نتایج جستجو برای «شفاعت»: ۳۶۵ حدیث
عنه عليه السلام:مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ، سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ» مِن غَيرِ عَجَبٍ، مَحَا اللّهُ عَنهُ ألفَ سَيِّئَةٍ، وأثبَتَ لَهُ ألفَ حَسَنَةٍ، وكَتَبَ لَهُ ألفَ شَفاعَةٍ، ورَفَعَ لَهُ ألفَ دَرَجَةٍ، وخَلَقَ لَهُ مِن تِلكَ الكَلِمَةِ طائِرا أبيَضَ (يَطيرُ) ويَقولُ: «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ، سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ» إلى يَومِ القِيامَةِ، ويُكتَبُ لِقائِلِها. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس، نه از روى تعجّب، بگويد: «پاكا خدا، و ستايش، او را! پاكا خداى بزرگ!»، خداوند، هزار گناه را از او پاك مى كند و هزار نيكى برايش ثبت مى كند و هزار شفاعت برايش مى نويسد و هزار درجه او را بالا مى بَرَد، و از آن جمله پرنده اى سپيد برايش مى آفريند [كه پرواز كند] و تا روز قيامت بگويد: «پاكا خدا، و ستايش، او را! پاكا خداى بزرگ!» و اينها براى گوينده اش نوشته مى شود.
۱.فلاح السائل: ص 388 ح 264 عن محمّد بن طلحة، بحار الأنوار: ج 86 ص 270 ح 39.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِنفانِ مِن اُمَّتي لا تَنالُهُم شَفاعَتي يَومَ القِيامَةِ: المُرجِئَةُ وَالقَدَرِيَّةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو گروه از امّت من هستند كه روز رستاخيز، شفاعتم شامل آنها نمى گردد: مرجئه و قدريّه.
۱.حلية الأولياء: ج 9 ص 254.
کلیدواژه‌ها تقدیرنکوهش قدریه
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:القَدَرِيَّةُ الَّذينَ يَقولونَ: الخَيرُ وَالشَّرُّ بِأَيدينا؛ لَيسَ لَهُم في شَفاعَتي نَصيبٌ، ولا أنَا مِنهُم ولا هُم مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قدريّه، ۲ كسانى هستند كه مى گويند: خير و شر، در اختيار ماست. آنان از شفاعت من بهره اى ندارند. نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند.
۱.الفردوس: ج 3 ص 238 ح 4706.
۲.علّامه طباطبايى مى گويد: ناميده شدن اينان به «قدريّه»، از اين حديثِ صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته شده كه: «همانا قَدَريّه، مَجوس اين امّت اند.». پس، مجبّره، مُفَوِّضه را به اين سببْ «قدريّه» خواندند كه آنان قَدَر را انكار مى كردند و بر ضدّ آن، سخن مى راندند و [از سوى ديگر،] مفوّضه، مجبره را به اين سببْ «قَدَريّه» خواندند كه آنان قَدَر را اثبات مى كردند. البتّه آنچه از احاديث امامانِ اهل بيت عليهم السلام به دست مى آيد، اين است كه ايشان هر دو فرقه (مجبّره و مفوّضه) را قدريّه ناميده اند و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را بر هر دو، تطبيق داده اند. مجبّره را قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان خير و شر و طاعت و معصيت را به غير انسان، نسبت مى دهند، چنان كه مَجوس، قائل اند كه فاعل همه خيرها و شرها، [كسى] جز انسان است، و سخن امام عليه السلام در اين حديث، بنا بر همين نظر [آنها]است. و مفوّضه را نيز قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند: [يكى]انسان، نسبت به افعالش و [ديگرى]خداوندِ سبحان، نسبت به ديگر كارها، چنان كه مجوس به خداى خير و خداى شر معتقدند، و سخن امام عليه السلام در احاديث بعد كه: «نه جبر و نه قَدَر»، ناظر به همين باور است (الكافى: ج 1 ص 157، پانوشت).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أسعَدُ النّاسِ بِشَفاعَتي يَومَ القِيامَةِ، مَن قالَ: لا إلهَ إلَا اللّهُ، خالِصا مِن قَلبِهِ أو نَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برخوردارترين افراد از سعادت شفاعت من در روز رستاخيز، كسى است كه با اخلاصى برخاسته از دل و جان، «لا إله إلّا اللّه» بگويد.
