فیلترها
نتایج جستجو برای «وقف»: ۳۵۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
التّاريخ الكبير:أتى قُرَّةُ بنُ هُبَيرَةَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ لَهُ: إنَّهُ كانَت لَنا أربابٌ تُعبَدُ مِن دونِ اللّهِ، فَبَعَثَكَ اللّهُ، فَدَعَوناهُنَّ فَلَم يُجِبنَ وسَأَلناهُنَّ فَلَم يُعطينَ، وجِئناكَ فَهَدانَا اللّهُ.
وقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قَد أفلَحَ مَن رُزِقَ لُبًّا. قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، اُكسُني ثَوبَينِ مِن ثِيابِكَ قَد لَبِستَهُما، فَكَساهُ.
فَلَمّا كانَ بِالمَوقِفِ في عَرَفاتٍ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أعِد عَلَيَّ مَقالَتَكَ، فَأَعادَ عَلَيهِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أفلَحَ مَن رُزِقَ لُبًّا. ۱
التاريخ الكبير:قُرّة بن هبيره نزد پيامبر خدا آمد و گفت: ما را خدايانى بود كه به جاى خداوند، پرستيده مى شدند، كه خداوند، تو را بر انگيخت. هر چه آنها را
خوانديم، اجابت نكردند و هر چه از آنان خواستيم، چيزى ندادند؛ امّا به سوى تو آمديم و خداوند ما را هدايت كرد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: «آن كه از خردْ برخوردار باشد، رستگار شده است».
قرّه گفت: اى پيامبر خدا! دو قطعه از لباس هايى كه خود، پيشتر پوشيده اى، به من بپوشان. پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرد.
هنگامى كه قرّه در عرفات بود، پيامبر خدا به وى فرمود: «سخنت را تكرار كن». او تكرار كرد. آن گاه پيامبر خدا فرمود: «آن كه از خردْ برخوردار باشد، رستگار شده است».
۱.التاريخ الكبير: ج 7 ص 181 ح 810.
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن وَقَفَ حَيثُ عَرَفَ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، آن است كه در آن جا كه فهميد [راهى كه مى رود، درست نيست]، بايستد.
۱.غرر الحكم: ح 1391.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا.
يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ!
وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ
امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى.
اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد.
پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى.
آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است:
«اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مُناجاةِ الشّاكِرينَ ـ: إلَهي. أنتَ الرَّؤوفُ الرَّحيمُ البَرُّ الكَريمُ الَّذي لا يُخَيِّبُ قاصديهِ، ولا يَطرُدُ عَن فِنائِهِ آمِليهِ، بِساحَتِكَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجينَ، وبِعَرصَتِكَ تَقِفُ آمالُ المُستَرفِدينَ، فَلا تُقابِل آمالَنا بِالتَّخييبِ وَالإِياسِ، ولا تُلبِسنا سِربالَ القُنوطِ وَالإِبلاسِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات سپاس گزاران ـ: معبود من!. تو آن رئوف مهربان نيكوكارِ كريمى هستى كه هر كه را به او رو آورد، نوميد بر نمى گردانَد و آرزومندانش را از درگاهش نمى رانَد. اميدواران، در بارگاه تو بار مى افكنند وآرزوهاى عطاخواهان، در ميدان تو توقّف مى كنند.پس آرزوهاى ما را با ناكامى و يأس، پاسخ مده و جامه هاى نوميدى و يأس بر ما مپوشان.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 146.
عدّة الداعىـ از معصومان عليهم السلام ـ: در بهشت، دشت هايى است كه هر گاه ياد كننده [ى خدا] شروع به ذكر گفتن كند، فرشتگان، شروع به كاشتن درخت مى كنند. گاه فرشته اى دست از كار مى كشد. به او گفته مى شود: چرا دست از كار كشيدى؟ مى گويد: دوستم باز ايستاد (يعنى از گفتن ذكر خدا).
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: إعرابُ القُلوبِ أربَعَةُ أنواعٍ: رَفعٌ وفَتحٌ وخَفضٌ ووَقفٌ.
فَرَفعُ القَلبِ في ذِكرِ اللّهِ، وفَتحُ القَلبِ فِي الرِّضا عَنِ اللّهِ، وخَفضُ القَلبِ فِي الاِشتِغالِ بِغَيرِ اللّهِ، ووَقفُ القَلبِ فِي الغَفلَةِ عَنِ اللّهِ.
