نتایج جستجو برای «مثل های حکیمانه»: ۱۰ حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ، سَيِّدُ أخلاقِ الحِكمَةِ دينُ اللّهِ تَعالى، ومَثَلُ الدّينِ كَمَثَلِ الشَّجَرَةِ الثّابِتَةِ، فَالإِيمانُ بِاللّهِ ماؤُها، وَالصَّلاةُ عُروقُها، وَالزَّكاةُ جِذعُها، وَالتَّآخي فِي اللّهِ شُعَبُها، وَالأَخلاقُ الحَسَنَةُ وَرَقُها، وَالخُروجُ عَن مَعاصِي اللّهِ ثَمَرُها، ولا تَكمُلُ الشَّجَرَةُ إلاّ بِثَمَرَةٍ طَيِّبَةٍ، كَذلِكَ الدّينُ لا يَكمُلُ إلاّ بِالخُروجِ عَنِ المَحارِمِ. ۱
امام صادق عليه السلام:لقمان به پسرش گفت:. «اى پسرم! سرور اخلاق حكيمانه، دين خداى متعال است. مَثَل دين، همانند درخت استوار است؛ ايمان به خدا آب آن است و نماز، ريشه هاى آن و زكات، تنه آن و برادرى در راه خدا، شاخه هاى آن و اخلاق نيك، برگ هاى آن و بيرون آمدن از گناهان، ميوه آن و همان گونه كه درخت، جز با [دادنِ] ميوه پاكيزه به كمال نمى رسد، دين نيز جز با بيرون آمدن از محرّمات، كامل نمى شود».
۱.قصص الأنبياء: ص 196 ح 245، بحار الأنوار: ج 13 ص 420 ح 14.
كنز الفوائد:مِمّا رُوِيَ عَن لُقمانَ عليه السلام مِن حِكمَتِهِ ووَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، أقِمِ الصَّلاةَ، فَإِنَّما مَثَلُها في دينِ اللّهِ كَمَثَلِ عُمُدِ فُسطاطٍ؛ فَإِنَّ العَمودَ إذَا استَقامَ نَفَعَتِ الأَطنابُ وَالأَوتادُ وَالظِّلالُ، وإن لَم يَستَقِم لَم يَنفَع وَتِدٌ ولا طُنُبٌ ولا ظِلالٌ. ۱
كنز الفوائدـ از حكمت ها و سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! نماز را بر پا دار، كه در حقيقت، مَثَل آن در دين خدا، مانند ستون هاى خيمه است كه هر گاه ستونْ پايدار باشد، ريسمان ها و ميخ ها و سايه بان ها سود مى بخشند، و گرنه، ميخ و ريسمان و سايه بان، فايده نخواهند داشت.
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 66، أعلام الدين: ص 327، بحار الأنوار: ج 13 ص 432 ح 24.
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ:. لا تَكُن في هذِهِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ شاةٍ وَقَعَت في زَرعٍ أخضَرَ فَأَكَلَت حَتّى سَمِنَت ۱، فَكانَ حَتفُها عِندَ سِمَنِها. ۲
امام صادق عليه السلامـ در بيان نصايح لقمان عليه السلام به پسرش ـ: در اين دنيا، همانند گوسفندى مباش كه در كشتزار سرسبزى وارد شود و آن قدر بخورد تا چاقى اش مايه مرگش شود.
۱.في المصدر «سمن» وما أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.الكافي: ج 2 ص 135 ح 20، بحار الأنوار: ج 13 ص 425 ح 19.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ: يا بُنَيَّ، إن تَكُ في شَكٍّ مِنَ المَوتِ فَارفَع عَن نَفسِكَ النَّومَ ولَن تَستَطيعَ ذلِكَ، وإن كُنتَ في شَكٍّ مِنَ البَعثِ فَادفَع عَن نَفسِكَ الاِنتِباهَ ولَن تَستَطيعَ ذلِكَ، فَإِنَّكَ إذا فَكَّرتَ عَلِمتَ أنَّ نَفسَكَ بِيَدِ غَيرِكَ، وإنَّمَا النَّومُ بِمَنزِلَةِ المَوتِ، وإنَّمَا اليَقَظَةُ بَعدَ النَّومِ بِمَنزِلَةِ البَعثِ بَعدَ المَوتِ. ۱
امام باقر عليه السلام:در نصايح لقمان به پسرش است كه گفت: «اى پسرم! اگر درباره مرگْ ترديد دارى، خواب را از خود، دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخيزْ ترديد دارى، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ؛ زيرا اگر انديشه كنى، مى دانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ».
۱.قصص الأنبياء: ص 190 ح 239، بحار الأنوار: ج 13 ص 417 ح 11.
تنبيه الخواطرـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، كَما تَنامُ كَذلِكَ تَموتُ، وكَما تَستَيقِظُ كَذلِكَ تُبعَثُ. ۱
تنبيه الخواطرـ در آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! تو همان گونه كه مى خوابى، مى ميرى و همان گونه كه بيدار مى شوى، بر انگيخته مى گردى.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 80، بحار الأنوار: ج 13 ص 421 ح 17.
الدعاء عن الحسن:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ، إن كُنتَ لا توقِنُ بِالبَعثِ فَإِذا نِمتَ فَلا تَستَيقِظ، فَإِنَّكَ كَما تَستَيقِظُ فَكَذلِكَ تُبعَثُ. ۱
الدعاء، طبرانىـ به نقل از حسن ۲، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! اگر به رستاخيز يقين ندارى، پس هر گاه خوابيدى، بيدار نشو؛ زيرا تو همان گونه كه بيدار مى شوى، بر انگيخته خواهى شد.