۱.صحيح البخاري: ج 1 ص 49 ح 99.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا مِن اُمَّتي قَذَفَ في قُلوبِ أصفِيائِهِ وأرواحِ مَلائِكَتِهِ وسُكّانِ عَرشِهِ مَحَبَّتَهُ لِيُحِبّوهُ، فَذلِكَ المُحِبُّ حَقّا، طوبى لَهُ، ولَهُ شَفاعَةٌ عِندَ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه خداوند، بنده اى از امّتم را دوست بدارد، محبّتش را در دل هاى برگزيدگانش و در جان هاى فرشتگان و ساكنان عرشش مى افكند تا دوستش بدارند. چنين كسى، به حقيقت، دوستدار است. خوشا به حالش! او در روز قيامت، نزد خداوند، حقّ شفاعت دارد.
۱.مصباح الشريعة: ص 524.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا التَبَسَت علَيكُمُ الاُمورُ كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وماحِلٌ مُصَدَّقٌ، مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنّةِ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ ساقَهُ إلَى النارِ، وهُو الدليلُ يَدُلُّ علَى السَّبيلِ، وهو كتابُ تَفصيلٍ وبَيانٍ وتَحصيلٍ، هُو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ، ولَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ، فظاهِرُهُ حُكمُ اللّهِ وباطِنُهُ عِلمُ اللّهِ تعالى، فظاهِرُهُ وَثيقٌ، وباطِنُهُ عَميقٌ لَهُ تُخومٌ، وعلى تُخومِهِ تُخومٌ، لا تُحصى عَجائبُهُ ولا تُبلى غرائبُهُ، فيهِ مَصابيحُ الهُدى ومَنارُ الحِكمَةِ، ودليلٌ علَى المَعرِفَةِ لِمَن عَرَفَ النَّصَفَةَ. ۱

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پس، هر گاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد، به قرآن روى آوريد؛ زيرا قرآن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه قرآن را فرا روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد، به سوى دوزخش مى كشاند. قرآن، ره نمايى است كه راه را نشان مى دهد. قرآن، كتاب تفصيل و روشنگرى و تحصيل [حقايق]است. جدا كننده ميان حق و باطل است و شوخى بردار نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش، حكم و دستور خداست و باطنش، علم خداوند متعال. پس، ظاهر آن، محكم و استوار است و باطنش ژرفايى دارد و ژرفاهايش ژرفا دارد. شگفتى هايش بى شمار است و عجايب و غرايبش، كهنه و تمام نمى شوند. چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت،

۱.النوادر للراوندي: ص 143 ح 197.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تعالى: أيْ عِباديَ الّذينَ قاتَلوا في سَبيلي، وقُتِلوا واُوذوا في سَبيلي، وجاهَدوا في سَبيلي، ادْخُلوا الجَنّةَ، فيَدخُلونَها بغَيرِ عَذابٍ ولا حِسابٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «اى بندگان من كه در راه من جنگيديد و در راه من كشته شديد و آزار ديديد و در راه من جهاد كرديد! به بهشت درآييد». پس آنان، بى آن كه عذابى بينند وحسابرسى شوند، به بهشت در مى آيند.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 480 ح 16635.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثلاثةٌ يَشفَعُونَ إلى اللّهِ عز و جلفَيُشَفَّعُونَ: الأنبياءُ، ثُمّ العُلَماءُ، ثُمّ الشُّهَداءُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه گروه نزد خداى عز و جل شفاعت مى كنند و شفاعتشان پذيرفته مى شود: پيامبران، سپس عالمان، و بعد شهيدان.
۱.الخصال: ص 156 ح 197.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّي أشفَعُ يَومَ القِيامَةِ فَاُشَفَّعُ، ويَشفَعُ عَلِيٌّ فَيُشَفَّعُ ويَشفَعُ أهلُ بَيتي فَيُشَفَّعُونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، من شفاعت مى كنم و شفاعتم پذيرفته مى شود، و على شفاعت مى كند و شفاعتش پذيرفته مى شود، و اهل بيتم نيز شفاعت مى كند و شفاعتشان پذيرفته مى شود.
۱.مجمع البيان: ج 1 ص 223.
