فیلترها
نتایج جستجو برای «پایدار»: ۳۵۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قَسَمَ اللّهُ العَقلَ ثَلاثَةَ أجزاءٍ، فَمَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ عَقلُهُ، ومَن لَم يَكُنَّ فَلا عَقلَ لَهُ: حُسنُ المَعرِفَةِ بِاللّهِ، وحُسنُ الطّاعَةِ لِلّهِ، وحُسنُ الصَّبرِ عَلى أمرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال، خرد را بر سه پاره تقسيم كرد كه هر كس آن سه پاره را دارا شود، خردش كامل است و آن كه از آن بى بهره باشد، خردمند نيست: شناختى نيكو از خداوند، نيك فرمان بردارى از خداوند، و پايدارى شايسته بر دستورهاى خداوند عز و جل.
۱.تحف العقول: ص 54، مشكاة الأنوار: ص 437 ح 1465، تيسير المطالب: ص 148، بحار الأنوار: ج 1 ص 106 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:مِن أوكَدِ أسبابِ العَقلِ رَحمَةُ الجُهّالِ. ۱
امام على عليه السلام:از پايدارترين اسباب خرد، ترحّم بر نادان هاست.
۱.غرر الحكم: ح 9295، عيون الحكم والمواعظ: ص 467 ح 8510.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قَسَّمَ اللّهُ العَقلَ ثَلاثَةَ أجزاءٍ، فَمَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ عَقلُهُ، ومَن لَم يَكُنَّ فَلا عَقلَ لَهُ: حُسنُ المَعرِفَةِ بِاللّهِ، وحُسنُ الطّاعَةِ لِلّهِ، وحُسنُ الصَّبرِ عَلى أمرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را بر سه پاره قسمت كرد. هر كه اين سه پاره را دارا باشد، خردش كامل است و هر كه از آنها بى بهره باشد، از خرد، بى بهره است: شناختِ نيكو از خداوند، نيك فرمان بردارى از خداوند، و پايدارى شايسته [در پيروى] از دستورهاى خداوند.
۱.تحف العقول: ص 54، الخصال: ص 102 ح 58، تيسير المطالب: ص 148، بحار الأنوار: ج 1 ص 106 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلام:بِصُنعِ اللّهِ يُستَدَلُّ عَلَيهِ، وبِالعُقولِ تُعتَقَدُ مَعرِفَتُهُ، وبِالفِكرَةِ تَثبُتُ حُجَّتُهُ. ۱
امام على عليه السلام:با مخلوقات خداوند، بر خداوند استدلال مى شود، و با خرد، شناخت خداوند، پايدار مى گردد و با انديشه، حجّت هاى او به اثبات مى رسد.
۱.تحف العقول: ص 62، الأمالي للمفيد: ص 254 عن محمّد بن زيد الطبريّ، التوحيد: ص 35 ح 2 عن محمّد بن يحيى بن عمر بن عليّ بن أبي طالب عليه السلام، الاحتجاج: ج 2 ص 360 ح 283 والثلاثة الأخيرة عن الإمام الرضا عليه السلام وفيها «بالفطرة» بدل «بالفكرة»، بحار الأنوار: ج 3 ص 55 ح 28 نقلاً عن جامع الأخبار.
الكافي عن الحسن بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ أوَّلَ الاُمورِ ومَبدَأها وقُوَّتَها وعِمارَتَها ـ الَّتي لا يَنتَفِعُ شَيءٌ إلاّ بِهِ ـ العَقلُ الَّذي جَعَلَهُ اللّهُ زينَةً لِخَلقِهِ ونورًا لَهُم، فَبِالعَقلِ عَرَفَ العِبادُ خالِقَهُم وأنَّهُم مَخلوقونَ، وأنَّهُ المُدَبِّرُ لَهُم وأنَّهُمُ المُدَبَّرونَ، وأنَّهُ الباقي وهُمُ الفانونَ، وَاستَدَلّوا بِعُقولِهِم عَلى ما رَأوا مِن خَلقِهِ؛ مِن سَمائِهِ وأرضِهِ، وشَمسِهِ وقَمَرِهِ، ولَيلِهِ ونَهارِهِ، وبِأَنَّ لَهُ ولَهُم خالِقًا ومُدَبِّرًا لَم يَزَل ولا يَزولُ، وعَرَفوا بِهِ الحَسَنَ مِنَ القَبيحِ، وأنَّ الظُّلمَةَ فِي الجَهلِ، وأنَّ النّورَ فِي العِلمِ، فَهذا ما دَلَّهُم عَلَيهِ العَقلُ.
