نتایج جستجو برای «نبوت 2 نبوت خاصه»: ۷۸ حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في صِفَةِ خَلقِ آدَمَ عليه السلام ـ: ثُمّ جَمَعَ سبحانَهُ مِن حَزْنِ الأرضِ وسَهْلِها، وعَذْبِها وسَبَخِها، تُربَةً سَنَّها (سَنّاها) بالماءِ حتّى خَلَصَت، ولاطَها بالبَلَّةِ حتّى لَزِبَت، فَجَبَلَ مِنها صُورَةً ذاتَ أحناءٍ ووُصولٍ، وأعضاءٍ وفُصولٍ، أجمَدَها حتَّى استَمسَكَت، وأصلَدَها حتّى صَلْصَلَت، لِوَقتٍ مَعدودٍ وأمَدٍ مَعلومٍ. ثُمّ نَفَخَ فيها مِن رُوحهِ فَمَثُلَت (فتَمثّلَت) إنسانا ذا أذهانٍ يُجيلُها وفِكَرٍ يَتَصَرّفُ بها. مَعجونا بطِينَةِ الألوانِ المُختَلِفَةِ، والأشباهِ المُؤتَلِفَةِ، والأضدادِ المُتَعادِيَةِ، والأخلاطِ المُتَبايِنَةِ، مِن الحَرِّ والبَردِ، والبَلَّةِ والجُمودِ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان آفرينش آدم عليه السلام ـفرمود: سپس، خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم زمين و شيرين و شوره زار آن، خاكى برداشت و بر آن آب ريخت تا پاك و خالص شد و با رطوبت بياميختش تا آنكه چسبناك گشت. آن گاه از آن هيكلى بيافريد، داراى اعضا و پيوندها و گسستگى ها؛ مدتى مشخص و زمانى معلوم آن را بداشت تا اينكه خشكيد و به هم پيوست و چون سفال سخت شد. آن گاه از روح خويش در آن دميد، تا به صورت انسانى گرديد صاحب ذهن هايى كه آنها را به حركت در مى آورد و انديشه اى كه با آن [در كارهايش]دخل وتصرف مى كند. آميخته به طينتى با رنگ هاى گوناگون و چيزهايى همانند يكديگر و حالاتى متضاد و آميخته هايى ناهمگون از قبيل گرمى و سردى و رطوبت و خشكى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1.
عنه عليه السلام:. فلَمّا مَهَدَ أرضَهُ، وأنفَذَ أمرَهُ، اختارَ آدَمَ عليه السلام خِيَرَةً مِن خَلقِهِ، وجَعَلَهُ أوّلَ جِبِلَّتِهِ ۱. ۲
امام على عليه السلام:. چون زمينش را آماده ساخت و فرمانش را روان ساخت، آدم عليه السلام را به عنوان مخلوق برتر خود برگزيد و او را نخستين آفريده خود [از نوع انسان]قرار داد.
۱.أي خلقته.
۲.نهج البلاغة: الخطبة 91.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّما سُمِّيَ آدَمُ آدَمَ لأ نّهُ خُلِقَ مِن أديمِ الأرضِ. ۱
امام صادق عليه السلام:آدم را آدم ناميده اند، چون ازاَديم (روى) زمين آفريده شده است.
۱.علل الشرائع: 14/1.
بحار الأنوار عن أبي المِقدامِ:سألتُ أباجعفرٍ عليه السلام: مِن أيِّ شيءٍ خَلقَ اللّهُ حَوّاءَ ـ: أيَّ شيءٍ يقولُ هذاالخَلقُ؟ قلتُ: يقولونَ: إنّ اللّهَ خَلَقَها من ضِلعٍ مِن أضلاعِ آدَمَ. فقالَ: كَذَبوا، كانَ يُعجِزُهُ أن يَخلُقَها مِن غَيرِ ضِلعهِ؟! فقلتُ: جُعِلتُ فِداكَ يا ابنَ رسولِ اللّهِ، مِن أيِّ شيءٍ خَلَقَها؟ فقالَ: أخبَرَني أبي عن آبائهِ: قالَ: قالَ رسولُ اللّهِ: إنّ اللّهَ تباركَ وتعالى قَبَضَ قَبضَةً مِن طِينٍ فخَلَطَها بيَمينِهِ ـ وكِلتا يَدَيهِ يَمينٌ ـ فخَلَقَ مِنها آدَمَ، وفَضلََت فَضلَةٌ مِن الطِّينِ فخَلَقَ مِنها حَوّاءَ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابومقدام ـ: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: خداوند حوّا را از چه آفريد؟ فرمود: اين مردم چه مى گويند؟ عرض كردم: مى گويند: خداوند او را از يكى از دنده هاى آدم خلق كرده است. فرمود: نادرست مى گويند. مگر عاجز بود از اينكه او را از غير دنده آدم بيافريند؟ عرض كردم: فدايت شوم يابن رسول اللّه! او را از چه چيز آفريد؟ فرمود: پدرم از پدرانش عليهم السلام به من خبر داد كه رسول خدا فرمود: خداى تبارك و تعالى مشتى گل برداشت و آن را با دست راست خود ـ هر دو دست خدا راست است ـ به هم آميخت و از آن آدم را خلق كرد و مقدارى از آن گل اضافه آمد كه از آن حوّا را آفريد.
