نتایج جستجو برای «ویژگی های عبادی پیامبر»: ۱۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أُوصيكُم بِالشُّبَّانِ خَيرا؛ فَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً، إنَّ اللّهَ بَعَثَني بَشيرا ونَذيرا فَحالَفَنِي الشُّبَّانُ، وخالَفَنِي الشُّيوخُ. ثُمَّ قَرَأَ: «فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شما را به نيكى با جوانان سفارش مى كنم؛ زيرا نرم ترين دل ها را دارند. به راستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده وهشداردهنده بر انگيخت. پس جوانان، با من پيمان بستند و پيران، با من به مخالفت بر خاستند. [آن گاه، اين آيه را خواند]: «و عمر آنان به درازا كشيد، و دل هايشان سخت گرديد» ۳.
۱.الحديد: 16.
۲.شباب قريش: ص 1.
۳.الحديد: 16.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أبغونِي الضُّعَفاءَ، فَإنَّما تُرزَقُونَ وتُنصَرونَ بِضُعَفائِكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مرا در ميان ضعيفان بجوييد؛ زيرا شما به واسطه مردمان ضعيف، روزى مى خوريد و يارى مى شويد.
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 32 ح 2594.
الإمام عليّ عليه السلام:[قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: ألا ومَنِ استَخَفَّ بِفَقيرٍ مُسلمٍ فَقدِ استَخَفَّ بِحَقِّ اللّهِ، وَاللّهُ يَستَخِفُّ بِهِ يَومَ القِيامَةِ، إلَا أن يَتوبَ. وقَال صلى الله عليه و آله: مَن أكرَمَ فَقيرا مُسلِما لَقِيَ اللّهَ عز و جل يَومَ القِيامَةِ وهُوَ عَنهُ راضٍ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا فرمود: «بدانيد كه هر كس مسلمان فقيرى را ناچيز شمارَد، حقّ خدا را ناچيز شمرده است و خداوند در روز قيامت، او را ناچيز مى گردانَد مگر اين كه توبه كند». و نيز فرمود: «هر كس مسلمان فقيرى را گرامى بدارد، روز قيامت، در حالى خدا را ديدار مى كند كه از او راضى است».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 13 ح 4968.
الإمام الصادق عليه السلام:جَاءُ رَجُلٌ مُوسِرٌ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله نَقِيُّ الثَّوبِ فَجَلَسَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَجَاءَ رَجُلٌ مُعسِرٌ دَرِنُ الثَّوبِ فَجَلَسَ إلى جَنبِ المُوسِرِ فَقَبَضَ المُوسِرُ ثِيابَهُ مِن تَحتِ فَخِذَيهِ فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أخِفتَ أن يَمَسَّكَ مِن فَقرِهِ شَيءٌ؟ قالَ: لا، قالَ: فَخِفتَ أن يُصيبَهُ مِن غِنَاكَ شَيءٌ؟ قالَ: لا، قالَ: فَخِفتَ أن يُوَسِّخَ ثِيابَكَ؟ قالَ: لا، قالَ: فَما حَمَلَكَ عَلى ما صَنَعتَ؟ فَقالَ: يا رَسولُ اللّهِ، إنَّ لي قَرينا يُزَيِّنُ لي كُلَّ قَبيحٍ، ويُقَبِّحُ لي كُلَّ حَسَنٍ، وقَد جَعَلتُ لَهُ نِصفَ مالي، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِلمُعسِرِ: أتَقبَلُ؟ قالَ: لا،

امام صادق عليه السلام:مردى ثروتمند، با لباسى فاخر، خدمت پيامبر خدا رسيد و در محضر ايشان نشست. مرد تنگ دستى نيز، با لباسى مندرس، وارد شد و در كنار مرد ثروتمند نشست. مرد ثروتمند، لباسش را از زير پايش جمع و جور كرد. پيامبر خدا فرمود: «ترسيدى كه از نادارىِ او، چيزى به تو سرايت كند؟». گفت: خير. فرمود: «پس ترسيدى كه از ثروتمندىِ تو، چيزى عايد او شود؟». گفت: خير. فرمود: «پس ترسيدى كه او لباس تو را كثيف كند؟». گفت: خير. فرمود: «پس چه باعث شد كه تو چنين كنى؟». گفت: اى پيامبر خدا! من همراهى دارم كه برايم هر كارِ زشتى را زيبا جلوه مى دهد و هر كارِ خوبى را بد مى نماياند. من نيمى از دارايى ام را براى اين [مرد تنگ دست] قرار دادم. پيامبر صلى الله عليه و آله به مرد تنگ دست فرمود: «آيا مى

۱.الكافي: ج 2 ص 262 ح 11.