قيلَ لَهُ: فَهَل يَكتَفِي العِبادُ
الكافىـ به نقل از حسن بن عمّار ـ: از امام صادق عليه السلام فرمود: «آغاز و شروع هر كار و نيرو و آبادانى آن ـ كه بدون آبادانى، بهره اى حاصل نمى گردد ـ خردى است كه خدا آن را زيور خَلق خود و روشنى بخش آنان قرار داد.
به وسيله خرد، بندگان، آفريننده خود را مى شناسند و مى دانند كه خود، مخلوق اند و او مدبّر آنهاست و آنها در زير تدبير اويند و او پاينده است و آنها [يند كه] راه فنا مى روند.
[بندگان،] در پرتو خردشان، هر آفريده اى را (از آسمان و زمين، خورشيد و ماه، و شب و روز) كه مى بينند دليل مى گيرند كه براى آفريدگان، آفريننده و سرپرستى است كه هميشه بوده و خواهد بود، و به وسيله خرد، زيبا را از زشت، باز مى شناسند و مى دانند كه تاريكى، در نادانى است و روشنى، در دانش. اين است آنچه خرد، بدان راهنمايى
۱.الكافي: ج 1 ص 29 ح 34.
عنه عليه السلام:ثَمَرَةُ العَقلِ الاِستِقامَةُ. ۱
امام على عليه السلام:ميوه خردمندى، پايدارى است.
۱.غرر الحكم: ح 4589، عيون الحكم والمواعظ: ص 208 ح 4173 وفيه «العلم» بدل «العقل».
الإمام عليّ عليه السلام:حَدُّ العَقلِ الاِنفِصالُ عَنِ الفاني وَالاِتِّصالُ بِالباقي. ۱
امام على عليه السلام:مرز خردمندى، جدايى از ناپايدار و پيوستن به پايدار است.
۱.غرر الحكم: ح 4905، عيون الحكم والمواعظ: ص 233 ح 4473.
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن زَهِدَ في دُنيا فانِيَةٍ دَنِيَّةٍ، ورَغِبَ في جَنَّةٍ سَنِيَّةٍ خالِدَةٍ عالِيَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، آن است كه دل از دنياى ناپايدارِ پَست بكَنَد و به بهشتِ زيباى جاودان و بلندمرتبه، رغبت كند.
۱.غرر الحكم: ح 1868، عيون الحكم والمواعظ: ص 56 ح 1435.
عنه عليه السلام:إنَّ العاقِلَ نَظَرَ إلَى الدُّنيا وإلى أهلِها فَعَلِمَ أنَّها لا تُنالُ إلاّ بِالمَشَقَّةِ، ونَظَرَ إلَى الآخِرَةِ فَعَلِمَ أنَّها لا تُنالُ إلاّ بِالمَشَقَّةِ، فَطَلَبَ بِالمَشَقَّةِ أبقاهُما. ۱
امام كاظم عليه السلام:خردمند، به دنيا و أهل آن، نظر افكنْد. پس دانست كه جز با سختى، بدان نمى رسد؛ و به آخرت، نظر افكند. پس دانست كه جز با سختى به دست نمى آيد. از اين رو، با سختى، پايدارتر را جستجو كرد و برگزيد.
۱.الكافي: ج 1 ص 18 ح 12 عن هشام بن الحكم.
عنه عليهالسلام: شيمَةُ ذَوِي الأَلبابِ وَالنُّهى الإِقبالُ عَلى دارِ البَقاءِ وَالإِعراضُ عَن دارِ الفَناءِ، وَالتَّوَلُّهُ بِجَنَّةِ المَأوى. ۱
امام على عليهالسلام: خوى خردمندان، روى آوردن به زندگى پايدار و دورى جُستن از زندگى فانى و دلدادگى به اقامتگاه بهشتى است.
۱.غرر الحكم: ح 5791، عيون الحكم والمواعظ: ص 297 ح 5305.
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: قَسَّمَ اللّهُ العَقلَ ثَلاثَةَ أجزاءٍ، فَمَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ عَقلُهُ، ومَن لَم يَكُنَّ فَلا عَقلَ لَهُ: حُسنُ المَعرِفَةِ بِاللّهِ، وحُسنُ الطّاعَةِ لِلّهِ، وحُسنُ الصَّبرِ عَلى أمرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله: خداوند، خرد را سه قسمت كرده است. هر كه اين سه قسمت در او باشد، خردش كامل است و هر كه در او هيچ نباشد، خردمند نيست: شناختى نيكو از خداوند، پيروى نيكو از او، و پايدارى شايسته بر فرمانش.
