نتایج جستجو برای «کسانی که در بهشت درجه ویژه دارند»: ۲۹ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اَلشُّهَداءُ عَلى بارِقِ نَهرٍ بِبابِ الجَنَّةِ فِي قُبَّةٍ خَضرَاءَ، يَخرُجُ عَلَيهِم رِزقُهُم مِن الجَنَّةِ بُكرةً وَعَشِيّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شهيدان، در كرانه نهرى بر درِ بهشت، در برج و بارويى سبزرنگ به سر مى برند و روزىِ آنان، هر بام و شام، از بهشت برايشان بيرون مى آيد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 571 ح 2390، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 84 ح 2403، صحيح ابن حبّان: ج 10 ص 515 ح 4658، المعجم الكبير: ج 10 ص 333 ح 10825، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 4 ص 563 ح 19 كلّها عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 4 ص 397 ح 11099.
كتاب الإخوان عن أبي هريرة:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنَّ فِي الجَنَّةِ عَمُودا مِن ذَهَبٍ، عَلَيهِ مَدائِنُ مِن زَبَرجَدٍ، تُضِيءُ لِأَهلِ الجَنَّةِ كَما يُضِيءُ الكَوكَبُ الدُّرِّيُّ فِي جَوِّ السَّماءِ. قُلنا: يا رَسُولَ اللّهِ لِمَن هذا؟ قالَ: لِلمُتَحابِّينَ فِي اللّهِ عز و جل. ۱
كتاب الإخوان ـ به نقل از ابو هريره ـ:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در بهشت، ستونى از طلاست و بر روى آن، شهرهايى از زبرجد بنا شده است كه براى اهل بهشت، چنان مى درخشند كه ستاره تابناك در وسط آسمان مى درخشد». گفتيم: اى پيامبر خدا! اينها براى چه كسى است؟ فرمود: «براى آنان كه براى خدا، يكديگر را دوست مى دارند».
۱.الإخوان لابن أبي الدنيا: ص 97 ح 11، كنز العمّال: ج 9 ص 16 ح 24708 نقلاً عن أبي الشيخ وكلاهما عن أبي هريرة؛ الاختصاص: ص 365.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ غُرَفا يُرى ظَواهِرُها مِن بَواطِنِها، وَبَواطِنُها مِن ظَواهِرِها، أَعَدَّها اللّهُ لِلمُتَحابِّينَ فِيهِ، وَالمُتَزاوِرِينَ فِيهِ، وَالمُتَباذِلِينَ فِيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، غرفه هايى است كه بيرون آنها از درونشان و درونشان از بيرونشان ديده مى شود. خداوند، اين غرفه ها را براى كسانى كه براى او با يكديگر دوستى مى ورزند و كسانى كه با يكديگر ديد و بازديد مى كنند و كسانى كه به يكديگر بخشش مى نمايند، آماده كرده است.
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 193 ح 2903، حلية الأولياء: ج 6 ص 205 كلاهما عن عبد اللّه بن بريدة عن أبيه.
شعب الإيمان عن أبي هريرة:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَعُمُدا مِن ياقوتٍ، عَلَيها غُرَفٌ مِن زَبَرجَدٍ، لَها أَبوابٌ مُفَتَّحَةٌ، تُضِيءُ كَما يُضِيءُ الكَوكَبُ الدُّرِّيُّ. قالُوا: يا رَسُولَ اللّهِ، مَن يَسكُنُها؟ قالَ: اَلمُتَحابُّونَ فِي اللّهِ، وَالمُتَجالِسُونَ فِي اللّهِ، وَالمُتلاقُونَ فِي اللّهِ. ۱
شعب الإيمان ـ به نقل از ابو هريره ـ:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در بهشت، ستون هايى از ياقوت است كه غرفه هايى از زبرجد بر روى آنها بنا شده است. اين غرفه ها درهايى گشوده دارند كه همچون ستاره درخشان مى تابند». ياران گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسانى در اين غرفه ها سكونت مى كنند؟ فرمود: «كسانى كه براى خدا با هم دوستى مى كنند و كسانى كه براى خدا همنشينى مى كنند و كسانى كه براى خدا ديد و بازديد مى كنند».