۱.بحار الأنوار: 11/116/46.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في احتِجاجِهِ مَع قُرَشيٍّ يَصِفُ فيهِ تَزويجَ هابِيلَ بلوزا اُختِ قابِيلَ، وتَزويجَ قابيلَ بإقليما اُختِ هابِيلَ، فقالَ لَهُ القُرَشيُّ: فأولَداهُما؟! ـ: نَعَم. فقالَ لَهُ القُرَشيُّ: فهذا فِعلُ المَجوسِ إنّما فَعَلوا ذلكَ بعدَ التَّحريمِ مِن اللّهِ. ثُمّ قالَ لَهُ عليُّ بنُ الحسينِ عليهماالسلام: لا تُنكِرْ هذا إنّما هِيَ شَرايعُ جَرَت. فكانَ ذلكَ شَريعَةً مِن شَرايعِهِم، ثُمّ أَنزَلَ اللّهُ التَّحريمَ بعدَ ذلكَ ۱.
امام زين العابدين عليه السلام:در بحث با شخصى قرشى كه طى آن به نحوه ازدواج هابيل با بلوزا خواهر قابيل و ازدواج قابيل با اقليما خواهر قابيل مى پردازد و آن قرشى مى گويد: پس، فرزندان آن دو با هم ازدواج كردند؟ فرمود: آرى. قرشى گفت: اين كارى است كه امروزه مجوسى ها مى كنند! على بن حسين عليهماالسلامفرمود: مجوس اين كار را بعد از تحريم خداوند انجام دادند. على بن حسين عليه السلام سپس فرمود: منكر اين مطلب مباش. اين ها قوانين و شرايعى است كه صورت گرفته است. پس اين يكى از شرايع و مقررات آن ها بود. اما بعدا خداوند آن را تحريم كرد.
۱.الاحتجاج: ج 2 ص 143 ح 180.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أنزَلَ اللّهُ على إدريسَ ثَلاثينَ صَحيفَةً ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند بر ادريس سى صحيفه نازل كرد. ۳
۱.وفي خبر:. أنزل على إدريس خمسين صحيفة، وهو اُخنوخ، وهو أوّل من خطّ بالقلم. (بحار الأنوار: 11/60/68).
۲.بحار الأنوار: 11/277/5.
۳.در خبرى آمده است:. پنجاه صحيفه بر ادريس نازل كرد، او همان اُخنوخ است و نخستين كسى است كه خطّ نوشت. (بحار الأنوار: 11 / 60 / 68).
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوّلُ مَن خَطَّ بالقَلمِ إدريسُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين كسى كه با قلم نوشت، ادريس بود.
۱.كنزالعمّال: 32269.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مَسجِدُ السَّهلَةِ مَوضِعُ بَيتِ إدريسَ النَّبيِّ عليه السلام الّذي كانَ يَخِيطُ فيهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مسجد سهله جايگاه خانه ادريس پيامبر عليه السلام است كه در آن خياطى مى كرد.
۱.بحار الأنوار: 11/284/12.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوّلُ نَبيٍّ اُرسِلَ نُوحٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين پيامبرِ مرسَل نوح است.
۱.كنز العمّال: 32391.
عنه صلى الله عليه و آله:بَعَثَ اللّهُ نُوحا لأربَعينَ سَنةً، ولَبِثَ في قَومهِ ألفَ سَنةٍ إلّا خَمسينَ عاما يَدعُوهم، وعاشَ بعدَ الطُّوفانِ سِتّينَ سَنةً حتّى كَثُرَ النّاسُ وفَشَوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند نوح را در چهل سالگى مبعوث كرد و او نهصد و پنجاه سال قوم خود را دعوت مى كرد و بعد از توفان شصت سال زنده ماند تا آنكه تعداد مردم زياد و فراوان شد.
۱.المستدرك على الصحيحين: 2/595/4005.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ في قولهِ تعالى: «وما آمَنَ مَعَهُ إلّا قَليلٌ» ۱ ـ: كانوا ثمانِيَةً. ۲
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «و با او جز اندكى ايمان نياوردند» ۳ ـفرمود: آنها هشت نفر بودند.