۱.تحف العقول: ص 54، كنز الفوائد: ج 1 ص 56، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 26، روضة الواعظين: ص 7، جامع الأخبار: ص 520 ح 1480 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 158 ح 145؛ حلية الأولياء: ج 1 ص 21، الفردوس: ج 3 ص 209 ح 4592 كلاهما عن أبي سعيد.
الإمام الصادق عليه السلام:ثَلاثَةُ أشياءَ لا يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَنساهُنَّ عَلى كُلِّ حالٍ: فَناءُ الدُّنيا، وتَصَرُّفُ الأَحوالِ، وَالآفاتُ الَّتي لا أمانَ لَها. ۱
امام صادق عليه السلام:سه چيز است كه خردمند نبايد آن را هيچ گاه از ياد ببرد: ناپايدارى دنيا، دگرگونى اوضاع و احوال، و آسيب هايى كه از آنها چاره اى نيست.
۱.تحف العقول: ص 324، بحار الأنوار: ج 78 ص 238 ح 84.
الإمام عليّ عليه السلام:مَن دامَ كَسَلُهُ خابَ أملُهُ. ۱
امام على عليه السلام:هركه سستى [و تنبلى]اش پايدار بمانَد، در آرزويش ناكام مى شود.
۱.غرر الحكم: ح 7907، عيون الحكم والمواعظ: ص 453 ح 8148.
عنه صلى الله عليه و آله:عِبادَ اللّهِ! إنَّكُم في دارِ أمَلٍ، بَينَ حَياةٍ وأجَلٍ، وصِحَّةٍ وعِلَلٍ، دارِ زَوالٍ و تَقَلُّبِ أحوالٍ، جُعِلَت سَبَبا لِلاِرتِحالِ، فَرَحِمَ اللّهُ امرَأً قَصَّرَ مِن أمَلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى بندگان خدا! شما در سراىِ آرزو به سر مى بريد، ميان زندگى و مرگ، و تن درستى و بيمارى ها؛ در سراىِ ناپايدارى و دگرگونى حالات؛ سرايى كه براى كوچيدن، خلق شده است. پس، رحمت خدا بر آن كس باد كه آرزويش را كوتاه سازد!
۱.دلائل الإمامة: ص89 ح24، بحارالأنوار: ج103 ص270 ح 21 نقلاً عن مسند فاطمة عليهاالسلام وكلاهما عن الليث عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام عن جابر.
الإمام الرضا عليه السلامـ فيما جَمَعَهُ الفَضلُ بنُ شاذانَ مِن كَلامِهِ في عِلَلِ الفَرائِضِ ـ: إن قالَ قائِلٌ: لِمَ أمَرَ اللّهُ العِبادَ ونَهاهُم؟ قيلَ: لِأَنَّهُ لا يَكونُ بَقاؤُهُم وصَلاحُهُم إلّا بِالأَمرِ وَالنَّهيِ، وَالمَنعِ عَنِ الفَسادِ وَالتَّغاصُبِ.
فَإن قالَ قائِلٌ: لِمَ تَعَبَّدَهُم؟ قيلَ: لِئَلّا يَكونوا ناسينَ لِذِكرِهِ، ولا تارِكينَ لِأَدَبِهِ، ولا لاهينَ عَن أمرِهِ ونَهيِهِ، إذ ۱ كانَ فيهِ صَلاحُهُم وفَسادُهُم وقوِامُهُم، فَلَو تُرِكوا بِغَيرِ تَعَبُّدٍ لَطالَ عَلَيهِمُ الأَمَدُ، وقَسَت قُلوبُهُم. ۲
امام رضا عليه السلامـ از سخنان ايشان در باره علّت واجبات كه فضل بن شاذان، آنها را گردآورى كرده است ـ: اگر كسى بگويد: «چرا خدا، به بندگانْ امر و نهى كرده است؟»، گفته مى شود: چون ماندگارى و درستى آنان، جز با امر و نهى و جلوگيرى از تباهى و تجاوز به يكديگر، ممكن نيست.
اگر كسى بگويد: «چرا از آنان عبادت خواسته شده است؟»، گفته مى شود: تا او را فراموش نكنند و تعاليمش را وا ننهند و از امر و نهى او غافل نشوند؛ چرا كه درستى و تباهى و پايدارى آنان، در گرو اين است، و اگر بدون [دستور به] عبادت، رها مى شدند، پس از گذشت زمانى دراز، سنگ دل مى شدند.
