نتایج جستجو برای «ظرف»: ۵۸ حدیث
عنه عليه السلام:رَسولُكَ تَرجُمانُ عَقلِكَ، وَاحتِمالُكَ دَليلُ حِلمِكَ. ۱
امام على عليه السلام:فرستاده تو، ترجمه كننده خرد توست و ظرفيت تو، نشانه بردبارى ات.
۱.غرر الحكم: ح 5436، عيون الحكم والمواعظ: ص 269 ح 4947.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الكافي عن داوود بن فرقد:قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: كَيفَ اُسَمّي عَلَى الطَّعامِ؟ فَقالَ: إذَا اختَلَفَتِ الآنِيَةُ، فَسَمِّ عَلى كُلِّ إناءٍ. قُلتُ: فَإِن نَسيتُ أن اُسَمِّيَ؟ قالَ: تَقولُ: بِاسمِ اللّهِ عَلى أوَّلِهِ وآخِرِهِ. ۱
الكافىـ به نقل از داوود بن فَرْقَد ـ: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: هنگام غذا، چگونه بسم اللّه بگويم؟ فرمود: «اگر ظرف ها متعدّد بود، براى هر ظرف غذايى، بسم اللّه بگو». گفتم: اگر فراموش كردم كه بسم اللّه بگويم، چه؟ فرمود: «مى گويى: به نام خدا براى آغاز و پايان اين [غذا]».
۱.الكافي: ج 6 ص 295 ح 20، تهذيب الأحكام: ج 9 ص 99 ح 431، المحاسن: ج 2 ص 220 ح 1662، بحار الأنوار: ج 66 ص 379 ح 44.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ الرَّجُلَ مِنكُم لَيَشرَبُ الشَّربَةَ مِنَ الماءِ فَيوجِبُ اللّهُ لَهُ بِهَا الجَنَّةَ!. إنَّهُ لَيَأخُذُ الإِناءَ فَيَضَعُهُ عَلى فيهِ فَيُسَمّي ثُمَّ يَشرَبُ، فَيُنَحّيهِ وهُوَ يَشتَهيهِ، فَيَحمَدُ اللّهَ، ثُمَّ يَعودُ فَيَشرَبُ، ثُمَّ يُنَحّيهِ فَيَحمَدُ اللّهَ، ثُمَّ يَعودُ فَيَشرَبُ، ثُمَّ يُنَحّيهِ فَيَحمَدُ اللّهَ؛ فَيوجِبُ اللّهُ عز و جل بِها لَهُ الجَنَّةَ. ۱
امام صادق عليه السلام:گاه، مردى از شما جرعه اى آب مى نوشد و خداوند، بدان سبب، بهشت را بر او واجب مى گرداند!. [بدين سان كه] ظرف را بر مى دارد و بر دهانش مى گذارد و نام خدا را مى برد و آن گاه مى آشامد. سپس آن را از دهانش دور مى كند ـ با آن كه هنوز آب ميل دارد ـ و خدا را سپاس مى گويد. سپس دوباره شروع به آشاميدن مى كند و باز ظرف را دور مى كند و خدا را سپاس مى گويد، و سه باره شروع به آشاميدن مى كند و باز دور مى برد و خدا را سپاس مى گويد. پس خداوند عز و جل به سبب اين كارش، بهشت را بر او واجب مى گرداند.
۱.الكافي: ج 2 ص 96 ح 16 عن أبي بصير، معاني الأخبار: ص 385 ح 17، المحاسن: ج 2 ص 406 ح 2421 كلاهما عن عبد اللّه بن سنان نحوه، بحار الأنوار: ج 66 ص 463 ح 15.