۱.شعب الإيمان: ج 6 ص 487 ح 9002، مشكاة المصابيح: ج 2 ص 619 ح 5026، المطالب العالية: ج 3 ص 11 ح 2736 وفيه «المتباذلون» بدل «المتلاقون»، كنز العمّال: ج 9 ص 5 ح 24651 نقلاً عن الإخوان لابن أبي الدنيا؛ مستدرك الوسائل: ج 12 ص 222 ح 13936 نقلاً عن الأربعين للسيّد محيي الدين ابن أخي ابن زهرة وليس فيه «والمتجالسون في اللّه».
الدُّرُّ المنثور عن أنس:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَغُرَفا، لَيسَ فِيها مَغالِيقُ مِن فَوقِها، وَلا عِمادٌ مِن تَحتِها. قِيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ، وَكَيفَ يَدخُلُها أَهلُها؟ قالَ: يَدخُلُونَها أَشباهَ الطَّيرِ. قِيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ، لِمَن هِيَ؟ قالَ: لِأَهلِ الأَسقامِ وَالأَوجاعِ وَالبَلوى. ۱
الدرّ المنثور ـ به نقل از اَنَس ـ:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در بهشت، غرفه هايى است كه نه در بالاى آنها چفت و بستى، قرار داده شده و نه در زيرشان، ستونى است». گفته شد: اى پيامبر خدا! چگونه صاحبانشان به آنها داخل مى شوند؟ فرمود: «مانند پرندگان، داخل مى شوند». گفته شد: اى پيامبر خدا! اين غرفه ها براى چه كسانى است؟ فرمود: «براى بيماران و دردمندان و گرفتاران».
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 286 نقلاً عن زاهر بن طاهر الشحامي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجةً لا يَنالُها إِلّا أَربابُ الهُمُومِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درجه اى است كه جز گرفتاران، كسى به آن دست نمى يابد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 219 ح 840 عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 6 ص 482 ح 16639.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ المُؤمِنَ إِذا قارَفَ الذُّنُوبَ وَابتُلِيَ بِها، ابتُلِيَ بِالفَقرِ، فَإِن كانَ فِي ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا ابتُلِيَ بِالمَرَضِ، فَإِن كانَ فِي ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا ابتُلِيَ بِالخَوفِ مِنَ السُّلطانِ يَطلُبُهُ، فَإِن كانَ فِي ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا ضُيِّقَ عَلَيهِ عِندَ خُرُوجِ نَفسِهِ، حَتّى يَلقاهُ وَما لَهُ مِن ذَنبٍ يَدَّعِيهِ عَلَيهِ، فَيَأمُرُ بِهِ إِلَى الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن، هر گاه به گناهان دست يازد و بدانها دچار شود، به فقر دچار مى گردد و اگر اين، كفّاره گناهانش نشد، به بيمارى دچار مى گردد و اگر اين هم كفّاره گناهانش نشد، به ترس و تعقيب از جانب حكومت دچار مى گردد و اگر اين نيز كفّاره گناهانش نشد، هنگام جان دادن، بر او سخت گرفته خواهد شد تا در حالى خداى را ديدار كند كه گناهى نداشته باشد تا به خاطر آن، بازخواست شود. آن گاه [خدا] دستور مى دهد كه او را به بهشت برند.
