فیلترها
نتایج جستجو برای «نبوت عامه»: ۲۰۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَجهِ تَسمِيَتِهِ صلى الله عليه و آله بِالدّاعِي ـ: وَأمَّا الدَّاعي، فَإِنِّي أدعُو النَّاسَ إلى دينِ رَبِّي عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در علّت نام گذارى شدن ايشان به داعى ـ: و امّا داعى، از آن روست كه من، مردم را به دين پروردگارم دعوت مى كنم.
۱.معاني الأخبار: ص 52 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمَّا جَمَعَ خاصَّةَ أهلِهِ فِي ابتِداءِ الدَّعوَةِ وبَيَّنَ لَهُم آيَةَ النُّبُوَّةِ ـ: يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ، إنَّ اللّهَ بَعَثَني إلَى الخَلقِ كافَّةً وبَعَثَني إلَيكُم خاصَّةً، فَقالَ عز و جل: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱، وأنا أدعوكُم إلى كَلِمَتَينِ خَفيفَتَينِ عَلَى اللِّسانِ، ثَقيلَتَينِ فِي الميزانِ، تَملِكونَ بِهِمَا العَرَبَ وَالعَجَمَ، وتَنقادُ لَكُم بِهِمَا الأُمَمُ، وتَدخُلونَ بِهِما الجَنَّةَ، وتَنجونَ بِهِما مِنَ النَّارِ: شَهادَةُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وأ نِّي رَسولُ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه در آغاز دعوت، خويشان نزديك خود را جمع كرد و آيت نبوّت را برايشان بيان نمود ـ: اى پسران عبد المطّلب! خداوند، مرا به سوى همه مردم، عموماً، و به سوى شما، خصوصاً، فرستاده است؛ زيرا خداوند عز و جل فرموده: «و خويشان، نزديكت را بيم ده» .
من، شما را به دو كلمه فرا مى خوانم كه گفتن آنها آسان است؛ امّا در ترازوى اعمال، گران اند. شما با اين دو كلمه بر عرب و عجم، حاكم مى شويد و ملّت ها فرمان بُردار شما مى شوند و به واسطه اين دو كلمه به بهشت مى رويد و از آتش مى رَهيد. اين دو كلمه عبارت اند از: شهادت دادن به اين كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، و اين كه من فرستاده خدا هستم.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من برانگيخته شده ام تا صفات عالىِ انسانى را كامل سازم.
۱.السنن الكبرى: ج 10 ص 323 ح 20782.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بَعَثَ إلَيهِمُ الرُّسُلَ؛ لِتكونَ لَهُ الحُجَّةُ البالِغَةُ عَلى خَلقِهِ، وَيكونَ رُسُلُهُ إلَيهِم شُهَداءَ عَلَيهِم، وَابتَعَثَ فيهِمُ النَّبيِّينَ مُبَشِّرينَ ومُنذِرينَ؛ لِيَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ، ويَحيا مَن حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ، ولِيَعقِلَ العِبادُ عَن رَبِّهِم ما جَهِلوهُ، فَيَعرِفوهُ بِرُبوبِيَّتِهِ بَعدَ ما أنكَروا، ويُوحِّدوهُ بِالإلهِيِّةِ بَعدَ ما عَضَدوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[خداوند،] فرستادگان را به سوى مردم فرستاد تا او را بر آفريدگانش حجّت رسا باشد و فرستادگانش به سوى آنان، گواه بر ايشان باشند، و پيامبرانِ بشارتگر و بيم دهنده را در ميان مردم برانگيخت تا اگر هلاك مى شوند، از روى دليل باشد و اگر به حيات [و سعادت] دست مى يابند، نيز از روى دليل باشد، و براى اين كه بندگان، آنچه را درباره پروردگارشان نمى دانستند، بدانند و ربوبيّت او را كه منكِرش بودند، بشناسند و الوهيّتش را كه براى آن شريك قائل بودند، يگانه بدانند
۱.التوحيد: ص 45 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خَلَقَ اللّهُ عز و جل مِئَةُ ألفِ نَبيٍّ وأربَعةً وعِشرينَ ألفَ نَبيٍّ، أنا أكرَمُهُم علَى اللّهِ ولا فَخرَ. وخَلَقَ اللّهُ عز و جلمِئَةُ ألفِ وَصيٍّ وأربَعةً وعِشرينَ ألفِ وَصيٍّ، فَعلِيٌّ أكرَمُهُم علَى اللّهِ وأفضَلُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر آفريد كه من، گرامى ترينِ آنان نزد خداوند هستم و فخرى نمى فروشم. خداوند عز و جليكصد و بيست و چهار هزار وصى آفريد كه على، گرامى ترينِ آنها نزد خدا و برترينِ ايشان است.
