نتایج جستجو برای «پیروزی»: ۱۴۸ حدیث
عنه عليه السلامـ أيضًا ـ: يا هِشامُ، لِكُلِّ شَيءٍ دَليلٌ، ودَليلُ العاقِلِ التَّفَكُّرُ، ودَليلُ التَّفَكُّرِ الصَّمتُ. ولِكُلِّ شَيءٍ مَطِيَّةٌ، ومَطِيَّةُ العاقِلِ التَّواضُعُ، وكَفى بِكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهيتَ عَنهُ. يا هِشامُ، لَو كانَ في يَدِكَ جَوزَةٌ وقالَ النّاسُ: في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ، ما كانَ يَنفَعُكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها جَوزَةٌ، ولَو كانَ في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ وقالَ النّاسُ: إنَّها جَوزَةٌ، ما ضَرَّكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها لُؤلُؤَةٌ. يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً لِلّهِ، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأعقَلُهُم أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ.

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هِشام بن حَكَم ـ: اى هشام! هر چيزى را نشانه اى است و نشانه خردمند، انديشه كردن است و نشانه انديشه كردن، سكوت است، و هر چيزى را مركبى است و مركب خردمند، فروتنى است. براى نادانى تو، همين بس كه كارى را كه از آن نهى شده اى، انجام دهى. اى هشام! اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند: «در دست تو دُرّى است» و تو مى دانى گردوست، [سخن آنان] تو را سودى نمى بخشد، و اگر در دست تو دُرّى بود و مردم گفتند: «گردوست»، [از سخن آنان]آسيبى به تو نمى رسد، تا زمانى كه تو مى دانى كه دُرّ است. اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولان را به سوى مردمْ مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه مردم از خداوند، خرد دريافت كنند [و از بينش الهى برخوردار گردند]. پس بهترين كسانى كه پيامبران را اجابت مى كنند،

۱.تحف العقول: ص 386، الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 نحوه وفيه «دليل العقل» بدل «دليل العاقل» و «قليل العمل من العالم» بدل «قليل العمل من العاقل» وكلاهما عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 138 ح 30.
۲.در احاديث متعددى به موضوع «دريافت خِرد (عقل) از خداوند متعال» با جملاتى نظير «عقل عن اللّه»، «ليعقلوا عن اللّه»، «يعقل عن اللّه»، «لم يعقل عن اللّه» اشاره شده است. علاّمه مجلسى رحمه اللهدر بيان مقصود از اين جمله مى فرمايد: «عقل عن اللّه، أى حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهى إلى اللّه بأن أخذه عن أنبياءه وحججه، اما بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر؛ عقل عن اللّه، يعنى معرفت ذات و صفات و احكام شرع خداوندى برايش حاصل شد، و يا اين كه خداوند به وى خِرد عطا كرد، و يا اين كه به امور و حقايق از طريق پيامبران و حجّت هاى الهى و يا بدون واسطه آگاه گشت، و يا اين كه خِردش به آن جا رسيد كه خداوند بدون فراگيرى از انسانى، دانش هايش را به وى افاضه مى كند» (بحار الأنوار: ج 1 ص 138). با عنايت به آنچه در مقدمه اين بخش درباره معناى «عقل» در قرآن و احاديث اسلامى ذكر شد، مى توان گفت مقصود از «عقل»، نور و بينش و يا بصيرتى است كه انسان در پر تو آن، حق را از باطل تميز مى دهد، چنان كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهنقل شده است كه: «العقل نور فى القلب يفرق به بين الحق والباطل؛ خرد، نورى است در دل كه بدان، حق را از باطل جدا مى كند» (ر. ك: ح 2). همه انسان ها در ژرفاى وجود خود، از اين نور برخوردارند. انبياء الهى آمده اند تا با موانع شكوفايى نور خِرد در وجود انسان مبارزه كنند و زمينه پرورش آن را فراهم سازند، تا با شكوفا شدن عقل، انسان به نور علم دست يابد، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «ليس