الإمام عليّ عليه السلام:لَمّا نَزَلَ علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله «يا أيُّها المُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّيلَ إلّا قَليلاً» ۱ قامَ اللَّيلَ كلَّهُ حتّى تَوَرَّمَت قَدَماهُ، فجَعَلَ يَرفَعُ رِجلاً ويَضَعُ رِجلاً، فهَبَطَ علَيهِ جِبريلُ فقالَ: «طه» يَعني الأرضَ بِقدَمَيكَ يا محمّدُ «ما أنزَلْنا عَلَيْكَ القُرْآنَ لِتَشْقى» ، وأنزَلَ «فاقْرأوا ما تَيَسَّرَ مِنَ القُرْآنِ» ۲. ۳
امام على عليه السلام:وقتى آيه: «اى جامه به خويشتن فرو پيچيده! شب را به پا خيز، مگر اندكى» بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، ايشان، تمام شب را به عبادت پرداخت، تا جايى كه پاهايش ورم كرد، به طورى كه [موقع نماز خواندن] يك پايش را بلند مى كرد و يكى را روى زمين مى گذاشت. پس جبرئيل بر ايشان فرود آمد و گفت: «طه» يعنى هر دو پايت را به زمين بگذار، اى محمّد! «ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به رنج بيفتى» و نيز اين آيه را نازل كرد: «پس، آنچه از قرآن ميسّر است، تلاوت كنيد» .
۱.المزَّمِّل: 1 و 2.
۲.المزَّمِّل: 20.
۳.الدرّ المنثور: ج 5 ص 549.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ عائِشَةَ لَيلَتَها، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَ تُتعِبُ نَفسَكَ وقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وما تَأخَّرَ؟ فَقالَ: يا عائِشَةُ، ألا أكونُ عَبدا شَكورا؟! ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا، در شب نوبتىِ عايشه، نزد او بود. به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! چرا خودت را به رنج مى اندازى، حال آن كه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ فرمود: «اى عايشه! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟!».
۱.الكافي: ج 2 ص 95 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى جَعَلَ قُرَّةَ عَيني فِي الصَّلاةِ، وحَبَّبَها إلَيَّ كَما حُبِّبَ إلَى الجائِعِ الطَّعامُ، وإلَى الظَّمآنِ الماءُ، فَإِنَّ الجائِعَ إذا أكَلَ الطَّعامَ شَبِعَ، وإذا شَرِبَ الماءَ رَوِيَ، وأنا لا أشبَعُ مِنَ الصَّلاةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، روشنىِ چشم مرا در نماز نهاده است و آن را محبوب من ساخته، همان گونه كه خوراك براى گرسنه و آب براى تشنه گوارا گشته است. همانا گرسنه پس از خوردنِ غذا، سير مى شود و تشنه پس از نوشيدن آب، سيراب مى گردد؛ ولى من از نماز سير نمى شوم.
۱.الأمالي للطوسي: ص 528 ح 1162.
الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوَّلَ ما بُعِثَ يَصومُ حَتَّى يُقالَ: ما يُفطِرُ، ويُفطِرُ حَتَّى يُقالَ: ما يَصومُ! ثُمَّ تَرَكَ ذلكَ وصامَ يَوما وأفطَرَ يَوما وهوَ صَومُ داودَ عليه السلام، ثُمَّ تَرَكَ ذلِكَ وصامَ الثَّلاثَةَ الأيَّامِ الغُرِّ، ثُمَّ تَرَكَ ذلِكَ وفَرَّقَها في كُلِّ عَشرَةِ أيَّامٍ يَوما؛ خَميسَينِ بَينَهُما أربِعاءُ، فَقُبِضَ عَلَيهِ وآلهِ السَّلامُ وهُو يَعمَلُ ذلِكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، در ابتداى بعثت، گاه چندان [پشت سر هم]روزه مى گرفت كه گفته مى شد: ديگر روزه را ترك نخواهد كرد! و گاه [چندان]روزه را ترك مى كرد كه گفته مى شد: ديگر روزه نخواهد گرفت! سپس اين روش را ترك كرد و يك روز در ميان، روزه مى گرفت و اين، روزه داوود عليه السلام بود. بعد از چندى، اين را نيز واگذاشت و سه روز اوّلِ هر ماه را روزه مى گرفت. سپس از اين روش نيز دست كشيد و از هر ده روز، يك روز، روزه مى گرفت: پنج شنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه ميان ماه، و تا زمانى كه از دنيا رفت، به اين سنّت ادامه داد.