تذكرة الخواص:ولَها [أي لِسُكَينَةَ]السّيرَةُ الجَميلَةُ، وَالكَرَمُ الوافِرُ، وَالعَقلُ التّامُّ وكانَت مِنَ الجَمالِ وَالأَدَبِ، وَالظَّرفِ ظَّرْفُ في اللسان: البلاغة، وفي الوجه: الحُسنُ، وفي القلب: الذّكاء (النهاية: ج 3 ص 157 «ظرف»)." data-tip="الظَّرْفُ في اللسان: البلاغة، وفي الوجه: الحُسنُ، وفي القلب: الذّكاء (النهاية: ج 3 ص 157 «ظرف»).">۱ وَالسَّخاءِ، بِمَنزِلَةٍ عَظيمَةٍ، وكانَت تَأوي إلى مَنزِلِهَا الاُدَباءُ وَالشُّعَراءُ وَالفُضَلاءُ، فَتُجيزُهُم عَلى مِقدارِهِم. ۲
تذكرة الخواصّ:سَكينه، رفتار نيكو، بخشندگىِ فراوان و خِرد كامل داشت. و از زيبايى و ادب و ظرافتِ رفتار و گفتار و سخاوت، بهره اى فراوان داشت و اديبان و شاعران و فاضلان به خانه اش مى آمدند و او هر يك را به اندازه، اِكرام مى كرد.
۱.الظَّرْفُ في اللسان: البلاغة، وفي الوجه: الحُسنُ، وفي القلب: الذّكاء (النهاية: ج 3 ص 157 «ظرف»).
۲.تذكرة الخواصّ: ص 278.
وفيات الأعيان:السَّيِّدَةُ سُكَينَةُ ابنَةُ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ، كانَت سَيِّدَةَ نِساءِ عَصرِها، ومِن أجمَلِ النِّساءِ وأظرَفِهِنَّ، وأحسَنِهِنَّ أخلاقا. ۱
وفيات الأعيان:سيّده سَكينه، دختر حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام، سروَر زنان هم عصر خود بود. او زيباترين، با ظرافت ترين و نيك خوترينِ زنان بود.
۱.وفيات الأعيان: ج 2 ص 394 وراجع: تاريخ دمشق: ج 69 ص 206.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:جِنانُ الفِردَوسِ أربَعٌ: ثِنتانِ مِن ذَهَبٍ حِليَتُها وآنِيَتُها وما فيهِما، وثِنتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُهُما وَحِليَتُهُما وما فيهِما، ولَيسَ بَينَ القَومِ وبَينَ أن يَنظُروا إِلى رَبِّهِم عز و جلإلّا رِداءُ الكِبرِياءِ عَلى وَجهِهِ في جَنَّةِ عَدنٍ، وهذِهِ الأَنهارُ تَشخَبُ ۱ مِن جَنَّةِ عَدنٍ، ثُمَّ تَصَدَّعُ ۲ بَعدَ ذلِكَ أنهارا. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت هاى فردوس، چهار تا هستند: دو تا كه زيورها و ظرف ها و آنچه در آنهاست، از طلاست، و دو تا كه ظرف ها و زيورها و آنچه در آنهاست، از نقره است. تنها مانع ميان بهشتيان و ديدن پروردگارشان، رداى كبرياست كه بر چهره او در بهشتِ عدن، كشيده شده است، و اين جويبارها از بهشتِ عَدْن (دست نخورده)، سرچشمه مى گيرند و سپس به جوى هايى منشعب مى شوند.
۱.الشَخْبِ: السَيَلان (لسان العرب: ج 1 ص 485 «شخب»).
۲.تَصَدَّعَ: تَقَطّعَ وتَفَرّقَ (النهاية: ج 3 ص 16 «صدع»).
۳.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 172 ح 19752، سنن الدارمي: ج 2 ص 790 ح 2718، مسند الطيالسي: ص 72 ح 529 كلاهما نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن قيس، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 90 ح 156 عن أبي بكر بن عبد اللّه بن قيس وليس فيه ذيله من «في جنّة عدن.»، كنز العمّال: ج 14 ص 454 ح 39234.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ» ـ: جَنَّتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُها وما فيهِما، وجَنَّتانِ مِن ذَهَبٍ آنِيَتُهُما وما فيهِما، وما بَينَ القَومِ وبَينَ أن يَنظُروا إِلى رَبِّهِم إلّا رِداءُ الكِبرِ عَلى وَجهِهِ في جَنَّةِ عَدنٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «و پايين تر از آن دو [بهشت]، دو بهشت [ديگر] است» ـ: دو بهشت كه ظرف هايشان و هر آنچه در آنهاست، از نقره است، و دو بهشت ديگر، كه ظرف هايشان و آنچه در آنهاست، از طلاست، و تنها مانع ميان اين بهشتيان و ديدن پروردگارشان، رداى كبرياست كه بر چهره او در بهشتِ عَدْن (دست نخورده) افكنده شده است.
