حدیث دربارهمقدم داشتن
جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيُّ:صَلّى بِنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومًا صَلاةَ الفَجرِ، ثُمَّ انفَتَلَ وأقبَلَ عَلَينا يُحَدِّثُنا، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ، مَن فَقَدَ الشَّمسَ فَليَتَمَسَّك بِالقَمَرِ، ومَن فَقَدَ القَمَرَ فَليَتَمَسَّك بِالفَرقَدَينِ.
قالَ: فَقُمتُ أنَا وأبو أيّوبَ الأَنصارِيُّ ومَعَنا أنَسُ بنُ مالِكٍ فَقُلنا: يا رَسولَ اللّهِ، مَنِ الشَّمسُ؟ قالَ: أنَا، فَإِذا هُوَ صلى الله عليه و آله ضَرَبَ لَنا مَثَلاً فَقالَ: إنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَنا وجَعَلَنا بِمَنزِلَةِ نُجومِ السَّماءِ كُلَّما غابَ نَجمٌ طَلَعَ نَجمٌ، فَأَنَا الشَّمسُ، فَإِذا ذَهَبَ بي فَتَمَسَّكوا بِالقَمَرِ. قُلنا: فَمَنِ القَمَرُ؟، قالَ: أخي ووَصِيّي ووَزيري وقاضي دَيني وأبو وُلدي وخَليفَتي في أهلي عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، قُلنا: فَمَنِ الفَرقَدانِ؟ قالَ: الحَسَنُ وَالحُسَينُ. ثُمَّ مَكَثَ مَلِيًّا
وقالَ: فاطِمَةُ هِيَ الزُّهرَةُ، وعِترَتي أهلُ بَيتي هُم مَعَ القُرآنِ وَالقُرآنُ مَعَهُم، لا يَفتَرِقانِ حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ ۱.
جابربن عبداللّه انصارى:روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز صبح را به جماعت با ما خواند و سپس به طرف ما برگشت و برايمان سخن گفت و فرمود: اى مردم! هر كه خورشيد را از دست داد به دامن ماه چنگ زند و هر كه ماه را از دست داد به فرقدان [دوستاره درخشان كه به آن ها دو برادران نيزمى گويند]تمسّك جويد.
جابر مى گويد: من و ابو ايوب انصارى و انس بن مالك برخاستيم و عرض كرديم: اى رسول خدا! چه كسى خورشيد است؟ فرمود: من. در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله، براى ما مثلى زد و فرمود: خداى متعال ما را آفريد و چونان ستارگان آسمان قرارمان داد كه هرگاه ستاره اى غروب كند ستاره اى ديگر طلوع مى كند؛ پس من خورشيد هستم و هرگاه برده شدم، به ماه چنگ زنيد. عرض كرديم: چه كسى ماه است؟ فرمود: برادر و وصى و وزيرم و ادا كننده دينم و پدر فرزندانم و جانشين من در ميان خانواده ام، على بن ابى طالب. عرض كرديم: فرقدان كيستند؟ فرمود: حسن و حسين. حضرت سپس لختى درنگ كرد و آن گاه فرمود: فاطمه هم (ستاره) زهره است و عترت من، يعنى اهل بيتم، با قرآنند و قرآن با آنان، از هم جدا نمى شوند تا اين كه در كنار حوض [كوثر] بر من در آيند.
۱.أمالي الطوسيّ: 516 / 1131.