۱.الكافي: ج 4 ص 90 ح 2.
الإمام عليّ عليه السلام:لَمّا نَزَلَ علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله «يا أيُّها المُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّيلَ إلّا قَليلاً» ۱ قامَ اللَّيلَ كلَّهُ حتّى تَوَرَّمَت قَدَماهُ، فجَعَلَ يَرفَعُ رِجلاً ويَضَعُ رِجلاً، فهَبَطَ علَيهِ جِبريلُ فقالَ: «طه» يَعني الأرضَ بِقدَمَيكَ يا محمّدُ «ما أنزَلْنا عَلَيْكَ القُرْآنَ لِتَشْقى» ، وأنزَلَ «فاقْرأوا ما تَيَسَّرَ مِنَ القُرْآنِ» ۲. ۳
امام على عليه السلام:وقتى آيه: «اى جامه به خويشتن فرو پيچيده! شب را به پا خيز، مگر اندكى» بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، ايشان، تمام شب را به عبادت پرداخت، تا جايى كه پاهايش ورم كرد، به طورى كه [موقع نماز خواندن]يك پايش را بلند مى كرد و يكى را روى زمين مى گذاشت. پس جبرئيل بر ايشان فرود آمد و گفت: «طه» يعنى هر دو پايت را به زمين بگذار، اى محمّد! «ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به رنج بيفتى» و نيز اين آيه را نازل كرد: «پس، آنچه از قرآن ميسّر است، تلاوت كنيد» .
۱.المزَّمِّل: 1 و 2.
۲.المزَّمِّل: 20.
۳.الدرّ المنثور: ج 5 ص 549 نقلاً عن ابن مردويه؛ الميزان في تفسير القرآن: ج 14 ص 126.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عِندَ عائِشَةَ لَيلَتَها، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَ تُتعِبُ نَفسَكَ وقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وما تَأخَّرَ؟ فَقالَ: يا عائِشَةُ، ألا أكونُ عَبدا شَكورا؟! ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا، در شب نوبتىِ عايشه، نزد او بود. به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! چرا خودت را به رنج مى اندازى، حال آن كه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ فرمود: «اى عايشه! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟!».
۱.الكافي: ج 2 ص 95 ح 6 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 71 ص 24 ح 3.
الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في بَيتِ أُمِّ سَلَمَةَ في لَيلَتِها، فَفَقَدَتهُ مِنَ الفِراشِ، فَدَخَلَها من ذلِكَ ما يَدخُلُ النِّساءَ، فَقامَت تَطلُبُهُ في جَوانِبِ البَيتِ حَتَّى انتَهَت إلَيهِ وهُو في جانِبٍ مِنَ البَيتِ قائِمٌ رافِعٌ يَدَيهِ يَبكي، وهُوَ يَقولُ: «اللَّهُمَّ لا تَنزِع مِنِّي صالِحَ ما أعطَيتَني أبَدا، اللَّهُمَّ ولا تَكِلني إلى نَفسي طَرفَةَ عَينٍ أبَدا.». قالَ: فَانصَرَفَت أُمُّ سَلَمَةَ تَبكي حَتَّى انصَرَفَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِبُكائِها، فَقالَ لَها: ما يُبكيكِ يا أُمَّ سَلَمَةَ؟ فَقالَت: بِأبي أنتَ وَأُمّي يا رَسولَ اللّهِ، ولِمَ لا أبكي وأنتَ بِالمَكانِ الَّذي أنتَ بِهِ مِنَ اللّهِ، قَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما

امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، در شب نوبتىِ اُمّ سلمه، در خانه او بود. اُمّ سلمه متوجّه شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در بستر نيست و از اين بابت، بنا به خصلت زنان، دچار شك و بددلى شد. از اين رو، برخاست و در اطراف خانه به جستجوى ايشان پرداخت. ناگاه ديد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در گوشه اى از اتاق ايستاده و دست هايش را به طرف آسمان برداشته است و گريه مى كند و مى گويد: «بار خدايا! خوبى هايى را كه ارزانى ام داشته اى، هرگز از من باز مگير. بار خدايا! هرگز مرا چشم بر هم زدنى، به خودم وا مگذار». اُمّ سلمه باز گشت و شروع به گريستن كرد، تا جايى كه از شنيدن صداى گريه او، پيامبر خدا باز گشت و به او فرمود: «اى اُمّ سلمه! چرا گريه مى كنى؟». گفت: پدر و مادرم، فدايت شوند، اى پيامبر خدا! چرا

۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 75 عن عبداللّه بن سيّار، بحار الأنوار: ج 16 ص 217 ح 6، وراجع ج 14 ص 384ـ387.