۱.صحيح البخاري: ج 4 ص 1848 ح 4597، صحيح مسلم: ج 1 ص 163 ح 296، سنن الترمذي: ج 4 ص 674 ح 2528، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 162 ح 19702، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 394 ح 7386 كلّها عن عبد اللّه بن قيس، كنز العمّال: ج 14 ص 453 ح 39228.
الاختصاص عن عبد اللّه بن سنان:سَأَلتُ أَبا عبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الحَوضِ، فَقالَ لِي: هُو حَوضُ ما بَينَ بُصرى ۱ إِلى صَنعاءَ، أَتُحِبُّ أَن تَراهُ؟ فَقُلتُ لَهُ: نَعَم، قالَ: فَأَخَذَ بِيَدِي وَأَخرَجَنِي إِلى ظَهرِ المَدِينَةِ، ثُمَّ ضَرَبَ بِرِجلِهِ، فَنَظَرتُ إِلى نَهرٍ يَجرِي مِن جانِبِهِ هذا ماءٌ أَبيَضُ مِنَ الثَّلجِ، وَمِن جانِبِهِ هذا لَبَنٌ أَبيَضُ مِنَ الثَّلجِ، وَفِي وَسَطِهِ خَمرٌ أَحسَنُ مِنَ الياقُوتِ، فَما رَأَيتُ شَيئا أَحسَنَ مِن تِلكَ الخَمرِ بَينَ اللَّبَنِ وَالماءِ! فَقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، مِن أَينَ يَخرُجُ هذا؟ وَمِن أَينَ مَجراهُ؟ فَقالَ: هذِهِ العُيُونُ الَّتِي ذَكَرَها اللّهُ فِي كِتابِهِ أَنهارٌ فِي الجَنَّةِ: عَينٌ مِن ماءٍ، وَعَينٌ مِن لَبَنٍ،

الاختصاصـ به نقل از عبد اللّه بن سِنان ـ: از امام صادق عليه السلام در باره حوض [كوثر]پرسيدم. به من فرمود: «حوضى است از بُصرا ۳ تا صنعا. دوست دارى آن را ببينى؟». گفتم: آرى. پس دستم را گرفت و مرا به پشت مدينه برد. سپس با پايش به زمين زد و من، رودى را ديدم كه از اين كنارش، آبى سفيدتر از برف، روان بود و از آن كنارش، شيرى سفيدتر از برف، و در وسطش، باده اى خوش رنگ تر از ياقوت، به طورى كه هرگز، چيزى خوش رنگ تر از آن باده در وسط شير و آب، نديده بودم». به امام عليه السلام گفتم: قربانت گردم! اين نهر، از كجا سرچشمه مى گيرد و از كجا جارى مى شود؟ فرمود: «اين چشمه هايى كه خداوند در كتابش از آنها ياد كرده، نهرهايى در بهشت اند: چشمه اى از آب، چشمه اى از شير، و چشمه اى از باده، كه در اين نهر، جريان مى

۱.بُصْرى: موضع بالشام من أعمال دمشق (معجم البلدان: ج 1 ص 441).
۲.الاختصاص: ص 321، بصائر الدرجات: ص 403 ح 3 نحوه، بحار الأنوار: ج 25 ص 381 ح 35.