۱.الأمالي للصدوق: ص 307 ح 352.
الخصال عن أبي ذرّ:دخلتُ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُو جالسٌ في المسجدِ وحدَهُ. قلتُ: يا رسولَ اللّهِ، كَم النَّبِيّون؟ قال: مِئَةُ ألفٍ وأربَعةٌ وعِشرونَ ألفَ نَبيٍّ. قلتُ: كَمِ المُرسَلونَ مِنهُم؟ قالَ: ثلاثُمِئةٍ وثلاثةَ عَشَرَ جَمّاءَ غَفيراءَ. قلتُ: مَن كانَ أوّلَ الأنبياءِ؟ قالَ: آدمُ. ۱
الخصالـ به نقل از ابو ذر ـ: خدمت پيامبر خدا رسيدم، در حالى كه در مسجد تنها نشسته بود. از تعداد پيامبران سؤال كردم. فرمود: «يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر».
گفتم: از آنها چه تعداد، مُرسَل بودند؟
فرمود: «خيلى زياد. سيصد و سيزده نفر».
گفتم: نخستين پيامبر، كه بود؟
فرمود: «آدم».
۱.الخصال: ص 524 ح 13.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّما خَرَجتُ مِن نِكاحٍ ولَم أخرُجْ مِن سِفاحٍ، مِن لَدُنْ آدمَ لَم يُصِبْني مِن سِفاحِ أهلِ الجاهليّةِ شيءٌ، لم أخرُجْ إلّا مِن طُهرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من از راه ازدواج مشروع، به وجود آمده ام و از راه نامشروع، زاده نشده ام. از زمان آدم، هيچ گونه زِنا و سنّت هاى نامشروع جاهليّت، نسب مرا مخدوش نساخته است و جز از راه پاك به دنيا نيامده ام.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 60.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینبوت عامهپدران پیامبران علیهم السلام +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمَ النّاسَ على قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم، به فراخورِ فهم و خِردهايشان سخن بگوييم.
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 15.
عنه صلى الله عليه و آله:ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلّا شابّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اين كه جوان بود.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 475 ح 32233.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ تَنامُ أعيُنُنا ولا تَنامُ قُلوبُنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، چشم هايمان مى خوابد؛ امّا دل هايمان نمى خوابد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 425 ح 31993.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن أخلاقِ النَّبيِّينَ والصِّدِّيقينَ البَشاشَةُ إذا تَراءوا، والمُصافَحَةُ إذا تَلاقوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از اخلاق پيامبران و صدّيقان، خوش رويى به هنگام روبه رو شدن با هم و دست دادن به هنگام رسيدن به يكديگر بود.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 29.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَجهِ تَسميِتِهِ بِالدّاعِي ـ: وَأمَّا الدَّاعي، فَإِنِّي أدعُو النَّاسَ إلى دينِ رَبِّي عَزَّوجَلَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان علّت ناميده شدنش به داعى (دعوتگر) ـ: و امّا داعى، بدان سبب است كه من مردم را به دين پروردگارم عز و جل دعوت مى كنم.
۱.معاني الأخبار: ص 52 ح 2، علل الشرائع: ص 127 ح 1، الأمالي للصدوق: ص 256 ح 279 كلّها عن عبداللّه بن الحسن عن آبائه عن جدّه الإمام الحسن، بحار الأنوار: ج 16 ص 94 ح 28.
الإمام عليّ عليه السلام:رَحِمَ اللّهُ امرَأً سَمِعَ حُكما فَوَعى، ودُعِيَ إلى رَشادٍ فَدَنا، وأخَذَ بِحُجزَةِ هادٍ فَنَجا. ۱
امام على عليه السلام:خدا رحمت كند انسانى را كه حُكم (فرمان حكيمانه اى) را شنيد و پذيرا شد، و به راه راست فرا خوانده شد و [بدان] نزديك گشت، و كمربند راه نمايى را گرفت و رهايى يافت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 76، بحار الأنوار: ج 69 ص 310 ح 31.
امام على عليه السلام:[پيامبر صلى الله عليه و آله] چشمِ دلِ شخص خردمند است كه با آن، پايان كار خويش را مى بيند و نشيب و فراز آن را مى شناسد. دعوت كننده اى است كه فرا مى خواند و سرپرستى است كه سرپرستى مى كند. پس دعوتگر را اجابت نماييد و از سرپرست، پيروى كنيد.