۱.هود: 40.
۲.بحار الأنوار: 11/336/64.
۳.هود، آيه 40.
عنه عليه السلام:إنّ نُوحا عليه السلام لَمّا غَرَسَ النَّوى مَرَّ علَيهِ قَومُهُ فجَعلوا يَضحَكونَ ويَسخَرونَ ويقولونَ: قد قَعَدَ غَرّاسا! حتّى إذا طالَ النَّخلُ وكانَ جَبّارا طُوالاً قَطَعَهُ ثُمّ نَحَتَهُ فقالوا: قد قَعَدَ نَجّارا! ثُمّ ألّفَهُ فجَعَلَهُ سَفينَةً فمَرُّوا علَيهِ فجَعلوا يَضحَكونَ ويسخَرونَ ويقولونَ: قد قَعَدَ مَلّاحا في فَلاةٍ من الأرضِ! حتّى فَرَغَ مِنها. ۱
امام باقر عليه السلام:هنگامى كه نوح عليه السلام هسته [خرما]را مى كاشت، قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند: كارش به درختكارى كشيده است! تا آنكه درخت بزرگ شد و به نخلى ستبر و بلند تبديل گشت و نوح آن را بريد و تراشيد. قومش گفتند: كارش به نجّارى كشيده است! نوح الوارهاى نخل را باهم تركيب كرد و كشتى اى ساخت. باز قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند: كارش به كشتيرانى در يك دشت انجاميده است! تا آنكه نوح كار ساختن كشتى را به پايان برد.
۱.الكافي: 8/283/425.
عنه عليه السلام:كانَ بينَ آدَمَ وبينَ نُوحٍ عليهماالسلام عَشرَهُ آباءٍ كلُّهُم أنبياءُ اللّهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:ميان آدم و نوح عليهماالسلام ده پدر فاصله بود كه همگى پيامبر خدا بودند.
۱.كمال الدين: 214/2.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إنّ نُوحا عليه السلام لَمّا انقَضَت نُبُوّتُهُ واستَكمَلَت أيّامُهُ أوحَى اللّهُ عَزَّوجلَّ إلَيهِ أن: يا نُوحُ قد قَضَيتَ نُبُوّتَكَ واستَكمَلتَ أيّامَكَ، فاجعَلِ العِلمَ الّذي عِندَكَ والإيمانَ والاسمَ الأكبَرَ ومِيراثَ العِلمِ وآثارَ عِلمِ النُّبُوّةِ في العَقِبِ مِن ذُرّيَّتِكَ. وبَشَّرَ نُوحٌ ساما بِهُودٍ عليه السلام، وكانَ فيما بينَ نُوحٍ وهُودٍ مِن الأنبياءِ. وقالَ نُوحٌ: إنّ اللّهَ باعِثٌ نَبيّا يُقالُ لَهُ: هُودٌ، وإنّهُ يَدعو قَومَهُ إلَى اللّهِ عَزَّوجلَّ فيُكَذِّبونَهُ واللّهُ عَزَّوجلَّ مُهلِكُهُم بالرِّيحِ، فمَن أدرَكَهُ مِنكُم فَليُؤمِنْ بهِ وليَتَّبِعْهُ فإنّ اللّهَ عَزَّوجلَّ يُنَجِّيهِ مِن عَذابِ الرِّيحِ. ۱
امام باقر عليه السلام:چون نبوّت نوح به پايان رسيد ودوره عمرش به سر آمد، خداوند عز و جل به او وحى فرمود كه اى نوح! نبوّت تو به پايان رسيده و دوره عمرت به سر آمده است. پس، علمى را كه نزد توست و ايمان و نام بزرگ و ميراث دانش و آثار علم نبوّت را در ميان بازماندگان از نسل خود قرار ده. نوح آمدن هود عليه السلام را به سام بشارت داد و در فاصله ميان نوح تا هود انبيايى بودند. نوح گفت: خداوند پيامبرى به نام هود بر خواهد انگيخت و او قوم خود را به سوى خداوند عز و جل فرا مى خواند. امّا قومش او را تكذيب مى كنند و خداوند عز و جل آنان را به وسيله باد نابود خواهد كرد. پس، هر يك از شما او را درك كرد، به وى ايمان آورد و پيرويش كند تا خداوند عزّوجلّ او را از عذاب باد نجات دهد.
