مراحل تكامل انسان

13 حدیث
الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَلَقَدْ خَلَقْنَـكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَـكُمْ» ۱ ـ: أمّا «خَلَقْنَـكُمْ» فَنُطفَةً ثُمَّ عَلَقَةً، ثُمَّ مُضغَةً، ثُمَّ عَظما ثُمَّ لَحما، وأمّا «صَوَّرْنَـكُمْ» فَالعَينَ، وَالأَنفَ وَالاُذُنَينِ، وَالفَمَ، وَاليَدَينِ، وَالرِّجلَينِ، صَوَّرَ هذا ونَحوَهُ، ثُمَّ جَعَلَ الدَّميمَ وَالوَسيمَ وَالطَّويلَ وَالقَصيرَ وأشباهَ هذا. ۲
امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند متعال: «شما را آفريديم، سپس صورتتان بخشيديم» : «شما را آفريديم» ،[به ترتيب] از نطفه به عَلَقه و سپس مُضغه و سپس استخوان و سپس گوشت. «شما را صورت بخشيديم» ؛ يعنى چشم و بينى و گوش ها و دهان و دست ها و پاها، اينها و مانند اينها را شكل بخشيد. سپس زشتى و زيبايى و بلندى و كوتاهى و مانند اينها را پديد آورد.
۱.الأعراف: 11.
۲.تفسير القمّي: ج 1 ص 224 عن أبي الجارود، بحارالأنوار: ج 60 ص 365 ح 60.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ خَلّاقينَ، فَإِذا أرادَ أن يَخلُقَ خَلقا أمَرَهُم فَأَخَذوا مِنَ التُّربَةِ الَّتي قالَ في كِتابِهِ: «مِنْهَا خَلَقْنَـكُمْ وَ فِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى» ۱ فَعَجَنَ النُّطفَةَ بِتِلكَ التُّربَةِ الَّتي يَخلُقُ مِنها بَعدَ أن أسكَنَها الرَّحِمَ أربَعينَ لَيلَةً، فَإِذا تَمَّت لَها أربَعَةُ أشهُرٍ قالوا: يا رَبِّ نَخلُقُ ماذا؟ فَيَأمُرُهُم بِما يُريدُ مِن ذَكَرٍ أو اُنثى، أبيَضَ أو أسوَدَ. ۲
امام باقر عليه السلام:ـ خداوند متعال، شمارى آفرينشگر آفريده است و هرگاه بخواهد كسى را بيافريند، به آنها دستور مى دهد و آن آفرينشگران، از همان خاكى كه خداوند در كتابش فرموده است: «از آن، شما را آفريديم و در آن، باز مى گردانيم و بار ديگر شما را از آن، بيرون مى آوريم» ، بر مى دارند و نطفه را، پس از آن كه چهل شب در رحِم نگه داشت، با آن خاك، خمير مى كند. و چون چهار ماه بر آن گذشت، آن آفرينشگران مى گويند: پروردگارا! اكنون چه بيافرينيم؟ و خدا به آنان دستور مى دهد آنچه را كه خواهد، از پسر و دختر، سفيد يا سياه.
۱.طه: 55.
۲.الكافي: ج 3 ص 162 ح 1 عن محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه عن الإمام الصادق عليه السلام، علل الشرائع: ص 300 ح 5 عن عبدالرحمن بن حماد عن الإمام الكاظم عليه السلام نحوه، بحارالأنوار: ج 60 ص 337 ح 13.
تفسير القميّـ في قَولِهِ: «وَ قَد خَلَقَكُمْ أَطوارًا» ۱ ـ: قالَ: عَلَى اختِلافِ الأَهواءِ وَالإِراداتِ وَالمَشِيّاتِ. ۲
تفسير القمّى ـ در باره سخن خداوند: «و شما را گونه گون آفريد» ـ: [امام عليه السلام] فرمود: «دگرگون در گرايش ها، اراده ها و خواست ها».
۱.نوح: 14.
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 387، بحارالأنوار: ج 11 ص 315 ح 8.
تفسير القميّـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْاءِنسَـنَ مِن سُلَــلَةٍ مِّن طِينٍ» ـ: قالَ: السُّلالَةُ الصَّفوَةُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ الَّذي يَصيرُ نُطفَةً، وَالنُّطفَةُ أصلُها مِنَ السُّلالَةِ، وَالسُّلالَةُ هِيَ مِن صَفوَةِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ، وَالطَّعامُ مِن أصلِ الطّينِ، فَهذا مَعنى قَولِهِ: «مِن سُلَــلَةٍ مِّن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْنَـهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ» يَعني فِي الرَّحِمِ «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَـمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَـمَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَـهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَــلِقِينَ» ۱ وهذِهِ استِحالَةٌ مِن أمرٍ إلى أمرٍ، فَحَدُّ النُّطفَةِ إذا