الإمام عليّ عليه السلام:سُبحانَكَ خالِقا ومَعبودا! بِحُسنِ بَلائِكَ عِندَ خَلقِكَ. خَلَقتَ دارا، وجَعَلتَ فيها مَأدُبَةً؛ مَشرَبا ومَطعَما وأزواجا وخَدَما وقُصورا وأنهارا وزُروعا وثِمارا. ثُمَّ أرسَلتَ داعِيا يَدعو إلَيها، فَلاَ الدَّاعِيَ أجابوا، ولا فيما رَغَّبتَ رَغِبوا، ولا إلى ما شَوَّقتَ إلَيهِ اشتاقُوا! أقبَلوا عَلى جيفَةٍ قَدِ افتَضَحوا بِأكلِها، وَاصطَلَحوا عَلى حُبِّها. ۱
امام على عليه السلام:منزّهى تو، اى كه آفريدگار و معبودى! تو براى آن كه آفريدگانت از آزمايش تو سربلند به در آيند، سرايى [به نام آخرت]آفريدى و در آن، خوان گسترده اى از آشاميدنى و خوردنى و همسران و خدمتكاران و كاخ ها و نهرها و كشتزارها و ميوه ها قرار دادى. آن گاه، دعوت كننده اى فرستادى كه به سوى اين سرا فرا خوانَد؛ اما مردم نه دعوت كننده را اجابت كردند و نه به آنچه آنان را ترغيب كردى، رغبت ورزيدند و نه به آنچه تشويقشان كردى، اشتياق نشان دادند؛ بلكه به لاشه اى روى آوردند كه با خوردن آن، رسوا گشتند و در دوست داشتن آن، هم داستان شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109، بحار الأنوار: ج 59 ص 175 ح 6.
الإمام الصّادق عليه السلامـ لِلزِّنديقِ الَّذي سَأَلَهُ: مِن أينَ أثبَتَّ الأنبِياءَ وَالرُّسُلَ؟ ـ: إنَّا لَمَّا أثبَتنا أنَّ لَنا خالِقا صانِعا مُتَعالِيا عَنَّا وعَن جَميعِ ما خَلَقَ، وكانَ ذلِكَ الصَّانِعُ حَكيما مُتَعاليا، لَم يَجُز أن يُشاهِدَهُ خَلقُهُ، ولا يُلامِسوهُ، فَيُباشِرَهُم ويُباشِروهُ، ويُحاجَّهُم ويُحاجُّوهُ، ثَبَتَ أنَّ لَهُ سُفَراءَ في خَلقِهِ يُعَبِّرونَ عَنهُ إلى خَلقِهِ وعِبادِهِ، ويَدُلُّونَهُم عَلى مَصالِحِهِم ومَنافِعِهِم، وما بِهِ بَقاؤُهُم وفي تَركِهِ فَناؤُهُم.
فَثَبَتَ الآمِرونَ وَالنَّاهونَ عَنِ الحَكيمِ العَليمِ في خَلقِهِ، وَالمُعَبِّرونَ عَنهُ جَلَّ وعَزَّ، وهُمُ الأنبِياءُ عليهم السلاموصَفوَتُهُ مِن خَلقِهِ؛ حُكَماءَ مُؤَدَّبينَ بِالحِكمَةِ، مَبعوثينَ
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به زنديقى كه پرسيد: پيامبران را از چه راهى ثابت مى كنى؟ ـ: چون ثابت كرديم كه ما را آفريدگار و سازنده اى است برتر از ما و از همه آنچه آفريده، و آن سازنده حكيم و متعال است، به طورى كه ممكن نيست آفريدگانش او را ببينند يا لمسش كنند و در نتيجه، بتوانند با يكديگر ارتباط مستقيم و بى واسطه برقرار سازند و با هم بحث و محاجّه كنند، [از اين راه] ثابت مى شود كه آفريدگار، در ميان خلق خود، سفيران و فرستادگانى دارد كه سخنان او را براى آفريدگان و بندگانش بيان مى كنند و آنان را به مصالح و منافعشان و عوامل ماندگارى و نابودى شان رهنمون مى شوند. بنا بر اين، ثابت مى شود كه در ميان آفريدگان، كسانى هستند كه از جانب خداى حكيم و دانا، امر و نهى مى كنند و سخنگوى او هستند ـ كه بشكوه و
۱.الكافي: ج 1 ص 168 ح 1، التوحيد: ص 249 ح 1، علل الشرائع: ص 120 ح 3 كلّها عن هشام بن الحكم، الاحتجاج: ج 2 ص 213 ح 223، بحار الأنوار: ج 11 ص 29 ح 20.