العلم بكثرة التعلّم. إنّما هو نور يقع في قلب مَن يريد اللّه تبارك وتعالى أن يهديه؛ دانش، به زياد آموختن نيست. همانا دانش، نورى است كه در دل هر كس كه خداوند متعال بخواهد او را هدايت كند، قرار مى گيرد» (ر. ك: ج 2 ح 1283). بنا بر اين، يكى از مهم ترين دلايل بعثت انبياى الهى، شكوفاسازى نيروى عقل در وجود انسان است، چنان كه امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: «ويثيروا لهم دفائن العقول؛ گنجينه هاى خِرد را برايشان آشكار مى سازد» (ر. ك: ح 240). به عبارت ديگر، انبياى الهى آمده اند تا زمينه دريافت نور خِرد را از خداوند متعال براى انسان فراهم سازند، چنان كه امام كاظم عليه السلام مى فرمايد: «ما بعث اللّه انبياءه ورسله إلى عباده إلاّ ليعقلوا عن اللّه؛ خداوند، رسولان و پيامبرانش را به سوى بندگان نفرستاد مگر بدان جهت كه بينش و بصيرت الهى پيدا كنند» (ر. ك: ح 162). بر اين پايه، مقصود از دريافت خِرد از خداوند متعال، شكوفا سازى خِرد فطرى (فطرت عقل) از طريق عمل به رهنمودهاى پيامبران و برخوردارى از بينش و بصيرت است و بدين سان مى توان «عقل» را در جمله «عَقَلَ عَنِ اللّه ِ»، به «برخوردارى از بصيرت الهى» تفسير كرد. با شكوفا شدن فطرت عقل و رسيدن انسان به نور علم و بصيرت الهى، حقيقت دنيا براى او آشكار مى گردد و لذا ـ چنان كه در روايت بالا آمده ـ كسى كه از خداوند خِرد دريافت كرد، نسبت به دنيا و اهل دنيا بى رغبت مى شود و نيز معرفت حقيقى نسبت به خداوند پيدا مى كند و چنين كسى خدا را در قضا و قَدَرش متّهم نمى نمايد و در روزى دادنش كُند نمى شمارد.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: مَن شاوَرَ ذَوِي النُّهى وَالأَلبابِ فازَ بِالنُّجحِ وَالصَّوابِ. ۱
امام على عليه‏السلام: آن كه با خردمندان مشورت كند، به پيروزى و درستى دست مى‏يابد.
۱.غرر الحكم: ح 8641.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الصّادق عليه السلام:لمّا حَفَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الخَندَقَ مَرُّوا بِكُديَةٍ ۱ فَتَناوَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المِعوَلَ مِن يدِ أميرِ المؤمنينَ عليه السلام أو مِن يَدِ سلمانَ رَضِيَ اللّهُ عَنهُ، فَضَرَبَ بها ضَربَةً فَتَفَرَّقَت بثَلاثِ فِرَقٍ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لقد فُتِحَ عَلَيَّ في ضَربَتِي هذهِ كُنوزُ كِسرى وقَيصَرَ، فقالَ أحَدُهُما لصاحِبِهِ: يَعِدُنا بكُنوزِ كِسرى وقَيصَرَ وما يَقدِرُ أحَدُنا أن يَخرُجَ يَتَخَلّى! ۲
امام صادق عليه السلام:هنگامى كه پيامبر خدا خندق را مى كَنْد، مسلمانان به مانعى برخوردند. پيامبر خدا، كلنگ را از دست اميرمؤمنان يا سلمان گرفت و ضربه اى بر آن فرود آورد كه سه تكّه شد. در اين هنگام، پيامبر خدا فرمود: «خداوند، با اين ضربه من، گنج هاى كسرا و قيصر را برايم گشود». يكى از افراد به رفيقش گفت: وعده گنج هاى كسرا و قيصر را به ما مى دهد، در حالى كه هيچ يك از ما [از بيم دشمن] قادر نيست براى قضاى حاجت، بيرون برود!
۱.الكُدية ـ بالضمّ ـ: قطعة غليظة صُلبة لا تعمل فيها الفأس (النهاية: ج 4 ص 156).
۲.الكافي: ج 8 ص 216 ح 264.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَقومُ الساعَةُ حتّى يُقاتِلَ المُسلمونَ اليَهودَ، فيَقتُلَهُمُ المُسلمونَ حتّى يَختَبئ اليَهودِيُّ وَراءَ الحَجَرِ والشَّجَرِ، فيقولَ الحَجَرُ والشَّجَرُ: يا مُسلمُ، يا عبدَاللّهِ! هذا يَهودِيٌّ خَلفِي فَتَعال فَاقتُلهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قيامت برپا نمى شود تا اين كه مسلمانان با يهود بجنگندو [در اين جنگ]مسلمانان، يهود را مى كُشند تا جايى كه يهودى پشتِ سنگ و درخت، پنهان مى شود و آن سنگ و درخت مى گويد: اى مسلمان، اى بنده خدا! اين يهودى در پشت من پنهان است. بيا و او را بكُش.