۱.الكافي: 8/115/92.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:لَمّا بَعثَ اللّهُ عَزَّوجلَّ هُودا عليه السلام أسلَمَ لَهُ العَقِبُ مِن وُلدِ سامٍ، وأمّاالآخَرونَ فقالوا: مَن أشَدُّ مِنّا قُوّةً؟! فاُهلِكوا بالرِّيحِ العَقيمِ، وأوصاهُم هُودٌ وبَشَّرَهُم بصالِحٍ عليه السلام. ۱
امام صادق عليه السلام:هنگامى كه خداوند عز و جل هود را برانگيخت، بازماندگان از فرزندان سام در برابر او سر تسليم فرود آوردند.بقيه گفتند: از ما قوى تر كيست؟! پس، به وسيله بادى سترون (و عذاب آور) هلاك شدند و هود [نيز]پيروان خود را سفارش كرد و به آمدن صالح عليه السلام بشارت داد.
۱.كمال الدين: 136/5.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أيُّها النّاسُ، إنّما يَجمَعُ النّاسَ الرِّضى والسُّخطُ، وإنّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رجُلٌ واحِدٌ فعَمَّهُمُ اللّهُ بالعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بالرِّضا، فقالَ سبحانَهُ: «فعَقَرُوها فأصْبَحُوا نادِمينَ» ۱ فما كانَ إلّا أن خارَت أرضُهُم بالخَسفَةِ خُوارَ السِّكَّةِ المُحْماةِ في الأرضِ الخَوَّارَةِ. ۲
امام على عليه السلام:اى مردم! جز اين نيست كه راضى بودن و راضى نبودن [به يك عمل]است كه مردم را گرد هم مى آورد. ناقه ثمود را فقط يك مرد پى كرد، امّا خداوند همه آنان را عذاب كرد؛ چون همه آنان به اين كار او راضى بودند. خداى سبحان مى فرمايد: «آن را پى كردند، پس پشيمان گشتند». عذاب آنها اين بود كه سرزمينشان صدايى همچون صداى فرو رفتن ميخ گداخته در زمين نرم و هموار، برآورد و فرو رفت.
۱.الشعراء: 157.
۲.نهج البلاغة: الخطبة: 201.
بحار الأنوار عن أبيمَطَرٍ:لَمّا ضَرَبَ ابنُ مُلجَمٍ الفاسِقُ لَعَنهُ اللّهُ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام قالَ لَهُ الحسَنُ: أَقتُلُهُ؟ قالَ: لا، ولكنِ احبِسْهُ؛ فإذا مُتُ فاقتُلوهُ، وإذا مُتُّ فادفِنوني في هذا الظَّهرِ في قَبرِ أخَوَيَّ: هُودٍ وصالِحٍ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابو مطر ـ: چون ابن ملجم فاسق و ملعون بر اميرمؤمنان عليه السلام ضربت زد، حسن عليه السلام به حضرت عرض كرد: او را بكشم؟ فرمود: نه، زندانيش كن. اگر مُردم، او را بكشيد و هرگاه مُردم مرا در اين پشت؛ در جاى قبر برادرانم هود و صالح، به خاك بسپاريد.
۱.بحار الأنوار: 11/379/4.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:اُتيَ بإبراهيمَ يَومَ النّارِ إلَى النّارِ، فلَمّا أبصَرَها قالَ: حَسبُنا اللّهُ ونِعمَ الوَكيلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روزى كه مى خواستند ابراهيم را به آتش افكنند، او را به سوى آتش بردند. چون چشمش به آتش افتاد، فرمود: خداوند ما را كافى است و او نيكو حمايتگرى است.
۱.كنز العمّال: 32288.
عنه صلى الله عليه و آله:ما اتَّخَذَ اللّهُ إبراهيمَ خَليلاً إلّا لإطعامهِ الطَّعامَ، وصَلاتِهِ باللَّيلِ والنّاسُ نِيامٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، ابراهيم را به خليلى نگرفت مگر براى آنكه اطعام مى كرد و شب هنگام كه مردم خواب بودند، نماز مى گزارد.
۱.علل الشرائع: 35/4.
الدرّ المنثور عن حَسّان بنِ عَطِيّةَ:أوّلُ مَن رَتَّبَ العَسكرَ في الحَربِ مَيمَنَةً ومَيسَرَةً وقَلبا إبراهيمُ عليه السلام، لَمّا سارَ لقِتالِ الّذينَ أسَرُوا لُوطا عليه السلام. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از حسان بن عطيّه ـ: نخستين كسى كه در جنگ، لشكر را به جناح چپ و راست و قلب آرايش داد، ابراهيم عليه السلام بود و آن، هنگامى بود كه براى جنگ با اسيركنندگان لوط عليه السلام رهسپار شد.
۱.الدرّ المنثور: 1/282.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۸