تفسير القمّىـ در باره اين سخن خداوند متعال: «و انسان را از سُلاله اى از گِل آفريديم» ـ: [امام عليه السلام] فرمود: «سلاله، عبارت از عصاره غذا و آب است كه تبديل به نطفه مى شود. نطفه، اصلش از سُلاله است، و سُلاله، از عصاره غذا و آب، فراهم مى آيد، و غذا، منشأش گِل است. پس اين است معناى فرموده او كه: «از سُلاله اى از گِل آفريديم. سپس او را نطفه اى در جايگاهى استوار، قرار داديم» ، يعنى در رحِم. «سپس نطفه را عَلَقه ساختيم. بعد، عَلَقه را گوشتْ پاره اى ساختيم و گوشتْ پاره را استخوان ساختيم. سپس به استخوان، گوشت پوشانديم. سپس آن را آفرينشى ديگر پديدار ساختيم، پس آفرين بر خدا كه بهترينِ آفرينندگان است!» . اين است تحوّل از مرحله اى به مرحله ديگر. پس هر گاه نطفه در رحِم قرار گيرد، چهل روز به صورت

۱.المؤمنون: 14.
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 89، بحارالأنوار: ج 60 ص 369 ح 73.
الإمام الصادق عليه السلام:سُئِلَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام عَن مُتَشابِهِ الخَلقِ، فَقالَ: هُوَ عَلى ثَلاثَةِ أوجُهٍ: فَمِنهُ خَلقُ الاِختِراعِ؛ كَقَولِهِ سُبحانَهُ: «خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ» ۱، وخَلقُ الاِستِحالَةِ؛ قَولُهُ تَعالى: «يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـتِكُمْ خَلْقًا مِّن بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُـلُمَـتٍ ثَلَـثٍ» وقَولُهُ: «هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ» الآيَةَ، وأمّا خَلقُ التَّقديرِ؛ فَقَولُهُ لِعيسى عليه السلام: «وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ» الآيَةَ ۲. ۳
امام صادق عليه السلامـ از امير مؤمنان، در باره گونه هاى خلقت سؤال شد. فرمود:«آفرينش، بر سه گونه است: يكى آفرينش اختراعى، ۴ چنان كه خداى سبحان مى فرمايد: «آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد» و [دوم]آفرينش مرحله اى، چنان كه مى فرمايد: «شما را در شكم هاى مادرانتان، آفرينش پس از آفرينش در تاريكى هاى سه گانه خلق كرد» . و مى فرمايد: «او كسى است كه شما را از خاكى، سپس از نطفه اى. آفريد» . و [سوم] آفرينش تقديرى، ۵ چنان كه عيسى عليه السلام فرمود: «آن گاه كه از گِل مى آفرينى» تا آخر آيه.
۱.الأعراف: 54.
۲.المائدة: 110.
۳.بحارالأنوار: ج 60 ص 333 ح 2 وج 93 ص 17 كلاهما نقلاً عن تفسير النعماني.
۴.ابداعى و بدون ماده و مدّت.
۵.احتمال دارد كه آفرينش تقديرى، به معناى ساختن از يك مادّه با هندسه و اندازه ويژه باشد.