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 208 ح 38417.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بَشِّر هذِهِ الاُمَّةَ بِالسَّناءِ وَالرِّفعَةِ وَالدّينِ والنَّصرِ وَالتَّمكينِ فِي الأَرضِ. فَمَن عَمِلَ مِنهُم عَمَلَ الآخِرَةِ لِلدُّنيا لَم يَكُن لَهُ فِي الآخِرَةِ نَصيبٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بشارت باد اين امّت را به بلندى و عظمت و دين و پيروزى و قدرت يافتن در زمين!. پس هر كدام از آنان كه كار آخرت را براى دنيا انجام دهد، در آخرت، نصيبى نخواهد داشت.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 44 ح 21278.
عنه صلى الله عليه و آله:بَشِّر هذِهِ الاُمَّةَ بِالسَّناءِ وَالرِّفعَةِ، وَالدّينِ وَالنَّصرِ، وَالتَّمكينِ فِي الأَرضِ،. فَمَن عَمِلَ مِنهُم عَمَلَ الآخِرَةِ لِلدُّنيا، لَم يَكُن لَهُ فِي الآخِرَةِ نَصيبٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين امّت را به ارجمندى و سربلندى و ديندارى و پيروزى و قدرت يافتن در روى زمين، مژده باد!. پس، هر كس از ايشان كه كار آخرت را براى دنيا انجام دهد، او را در آخرت، نصيبى نخواهد بود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 44 ح 21278.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في خَبرٍ طَويلٍ ومَسائِلَ كَثيرَةٍ سَأَلَ عَنها شَمعونُ بنُ لاوِيَ فَأَجابَهُ صلى الله عليه و آله ـ:. أمَّا الحَياءُ فَيَتَشَعَّبُ مِنهُ: اللّينُ، وَالرَّأفَةُ، وَالمُراقَبَةُ للّهِِ فِي السِّرِّ وَالعَلانِيَةِ، وَالسَّلامَةُ، وَاجتِنابُ الشَّرِّ، وَالبَشاشَةُ، وَالسَّماحَةُ، وَالظَّفَرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديثى طولانى و در ميان مسائل بسيارى كه شمعون بن لاوى (يكى از حواريان عيسى عليه السلام) درباره آنها پرسش نمود و ايشان پاسخ فرمود ـ:. از حيا، اينها سرچشمه مى گيرند: نرمى، مهربانى، در نهان و آشكارا متوجّه خدا بودن، سلامت، اجتناب از شر، خوش رويى، آسانگيرى، و پيروزى.
۱.تحف العقول: ص 17.
عنه صلى الله عليه و آله:عَلِّموا بَنيكُم الرَّميَ؛ فَإنَّهُ نِكايَةُ العَدُوِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به پسرانتان، تيراندازى ياد دهيد؛ چراكه مايه پيروزى بر دشمن است.
۱.الفردوس: ج 3 ص 11 ح 4008.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ النَّصرَ مَع الصَّبرِ، والفَرَجَ مع الكَربِ، وإنّ مَع العُسرِ يُسرا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا پيروزى، با شكيبايى همراه است و گشايش، با گرفتارى. و بى گمان، با هر دشوارى، آسانى اى هست.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 377 ح 2661.