ألاتَرى أنَّ العَبدَ إذا ذَكَرَ اللّهَ تَعالى بِالتَّعظيمِ خالِصا، ارتَفَعَ كُلُّ حِجابٍ بَينَهُ وبَينَ اللّهِ مِن قَبلِ ذلِكَ. وإذا غَفَلَ عَن ذِكرِ اللّهِ كَيفَ تَراهُ بَعدَ ذلِكَ مَوقوفا مَحجوبا، قَد قَسا وأظلَمَ مُنذُ فارَقَ نورَ التَّعظيمِ.
فَعَلامَةُ الرَّفعِ ثَلاثَةُ أشياءَ: وُجودُ المُوافَقَةِ، وفَقدُ المُخالَفَةِ، ودَوامُ الشَّوقِ.
وعَلامَةُ الوَقفِ ثَلاثَةُ أشياءَ: زَوالُ حَلاوَةِ
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: اِعراب دل ها چهار تاست: رفع و فتح و جرّ و وقف.
رفع دل، در ياد خداست؛ فتح دل، در خشنودى از خداست؛ جرّ دل، در پرداختن به غير خداست؛ و وقف دل، در غفلت از خداست.
مگر نمى بينى كه بنده هر گاه، از سرِ اخلاص، خداى متعال را به بزرگى ياد كند، هر حجابى كه پيش از آن ميان او و خدا بوده است، مرتفع مى شود. و هر گاه از ياد خدا غافل گردد، چگونه پس از آن، متوقّف مى شود و در حجاب مى مانَد؟ از آن زمان كه از نور بزرگداشت [خدا] جدا شد، دلش سخت و تاريك شد.
پس، علامت رفع، سه چيز است: بودن سازگارى، نبود ناسازگارى، و دوام شوق.
و علامت وقف، سه چيز است: از ميان رفتن شيرينى فرمان بُردارى، نبود تلخى نافرمانى، و در آميختن علم حلال به علم حرام.
۱.مصباح الشريعة: ص 20، بحار الأنوار: ج 70 ص 55 ح 25.
سنن أبي داوود عن عوف بن مالك الأشجعي:قُمتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَيلَةً فَقامَ فَقَرَأَ سورَةَ البَقَرَةِ؛ لا يَمُرُّ بِآيَةِ رَحمَةٍ إلّا وَقَفَ فَسَأَلَ، ولا يَمُرُّ بِآيَةِ عَذابٍ إلّا وَقَفَ فَتَعَوَّذَ، قالَ: ثُمَّ رَكَعَ بِقَدرِ قِيامِهِ، يَقولُ فِي رُكوعِهِ: «سُبحانَ ذِي الجَبَروتِ وَالمَلَكوتِ وَالكِبرِياءِ وَالعَظَمَةِ»، ثُمَّ سَجَدَ بِقَدرِ قِيامِهِ، ثُمَّ قالَ في سُجودِهِ مِثلَ ذلِكَ، ثُمَّ قامَ فَقَرَأَ بِآلِ عِمرانَ، ثُمَّ قَرَأَ سورَةً سورَةً. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از عوف بن مالك اشجعى ـ: شبى با پيامبر خدا [براى نماز]برخاستم. ايشان، سوره بقره را خواند و به هر آيه رحمتى كه مى رسيد، درنگ مى كرد و از خداوند درخواست [رحمت]مى كرد، و بر هر آيه عذابى كه مى رسيد، درنگ مى كرد و [از آن به خدا] پناه مى برد. سپس به اندازه قيامش در ركوع مى ماند و مى گفت: «پاكا پروردگار جبروت و پادشاهى و بزرگى و عظمت!». سپس به سجده مى رفت و به اندازه قيامش در سجود مى ماند و در آن نيز همين را مى گفت. سپس بر مى خاست و [در قرائت ركعت دوم، سوره] آل عمران را و آن گاه، سوره اى را از پىِ سوره اى مى خواند.
۱.سنن أبي داوود: ج 1 ص 231 ح 873، سنن النسائي: ج 2 ص 223، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 256 ح 24035، السنن الكبرى: ج 2 ص 439 ح 3689، كنزالعمّال: ج 8 ص 160 ح 22384.
الإمام الباقر عليه السلام:مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ يَغرِسُ غَرسا في حائِطٍ لَهُ، فَوَقَفَ لَهُ وقالَ: ألا أدُلُّكَ عَلى غَرسٍ أثبَتَ أصلاً، وأسرَعَ إيناعا، وأطيَبَ ثَمَرا وأبقى؟ قالَ: بَلى، فَدُلَّني يا رَسولَ اللّهِ!