۱.مشكاة الأنوار: ص 175 ح 452، جامع الأخبار: ص 314 ح 873 كلاهما عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 67 ص 237 ح 54.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَعالى: ما مِن عَبدٍ (للّهِِ) ۱ أُرِيدُ أَن أُدخِلَهُ الجَنَّةَ إِلّا ابتَلَيتُهُ فِي جَسَدِهِ، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا سَلَّطتُ عَلَيهِ سُلطانا، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةً لِذُنُوبِِه وَإِلّا ضَيَّقتُ عَلَيهِ فِي رِزقِهِ، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةً لِذُنُوبِهِ وَإِلّا شَدَّدتُ عَلَيهِ عِندَ المَوتِ، حَتّى يَأتِيَنِي وَلا ذَنبَ لَهُ، ثُمَّ أُدخِلُهُ الجَنَّةَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال فرمود: «هيچ بنده خدايى ۳ نيست كه بخواهم او را به بهشت ببرم، مگر آن كه او را دچار رنج و گرفتارى جسمى مى كنم. اگر اين، كفّاره گناهانش شد كه شد، و گر نه حكمران را بر او مسلّط مى گردانم و اگر اين، كفّاره گناهانش نشد، در روزى اش بر او تنگ مى گيرم و اگر اين هم كفّاره گناهانش نشد، هنگام مُردن بر او سخت مى گيرم تا آن كه بدون گناه، نزد من آيد. سپس او را به بهشت مى برم».
۱.هكذا في المصدر، ولعلّها تصحيف «لي»، أو كونها زائدة؛ إذ لا توجد في المصادر الاُخرى.
۲.التمحيص: ص 38 ح 36 عن منصور بن معاوية عن الإمام الصادق عليه السلام، الكافي: ج 2 ص 446 ح 10 عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وليس فيه من «وإلّا سلّطت على» إلى «كفّارة لذنوبه» في الموضع الثالث، مشكاة الأنوار: ص 504 ح 1689 عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، جامع الأخبار: ص 311 ح 862 وليس فيهما من «وإلّا سلّطت عليه» إلى «كفّارة لذنوبه» في الموضع الثاني، بحار الأنوار: ج 6 ص 172 ح 49.
۳.. در مأخذ، «للّه» آمده است؛ امّا شايد تصحيف شده «لى (براى من)» و يا زائد باشد؛ چرا كه در منابع ديگر، وجود ندارد.
الإمام الباقر عليه السلام:دَخَلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى خَدِيجَةَ حِينَ ماتَ القاسِمُ ابنُها وَهِيَ تَبكِي، فَقالَ لَها: ما يُبكِيكِ؟ فَقالَت: دَرَّت دُرَيرَةٌ فَبَكَيتُ، فَقالَ: يا خَدِيجَةُ، أَما تَرضَيْنَ إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أَن تَجِيئِي إِلى بابِ الجَنَّةِ وَهُو قائِمٌ، فَيَأخُذَ بِيَدِكِ فَيُدخِلَكِ الجَنَّةَ وَيُنزِلَكِ أَفضَلَها، وَذَلِكِ لِكُلِّ مُؤمِنٍ، إِنَّ اللّهَ عز و جلأَحكَمُ وَأَكرَمُ أَن يَسلُبَ المُؤمِنَ ثَمَرَةَ فُؤادِهِ، ثُمَّ يُعَذِّبَهُ بَعدَها أَبَدا. ۱
امام باقر عليه السلام:چون قاسم پسر خديجه از دنيا رفت، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نزد خديجه رفت و ديد او گريه مى كند. فرمود: «چرا گريه مى كنى؟». خديجه گفت: اشكم بى اختيار، جارى شد و گريه ام گرفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى خديجه! آيا حاضر نيستى كه چون روز قيامت شود، به درِ بهشت بيايى و او آن جا ايستاده باشد و دستت را بگيرد و تو را به بهشت بَرَد و تو را در بهترين مكان آن جاى دهد؟ اين، براى هر مؤمنى هست. خداى عز و جل، حكيم تر و كريم تر از آن است كه از مؤمن، ميوه دلش را بگيرد و سپس با اين حال، او را براى هميشه عذاب كند».
۱.الكافي: ج 3 ص 218 ح 2، مشكاة الأنوار: ص 59 ح 73 نحوه وكلاهما عن جابر، بحار الأنوار: ج 16 ص 15 ح 14.