کلیدواژه‌ها صبرشکیبایی و پیروزی
كنز العمّال عن بُرَيدة:لَمّا كانَ يومُ خَيبَرَ أخَذَ اللِّواءَ أبو بكرٍ، فَرَجَعَ ولَم يُفتَحْ لَهُ، فَلَمّا كانَ مِن الغَدِ أخَذَ عُمَرُ ولَم يُفتَحْ لَهُ، وقُتِلَ ابنُ مُسلِمَةَ ورَجَعَ الناسُ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَأدفَعَنَّ لِوائي هذا إلى رَجُلٍ يُحِبُّ اللّهَ ورسولَهُ ويُحِبُّهُ اللّهُ ورسولُهُ، لَن يَرجِعَ حتى يُفتَحَ علَيهِ. فَبِتنا طَيِّبةً أنفُسُنا أنَّ الفَتحَ غَدا، فَصَلّى رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الغَداةَ ثُمّ دَعا بِاللِّواءِ وقامَ قائما، فما مِنّا مِن رَجُلٍ لَهُ مَنزِلَةٌ مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلّا وهُو يَرجُو أن يكونَ ذلكَ الرَّجُلَ؛ حتّى تَطاوَلتُ أنا لها ورَفَعتُ رَأسِي لِمَنزِلَةٍ كانَت لي مِنهُ، فَدَعا عليَّ بنَ أبي طالبٍ وهو

كنز العمّالـ به نقل از بُرَيده ـ: در روز خيبر، ابو بكر، پرچم را گرفت؛ امّا بدون آن كه موفّق به فتح شود، برگشت. روز بعد، عمر پرچم را گرفت و اوهم ناكام برگشت و ابن سَلَمه كشته شد و مردم (مسلمانان) برگشتند. پيامبر خدا، فرمود: «هر آينه، اين پرچم را به كسى خواهم داد كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند و هرگز بر نمى گردد تا پيروزى نصيبش شود. ما آن شب را خوش حال از اين كه فردا روز پيروزى است، به صبح رسانديم. پيامبر خدا، نماز صبح را خواند و آن گاه، پرچم را خواست و از جا بلند شد. هر يك از ما كه نزد پيامبر خدا منزلتى داشت، اميدوار بود كه آن مرد او باشد. حتّى من به جهت منزلتى كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله داشتم، گردن كشيدم و سرم را بالا گرفتم؛ امّا پيامبر خدا، على

۱.كنز العمّال: ج 10 ص 463 ح 30120.
إسماعيلُ بنُ جابِرٍ عَن أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامأنَّهُ كَتَبَ بِهذِهِ الرِّسالَةِ إلى أصحابِهِ وأمَرَهُم بِمُدارَسَتِها وَالنَّظَرِ فيها وتَعاهُدِها وَالعَمَلِ بِها، فَكانوا يَضَعونَها في مَساجِدِ بُيوتِهِم، فَإِذا فَرَغوا مِنَ الصَّلاةِ نَظَروا فيها: أمّا بَعدُ، فَاسأَلوا رَبَّكُمُ العافِيَةَ، وعَلَيكُم بِالدَّعَةِ وَالوَقارِ وَالسَّكينَةِ، وعَلَيكُم بِالحَياءِ وَالتَّنَزُّهِ عَمّا تَنَزَّهَ عَنهُ الصّالِحونَ قَبلَكُم. وإيّاكُم أن تَزلِقوا ألسِنَتَكُم بِقَولِ الزّورِ وَالبُهتانِ وَالإِثمِ وَالعُدوانِ، فَإِنَّكُم إن كَفَفتُم ألسِنَتَكُم عَمّا يَكرَهُهُ اللّهُ مِمّا نَهاكُم عَنهُ كانَ خَيرًا لَكُم عِندَ رَبِّكُم مِن أن تَزلِقوا ألسِنَتَكُم بِهِ، فَإِنَّ زَلقَ اللِّسانِ فيما يَكرَهُ

اسماعيل بن جابر مى گويد:امام صادق عليه السلام اين نامه را به ياران خود نوشت و به آنان دستور داد كه پيوسته آن را مطالعه كنند و در آن بينديشند و از آن مراقبت به عمل آورند و به كارش بندند. از اين رو، آنها اين نامه را در نمازخانه منازل خود مى گذاشتند و بعد از نماز، در آن تدبّر مى كردند: به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد، از پروردگارتان عافيت بطلبيد و آرام و با وقار و سنگين باشيد، حيا را از دست ندهيد و از آن چه صُلحاى پيش از شما دورى كرده اند دورى كنيد. مبادا زبانهاى خود را به دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بيالاييد؛ زيرا اگر زبانهاى خود را از آن چه خداوند ناخوش دارد و شما را از آن نهى كرده است، نگهداريد، براى شما نزد پروردگارتان، بهتر است از اين كه زبانهايتان را به آنها بيالاييد. چه، آلودن

۱.البقرة: 18.
۲.المرسلات: 36.
۳.الأنعام: 120.
۴.الإسراء: 7.
۵.الأنبياء: 73.
۶.آل عمران: 31.