۳.جايى است در شام، از توابع دمشق.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن شَرِبَ الخَمرَ فِي الدُّنيا لَم يَشرَبهُ فِي الآخِرَةِ، وَمَن شَرِبَ فِي آنِيَةِ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ فِي الدُّنيا لَم يَشْرَب بِها فِي الآخِرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در دنيا باده بنوشد، در آخرت آن را نخواهد نوشيد و هر كس در دنيا در ظرف هاى زرّين و سيمين بياشامد، در آخرت با آنها نخواهد آشاميد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 157 ح 7216، السنن الكبرى للنسائي: ج 4 ص 195 ح 6869، مسند الشاميّين: ج 2 ص 219 ح 1220 نحوه وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 15 ص 321 ح 41224.
الإمام الصادق عليه السلام:يَنفُذُ البَصَرُ فِي فِضَّةِ الجَنَّةِ كَما يَنفُذُ فِي الزُّجاجِ. ۱
امام صادق عليه السلام:نگاه، از [ظروف] نقره بهشت، چنان عبور مى كند كه از شيشه عبور مى كند.
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 621، تفسير القمّي: ج 2 ص 399 من دون إسناد إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 8 ص 111.
عنه صلى الله عليه و آله:أوَّلُ زُمرَةٍ تَلِجُ الجَنَّةَ صورَتُهُم عَلى صورَةِ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ، لا يَبصُقونَ فيها ولا يَمتَخِطونَ ولا يَتَغَوَّطونَ، آنِيَتُهُم فيهَا الذَّهَبُ، أمشاطُهُم مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ، ومَجامِرُهُمُ الأُلُوَّةُ ۱، ورَشحُهُمُ المِسكُ، ولِكُلِّ واحِدٍ مِنهُم زَوجَتانِ يُرى مُخُّ سوقِهِما مِن وَراءِ اللَّحمِ مِنَ الحُسنِ، لَا اختِلافَ بَينَهُم ولا تَباغُضَ، قُلوبُهُم قَلبُ رَجُلٍ واحِدٍ، يُسَبِّحونَ اللّهَ بُكرَةً وَعَشِيّا. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين گروهى كه وارد بهشت مى شوند، صورت هايشان مانند ماه شب چهارده مى درخشد. در بهشت، نه آب دهان مى اندازند و نه ترشّحات بينى و نه قضاى حاجت دارند. ظرف هايشان در آن جا، طلاست و شانه هاى سرشان، از طلا و نقره و بخوردان هايشان، عود و عرقشان مُشك است. هر يك از ايشان، دو همسر دارد كه از شدّت زيبايى، مغز ساق آنها از پشت گوشت، ديده مى شود. هيچ ناسازى و نفرتى ميان ايشان (بهشتيان) نيست و همگى يك دل اند و بام و شام، خداوند را به پاكى مى ستايند.
۱.الألُوّة: هو العود الذي يُتبخّر به (النهاية: ج 1 ص 63 «ألى»).
۲.صحيح البخاري: ج 3 ص 1185 ح 3073، صحيح مسلم: ج 4 ص 2180 ح 17، سنن الترمذي: ج 4 ص 678 ح 2537، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 463 ح 7436، مسند الشاميّين: ج 1 ص 92 ح 132 نحوه وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 14 ص 487 ح 39371.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ أهلَ الجَنَّةِ يَحيَونَ فَلا يَموتونَ أبَدا، ويَستَيقِظونَ فَلا يَنامونَ أبَدا، ويَستَغنونَ فَلا يَفتَقِرونَ أبَدا، ويَفرَحونَ فَلا يَحزَنونَ أبَدا، ويَضحَكونَ ولا يَبكونَ أبَدا، ويُكرَمونَ فَلا يُهانونَ أبَدا، ويَفكَهونَ ولا يَقطِبونَ أبَدا، ويُحبَرونَ وَيُسَرّونَ أبَدا، ويَأكُلونَ فَلا يَجوعونَ أبَدا، ويَروَونَ فَلا يَظمَؤونَ أبَدا، وَيُكسَونَ فَلا يَعرَونَ أبَدا، وَيَركَبونَ ويَتَزاوَرونَ أبَدا، يُسَلِّمُ عَلَيهِمُ الوِلدانُ المُخَلَّدونَ أبَدا، بِأيديهِم أباريقُ الفِضَّةِ وآنِيَةُ الذَّهَبِ أبَدا، مُتَّكِئينَ عَلى سُرُرٍ أبَدا، عَلَى الأَرائِكِ يَنظُرونَ أبَدا، تَأتيهِمُ التَّحِيَّةُ وَالتَّسليمُ مِنَ اللّهِ أبَدا، نَسأَلُ اللّهَ الجَنَّةَ بِرَحمَتِهِ،

