِهِم مِن اُمَّتي، القاطِعينَ فيهِم صِلَتي، لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس خوشحال مى شود كه مانند من زندگى كند و مانند من از دنيا برود و در بهشت برينى كه پروردگارم آن را كاشته است ساكن شود، پس بايد پس از من على را دوست بدارد و دوست او را نيز دوست دارد و به امامان پس از من اقتدا كند؛ زيرا آنان عترت منند، از طينت من آفريده شده اند، فهم و دانش روزى شده اند، واى بر آن دسته از امّت من كه فضل و برترى ايشان را انكار كنند و حرمت خويشاوندى من با آنان رانگه ندارند؛ خدا شفاعتم را نصيب ايشان نكناد.
۱.حلية الأولياء: 1 / 86، تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ عليه السلام»: 2 / 95 / 596، فرائد السمطين: 1 / 53 / 18، كنز العمّال: 12 / 103 / 34198 وفيه «بأهل بيتي» بدل «بالأئمّة» كلّها عن ابن عبّاس، أمالي الطوسيّ: 578 / 1195 نحوه عن أبي ذرّ، المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 292، وراجع بصائر الدرجات: 48 ـ 52، ينابيع المودّة: 1 / 379 / 2.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياةً تُشبِهُ حَياةَ الأَنبِياءِ ويَموتَ ميتَةً تُشبِهُ ميتَةَ الشُّهَداءِ ويَسكُنَ الجِنانَ الَّتي غَرَسَهَا الرَّحمنُ فَليَتَوَلَّ عَلِيًّا وَليُوالِ وَلِيَّهُ وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ، فَإِنَّهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي. اللّهُمَّ ارزُقهُم فَهمي وعِلمي، ووَيلٌ لِلمُخالِفينَ لَهُم مِن اُمَّتي، اللّهُمَّ لا تُنِلهُم شَفاعَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد كه مانند پيامبران زندگى كند و مرگى چون مرگ شهيدان داشته باشد و در بهشتى كه خداى رحمان كاشته است ساكن شود بايد از على پيروى كند و با دوست او دوستى كند و به امامانِ پس از او اقتدا نمايد؛ زيرا كه ايشان عترت منند و از طينت من آفريده شده اند. بار خدايا! فهم و دانش مرا روزى ايشان فرما. واى بر آن دسته از امّت من كه مخالفت آنان كنند؛ بار خدايا! شفاعت مرا شامل حال اين مردمان مگردان.
۱.الكافي: 1 / 208 / 3 عن سعد بن طريف عن الإمام الباقر عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:أهلُ بَيتي يُفَرِّقونَ بَينَ الحَقِّ وَالباطِلِ، وهُمُ الأَئِمَّةُ الَّذينَ يُقتَدى بِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بيت من حقّ را از باطل جدا مى كنند و هم ايشانند آن امامانى كه بايد به آنها اقتدا كرد.
۱.الخصال: 464 / 4، الاحتجاج: 1 / 197 / 8 كلاهما عن خزيمة بن ثابت ذي الشهادتين، اليقين: 341، إثبات الهداة: 1 / 730 / 247 كلاهما عن اُبيّ بن كعب.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آسايش و آسودگى و رحمت و يارى و توانگرى و آسانى و خشنودى و رضوان و گشايش و پيروزى و تقرب و دوستى خدا و رسول او براى كسى است كه على را دوست بدارد و به جانشينان او اقتدا كند.
عنه صلى الله عليه و آله:طوبى لِمَن أدرَكَ قائِمَ أهلِ بَيتي وهُوَ مُقتَدٍ بِهِ قَبلَ قِيامِهِ، يَأتَمُّ بِهِ وبِأَئِمَّهِ الهُدى مِن قَبلِهِ، ويَبرَأُ إلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ مِن عَدُوِّهِم، اُولئِكَ رُفَقائي وأكرَمُ اُمَّتي عَلَيَّ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوشا به حال كسى كه قائم اهل بيت را درك كند و پيش از قيامش به او اقتدا نمايد، از او و از امامان هدايتگر پيش از او پيروى كند و از دشمنان آنان به خداى عز و جلپناه و بيزارى جويد، اينان رفيقان من و گراميترين افراد امّت من در نزد منند.