۷.الكافي: 8 / 2.
عنه صلى الله عليه و آله:الرَّوحُ وَالرّاحَةُ وَالرَّحمَةُ وَالنُّصرَةُ وَاليُسرُ وَاليَسارُ وَالرِّضا وَالرِّضوانُ وَالمَخرَجُ وَالفَلجُ ۱ وَالقُربُ وَالمَحَبَّةُ مِنَ اللّهِ ومِن رَسولِهِ لِمَن أحَبَّ عَلِيًّا وَائتَمَّ بِالأَوصِياءِ مِن بَعدِهِ ۲.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آسايش و آسودگى و رحمت و يارى و توانگرى و آسانى و خشنودى و رضوان و گشايش و پيروزى و تقرب و دوستى خدا و رسول او براى كسى است كه على را دوست بدارد و به جانشينان او اقتدا كند.
۱.الفَلجْ: الفوز والظفر (لسان العرب: 2 / 347).
۲.تفسير العيّاشيّ: 1 / 169 / 33، وراجع المحاسن: 1 / 237 / 432 كلاهما عن أبي كلدة عن الإمام الباقر عليه السلام.
عنه عليه السلام:بِنا يَبدَأُ البَلاءُ ثُمَّ بِكُم، وبِنا يَبدَأُ الرَّخاءُ ثُمَّ بِكُم، وَالَّذي يُحلَفُ بِهِ لَيَنتَصِرَنَّ اللّهُ بِكُم كَمَا انتَصَرَ بِالحِجارَةِ ۱.
امام صادق عليه السلام:بلا و گرفتاريها از ما آغاز مى شود و سپس به شما مى رسد و آسايش و رفاه نيز از ما آغاز مى گردد و آن گاه به شما مى رسد. سوگند به آن كس كه بدو سوگند ياد مى شود، بى گمان خداوند به دست شما پيروزى حاصل مى كند، همان گونه كه با سنگريزه (در واقعه اصحاب فيل) پيروزى به بار آورد.
۱.أمالي المفيد: 301 / 2، أمالي الطوسيّ: 74 / 109 كلاهما عن سفيان بن إبراهيم الغامديّ القاضي.
الإمام زين العابدين عليه السلام:رَبِّ صَلِّ عَلى أطائِبِ أهلِ بَيتِهِ الَّذينَ اختَرتَهُم لِأَمرِكَ، وجَعَلتَهُم خَزَنَةَ عِلمِكَ، وحَفَظَةَ دينِكَ، وخُلفاءَكَ في أرضِكَ، وحُجَجَكَ عَلى عِبادِكَ، وطَهَّرتَهُم مِنَ الرِّجسِ وَالدَّنَسِ تَطهيرًا بِإِرادَتِكَ، وجَعَلتَهُمُ الوَسيلَةَ إلَيكَ وَالمَسلَكَ إلى جَنَّتِكَ. اللّهُمَّ فَأَوزِع لِوَلِيِّكَ شُكرَ ما أنعَمتَ بِهِ عَلَيهِ، وأوزِعنا مِثلَهُ فيهِ، وآتِهِ مِن لَدُنكَ سُلطانًا نَصيرًا، وَافتَح لَهُ فَتحًا يَسيرًا، وأعِنهُ بِرُكنِكَ الأَعَزِّ، وَاشدُد أزرَهُ، وقَوِّ عَضُدَهُ، وراعِهِ بِعَينِكَ، وَاحمِهِ بِحِفظِكَ، وَانصُرهُ بِمَلائِكَتِكَ، وَامدُدهُ بِجُندِكَ الأَغلَبِ، وأقِم بِهِ كِتابَكَ وحُدودَكَ وشَرائِعَكَ وسُنَنَ رَسولِكَ صَلَواتُكَ

امام سجاد عليه السلام:اى پروردگار من، بر پاك تران اهل بيت او درود و صلوات فرست؛ همانان كه ايشان را براى امر خود (راهنمايى و هدايت مردم) برگزيدى و خزانه داران دانشت و نگهبانان دينت و جانشينان خود در زمينت و حجّت هاى خويش بر بندگانت قرار دادى و به خواست و اراده خود، آنان را از پليدى و ناپاكى پاك ساختى و ايشان را وسيله واصل شدن به مقام قرب خود و راه رسيدن به بهشتت قرار دادى. بار خدايا، به ولىّ خود شكر و سپاس نعمتى را كه به او ارزانى داشته اى، الهام فرما و به ما نيز همانند او چنين سپاسى را الهام ده و به او سلطنت و قدرتى يارى گر عطايش فرما و به او پيروزى و فتحى آسان ارزانى دار و با نيرومندترين ركن قدرت خود ياريش ده و پشتش را محكم و بازوانش را توانا گردان و تحت مراقبت خويش قرارش ده و در سايه حفظ

۱.الصحيفة السجّاديّة: الدعاء 47 ص 190 و 191، إقبال الأعمال: 2 / 91.