فَقالَ: إذا أصبَحتَ وأمسيَتَ فَقُل: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ» فَإِنَّ لَكَ إن قُلتَهُ بِكُلِّ تَسبيحَةٍ عَشرَ شَجَراتٍ فِي الجَنَّةِ مِن أنواعِ الفاكِهَةِ، وهُنَّ مِنَ الباقِياتِ الصّالِحاتِ. ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا بر مردى كه در بوستانش مشغول نهالكارى بود، گذشت. ايستاد و فرمود: «آيا تو را به نهالى ره نمون نشوم كه ريشه اش استوارتر است و زودتر به بار مى نشيند و ميوه اش خوش تر و ماندگارتر است؟».
مرد گفت: چرا، راه نمايى ام كن، اى پيامبر خدا!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چون صبح و شب خود را آغاز كردى، بگو: پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است؛ چرا كه اگر اينها را بگويى، براى هر تسبيحى، ده درخت از انواع ميوه ها در بهشت برايت خواهد بود، و اينها كارهاى نيكِ ماندگارند».
۱.الكافي: ج 2 ص 506 ح 4، المحاسن: ج 1 ص 107 ح 92 كلاهما عن ضريس الكناسي، روضة الواعظين: ص 405، بحار الأنوار: ج 86 ص 257 ح 27.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، مِن صِفاتِ المُؤمِنِ أن يَكونَ. بَرِيًّا مِنَ المُحَرَّماتِ، واقِفاً عِندَ الشُّبُهاتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: از ويژگى هاى مؤمن، آن است كه. از حرام ها پاك باشد و در موارد ترديد، توقّف كند.
۱.التمحيص: ص 74 ح 171.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه شایسته جاهل است +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا أهلَ الخُلودِ، يا أهلَ البَقاءِ، إنَّكُم لَم تُخلَقوا لِلفَناءِ، وإنَّما تُنقَلونَ مِن دارٍ إلى دارٍ، كَما نُقِلتُم مِنَ الأَصلابِ إلَى الأَرحامِ، ومِنَ الأَرحامِ إلَى الدُّنيا، ومِنَ الدُّنيا إلَى القُبورِ، ومِنَ القُبورِ إلَى المَوقف، ومِنَ المَوقِفِ إلَى الخُلودِ فِي الجَنَّةِ أوِ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى اهل جاودانگى، اى اهل ماندگارى! شما براى نابودى آفريده نشده ايد؛ بلكه از سرايى به سرايى انتقال داده مى شويد، همچنان كه از پُشت ها به زهدان ها، و از زهدان ها به دنيا منتقل شديد و از دنيا به گورها، و از گورها به توقّفگاه (قيامت)، و از توقّفگاه، به جاودانگى در بهشت يا دوزخ [انتقال مى يابيد].
۱.فردوس الأخبار: ج 5 ص 392 ح 8261.
مجمع البيان عن سعيد بن أبي هلال:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا قَرَأ هذِهِ الآيَةَ «قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَكّاها» وَقَفَ ثُمّ قالَ: اللَّهُمَّ آتِ نَفسِي تَقواها، أنتَ وَلِيُّها ومَولاها، وزَكِّها وأنتَ خَيرُ مَن زَكّاها. ۱
مجمع البيانـ به نقل از سعيد بن ابى هلال ـ: پيامبر خدا، هر گاه آيه: «رستگار شد كسى كه نفْس را تزكيه كرد» را مى خواند، درنگ مى كرد و سپس مى گفت: «خدايا! نفْس مرا تقوا عطا فرما، كه تو سرپرست و مولاى آنى، و آن را تزكيه (پاك) فرما، كه براى تزكيه آن، تو بهترينى».
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 755.
کلیدواژهها انسانحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساننفس انسان +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أوَّلُ ما يَحكُمُ اللّهُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ الدِّماءُ، فَيُوقِفُ ابنَي آدَمَ فَيَفصِلُ بينَهُما، ثُمّ الذينَ يَلونَهُما مِن أصحابِ الدِّماءِ حتّى لا يَبقى مِنهُم أحَدٌ، ثُمّ الناسُ بعدَ ذلكَ حتّى يَأتِيَ المَقتولُ بقاتِلِهِ، فَيَتَشَخَّبَ في دَمِهِ وجهُهُ فيقولَ: هذا قَتَلَني، فيَقولُ: أنتَ قَتَلتَهُ؟ فلا يَستَطيعُ أن يَكتُمَ اللّهَ حَديثا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين چيزى كه خداوند در روز قيامت درباره آن به داورى مى پردازد، [ريختن]خون است. خدا، دو فرزند آدم عليه السلام (هابيل و قابيل) را نگه مى دارد و ميان آنها داورى مى كند. سپس، ميان كسانى كه بعد از آنها آمده اند و دعواى خونى دارند، حكم مى شود، تا جايى كه از آنها كسى باقى نمى مانَد و حساب ديگر مردمان، پس از آنهاست، تا جايى كه مقتول با چهره اى خون آلود، قاتل خود را مى آورد و مى گويد: اين، مرا كُشت.
