فیلترها
نتایج جستجو برای «شکستن بیعت با امام»: ۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يَجيءُ كُلُّ ناكِثٍ بَيعَةَ إمامٍ أجذَمَ حَتّى يَدخُلَ النّارَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بيعت با امامى را بشكند، [در روز قيامت] دستْ بريده مىآيد، تا آن كه وارد آتش شود.
۱.الكافي: ج 2 ص 337 ح 2 عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 7 ص 201 ح 81.
الجمل عن الحارث بن سريع: لَمّا ظَهَرَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام عَلى أهلِ البَصرَةِ وقَسَمَ ما حَواهُ العَسكَرُ، قامَ فيهِم خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وصَلّى عَلى رَسولِهِ وقالَ:
أيُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّهَ عز و جل ذو رَحمَةٍ واسِعَةٍ ومَغفِرَةٍ دائِمَةٍ لِأَهلِ طاعَتِهِ، وقَضى أنَّ نَقِمَتَهُ وعِقابَهُ عَلى أهلِ مَعصِيَتِهِ.
يا أهلَ البَصرَةِ! يا أهلَ المُؤتَفِكَةِ! ويا جُندَ المَرأَةِ، وأتباعَ البَهيمَةِ! رَغا فَأَجَبتُم، وعُقِرَ فَانهَزَمتُم، أحلامُكُم دِقاقٌ، وعَهدُكُم شِقاقٌ، ودينُكُم نِفاقٌ، وأنتُم فَسَقَةٌ مُرّاقٌ.
يا أهلَ البَصرَةِ! أنتُم شَرُّ خَلقِ اللّهِ، أرضُكُم قَريبَةٌ مِنَ الماءِ، بَعيدَةٌ مِنَ السَّماءِ. خَفَّت عُقولُكُم، وسَفِهَت أحلامُكُم.
الجمل ـ به نقل از حارث بن سريع ـ : [پس از جنگ جمل] هنگامى كه امير مؤمنان عليه السلام بر بصريان چيره شد و آنچه را سپاهيان به دست آورده بودند، تقسيم كرد، در ميان آنان به خطابه ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، فرمود: «اى مردم! خداوند توانا و بزرگ، نسبت به فرمانبردارانش مِهرى بىكران و آمرزشى پاينده دارد، و خشم و كيفرش را براى نافرمانانش رقم زده است.
اى بصريان! اى مردمِ شهرِ واژگون شده ۲ و اى سپاهيانِ زن (عايشه)، و اى پيروان حيوانِ (جَمَل) بىزبان كه بانگ بر آورْد و شما در پىاش روان گشتيد و چون پى شد، در هم شكستيد! انديشههايتان خام است ۳ و پيمانتان سست، و دينتان نفاق، و خود مردمانى سركش و نافرمانيد.
اى بصريان! شما بدترينِ خلق خدا
۱.الجمل: ص 407.
۲.مؤتفكه: شهرى كه خداوند، آن را به سبب غرق شدن مردمش در گناه، بر سر آنان آوار كرده باشد؛ زمينِ سوخته از خشكى و قحطى. مؤتفكات: شهرهايى كه خداوند، آنها را ويران و بر سر مردمش خراب كرد، مانند سدوم و عموره. در حديث آمده كه بصره نيز يكى از مؤتفكات بوده است.
۳.در الاحتجاج، الغارات و.، به صورت: «أخلاقكم دقاق» آمده است؛ يعنى خلق و خويتان پست و تباه است.
إثبات الوصية ـ مِن ذِكرِ خُطبَةِ الإِمامِ الحَسَنِ عليه السلام بَعدَ أن وَجَّهَ رَجُلاً مِن كِندَةَ في أربَعَة آلافٍ لِحَربِ مُعاوِيَةَ، فَغَدَرَ وَالتَحَقَ بِمُعاوِيَةَ، ثُمَّ أرسَلَ رَجُلاً مِن مُرادٍ في أربَعَةِ آلافٍ أيضا، فَفَعَلَ فَعلَةَ الأوَّلِ ـ : فَقامَ أبو مُحَمَّدٍ عليه السلام خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهُ وأثنى عَلَيهِ، وقالَ: قَد عَرَفتُكُم أنَّكُم لا تَفونَ بِعَهدٍ، ولا تُستَأمَنونَ إلى عَقدٍ، وقَد غَدَرَ المُرادِيُّ الَّذي أختَرتُموهُ، وقَبلَهُ ما اختَرتُمُ الكِندِيَّ.
فَقامَ اُناسٌ فَقالوا: إن كانَ الرَّجُلانِ غَدَرا فَنَحنُ نَنصَحُ ولا نَغدِرُ.
فَقالَ لَهُم: كَلّا، وإنّي أُعَذِّرُ بَيني وبَينَكُم مَعَ عِلمي بِسوءِ ما تُبطِنونَ وتَنطَوونَ عَلَيهِ، ومَوعِدُكُم عَسكَري
إثبات الوصيّة ـ در باره سخنان امام حسن عليه السلام پس از آن كه مردى از قبيله كنده با چهارهزار نفر را به جنگ معاويه فرستاد، پس آن مرد حيله ورزيد و به معاويه پيوست. سپس مردى از قبيله مراد را نيز با چهار هزار نفر فرستاد و او هم به معاويه ملحق شد ـ : امام حسن عليه السلام ايستاد و خطبهاى خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «شما خود مىدانيد كه به هيچ پيمانى وفا نمىكنيد و به هيچ قرارى كه شما بگذاريد، اطمينانى نيست. مرادى و پيش از او كندى را بر گزيديد؛ ولى پيمان شكستند و خيانت كردند».
عدّهاى برخاستند و گفتند: اگر آن دو، خيانت كردند، ما وفاداريم و خيانت نمىكنيم.
امام عليه السلام به آنان فرمود: «هرگز، و ليكن من حجّت را بر شما تمام مىكنم، با آن كه مىدانم چه انديشه بدى در سر مىپرورانيد