عنه عليه السلام:إنَّما صارَت سِهامُ المَواريثِ مِن سِتَّةِ أسهُمٍ لا يَزيدُ عَلَيها، لِأَنَّ الإِنسانَ خُلِقَ مِن سِتَّةِ أشياءَ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْاءِنسَـنَ مِن سُلَــلَةٍ مِّن طِينٍ» الآيَةَ. ۱
امام صادق عليه السلام:سهم هاى ارث به اين دليل شش سهم شده، نه بيشتر؛ چون انسان، از شش چيز آفريده شده است. خداوند عز و جل مى فرمايد: «ما انسان را از عصاره اى از گل آفريديم» تا آخر آيه.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 259 ح 5604، علل الشرائع: ص 567 ح 1 عن ابن أبي عمير عن غير واحد نحوه، بحارالأنوار: ج 104 ص 333 ح 5.
عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «لَقَد خَلَقنا الإِنسانَ فِي كَبَدٍ» ـ: يَعني مُنتَصِبا في بَطنِ اُمِّهِ؛ مَقاديمُهُ إلى مُقاديمِ اُمِّهِ ومَآخيرُهُ إلى مَآخيرِ اُمِّهِ، غِذاؤُهُ مِمّا تَأكُلُ اُمُّهُ ويَشرَبُ مِمّا تَشرَبُ اُمُّهُ، تُنَسِّمُهُ تَنسيما، وميثاقُهُ الَّذي أخَذَهُ اللّهُ عَلَيهِ بَينَ عَينَيهِ، فَإِذا دَنا وِلادَتُهُ أتاهُ مَلَكٌ يُسَمَّى الزّاجِرَ، فَيَزجُرُهُ فَيَنقَلِبُ. ۱
امام صادق عليه السلامـدر باره سخن خداوند متعال: «هر آينه، انسان را در رنج آفريديم» ـ: يعنى در شكم مادرش به صورت عمودى قرار دارد: طرف روى او به طرف روى مادرش است و طرف پشتش به طرف پشت مادرش. غذايش از چيزى است كه مادرش مى خورد، و از همان چيزى مى نوشد كه مادرش مى نوشد، و مادرش به نوعى او را تنفّس مى دهد، و پيمانش كه خدا از او گرفته است، [پيوسته] در برابر چشم اوست. پس چون زمان تولّدش نزديك شود، فرشته اى به نام «بانگ زننده» نزدش مى آيد و بر او بانگ مى زند و او وارونه مى شود.
۱.المحاسن: ج 2 ص 14 ح 1085، المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 254 نحوه وكلاهما عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 60 ص 342 ح 23.
الإمام عليّ عليه السلام:أيُّهَا المَخلوقُ السَّوِيُّ ۱ وَالمُنشَأُ ۲ المَرعِيُّ ۳ في ظُلُماتِ الأَرحامِ ومُضاعَفاتِ الأَستارِ، بُدِئتَ مِن سُلالَةٍ مِن طينٍ، ووُضعِتَ في قَرارٍ مَكينٍ، إلى قَدَرٍ مَعلومٍ، وأجَلٍ مَقسومٍ، تَمورُ ۴ في بَطنِ اُمِّكَ جَنينا، لا تُحيرُ ۵ دُعاءً ولا تَسمَعُ نِداءً، ثُمَّ اُخرِجتَ مِن مَقَرِّكَ إلى دارٍ لَم تَشهَدها ولَم تَعرِف سُبُلَ مَنافِعِها. ۶
امام على عليه السلام:اى انسانى كه در كمال اعتدال و تناسب، آفريده شده اى و در تاريكى هاى زهدان و پرده هاى تو در تو شكل گرفته و پرورده شده اى! از عصاره گِل، آغاز شدى و در آرامگاهى استوار، تا زمانى معيّن و مهلتى مشخّص شده، نهاده شدى. آن گاه كه جنين هستى، در شكم مادرت مى جنبى. نه سخنى را پاسخ مى دهى، و نه آوازى را مى شنوى. آن گاه، از قرارگاهت به سرايى بيرون آورده مى شوى كه آن را نديده اى و راه هاى كسب سود و منافع آن را نمى دانى.