الإمام الصادق عليه السلامـ في دُعاءٍ لَهُـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وعَلى إمامِ المُسلِمينَ، وَاحفَظهُ مِن بَينِ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ ومِن فَوقِهِ ومِن تَحتِهِ، وَافتَح لَهُ فَتحًا يَسيرًا، وَانصُرهُ نَصرًا عَزيزًا، وَاجعَل لَهُ مِن لَدُنكَ سُلطانـًا نَصيـرًا. اللّهُـمَّ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ، وأهلِك أعداءَهُم مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ ۱.
امام صادق عليه السلامـ در يكى از دعاهاى خودـ: بار خدايا، بر محمّد و ال محمّد و بر امام مسلمانان، درود و صلوات فرست و او را از پيش رو و از پشت سرش و از جانب راست و از جانب چپش و از بالاى سر و از زير پايش (از همه جهت) محافظت فرما و پيروزى و فتحى آسان (و بى رنج) نصيبش گردان و نصرتى عزت بخش عطايش كن و از جانب خود براى او تسلطى (و قدرتى) يارى گر قرار ده؛ بار خدايا، فرج آل محمّد را شتاب بخش و دشمنان آنان را، از جنّ و انس، نيست و نابود گردان.
۱.مصباح المتهجّد: 392، جمال الاُسبوع: 293.
الإمام الرضا عليه السلامـ كان يَأمُرُ لِصاحِبِ الأَمرِ بِهذَا الدُّعاءِـ: اللّهُمَّ ادفَع عَن وَلِيِّكَ وخَليفَتِكَ وحُجَّتِكَ عَلى خَلقِكَ، ولِسانِكَ المُعَبِّرِ عَنكَ النّاطِقِ بِحُكمِكَ، وعَينِكَ النّاظِرَةِ بِإِذنِكَ، وشاهِدِكَ عَلى عِبادِكَ، الجَحجاحِ المُجاهِدِ، العائِذِ بِكَ، العابِدِ عِندَكَ، وأعِذهُ مِن شَرِّ جَميعِ ما خَلَقتَ وبَرَأتَ وأنشَأتَ وصَوَّرتَ، وَاحفَظهُ مِن بَينِ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ ومِن فَوقِهِ ومِن تَحتِهِ بِحِفظِكَ الَّذي لا يَضيعُ مَن حَفِظتَهُ بِهِ، وَاحفَظ فيهِ رَسولَكَ وآباءَهُ أئِمَّتَكَ ودَعائِمَ دينِكَ، وَاجعَلهُ في وَديعَتِكَ الَّتي لا تَضيعُ، وفي جِوارِكَ الَّذي لا يُخفَرُ، وفي مَنعِكَ وعِزِّكَ الَّذي لا يُقهَرُ، وآمِنهُ

امام رضا عليه السلامبه خواندن اين دعا براى حضرت صاحب الامر دستور مى داد: بار خدايا، دور گردان (بلاها را) از ولّى خودت و جانشينت و حجّت تو بر خلقت و آن كه زبان گوياى توست و سخنگوى حكم تو و ديده توست كه به اذن و اجازه تو مى نگرد و گواه تو بر بندگانت مى باشد، سرور است و مجاهد، پناه برنده به توست و عبادت كننده تو؛ او را از شرّ هر آن چه آفريده اى و ساخته اى و پديد آورده اى و صورت بخشيده اى، در پناه خود بدار و با نگهداشت خود، او را از پيش رو و راست و چپ و بالاى سر و زير پايش نگه دار، نگهداشتى كه هركس را با آن حفظ كنى، از بين نرود و با حفظ او [راه و رسم]رسول خودت و پدران او را كه امامان تو و اركان تو هستند، حفظ فرما و او را در وديعه خود گير؛ وديعه اى كه [چون تو امانت دار آن هستى]هرگز تباه نمى شود

۱.مصباح المتهجّد: 409، المصباح للكفعميّ: 548، جمال الاُسبوع: 307 كلّها عن يونس بن عبدالرحمن.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ بَعدَ صَلاةِ الظُّهرِ ـ: اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسأَلُكَ الظَّفَرَ وَالسَّلامَةَ، وَالحُلُولَ بِدارِ الكَرامَةِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در دعاى بعد از نماز ظهر ـ: بار خدايا! پيروزى و سلامت و اقامت در سراى كرامت (گراميداشت) را از تو درخواست مى كنم.