امام باقر عليه السلام:اهل بهشت، هماره زنده اند و هرگز نمى ميرند، هماره بيدارند و هرگز نمى خوابند، هماره توانگرند و هرگز نادار نمى شوند، هماره شادند و هرگز اندوهگين نمى شوند، هماره خندان اند و هرگز نمى گريند، هماره ارجمندند و هرگز اهانت نمى بينند، هماره گشاده رويند و هرگز اخم نمى كنند، هماره خوش حال و مسرورند، مى خورند و هرگز گرسنه نمى شوند، مى نوشند و هرگز تشنه نمى شوند، هماره جامه بر تن دارند و هرگز برهنه نيستند، هماره سوار مى شوند و به ديدار هم مى روند، هماره پسرانى جاودانه ـ كه در دستشان هماره ابريق هايى از نقره و ظرف هايى از طلاست ـ برايشان درود مى فرستند، هماره بر تخت ها نشسته و بر اريكه ها تكيه زده اند و به يكديگر مى نگرند، و هماره از جانب خداوند، بر ايشان درود و سلام فرستاده مى شود.

۱.الاختصاص: ص 358 عن جابر، بحار الأنوار: ج 8 ص 220 ح 215.
عنه عليه السلام:كانَ فِيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عِيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام:. ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ يَابنَ مَريَمَ البِكرِ البَتُولِ بِسَيِّدِ المُرسَلِينَ وَحَبِيبِي مِنهُم، أَحمَدُ، صاحِبُ الجَمَلِ الأَحمَرِ، وَالوَجهِ الأَقمَرِ. لَهُ الكَوثَرُ وَالمَقامُ الأَكبَرُ مِن جَنّاتِ عَدنٍ، يَعِيشُ أَكرَمَ مَعاشٍ، وَيُقبَضُ شَهِيدا، لَهُ حَوضٌ أَبعَدُ مِن مَكَّةَ إِلى مَطلَعِ الشَّمسِ، مِن رَحِيقٍ مَختُومٍ، فِيهِ آنِيَةٌ مِثلُ نُجُومِ السَّماءِ، ماؤُهُ عَذبٌ، فِيهِ مِن كُلِّ شَرابٍ وَطَعمُ كُلِّ ثِمارٍ فِي الجَنَّةِ، مَن شَرِبَ مِنهُ شَربةً لَم يَظمَأ بَعدَها أَبَدا. ۱
امام صادق عليه السلام:از اندرزهاى خداى عز و جل به عيسى بن مريم عليه السلام اين بود كه: «. و نيز تو را ـ اى پسر مريمِ باكره پارسا ـ سفارش مى كنم در باره سَرور پيامبران و محبوبم از ميان آنان، يعنى احمد؛ همان صاحب آن اُشتر سرخ موى و چهره نورانى. كه كوثر و بزرگ ترين جايگاه را در بهشت هاى عدن دارد و در كمال ارجمندى زندگى مى كند و شهيد از دنيا مى رود. حوضى دارد كه وسيع تر از مكّه تا طلوعگاه خورشيد است. آب آن، از باده سر به مُهر است و در آن، ظرف هايى بلورين همانند ستارگان آسمان است. آبش شيرين و گواراست و در آن، از هر نوشيدنى و مزه هر ميوه بهشتى هست. هر كس جرعه اى از آن بنوشد، تا ابد تشنه نمى گردد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 610 ـ ص 612 ح 842 عن أبي بصير، الكافي: ج 8 ص 131 ـ ص 139 ح 103 عن عليّ بن أسباط، عنهم عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 14 ص 297 ح 14.