۱.السَويّ: أيمستوٍ وهو الذي قد بلغ الغاية فيشبابه وتمام خلقه وعقله (لسان العرب: ج14 ص415 «سوا»).
۲.المُنشأ: المُبتدَعُ (انظر لسان العرب: ج 1 ص 172 «نشأ»).
۳.رعى أمره: حفظه (القاموس المحيط: ج 4 ص 335 «رعو»).
۴.تمور: تتحرّك (المصباح المنير: ص 585 «مار»).
۵.ما أحار جوابا: ما ردّ (القاموس المحيط: ج 2 ص 16 «حور»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 163، بحارالأنوار: ج 60 ص 347 ح 34.
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ خَلقِ الإِنسانِ ـ: أم هذَا الَّذي أنشَأَهُ في ظُلُماتِ الأَرحامِ، وشُغُفِ ۱ الأَستارِ، نُطفَةً دِهاقا ۲، وعَلَقَةً مِحاقا ۳، وجَنينا وراضِعا، ووَليدا و يافِعا. ثُمَّ مَنَحَهُ قَلبا حافِظا، ولِسانا لافِظا، وبَصَرا لاحِظا، لِيَفهَمَ مُعتَبِرا، ويُقَصِّرَ مُزدَجِرا. ۴
امام على عليه السلامـ در توصيف آفرينش انسان ـ: آيا اين انسان، همان كسى نيست كه خداوند او را در تاريكى هاى زهدان و پرده هاى غلاف مانند آفريد، از نطفه اى ريخته شده كه به عَلَقه اى (آويزكى) بى مقدار، تبديل گشت. سپس جنين و شيرخواره و كودك و نوجوان شد. آن گاه، خداوند به او دلى حفظ كننده، و زبانى گويا، و چشمى بينا بخشيد تا بفهمد و عبرت گيرد و از زشتكارى ها باز ايستد.
۱.الشُغُفُ: جمع شغاف القلب وهو حجابه، فاستعاره لموضع الولد (النهاية: ج 2 ص 483 «شغف»).
۲.نُطفَة دهاقا: أي نطفة قد اُفرغت إفراغا شديدا (النهاية: ج 2 ص 145 «دهق»).
۳.المحاقُ: ذهاب الشيء كلّه حتّى لا يُرى له أثر (المصباح المنير: ص 565 «محق»).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحارالأنوار: ج 60 ص 349 ح 35.
الإمام الحسين عليه السلامـ في دُعاءِ يَومِ عَرَفَةَ ـ: اِبتَدَأتَني قَبلَ أن أكونَ شَيئا مَذكورا، وخَلَقتَني مِنَ التُّرابِ ثُمَّ أسكَنتَنِي الأَصلابَ، آمِنا لِرَيبِ المَنونِ وَاختِلافِ الدُّهورِ، فَلَم أزَل ظاعِنا مِن صُلبٍ إلى رَحِمٍ في تَقادُمِ الأَيّامِ الماضِيَةِ وَالقُرونِ الخالِيَةِ، لَم تُخرِجني لِرَأفَتِكَ بي ولُطفِكَ لي وإحسانِكَ إلَيَّ في دَولَةِ أيّامِ الكَفَرَةِ الَّذينَ نَقَضوا عَهدَكَ، وكَذَّبوا رُسُلَكَ، لكِنَّكَ أخرَجتَني رَأفَةً مِنكَ وتَحَنُّنا عَلَيَّ لِلَّذي سَبَقَ لي مِنَ الهُدَى الَّذي فيهِ يَسَّرتَني وفيهِ أنشَأتَني، ومِن قَبلِ ذلِكَ رَؤُفتَ بي بِجَميلِ صُنعِكَ، وسَوابِغِ نِعمَتِكَ، فَابتَدَعتَ خَلقي، مِن مَنِيٍّ يُمنى، ثُمَّ أسكَنتَني في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَينَ لَحمٍ