۱.مصباح المتهجّد: ص 65 ح 101، المصباح للكفعمي: ص 46، فلاح السائل: ص 321 ح 215 كلّها عن معاوية بن عمّار، بحار الأنوار: ج 86 ص 71 ح 5.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فيما كَتَبَهُ لِجمَّاعٍ كانوا في جَبلِ تِهامَةَ قَد غَصَبوا المارَّةَ مِن كِنانَةَ ومُزَينَةَ وَالحَكَمِ وَالقارَةِ، ومَنِ اتَّبَعَهُم مِن العَبيدِ، فَلمَّا ظَهَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَفَدَ مِنهُم وَفدٌ عَلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله، فَكَتَبَ لَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، هذا كِتابٌ مِن مُحَمَّدٍ النَّبيِّ رَسولِ اللّهِ لِعِبادِ اللّهِ العُتَقاءِ، إنَّهُم إن آمَنوا وأقامُوا الصَّلاةَ وآتَوُا الزَّكاةَ فَعَبدُهُم حُرٌّ ومَولاهُم مُحَمَّدٌ، ومَن كانَ مِنهُم مِن قَبيلَةٍ لَم يُرَدَّ إلَيها، وما كانَ فيهِم مِن دَمٍ أصابوهُ أو مالٍ أخَذوهُ فَهُو لَهُم، وما كانَ لَهُم مِن دَينٍ في النَّاسِ رُدَّ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در نامه اى به گروهى [راهزن] كه در كوه تهامه جمع شده بودند و كاروانيان كنانه و مزينه و حَكَم و قاره و شمارى از بردگان آنان را تاراج كرده بودند و پس از پيروزى، نمايندگانى به حضور وى فرستاده بودند ـ: بسم اللّه الرحمن الرحيم. اين، نامه اى است از محمّدِ پيامبر، فرستاده خدا، به بندگان آزاده شده خداوند، كه: اگر ايمان بياورند و نماز بگزارند و زكات بپردازند، بردگان ايشان همگى آزادند و مولاى ايشان محمّد است. و هر كس از ايشان كه از قبيله اى است، به آن قبيله برگردانده نمى شود و اگر خونى به گردن دارند يا مالى گرفته اند، از خود ايشان است (بخشيده مى شوند) و اگرطلبى از مردم دارند، بايد به ايشان برگردانده شود و هيچ ستم و ظلمى به ايشان نخواهد شد و در پناه خدا و در پناه محمّد

۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 278.
عنه صلى الله عليه و آله:مَنَّ عَلَيَّ رَبِّي وقَالَ لي: يا مُحَمَّدُ. نَصَرتُكَ بِالرُّعبِ الَّذي لَم أنصُر بِهِ أحَداً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگارم بر منّت گذاشت و به من فرمود: «اى محمّد!. من تو را با ايجاد رُعبى [در دل دشمنْ] پيروز كردم كه احدى را با آن به پيروزى نرساندم».
۱.علل الشرايع: ص 128 ح 3 عن جابر بن عبد اللّه، بحار الأنوار: ج 16 ص 93 ح 27.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ بِوُجوبِ الحُجَجِ، وظُهورِ الفَلَجِ، وإيضاحِ المَنهَجِ، فَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعا بِها، وحَمَلَ عَلَى المَحَجَّةِ دالاًَّ عَلَيها. ۱
امام على عليه السلام:[خداوند] او را با دلايل لازم (قانع كننده)، و با پيروزىِ آشكار و براى روشن ساختن راه، فرستاد و او پيام خداوند را آشكار و ابلاغ كرد و با راه نمايى كردن مردم، آنان را به راه راست كشاند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 185، بحار الأنوار: ج 18 ص 223 ح 59.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۴۸