عنه عليه السلام:خَرَجَ مُوَسى عليه السلام فَمَرَّ بِرَجُلٍ مِن بَنِي إِسرائِيلَ، فَذَهَبَ بِهِ حَتّى خَرَجَ إِلَى الطُّورِ، فَقالَ لَهُ: اجلِس حَتّى أَجِيئَكَ، وَخَطَّ عَلَيهِ خَطَّةً، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إِلَى السَّماءِ، فَقالَ: اِستَودَعتُكَ صاحِبِي وَأَنتَ خَيرُ مُستَودَعٍ. ثُمَّ مَضى، فَناجاهُ اللّهُ بِما أَحَبَّ أَن يُناجِيَهُ، ثُمَّ انصَرَفَ نَحوَ صاحِبِهِ، فَإِذا أَسَدٌ قَد وَثَبَ عَلَيهِ فَشَقَّ بَطنَهُ، وَفَرَثَ لَحمَهُ، وَشَرِبَ دَمَهُ. فَرَفَعَ مُوسى رَأسَهُ فَقالَ: يا رَبِّ، اِستَودَعتُكَهُ وَأَنتَ خَيرُ مُستَودَعٍ، فَسَلَّطتَ عَلَيهِ شَرَّ كِلابِكَ فَشَقَّ بَطنَهُ، وَفَرَثَ لَحمَهُ، وَشَرِبَ دَمَهُ!! فَقِيلَ: يا مُوسى، إِنَّ صاحِبَكَ كانَت لَهُ مَنزِلَةٌ فِي الجَنَّةِ، لَم

امام باقر عليه السلام:موسى عليه السلام بيرون رفت. در راه به مردى از بنى اسرائيل بر خورد و او را نيز با خود بُرد تا آن كه به جانب طور رفت. به آن مرد فرمود: «بنشين تا برگردم» و گرداگرد او خطّى كشيد. سپس سرش را به سوى آسمان بر داشت و گفت: «رفيقم را به تو سپردم و تو، بهترين نگهدارى» و آن گاه رفت. خداوند، چندان كه خواست، با موسى به نجوا پرداخت و پس از آن، موسى به سوى رفيق خود باز گشت؛ ولى ديد شيرى به او حمله برده و شكمش را دريده و گوشتش را خورده و خونش را آشاميده است. موسى سر به آسمان بر داشت و گفت: «پروردگارا! من او را به تو ـ كه بهترين امانتدارى ـ، سپردم؛ ولى تو بدترين درنده ات را بر او مسلّط ساختى و شكمش را دريد و گوشتش را خورد و خونش را آشاميد!». گفته شد: اى موسى! رفيق تو را در بهشت،

۱.مشكاة الأنوار: ص 508 ح 1706، جامع الأخبار: ص 312 ح 867، بحار الأنوار: ج 67 ص 237 ح 54.
الإمام الصادق عليه السلام:إِنَّ فِي الجَنَّةِ مَنزِلَةً، لا يَبلُغُها عَبدٌ إِلّا بِالاِبتِلاءِ فِي جَسَدِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:در بهشت، منزلتى است كه هيچ بنده اى به آن نمى رسد، مگر با رنجورى در جسمش.
۱.الكافي: ج 2 ص 255 ح 14 عن فضيل بن عثمان، جامع الأخبار: ص 312 ح 866، بحار الأنوار: ج 67 ص 212 ح 16.
عنه عليه السلام:إِنَّ وَلِيَّنا لَيَرتَكِبُ ذُنُوبا يَستَحِقُّ (بِها) مِنَ اللّهِ العَذَابَ، فَيَبتَلِيهِ اللّهُ فِي بَدَنِهِ بِالسَّقَمِ حَتّى يُمَحِّصَ عَنهُ الذُّنُوبَ، فَإِن عافاهُ فِي بَدَنِهِ ابتَلاهُ فِي مالِهِ، فَإِن عافاهُ فِي مالِهِ اِبتَلاهُ فِي وُلدِهِ، فَإِن عافاهُ فِي وُلدِهِ ابتَلاهُ فِي أَهلِهِ، فَإِن عافاهُ فِي أَهلِهِ ابتَلاهُ بِجارِ سَوءٍ يُؤذِيهِ، فَإِن عافاهُ مِن بَوائِقِ ۱ الدُّهُورِ شَدَّدَ عَلَيهِ خُرُوجَ نَفسِهِ، حَتّى يَلقَى اللّهَ حِينَ يَلقاهُ وَهُو عَنهُ راضٍ قَد أَوجَبَ لَهُ الجَنَّةَ. ۲
امام صادق عليه السلام:دوستدار ما، مرتكب گناهانى مى شود كه به سبب آنها، سزاوار عذاب خداوند مى گردد؛ امّا خداوند، او را به بيمارى در بدنش دچار مى سازد تا گناهانش را از او بزدايد و اگر بدنش را به سلامت داشت، در دارايى اش براى او گرفتارى پيش مى آورد و اگر در دارايى اش او را بى گزند داشت، در فرزندش براى او گرفتارى پيش مى آورد و اگر در فرزندش او را بى گزند داشت، نسبت به همسرش براى او گرفتارى پيش مى آورد و اگر نسبت به همسرش او را بى گزند داشت، به همسايه بد گرفتارش مى سازد تا به او آزار و اذيّت رساند و اگر او را از رنج و گزندهاى روزگار به سلامت داشت، جان كندنش را بر او سخت مى گرداند تا وقتى خدا را ديدار مى كند، خداوند از او راضى باشد و بهشت را بر او واجب كرده باشد.