۱.الدعاء للطبراني: ص 493 ح 1737.
۲.مقصود از حسن در اين جا، ممكن است امام حسن عليه السلام يا حسن بَصرى باشد.
أعلام الدين:أوصى لُقمانُ عليه السلام ابنَهُ فَقالَ:. اِعلَم ـ يا بُنَيَّ ـ أنَّ المَوتَ عَلَى المُؤمِنِ كَنَومَةٍ نامَها، وبَعثَهُ كَانتِباهِهِ مِنها، فَاقبَل وَصِيَّتي هذِهِ، وَاجعَلها نُصبَ عَينَيكَ، وَاللّهُ خَليفَتي عَلَيكَ، وهُوَ حَسبُنا ونِعمَ الوَكيلُ. ۱
أعلام الدين:لقمان به پسرش سفارش كرد و گفت: «. اى پسرم! بدان كه مرگ براى مؤمن، مانند يك لحظه خوابيدن است و بر انگيخته شدن او، مانند بيدارى از همان خواب است. پس اين سفارش را از من بپذير و آن را پيش چشمان خود قرار بده. خداوند، جانشين من بر توست و او براى ما كافى است و وكيل خوبى است».
۱.أعلام الدين: ص 93، بحار الأنوار: ج 82 ص 179 ح 22.
عرائس المجالس:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تَأمُرِ النّاسَ بِالبِرِّ وتَنسى نَفسَكَ، فَيَكونَ مَثَلُكَ مَثَلَ السِّراجِ يُضيءُ لِلنّاسِ ويُحرِقُ نَفسَهُ. ۱
عرائس المجالس:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! در حالى كه خود را فراموش كرده اى، مردم را به نيكى امر نكن؛ چون [در اين صورت،]مَثَل تو، همانند چراغ خواهد بود كه خود را مى سوزاند و براى مردم، نور مى افشانَد».
۱.عرائس المجالس: ص 314.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ اللّهَ ثَقَّلَ الخَيرَ عَلى أهلِ الدُّنيا كَثِقلِهِ في مَوازينِهِم يَومَ القِيامَةِ، وإنَّ اللّهَ خَفَّفَ الشَّرَّ عَلى أهلِ الدُّنيا كَخِفَّتِهِ في مَوازينِهِم يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند، خوبى را بر اهل دنيا سنگين ساخت، همچنان كه روز قيامت در ترازوهايشان سنگين است، و خداوند بدى را بر اهل دنيا سبك ساخت، همچنان كه روز قيامت در ترازوهايشان سبك است.
۱.الكافي: ج 2 ص 143 ح 10، الخصال: ص 17 ح 61 كلاهما عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 71 ص 225 ح 39.
الإمام عليّ عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ:يا عَبيدَ الدُّنيا، كَيفَ تُخالِفُ فُروعُكُم أصولَكُم، وعُقولُكُم أهواءَكُم، قَولُكُم شِفاءٌ يُبرِئُ الدّاءَ، وعَمَلُكُم داءٌ لا يَقبَلُ الدَّواءَ؛ ولَستُم كَالكَرمَةِ ۱ الَّتي حَسُنَ وَرَقُها، وطابَ ثَمَرُها، وسَهُلَ مُرتَقاها؛ ولكِنَّكُم كَالشَّجَرَةِ الَّتي قَلَّ وَرَقُها، وكَثُرَ شَوكُها، وخَبُثَ ثَمَرُها، وصَعُبَ مُرتَقاها. جَعَلتُمُ العِلمَ تَحتَ أقدامِكُم، وَالدُّنيا فَوقَ رُؤوسِكُم؛ فَالعِلمُ عِندَكُم مُذالٌ مُمتَهَنٌ ۲، وَالدُّنيا لا يُستَطاعُ تَناوُلُها؛ فَقَد مَنَعتُم كُلَّ أحَدٍ مِنَ الوُصولِ إلَيها، فَلا أحرارٌ كِرامٌ أنتُم، ولا عَبيدٌ أتقِياءُ. وَيحَكُم يا اُجَراءَ السَّوءِ! أمَّا الأَجرُ فَتَأخُذونَ، وأمَّا

امام على عليه السلام ـ در سخنان كوتاه منسوب به ايشان ـ:اى بندگان دنيا! چرا شاخه هايتان با ريشه هايتان، و خِرَدهايتان با هوس هايتان ناسازگار است؟ گفتارتان، دارويى است كه درد را شفا مى بخشد؛ ولى كردارتان، دردى است كه درمان نمى پذيرد. شما نه چون تاكيد كه برگ هايش نيكو و ميوه اش خوش و بالا رفتن از آن، آسان است؛ بلكه چون درختى هستيد كه كم برگ و پر خار است و ميوه اش غير قابل خوردن، و بالا رفتن از آن، دشوار است. شما دانش (معرفت) را زير پاهايتان نهاديد، و دنيا را بالاى سرهايتان. از اين رو، دانش در نزد شما خوار و بى مقدار است. و [با شما] به دنيا هم نمى توان رسيد، كه شما هر كسى را از رسيدن به آن، مانع مى شويد. پس، شما نه آزادگانى آقامنشيد و نه بردگانى پرهيزگار. بدا به حالتان، اى مزدوران بد! مزد

۱.الكَرْم: العِنَب (القاموس المحيط: ج 4 ص 170 «كرم»).
۲.امتَهَنتُ الشيءَ: ابتذَلته. ورَجلٌ مَهين: أي حقير (الصحاح: ج6 ص2209 «مهن»).
۳.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 324 ح 719.