عنه صلى الله عليه و آله:ذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ بِمَنزِلَةِ الصّابِرِ فِي الفارّينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه در ميان غافلان به ياد خدا باشد، به سانِ كسى [در ميدان جهاد]است كه ديگران مى گريزند و او پايدارى مى كند.
۱.المعجم الكبير: ج 10 ص 16 ح 9797، حلية الأولياء: ج 4 ص 268، الفردوس: ج 2 ص 242 ح 3139 كلّها عن عبد اللّه بن مسعود، كنزالعمّال: ج 1 ص 425 ح 1831.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: إذا أتاكَ الشَّيطانُ مُوَسوِسا لِيُضِلَّكَ عَن سَبيلِ الحَقِّ ويُنسيَكَ ذِكرَ اللّهِ، فَاستَعِذ مِنهُ بِرَبِّكَ ورَبِّهِ؛ فَإِنَّهُ يُؤَيِّدُ الحَقَّ عَلَى الباطِلِ، ويَنصُرُ المَظلومَ، بِقَولِهِ عز و جل: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَـنٌ عَلَى الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» ۱. ولَن تَقدِرَ عَلى هذا ومَعرِفَةِ إتيانِهِ ومَذاهِبِ وَسوَسَتِهِ إلّا بِدَوامِ المُراقَبَةِ وَالاِستِقامَةِ عَلى بِساطِ الخِدمَةِ وهَيبَةِ المُطَّلَعِ وكَثرَةِ الذِّكرِ، وأمَّا المُهمِلُ لِأَوقاتِهِ فَهُوَ صَيدُ الشَّيطانِ. ۲
مصباح الشريعةـ در سخنى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: هر گاه شيطان، وسوسه كنان نزد تو آمد تا از راه حق، بيرونت ببَرَد و ياد خدا را فراموشت گردانَد، از او به آن كه پروردگار تو و اوست، پناه ببر، زيرا خداوند، حق را در برابر باطل كمك مى كند، و ستم ديده را يارى مى رساند، بنا به اين فرموده خودش: «چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و به پروردگارشان توكّل مى كنند، تسلّطى نيست» . تو هرگز بر اين كار؛ توانا نمى شوى و آمدن او و راه هاى وسوسه اش را نمى شناسى، مگر با مراقبت پيوسته و پايدارى بر بساط خدمت و ترس از مرگ و رستاخيز و بسيارى ياد خدا؛ امّا آن كه اوقات خويش را به غفلت بگذرانَد، شكار شيطان است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ يَومَ الأَحزابِ ـ: يا صَريخَ المَكروبينَ، يا مُجيبَ دَعوَةِ المُضطَرّينَ. أَنتَ اللّهُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، وأَنتَ اللّهُ بَعدَ كُلِّ شَيءٍ، وأَنتَ اللّهُ تَبقى ويَفنى كُلُّ شَيءٍ. وأَنتَ الدَّائِمُ الَّذي لا يَفنى، وأَنتَ الَّذي أَحَطتَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلما، وأَحصَيتَ كُلَّ شَيءٍ عَدَدا، أَنتَ البَديعُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، وَالباقي بَعدَ كُلِّ شَيءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعايش در نبرد احزاب ـ: اى فريادرس اندوهگينان، اى پاسخ دهنده دعاى بيچارگان!. تو پيش از همه چيز، خدا بوده اى و تو پس از همه چيز، خدايى. تو، آن خداوندى هستى كه پايدار مى مانى و همه چيز از ميان مى رود. تو، آن جاودانى هستى كه فنا نمى پذيرد. تو كسى هستى كه به همه چيز، احاطه علمى دارى و همه چيز را به شماره در آورده اى. تو نوآورِ پيش از همه چيزها و پايدارِ پس از همه چيزها هستى.
۱.مهج الدعوات: ص 94.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ في عَرَفاتٍ ـ: أَمسى ظُلمي مُستَجيرا بِعَفوِكَ. وأَمسى وَجهِيَ الفاني مُستَجيرا بِوَجهِكَ الباقي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعايش در عرفات ـ: ستمم به گذشت تو پناه آورده. و وجه فناپذيرم، به وجه پايدار تو، پناهنده گشته است.
۱.الكافي: ج 4 ص 464 ح 5.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۵۰