۱.كمال الدين: 286 / 3 عن سدير عن الإمام الصادق عليه السلام، وذكره أيضًا في: 2 نحوه عن أبي حمزة عن الإمام الباقر عليه السلام، الغيبة للطوسيّ: 456 / 466 نحوه عن رفاعة بن موسى ومعاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام، وراجع الخرائج والجرائح: 3 / 1148 / 57.
جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيُّ:صَلّى بِنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومًا صَلاةَ الفَجرِ، ثُمَّ انفَتَلَ وأقبَلَ عَلَينا يُحَدِّثُنا، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ، مَن فَقَدَ الشَّمسَ فَليَتَمَسَّك بِالقَمَرِ، ومَن فَقَدَ القَمَرَ فَليَتَمَسَّك بِالفَرقَدَينِ.
قالَ: فَقُمتُ أنَا وأبو أيّوبَ الأَنصارِيُّ ومَعَنا أنَسُ بنُ مالِكٍ فَقُلنا: يا رَسولَ اللّهِ، مَنِ الشَّمسُ؟ قالَ: أنَا، فَإِذا هُوَ صلى الله عليه و آله ضَرَبَ لَنا مَثَلاً فَقالَ: إنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَنا وجَعَلَنا بِمَنزِلَةِ نُجومِ السَّماءِ كُلَّما غابَ نَجمٌ طَلَعَ نَجمٌ، فَأَنَا الشَّمسُ، فَإِذا ذَهَبَ بي فَتَمَسَّكوا بِالقَمَرِ. قُلنا: فَمَنِ القَمَرُ؟، قالَ: أخي ووَصِيّي ووَزيري وقاضي دَيني وأبو وُلدي
جابربن عبداللّه انصارى:روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز صبح را به جماعت با ما خواند و سپس به طرف ما برگشت و برايمان سخن گفت و فرمود: اى مردم! هر كه خورشيد را از دست داد به دامن ماه چنگ زند و هر كه ماه را از دست داد به فرقدان [دوستاره درخشان كه به آن ها دو برادران نيزمى گويند]تمسّك جويد.
جابر مى گويد: من و ابو ايوب انصارى و انس بن مالك برخاستيم و عرض كرديم: اى رسول خدا! چه كسى خورشيد است؟ فرمود: من. در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله، براى ما مثلى زد و فرمود: خداى متعال ما را آفريد و چونان ستارگان آسمان قرارمان داد كه هرگاه ستاره اى غروب كند ستاره اى ديگر طلوع مى كند؛ پس من خورشيد هستم و هرگاه برده شدم، به ماه چنگ زنيد. عرض كرديم: چه كسى ماه است؟ فرمود: برادر و وصى و وزيرم و
۱.أمالي الطوسيّ: 516 / 1131.
الإمام الرضا عليه السلام:مَن سَرَّهُ أن يَنظُرَ إلَى اللّهِ بِغَيرِ حِجابٍ ويَنظُرَ اللّهُ إلَيهِ بِغَيرِ حِجابٍ، فَليَتَوَلَّ آلَ مُحَمَّدٍ، وَليَتَبَرَّأ مِن عَدُوِّهِم، وَليَأتَمَّ بِإِمامِ المُؤمِنينَ مِنهُم، فَإِنَّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نَظَرَ اللّهُ إلَيهِ بِغَيرِ حِجابٍ ونَظَرَ إلَى اللّهِ بِغَيرِ حِجابٍ ۱.
امام رضا عليه السلام:هر كه خوشحال مى شود كه خدا را بى پرده و حجابى ببيند و خدا نيز بى پرده به او بنگرد، پس ولايت آل محمّد را بپذيرد و از دشمنان آنان بيزارى جويد و از ايشان كه پيشواى مؤمنان هستند پيروى كند. در اين صورت، چون روز قيامت شود، خداوند بى پرده به او بنگرد و او نيز خدا را بدون پرده و حجابى مشاهده كند.
۱.المحاسن: 1 / 133 / 165 عن بكر بن صالح.