الأمالي للطوسي عن بكر بن عبد اللّه:إنَّ عُمَرَ بنَ الخطَّابِ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ مَوقوذٌ ـ أو قالَ: مَحمومٌ ـ فَقالَ لَهُ عُمَرُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما أشَدَّ وَعكَكَ؟ فَقالَ: ما مَنَعَني ذلِكَ أن قَرَأتُ اللَّيلَةَ ثَلاثينَ سُورَةً فيهِنَّ السَّبعُ الطِّوالُ، فَقالَ عُمَرُ: يا رَسولَ اللّهِ، غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وما تَأخَّرَ وأنتَ تَجهَدُ هذا الاجتِهادَ؟ فَقالَ: يا عُمَرُ، أفَلا أكونُ عَبدا شَكورا؟! ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از بكر بن عبد اللّه ـ: عمر بن خطّاب بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و ديد ايشان سخت بيمار (/ تبدار) است. عمر گفت: اى پيامبر خدا! چه قدر ناخوش احوال هستى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «با اين حال، ديشب سى سوره، از جمله سبعِ طوال ۲ را قرائت كردم». عمر گفت: اى پيامبر خدا! با آن كه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است، اين چنين خود را به زحمت مى اندازى؟ فرمود: «اى عمر! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟!».
۱.الأمالي للطوسي: ص 403 ح 903، بحار الأنوار: ج 16 ص 222 ح 20.
۲.سبع طوال يا هفت سوره طولانى، عبارت اند از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف و توبه.
المناقب لابن شهر آشوب عن طاووس الفقيه:رَأيتُ فِي الحِجرِ زَينَ العابِدينَ عليه السلام يُصَلِّي ويَدعو: عُبَيدُكَ بِبابِكَ، أسيرُكَ بِفِنائِكَ، مِسكينُكَ بِفِنائِكَ، سائِلُكَ بِفِنائِكَ، يَشكو إلَيكَ ما لا يَخفى عَلَيكَ. وفي خَبرٍ: لا تَرُدَّني عَن بابِكَ. وأتَت فاطِمَةُ بِنتُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام إلى جابِرِ بنِ عَبدِاللّهِ، فَقالَت لَهُ: يا صاحِبَ رَسولِ اللّهِ، إنَّ لَنا عَلَيكُم حُقوقا، ومِن حَقِّنا عَلَيكُم إذا رَأيتُم أحَدَنا يُهلِكُ نَفسَهُ اجتِهادا أن تُذَكِّروهُ اللّهَ، وتَدعوهُ إلَى البُقيا عَلى نَفسِهِ، وهذا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بَقيَّةُ أبيهِ الحُسَينِ، قَدِ انخَرَمَ أنفُهُ، ونَقِبَت جَبهَتُهُ ورُكبَتاهُ وراحَتاهُ، أذابَ نَفسَهُ فِي العِبادَةِ! فَأتى جابِرٌ إلى

المناقب، ابن شهر آشوبـ به نقل از طاووس فقيه ـ: در حِجر، امام زين العابدين عليه السلام را ديدم كه نماز مى خوانَد و دعا مى كند و مى گويد: «بنده ات در درگاه توست، اسيرت در آستان توست، بينوايت در آستان توست. گدايت در آستان توست، از چيزى به تو شِكوه مى كند كه بر تو پوشيده نيست» و در خبرى آمده است [كه گفت]: «مرا از درگاه خود مران». فاطمه، دختر على بن ابى طالب، نزد جابر بن عبد اللّه رفت و گفت: اى صحابى پيامبر خدا! ما به گردن شما حقوقى داريم و يكى از حقوق ما به گردن شما، اين است كه اگر ديديد يكى از ما از شدّت عبادت، خودش را از بين مى برد، خدا را به ياد او آوريد و از وى بخواهيد كه به جانش رحم كند. اينك على بن الحسين، اين يادگار پدرش حسين، بينى اش [از كثرت سجده]مجروح شده و پيشانى و زانوها و كف دست

۱.النَّصَب: التَّعَب (النهاية: ج 5 ص 62 «نصب»).