الإمام الرِّضا عليه السلامـ في عِلَّةِ وُجوبِ مَعرِفَةِ الرُّسُلِ وَالإِقرارِ بِهِم وَالإِذعانِ لَهُم بِالطّاعَةِ ـ:
لَمّا لَم يَكتَف في خَلقِهِم وقُواهُم ما يَثبُتونَ بِهِ لِمُباشَرةِ الصّانِعِ تَعالى حَتّى يُكَلِّمَهُم ويُشافِهَهُم، وكانَ الصّانِعُ مُتَعالِيا عَن أن يُرى، وكانَ ضَعفُهُم وعَجزُهُم عَن إدراكِهِ ظاهِرا، لَم يَكُن بُدٌّ لَهُم مِن رَسولٍ بَينَهُ وبَينَهُم مَعصومٍ يُؤَدِّي إلَيهِم أمرَهُ ونَهيَهُ وأدَبَهُ، ويَقِفُهُم عَلى ما يَكونُ بِهِ اجتِلابُ مَنافِعِهِم ودَفعُ مَضارِّهِم، إذ لَم يَكُن في خَلقِهِم ما يَعرِفونَ بِهِ ما يَحتاجونَ إلَيهِ مَنافِعَهُم ومَضارَّهُم.
فَلَو لَم يَجِب عَلَيهِم مَعرِفَتُهُ وطاعَتُهُ لَم يَكُن لَهُم في مَجيءِ الرَّسولِ مَنفَعَةٌ وَلا سَدُّ حاجَةٍ،
امام رضا عليه السلامـ درباره علّت لزوم شناخت و تصديق پيامبران و اطاعت و پيروى از ايشان ـ: چون مردم، خود از چنان طبيعت و توانى برخوردار نيستند كه مصالحشان را كاملاً درك كنند و از طرفى، سازنده هستى نيز والاتر از آن است كه ديده شود، و ضعف و ناتوانىِ بندگان از ادراك او نيز كاملاً روشن است، پس ناچار بايد ميان خدا و مردم فرستاده اى معصوم باشد كه اوامر و نواهى و آموزش هاى او را به آنان برساند و به آنچه منافعشان را تأمين و زيان هايشان را دفع مى كند، آگاهشان سازد؛ چرا كه در وجودشان وسيله اى نيست كه بتوانند با آن، آنچه را بدان نياز دارند و سود و زيانشان را بشناسند.
اگر شناخت پيامبر و اطاعت از او، بر مردم واجب نبود، آمدن پيامبر براى آنان حاصلى نداشت و مشكلى را حل نمى كرد و فرستادن او، كارى بيهوده و
۱.علل الشرائع: ص 253، عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 107 وفيه «لأنّه لمّا يكن في خلقهم وقواهم ما يكملوا المصالحهم» بدل «لمّا لم يكتف في خلقهم وقواهم ما يثبتون به لمباشرة الصانع عزّوجلّ حتّى يكلّمهم ويشافههم»، بحار الأنوار: ج 11 ص 40 ح 40 نحوه.
الإمام عليّ عليه السلام:اُنظُروا إلى مَواقِعِ نِعَمِ اللّهِ عَلَيهِم حينَ بَعَثَ إلَيهِم رَسولاً فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طاعَتَهُم، وجَمَعَ عَلى دَعوَتِهِ أُلفَتَهُم؛ كَيفَ نَشَرَتِ النِّعمَةُ عَلَيهِم جَناحَ كَرامَتِها، وأسالَت لَهُم جَداوِلَ نَعيمِها، وَالتَفَّتِ المِلَّةُ بِهِم في عَوائِدِ بَرَكَتِها، فَأصبَحوا في نِعمَتِها غَرِقِينَ! ۱
امام على عليه السلام:بنگريد به نعمت هايى كه خداوند عطايشان فرمود؛ آن گاه كه پيامبرى به سوى آنان فرستاد و فرمان بردارى ايشان را به آيين خود پيوند داد و ايشان را بر گرد دعوت خويش، همدل و هم داستان ساخت؛ [بنگريد كه]چگونه اين نعمت، بال كرامت خويش را بر سرِ آنان گسترْد و نهرهاى نعمت هايش را برايشان روان ساخت و اين آيين، با فوايد و حاصل هاى بركت خويش، آنان را در بر گرفت و در نعمت آن غرق شدند!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192، بحار الأنوار: ج 14 ص 473 ح 37، وانظر تمام الكلام.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ بِمَكارِمِ الأخلاقِ ومَحاسِنِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من با خوى هاى والا و نيكو، برانگيخته شده ام.
۱.بحار الأنوار: ج 16 ص 287 ح 142.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۰۶