خداوند مى فرمايد: «تو او را كشتى؟» و او نمى تواند سخنى را از خدا كتمان كند.
۱.الكافي: ج 7 ص 271 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أفضَلُ النّاسِ مَن عَشِقَ العِبادَةَ فَعانَقَها، وأحَبَّها بقَلبِهِ، وباشَرَها بِجَسَدِهِ، وتَفرَّغَ لَها، فَهُو لا يُبالي عَلى ما أصبَحَ مِنَ الدُّنيا: عَلى عُسرٍ أم عَلى يُسرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برترينِ مردم، كسى است كه عاشق عبادت شود؛ پس، دست در گردن آن آويزد و از صميم دل، دوستش بدارد و با پيكر خود با آن در آميزد و خويشتن را وقف آن گرداند. چنين كسى باكى ندارد كه دنيايش به سختى مى گذرد يا به آسانى.
۱.الكافي: ج 2 ص 83 ح 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ رَبُّكُم: يَابنَ آدَمَ، تَفَرَّغْ لِعِبادَتي أملَأْ قَلبَكَ غِنىً وأملَأْ يَدَيكَ رِزقا. يَابنَ آدمَ، لا تَباعَدْ مِنّي فأملَأَ قَلبَكَ فَقرا وأملَأَ يَدَيكَ شُغلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگارتان مى فرمايد: «اى فرزند آدم! خود را وقف عبادت من گردان، تا دلت را پُر از بى نيازى كنم و دستانت را آكَنده از روزى سازم. اى فرزند آدم! از من دورى مكن، كه دلت را از فقر انباشته مى كنم و دستانت را از گرفتارى مى آكَنم».
۱.كنزالعمّال: ج 15 ص 939 ح 43614.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُعبُدِ اللّهَ كَأ نَّكَ تَراهُ، فَإن لَم تَكُن تَراهُ، فَإنَّهُ يَراكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدا را چنان عبادت كن كه گويى او را مى بينى؛ زيرا هر چند تو او را نمى بينى، او تو را مى بيند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 21 ح 5250.
عنه صلى الله عليه و آله:السَّكِينَةُ زينَةُ العِبادَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آرامش، زيور عبادت است.
۱.جامع الأخبار: ص 337 ح 947.
المعجم الأوسطـ به نقل از يزيد بن عامر ـ: پيامبر خدا، با عدّه اى آمد تا آن كه بالاى قَرن، ۳ نرسيده به مُرَيطاء، توقّف كرد و رو به قبله، دستانش را بلند كرد و به دعا پرداخت.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن صامَ يَوما في سَبيلِ اللّهِ خُفِّفَ عَنهُ مِن وُقوفِ يَومِ القِيامَةِ عِشرينَ سَنَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در راه خدا يك روز را روزه بدارد، به اندازه بيست سال از توقّفش در روز قيامت، تخفيف داده مى شود.
۱.تاريخ بغداد: ج 12 ص 243 الرقم 6694.
الموطّأ عن جابِر بن عَبدِاللّهِ:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ إذا وَقَفَ عَلَى الصَّفا يُكَبِّرُ ثَلاثًا، ويَقولُ:
لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ، يَصنَعُ ذلِكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ، ويَدعو ويَصنَعُ عَلَى المَروَةِ مِثلَ ذلِكَ. ۱
الموطَّأـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه بر صفا مى ايستاد، سه بار تكبير مى گفت و مى گفت: «جز خداى يكتا، معبودى نيست؛ [همو كه]شريكى ندارد. فرمان روايى و ستايش، از آنِ اوست و او بر هر چيز، تواناست».
و اين كار را سه بار انجام مى داد و دعا مى خواند و مانند همين را در مَروه نيز انجام مى داد.
۱.الموطّأ: ج 1 ص 372 ح 127.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۵۵