۲.في المصدر: «خفيّا»، والتصويب من بحار الأنوار. قال ابن الأثير: يقال: أحفى فلانٌ بصاحبه وحَفِيَ به وتحفّى: أي بالغَ في بِرِّه والسؤال عن حاله (النهاية: ج 1 ص 409 «حفا»).
۳.ما بين المعقوفين سقط من المصدر وأثبتناه من بحار الأنوار.
۴.المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 148، بحار الأنوار: ج 46 ص 78 ح 75.
الترغيب والترهيب عن عائشة:كانَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَصيرٌ، وكانَ يَحجُزُه بِاللَّيلِ فَيُصَلِّي عَلَيهِ، ويَبسُطُهُ بِالنَّهارِ فَيَجلِسُ عَلَيهِ، فَجَعَلَ النَّاسُ يَثوبونَ ۱ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَيُصَلُّونَ بِصَلاتِهِ حَتَّى كَثُروا، فَأقبَلَ عَلَيهِم فَقالَ: يا أيُّها النَّاسُ، خُذوا مِنَ الأعمالِ ما تُطيقونَ، فَإنَّ اللّهَ لا يَمَلُّ حَتّى تَمَلُّوا، وإنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَى اللّهِ ما دامَ وإن قَلَّ. ۲
الترغيب والترهيبـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، بوريايى داشت كه شب، آن را دولا مى كرد و رويش نماز مى خواند، و روز، آن را پهن مى كرد و روى آن مى نشست. مردم نيز به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آمدند و با نماز ايشان، نماز مى گزاردند، تا جايى كه تعدادشان بسيار شد. پس پيامبر خدا رو به آنها كرد و فرمود: «اى مردم! در حدّى كه تاب و توان داريد، عمل كنيد؛ زيرا خداوند عز و جل خسته نمى شود، مگر اين كه شما خسته شويد. محبوب ترين عمل در نزد خداوند، عملى است كه ادامه دار باشد؛ گرچه اندك باشد».
۱.يَثوبون: أي يرجعون (النهاية: ج 1 ص 221 «ثوب»).
۲.الترغيب والترهيب: ج4 ص128 ح1.
الإمام الصّادق عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوَّلَ ما بُعِثَ يَصومُ حَتَّى يُقالَ: ما يُفطِرُ، ويُفطِرُ حَتَّى يُقالَ: ما يَصومُ! ثُمَّ تَرَكَ ذلكَ وصامَ يَوما وأفطَرَ يَوما وهوَ صَومُ داودَ عليه السلام، ثُمَّ تَرَكَ ذلِكَ وصامَ الثَّلاثَةَ الأيَّامِ الغُرِّ، ثُمَّ تَرَكَ ذلِكَ وفَرَّقَها في كُلِّ عَشرَةِ أيَّامٍ يَوما؛ خَميسَينِ بَينَهُما أربِعاءُ، فَقُبِضَ عَلَيهِ وآلهِ السَّلامُ وهُو يَعمَلُ ذلِكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، در ابتداى بعثت، گاه چندان [پشت سر هم]روزه مى گرفت كه گفته مى شد: ديگر روزه را ترك نخواهد كرد! و گاه [چندان] روزه را ترك مى كرد كه گفته مى شد: ديگر روزه نخواهد گرفت! سپس اين روش را ترك كرد و يك روز در ميان، روزه مى گرفت و اين، روزه داوود عليه السلام بود. بعد از چندى، اين را نيز واگذاشت و سه روز اوّلِ هر ماه را روزه مى گرفت. سپس از اين روش نيز دست كشيد و از هر ده روز، يك روز، روزه مى گرفت: پنج شنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه ميان ماه، و تا زمانى كه از دنيا رفت، به اين سنّت ادامه داد.
۱.الكافي: ج 4 ص 90 ح 2 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 16 ص 270 ح 75.