امام حسين عليه السلامـ در دعاى روز عرفه ـ: آفرينش مرا كه هيچ نبودم، آغاز كردى و از خاكم آفريدى. سپس در پشت هاى [پدران] جايم دادى، آن سان كه از كشاكش روزگار و گردش ايّام، در امان بودم و در گذر روزگاران رفته و نسل هاى گذشته، پيوسته از پشتى به زهدانى مى كوچيدم، و از سرِ دلسوزى و مِهر و نيكى ات به من، مرا در دوران چيرگى كافران كه پيمان [يكتاپرستى] تو را شكستند و فرستادگانت را انكار كردند، به دنيايم نياوردى؛ بلكه از سرِ دلسوزى و مهرورزى ات به من در دوران هدايت كه پيش تر برايم مقدّر فرمودى و مرا براى آن، قابل ساختى و در آن، پروراندى، بيرونم آوردى. در گذشته نيز لطف و عنايت و نعمت هاى گسترده ات شامل حال من شده بود. پس آفرينش مرا از منى ريخته شده اى [در رحِم]آغاز كردى. سپس در تاريكى هاى سه گانه، بين

۱.قال العلامة المجلسي: لم تشهّرني بخلقي؛ أي لم تجعل تلك الحالات الخسيسة ظاهرة للخلق في ابتداء خلقي لأصير محقّرا مهينا عندهم، بل سترت تلك الأحوال عنهم، وأخرجتني بعد اعتدال صورتي وخروجي عن تلك الأصول الدّنية (بحار الأنوار: ج 60 ص 373). هذا وفي البلد الأمين: «لَم تُشهِدني خلقي».
۲.الإقبال: ج 2 ص 74، بحارالأنوار: ج 60 ص 372 ح 81.
۳.علّامه مجلسى مى گويد: يعنى اين حالت هاى مشمئزكننده را در آغاز خلقتم براى مردمان آشكارا نساختى كه بر اثر آن، در نزد آنان، خوار و حقير جلوه كنم؛ بلكه آنها را از ايشان پوشيده داشتى، و زمانى مرا به دنيا آوردى كه شكل و شمايلم را نيكو ساختى.
الكافي عن محمّد بن إسماعيل أو غيره:قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: جُعِلتُ فِداكَ، الرَّجُلُ يَدعو لِلحُبلى أن يَجعَلَ ما في بَطنِها ذَكَرا سَوِيّا. قالَ: يَدعو ما بَينَهُ وبَينَ أربَعَةِ أشهُرٍ، فَإِنَّهُ أربَعينَ لَيلَةً نُطفَةٌ، وأربَعينَ لَيلَةً عَلَقَةٌ، وأربَعينَ لَيلَةً مُضغَةٌ، فَذلِكَ تَمامُ أربَعَةِ أشهُرٍ، ثُمَّ يَبعَثُ اللّهُ مَلَكَينِ خَلّاقَينِ فَيَقولانِ: يا رَبِّ ما نَخلُقُ؟ ذَكَرا أم اُنثى؟ شَقِيّا أو سَعيدا؟ فَيُقالُ ذلِكَ، فَيَقولانِ: يا رَبِّ ما رِزقُهُ؟ وما أجَلُهُ؟ وما مُدَّتُهُ؟ فَيُقالُ ذلِكَ، وميثاقُهُ بَينَ عَينَيهِ يَنظُرُ إلَيهِ، ولا يَزالُ مُنتَصِبا في بَطنِ اُمِّهِ، حَتّى إذا دَنا خُروجُهُ بَعَثَ اللّهُ عز و جل إلَيهِ مَلَكا فَزَجَرَهُ زَجرَةً، فَيَخرُجُ

الكافىـ به نقل از محمّد بن اسماعيل يا شخصى ديگر ـ: به امام باقر عليه السلام گفتم: قربانت گردم! مرد [مى تواند]دعا كند كه خداوند، آنچه را در شكم همسر باردارش است، پسرى سالم قرار دهد؟ فرمود: «در فاصله چهار ماهگى دعا كند؛ زيرا چهل شب به صورت نطفه است، چهل شب عَلَقه، چهل شب مُضغه كه مجموعا چهار ماه مى شود. سپس خداوند، دو فرشته آفرينشگر را مى فرستد، و آن دو مى گويند: بار پروردگارا! چه بيافرينيم؟ پسر يا دختر؟ بدبخت يا خوش بخت؟ دستور لازم به آن دو داده مى شود. پس مى گويند: بار پروردگارا! روزى اش؟ اجلش؟ مدّت عمرش؟ و دستور لازم در باره اين امر به آنها داده مى شود. پيمان [يكتاپرستى] او، همواره در برابر چشم اوست و به آن مى نگرد. پيوسته در شكم مادرش راست است، تا آن گاه كه زمان خارج شدنش نزديك مى شود.

۱.الكافي: ج 6 ص 16 ح 6، بحارالأنوار: ج 60 ص 345 ح 31.
الإمام الصادق عليه السلامـ فيما بَيَّنَهُ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: نَبتَدِئُ يا مُفَضَّلُ بِذِكرِ خَلقِ الإِنسانِ فَاعتَبِر بِهِ، فَأَوَّلُ ذلِكَ ما يُدَبَّرُ بِهِ الجَنينُ فِي الرَّحِمِ، هُوَ مَحجوبٌ في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ: ظُلمَةِ البَطنِ، وظُلمَةِ الرَّحِمِ، وظُلمَةِ المَشيمَةِ، حَيثُ لا حيلَةَ عِندَهُ في طَلَبِ غِذاءٍ ولا دَفعِ أذىً، ولَا استِجلابِ مَنفَعَةٍ ولا دَفعِ مَضَرَّةٍ، فَإِنَّهُ يَجري إلَيهِ مِن دَمِ الحَيضِ ما يَغذوهُ كَما يَغذُو الماءُ النّباتَ، فَلا يَزالُ ذلِكَ غِذاءَهُ حَتّى إذا كَمَلَ خَلقُهُ وَاستَحكَمَ بَدَنُهُ، وقَوِيَ أديمُهُ عَلى مُباشَرَةِ الهَواءِ، وبَصَرُهُ عَلى مُلاقاةِ الضِّياءِ، هاجَ الطَّلقُ بِاُمِّهِ فَأَزعَجَهُ أشَدَّ إزعاجٍ وأعنَفَهُ حَتّى يولَدَ، وإذا