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَسفَلَ أَهلِ الجَنَّةِ أَجمَعِينَ دَرَجَةً لَمَن يَقُومُ عَلى رَأسِهِ عَشرَةُ آلافِ خادِمٍ، بِيَدِ كُلِّ واحِدٍ مِنهُم صَحفَتانِ ۱، واحِدَةٌ مِن ذَهَبٍ وَالأُخرَى مِن فِضَّةٍ، فِي كُلِّ واحِدَةٍ لَونٌ لَيسَ فِي الأُخرى مِثلُهُ، يَأكُلُ مِن آخِرِها مِثلَ ما يَأكُلُ مِن أَوَّلِها، يَجِدُ لِاخِرِها مِنَ الطَّيِّبِ وَاللَّذّةِ مِثلَ الَّذِي يَجِدُ لِأَوَّلِها، ثُمَّ يَكُونُ ذَلِكَ كَرِيحِ المِسكِ الأَذفَرِ، لا يَبُولُونَ، وَلا يَتَغَوَّطُونَ، وَلا يَمتَخِطُونَ، إِخوانا عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حتّى كسى كه درجه اش در بهشت از همه بهشتيان پايين تر است، ده هزار خدمتكار در پيشگاهش مى ايستند و در دست هر يك از آنان، دو سينى است: يكى از طلا و ديگرى از نقره، و در هر يك، رنگى (خوراكى اى) است متفاوت با ديگرى. آنچه از آخرين ظرف مى خورد، همانند چيزى است كه از اوّلينِ آنها مى خورد و از آخرين آن، همان طعم و لذّتى را مى چشد كه از اوّلين آنها چشيده است و سپس به بويى چونان بوى مشك تيز تبديل مى شوند. نه ادرار مى كنند، نه مدفوع، و نه آب بينى مى اندازند. برادروار بر تخت هايى رو در روى هم مى نشينند.
۱.الصَحْفَة: إناء كالقَصْعَة المبسوطة ونحوها (النهاية: ج 3 ص 13 «صحف»).
۲.المعجم الأوسط: ج 7 ص 342 ح 7674، الزهد لابن المبارك: ص 536 ح 1530، حلية الأولياء: ج 6 ص 175 وليس فيهما ذيله وكلّها عن أنس، كنز العمّال: ج 14 ص 482 ح 39354.
الإمام الصّادق عليه السلام:إِنَّ داوُودَ النَّبِيَّ عليه السلام قالَ: يا رَبِّ أَخبِرنِي بِقَرِينِي فِي الجَنَّةِ وَنَظِيرِي فِي مَنازِلي، فَأَوحَى اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى إِلَيهِ أَنَّ ذلِكَ مَتّى أَبا يُونُسَ، قالَ: فَاستَأذَنَ اللّهَ فِي زِيارَتِهِ فَأَذِنَ لَهُ، فَخَرَجَ هُوَ وَسُلَيمانُ ابنُهُ حَتّى أَتَيا مَوضِعَهُ، فَإِذا هُما بِبَيتٍ مِن سَعَفٍ، فَقِيلَ لَهُما: هُوَ فِي السُّوقِ، فَسَأَلا عَنهُ، فَقِيلَ لَهُما: اُطلُباهُ فِي الحَطَّابِينَ، فَسَأَلا عَنهُ، فَقالَ لَهُما جَماعَةٌ مِنَ النّاسِ: نَنتَظِرُهُ الآنَ حَتّى يَجِيءَ، فَجَلَسا يَنتَظِرانِهِ إِذ أَقبَلَ وَعَلى رَأسِهِ وِقرٌ ۱ مِن حَطَبٍ، فَقامَ إِلَيهِ النّاسُ فَأَلقى عَنهُ الحَطَبَ، فَحَمِدَ اللّهَ وَقالَ: مَن يَشتَرِي

امام صادق عليه السلام:داوودِ پيامبر عليه السلام گفت: پروردگارا! مرا از همنشينم در بهشت و همتايم در جايگاه هاى بهشتى ام آگاه فرما. خداى بزرگ و والا، به او وحى فرمود كه: او متّى پدر يونس است. پس داوود از خداوند، اجازه خواست كه به ديدن او برود و خدا به او اجازه داد. داوود همراه پسرش سليمان رفت تا به محلّ متّى رسيدند. خانه اى ديدند كه از برگ درخت خرما ساخته شده بود. به آن دو گفته شد كه متّى در بازار است. در بازار، سراغش را گرفتند. گفتند: او را در بازار هيزم فروشان بجوييد. در آن جا سراغش را گرفتند. گروهى از مردم به آن دو گفتند: اينك منتظريم تا بيايد. داوود و سليمان نيز به انتظار او نشستند. ناگاه متّى ـ كه بارى هيزم بر دوش داشت ـ، آمد. مردم برايش برخاستند و او بار هيزم را زمين نهاد و خداى

۱.الوِقْر: الحِمْل (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.النَّقِيْرُ: أصلُ النَخْلةِ يُنقر وسطه (لسان العرب: ج 5 ص 228 «نقر»).