۱.بَوائِقُهُ: أي غوائله وشروره (النهاية: ج 1 ص 162 «بوق»).
۲.التمحيص: ص 39 ح 38 عن عمر صاحب السابري، بحار الأنوار: ج 68 ص 200 ح 6.
الخرائج والجرائح عن شعيب:دَخَلتُ عَلَيهِ [أَي عَلَى الصّادِقِ عليه السلام] فَقالَ لِي: مَن كانَ زَمِيلُكَ؟ قُلتُ: الخَيِّرُ الفاضِلُ أَبُو مُوسَى النَّبّالُ. قالَ: اِستَوصِ بِهِ خَيرا، فَإِنَّ لَهُ عَلَيكَ حُقُوقا كَثِيرَةً: فَأَمّا أَوَّلُهُنَّ فَما أَنتَ عَلَيهِ مِن دِينِ اللّهِ، وَحَقِّ الصُّحبَةِ. قُلتُ: لَو استَطَعتُ ما مَشى عَلَى الأَرضِ. قالَ: اِستَوصِ بِهِ خَيرا. قُلتُ: دُونَ هذا أَكتَفِي بِهِ مِنكَ. قالَ: فَخَرَجنا حَتّى نَزَلنا مَنزِلاً فِي الطَّرِيقِ يُقالُ لَهُ: «ونقر» فَنَزَلناهُ، وَأَمَرتُ الغِلمانَ أَن تُلقِيَ لِلإِبِلِ العَلَفَ، وتَصنَع طَعاما، فَفَعَلُوا. وَنَظَرتُ إِلى أَبِي مُوسى وَمَعَهُ كُوزٌ مِن ماءٍ، وَأَخَذَ طَرِيقَهُ لِلوُضُوءِ وَأَنا أَنظُرُ إِلَيهِ، حَتّى هَبَطَ

الخرائج و الجرائح ـ به نقل از شعيب ـ:بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. به من فرمود: «همسفرت كيست؟». گفتم: نيك مرد فاضل، ابو موسى نَبّال. فرمود: «هواى او را داشته باش؛ زيرا حقوق بسيارى بر تو دارد و نخستينِ آنها، اين است كه همكيش توست و حقّ همراهى دارد». گفتم: اگر توانستم، نخواهم گذاشت حتّى پياده راه برود. ۲ ايشان دوباره فرمود: «هواى او را داشته باش». من گفتم: همان يك بار سفارش، برايم كافى بود. ما راهى شديم تا آن كه در راه، در منزلگاهى به نام «ونقر» فرود آمديم. به غلامان، دستور دادم كه براى اُشتران، علوفه بريزند و غذايى آماده كنند و چنين كردند. ديدم ابو موسى، كوزه اى آب با خود بر داشت و براى وضو گرفتن، دور شد و من همچنان به او مى نگريستم تا آن كه به مكانى پست رفت. غذا آماده شد و غلامان به

۱.الخرائج والجرائح: ج 2 ص 633 ح 34، بحار الأنوار: ج 47 ص 105 ح 133.