امام صادق عليه السلامـ در سخنانش براى مفضّل بن عمر ـ: اى مفضّل! به بيان آفرينش انسان، آغاز مى كنيم. پس، از آن عبرت بياموز. نخستين مرحله آن، تدبير جنين در رحِم است. او در تاريكى هاى سه گانه: تاريكى شكم، تاريكى رحِم، و تاريكى بچّه دان، پوشيده است، به طورى كه نه مى تواند غذايى براى خود فراهم آورد يا گزندى را از خود، دور كند يا سودى را به سوى خويش كشانَد يا زيانى را از خويش برانَد. غذايش از خون حيض به او مى رسد، چنان كه آب، گياه را تغذيه مى كند. اين، پيوسته خوراك اوست تا آن گاه كه چون خلقتش كامل شد و بدنش محكم گرديد و پوستش براى تماس با هوا، و چشمش براى دريافت نور، آماده شد، درد زايمان، مادرش را مى گيرد و او (جنين) را سخت ناراحت مى كند و بر او فشار مى آورد تا آن كه متولّد مى شود. چون متولّد شد،

۱.الإداوَةُ: إناء صغير من جلد يتّخذ للماء (النهاية: ج 1 ص 33 «أدا»).
۲.بحارالأنوار: ج 60 ص 377 ح 98 نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.
بحارالأنوار عن المفضّل بن عمر:فَقُلتُ [أي لِلإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام]: صِف نُشوءَ الأَبدانِ ونُمُوَّها حالاً بَعدَ حالٍ حَتّى تَبلُغَ التَّمامَ وَالكَمالَ. فَقالَ عليه السلام: أوَّلُ ذلِكَ تَصويرُ الجَنينِ فِي الرَّحِمِ حَيثُ لا تَراهُ عَينٌ ولا تَنالُهُ يَدٌ، ويُدَبِّرُهُ حَتّى يَخرُجَ سَوِيّا مُستَوفِيا جَميعُ ما فيهِ قِوامُهُ وصَلاحُهُ مِنَ الأَحشاءِ وَالجَوارِحِ وَالعَوامِلِ إلى ما في تَركيبِ أعضائِهِ مِنَ العِظامِ وَاللَّحمِ وَالشَّحمِ وَالمُخِّ وَالعَصَبِ وَالعُروقِ وَالغَضاريفِ، فَإِذا خَرَجَ إلَى العالَمِ تَراهُ كَيفَ يَنمي بِجَميعِ أعضائِهِ، وهُوَ ثابِتٌ عَلى شِكلِهِ وهَيئتِهِ لا تَتَزايَدُ ولا تَنقُصُ، إلى أن يَبلُغَ أشُدَّهُ إن مُدَّ في عُمُرِهِ أو يَستَوفِيَ عُمُرَهُ أو

بحار الأنوارـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ: [به امام صادق عليه السلام] گفتم: پيدايش بدن ها و رشد مرحله به مرحله آنها را تا رسيدن به مرحله پايانى و كمال آنها را شرح ده. فرمود: «نخستين مرحله اش، صورتگرى و شكل بخشيدن به جنين است در رحِم ـ يعنى جايى كه نه چشمى آن را مى بيند و نه دستى به آن مى رسد ـ، و او را [در آن جا] تدبير مى كند تا آن كه به صورت موجودى كامل و برخوردار از آنچه مايه قوام و استحكام اوست: از امعا و احشا و اندام ها و ابزارها گرفته تا استخوان ها و گوشت و پى و مغز و عصب و رگ ها و غضروف ها كه در تركيب اعضاى او دخيل اند، به دنيا مى آيد. چون به دنيا آمد، خود مى بينى كه چگونه همه اعضاى او رشد مى كنند، در حالى كه شكل و هيئتش ثابت است و زياد و كم نمى شود، تا آن كه به نهايت رشد خود برسد. اگر

۱.بحار الأنوار: ج 61 ص 321 ح 30 نقلاً عن الخبر المشتهر بتوحيد المفضل.