۳.ازْدَرَدَهُ: ابتَلَعَهُ (لسان العرب: ج 3 ص 194 «زرد»).
۴.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 18، إرشاد القلوب: ص 119 نحوه، بحار الأنوار: ج 14 ص 402 ح 16.
تأويل الآيات الظاهرة عن الإمام الحسين عليه السلامـ لِأَصحابِهِ بِالطَّفِّ ـ: أوَ لا اُحَدِّثُكُم بِأَوَّلِ أمرِنا وأمرِكُم مَعاشِرَ أولِيائِنا ومُحِبّينا وَالمُبغِضينَ لِأَعدائِنا، لِيُسهِلَ عَلَيكُمُ احتِمالَ ما أنتمُ لَهُ مُعَرَّضونَ؟ قالوا: بَلى، يَابنَ رَسولِ اللّهِ. قالَ: إنَّ اللّهَ لَمّا خَلَقَ آدَمَ وسَوّاهُ وعَلَّمَهُ أسماءَ كُلِّ شَيءٍ وعَرَضَهُم عَلَى المَلائِكَةِ، جَعَلَ مُحَمَّدا وعَلِىّ ا وفاطِمَةَ وَالحَسَنَ وَالحُسَينَ أشباحا خَمسَةً في ظَهرِ آدَمَ، وكانَت أنوارُهُم تُضيءُ فِي الآفاقِ مِنَ السَّماواتِ وَالحُجُبِ وَالجِنانِ وَالكُرسِيِّ وَالعَرشِ، ثُمَّ أمَرَ اللّهُ المَلائِكَةَ بِالسُّجودِ لاِدَمَ تَعظيما لَهُ، وإنَّهُ قَد فَضَّلَهُ بِأَن جَعَلَهُ وِعاءً لِتِلكَ

تأويل الآيات الظاهرة:امام حسين عليه السلام در كربلا، خطاب به يارانش فرمود: «آيا سرآغازِ كار خود و شما، و دوستان و دوستداران ما و دشمنان با دشمنان ما را برايتان نگويم تا تحمّل آنچه خود را در معرضش قرار داده ايد، برايتان آسان شود؟». گفتند: چرا، اى فرزند پيامبر خدا! فرمود: «خداوند، چون آدم عليه السلام را آفريد و كامل كرد و نام هاى همه چيز را به او ياد داد و بر فرشتگان عرضه داشت، محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين را پنج روح در پشتِ آدم عليه السلام قرار داد و نورهايشان، در افق آسمان ها و حجاب ها و بهشت و كرسى و عرش مى تابيد. سپس، خداوند، فرشتگان را از سرِ تعظيم به سجود در برابر آدم عليه السلام فرمان داد؛ زيرا او را بزرگ داشته و ظرفِ اين پنج روحى قرار داده بود كه نورشان، همه افق ها را فرا

۱.تأويل الآيات الظاهرة: ج 1 ص 44 ح 18، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 219 ح 101، بحار الأنوار: ج 11 ص 150 ح 25.