۲.يعنى او را بر مركب خود يا حتّى بر دوش خود، سوار خواهم كرد و نخواهم گذاشت كمترين رنجى در اين سفر به او برسد.
الإمام الصّادق عليه السلام:فِيما ناجَى اللّهُ عز و جل بِهِ مُوسى عليه السلام: يا مُوسى، ما تَقَرَّبَ إِلَيَ المُتَقَرِّبُونَ بِمِثلِ الوَرَعِ عَن مَحارِمِي، فَإِنِّي أُبِيحُهُم جَنّاتِ عَدنٍ، لا أُشرِكُ مَعَهم أَحَدا. ۱
امام صادق عليه السلام:از جمله نجواهاى خداوند عز و جل با موسى عليه السلام، اين بود كه: «اى موسى! تقرّب جويان به من، به چيزى چون پرهيز از حرام هايم، به من نزديك نشده اند. من، بهشت هاى ماندگار خود را بر آنان روا مى دارم و هيچ كس را شريكشان قرار نمى دهم».
۱.الكافي: ج 2 ص 80 ح 3 عن يونس عمّن ذكره، مشكاة الأنوار: ص 95 ح 208، بحار الأنوار: ج 71 ص 204 ح 8.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ، وَتَواضَعَ فِي العِلمِ، وَعَلَّمَ عِبادَ اللّهِ وَهُوَ يُرِيدُ ما عِندَ اللّهِ، لَم يَكُن فِي الجَنَّةِ أَحَدٌ أَعظَمَ ثَوابا مِنهُ وَلا أَعظَمَ مَنزِلَةً مِنهُ، وَلَم يَكُن فِي الجَنَّةِ مَنزِلٌ وَلا دَرَجَةٌ رَفِيعَةٌ وَلا نَفِيسَةٌ إِلّا كانَ لَهُ فِيها أَوفَرُ النَّصِيبِ، أَو أَشرَفُ المَنازِلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس قرآن را بياموزد و در [آموختن] علم، فروتنى كند و براى رسيدن به پاداش الهى، به بندگان خدا بياموزد، در بهشت، هيچ كس ثوابش از او بيشتر و منزلتش از او والاتر نخواهد بود و هيچ منزلت و درجه بالا و پُر ارجى در بهشت نيست، مگر اين كه او از آن، بيشترين بهره يا ارجمندترين منزلت را دارد.
۱.ثواب الأعمال: ص 346 ح 1 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 76 ص 373 ح 30.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ عَدَدَ دَرَجِ الجَنَّةِ عَدَدُ آيِ القُرآنِ، فَمَن دَخَلَ الجَنَّةَ مِمَّن قَرَأَ القُرآنَ لَم يَكُن فَوقَهُ أَحَدٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شمار درجه هاى بهشت، به شمار آيات قرآن است. پس هر قارىِ قرآن كه وارد بهشت شود، هيچ كس بالاتر از او نخواهد بود.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 512 ح 2272 نقلاً عن ابن مردويه و ح 2273 نقلاً عن البيهقي وكلاهما عن عائشة.
عنه صلى الله عليه و آله:عَدَدُ دَرَجِ الجَنَّةِ عَدَدُ آيِ القُرآنِ، فَإِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الجَنَّةَ قِيلَ لَهُ: اِرقَأ وَاقرَأ ۱ لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةٌ، فَلا تكُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجَةٌ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شمار درجه هاى بهشت، به شمار آيه هاى قرآن است. پس هر گاه هم نشين قرآن به بهشت وارد شود، به او گفته مى شود: «بخوان و به ازاى هر آيه، يك درجه بالا برو» و بالاتر از حافظ قرآن، درجه اى نيست.
۱.لعلّ الصواب: «اقرأ وارقأ» كما في الدرّ المنثور.
۲.بحار الأنوار: ج 92 ص 22 ح 22 نقلاً عن الإمامة والتبصرة عن موسى بن إسماعيل عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الدرّ المنثور: ج 8 ص 450 نقلاً عن ابن الضريس عن اُمّ الدرداء من دون إسنادٍ إليه صلى الله عليه و آله نحوه.