تاريخ الطبري عن عقبة بن أبي العيزار:قامَ حُسَينٌ عليه السلام بِذي حُسُمٍ ۱، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: إنَّهُ قَد نَزَلَ مِنَ الأَمرِ ما قَد تَرَونَ، وإنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وتَنَكَّرَت وأدبَرَ مَعروفُها وَاستَمَرَّت جِدّا، فَلَم يَبقَ مِنها إلاّ صُبابَةٌ ۲ كَصُبابَةِ الإِناءِ، وخَسيسُ ۳ عَيشٍ كَالمَرعَى الوَبيلِ ۴، ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ، وأنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ، لِيَرغَبِ المُؤمِنُ في لِقاءِ اللّهِ مُحِقّا، فَإِنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سعادَةً ۵، ولاَ الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما ۶. ۷
تاريخ الطبرىـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ: امام حسين عليه السلام در ذى حُسُم ۸ ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «آنچه مى بينيد، امرى است كه فرود آمده است و دنيا، دگرگون و زشت گشته و نيكى اش روى گردانده است و اين حالت، چنان ادامه يافته كه از آن، جز چكّه آب تهِ ظرف، و زندگى پستى چون چريدنى كوتاه، باقى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل، جلوگيرى نمى شود؟ [در چنين وضعى]مؤمن بايد در راه حق، در اشتياق ديدار خدا (مرگ) باشد. من، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمكاران را جز ملالت، نمى بينم».
۱.ذو حُسُم: موضعٌ بالبادية (تاج العروس: ج 16 ص 151 «حسم»). موضع في الطريق إلى الكوفة نزله الحسين عليه السلام ولقيه فيه الحرّ بن يزيد على عسكر ابن زياد.
۲.الصُّبابَةُ: البَقِيَّةُ اليَسيرة من الشراب في أسفل الإناء (النهاية: ج 3 ص 5 «صبب»).
۳.الخسيس: الدنيء (النهاية: ج 2 ص 31 «خسس»).
۴.الوَبِيلُ من المرعى: الوَخِيمُ، وأرض وَبِيلةٌ: وَخِيمَةُ المَرتَع وَبِيئَةٌ (تاج العروس: ج 15 ص 769 «وبل»).
۵.في المصدر: «شهادة» بدل «سعادة»، والتصويب من سائر المصادر.
۶.بَرَما: مصدر بَرِمَ به إذا سَئِمَهُ وملَّهُ (النهاية: ج 1 ص 121 «برم»).
۷.تاريخ الطبري: ج 5 ص 403، المعجم الكبير: ج 3 ص 114 ح 2842 عن محمّد بن الحسن، تاريخ دمشق: ج 14 ص 217؛ الملهوف: ص 138، تحف العقول: ص 245، الأمالي للشجري: ج 1 ص 161 عن محمّد بن حسن نحوه، بحار الأنوار: ج 44 ص 192 ح 4.
۸.ذى حُسُم، منزلگاهى در راه مكّه به كوفه است؛ همان جا كه امام عليه السلام با سپاه حرّ بن يزيد، برخورد كرد.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبِياءِ اُمِرنا أنْ نُكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما پيامبران فرمان داريم كه با مردم به اندازه فهمشان سخن بگوييم.
۱.الكافي: 1 / 23 / 15.
عنـه صلى الله عليه و آله:لا تُحَدِّثوا اُمَّتي مِن أحاديثي إلاّ بما تَحمِلُهُ عُقولُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سخنانى از من براى امّتم نقل كنيد كه انديشه آنها تحمّل پذيرش آنها را داشته باشد.
۱.كنز العمّال: 10 / 242 / 29284.
عنـه صلى الله عليه و آله:يا بنَ عَبّاسٍ، لاتُحدِّث حَديثاً لاتَحتَمِلُه عُقولُهُم، فَيَكونَ فِتنَةً عَلَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى ابن عبّاس! حديثى مگو كه عقلهاى ايشان ظرفيتِ پذيرش آن را ندارد كه آنان را دچار فتنه مى كند.
۱.الفردوس: 5 / 359 / 8434.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۸