سنن الدّارمي عن بريدة:كُنتُ جالِسا عِندَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَسَمِعتُهُ يَقُولُ:. إِنَّ القُرآنَ يَلقى صاحِبَهُ يَومَ القِيامَةِ حِينَ يَنشَقُّ عَنهُ القَبرُ كَالرَّجُلِ الشّاحِبِ، فَيَقُولُ لَهُ: هَل تَعرِفُنِي؟ فَيَقُولُ: ما أَعرِفُكَ! فَيَقُولُ: أَنا صاحِبُكَ القُرآنُ، الَّذِي أَظمَأتُكَ فِي الهَواجِرِ، وَأَسهَرتُ لَيلَكَ، وَإِنَّ كُلَّ تاجِرٍ مِن وَراءِ تِجارَتِهِ، وَإِنَّكَ اليَومَ مِن وَراءِ كُلِّ تِجارَةٍ. فَيُعطَى المُلكَ بِيَمِينِهِ وَالخُلدَ بِشِمالِهِ، وَيُوضَعُ عَلى رَأسِهِ تاجُ الوَقارِ، وَيُكسى وَالِداهُ حُلَّتَينِ لا يَقُومُ لَهُما الدُّنيا. فَيَقُولانِ: بِمَ كُسِينا هذا؟ وَيُقالُ لَهُما: بِأَخذِ وَلَدِكُما القُرآنَ. ثُمَّ يُقالُ لَهُ: اِقرَأ وَاصعَد فِي دَرَجِ

سنن الدارمى ـ به نقل از بُرَيده ـ:نزد پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه شنيدم فرمود: «. در روز قيامت، هنگامى كه قارى قرآن، همچون انسان رنگ پريده اى، از قبر بيرون مى آيد، قرآن نزد او مى رود و به او مى گويد: آيا مرا مى شناسى؟ او مى گويد: تو را نمى شناسم! قرآن مى گويد: من دوست تو، قرآن، هستم؛ همان كه باعث شدم در روزهاى داغ، تشنگى بكشى و شب ها را به عبادت بگذرانى. هر تاجرى به دنبال [سود]تجارت خويش است و تو امروز، جلودار هر تجارتى هستى [و بيشترين سود را مى برى]. آن گاه، پادشاهى را به دست راست او و جاودانگى را به دست چپش مى دهند و تاج وقار بر سرش مى نهند و بر پدر و مادرش نيز دو جامه [ى بهشتى]مى پوشانند كه دنيا با آن، برابرى نمى كند. آن دو مى گويند: به چه سبب، اين دو جامه بر ما

۱.الهَذّ: الإسراع في القطع وفي القراءة (الصحاح: ج 2 ص 577 «هذذ»).
۲.سنن الدارمي: ج 2 ص 907 ح 3268، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 9 ح 23011 وفيه «أهل الدنيا» بدل «الدنيا»، كنز العمّال: ج 1 ص 571 ح 2578.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةً، لا يَنالُها إِلّا إِمامٌ عادِلٌ، أَو ذُو رَحِمٍ وَصُولٌ، أَو ذُو عِيالٍ صَبُورٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درجه اى است كه به آن دست نمى يابد، مگر پيشواى دادگر يا خويشاوندى كه صله رحم به جا آورد، و يا عيالوار شكيبا.
۱.الخصال: ص 93 ح 39 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 74 ص 90 ح 9.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةً لا يَبلُغُها إِلّا ثَلاثَةٌ: إِمامٌ عادِلٌ، أَو ذُو رَحِمٍ وَصُولٌ، أَو ذُو عِيالٍ صَبُورٌ؛ لا يَمُنُّ عَلى أَهلِهِ بِما يُنفِقُ عَلَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درجه اى است كه به آن دست نمى يابد، مگر سه كس: پيشواى دادگر، يا خويشاوندى كه صله رحم به جا آورد، يا عيالوار شكيبا كه براى آنچه خرج خانواده اش مى كند، بر آنان منّت نگذارد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 219 ح 842 عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 15 ص 834 ح 43314.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۹