عنه صلى الله عليه و آله:تَعَلَّمُوا القُرآنَ؛ فإنّهُ شافِعٌ يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قرآن را بياموزيد؛ زيرا قرآن در روز قيامت، شفاعت كننده است.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 273 ح 22219.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا قُمتُ المَقامَ المَحمودَ تَشَفَّعتُ في أصحابِ الكبائرِ مِن اُمَّتي، فَيُشَفِّعُني اللّهُ فِيهِم، واللّهِ لا تَشَفَّعتُ فِيمَن آذى ذُرِّيَّتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى كه به مقام ستوده برسم، براى مرتكبان گناهان كبيره امّت خود، شفاعت مى كنم و خداوند، شفاعت من را درباره آنها مى پذيرد. به خدا سوگند، براى كسانى كه فرزندان مرا بيازارند، شفاعت نخواهم كرد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 370 ح 462.
عنه صلى الله عليه و آله:لِكُلِّ نَبِيٍّ دَعوَةٌ قد دَعا بِها وقد سَألَ سُؤلاً، وقد خَبَأتُ دَعوَتي لِشَفاعَتِي لِاُمَّتي يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر پيامبرى، به درگاه خدا دعايى كرده و از او چيزى خواسته است؛ امّا من خواهش خود [از خدا]را براى شفاعت امّتم در روز قيامت، نگه داشته ام.
۱.الخصال: ص 29 ح 103.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّما شَفاعَتي لأهلِ الكبائرِ مِن اُمَّتي، فأمّا المُحسِنُونَ فما علَيهِم مِن سَبيلٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در حقيقت شفاعت من، براى آن افراد از امّت من است كه مرتكب گناهان كبيره شده اند. امّا نيكوكاران، راهى براى مؤاخذه آنها نيست (نيازى به شفاعت ندارند).
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 136 ح 35.
الإمام الباقر عليه السلامـ وقد قالَ لَهُ أبو أيمنَ: ياأباجعفرٍ، تَغُرُّونَ الناسَ وتَقولونَ: شَفاعَةُ محمّدٍ، شَفاعَةُ محمّدٍ! فَغَضِبَ عليه السلام حتّى تَرَبَّدَ وَجهُهُ ـ: وَيحَكَ يا أبا أيمَنَ! أغَرَّكَ إن عَفَّ بَطْنُكَ وفَرجُكَ؟! أما لَو قد رَأيتَ أفزاعَ القِيامَةِ لقدِ احتَجتَ إلى شَفاعَةِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله، وَيلَكَ فَهل يَشفَعُ إلّا لِمَن وَجَبَت لَهُ النارُ؟!. ما [مِن] ۱ أحَدٍ مِنَ الأوَّلِينَ والآخِرِينَ إلّا وهُو مُحتاجٌ إلى شَفاعَةِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله يَومَ القِيامَةِ. ۲
امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به ابو ايمن كه به امام عليه السلام گفت: اى ابو جعفر! شما مردم را مى فريبيد و پيوسته مى گوييد: «شفاعت محمّد، شفاعت محمّد!» و ايشان چنان ناراحت شد كه رنگ چهره اش برگشت ـ: واى بر تو اى ابو ايمن! داشتن عفّت شكم و شهوت، تو را غرّه كرده است؟! اگر صحنه هاى هول انگيز قيامت را ببينى، حتماً به شفاعت محمّد صلى الله عليه و آله نياز پيدا خواهى كرد. واى بر تو! آيا شفاعت، جز براى كسى است كه مستوجب آتش باشد؟!. هيچ كس، از اوّلين و آخرين، نيست مگر آن كه در روز قيامت، به شفاعت محمّد صلى الله عليه و آله نيازمند خواهد بود.
۱.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 202.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أمّا شَفاعَتِي ففي أصحابِ الكبائرِ ما خَلا أهلَ الشِّركِ والظُّلمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شفاعت من، درباره مرتكبانِ گناهان كبيره است، بجز مشركان و ستمگران.
۱.الخصال: ص 355 ح 36.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَنالُ شَفاعَتي مَنِ استَخَفَّ بِصلاتِهِ، ولا يَرِدُ عَلَيَّ الحَوضَ لا واللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه نماز را سبُك بشمارد، به شفاعت من دست نمى يابد و به خدا سوگند، در كنار حوض [ـِ كوثر]، بر من وارد نخواهد شد.
۱.المحاسن: ج 1 ص 159 ح 223.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ أقرَبَكُم مِنّي غَدا وأوجَبَكُم عَلَيَّ شَفاعَةً: أصدَقُكُم لِسانا، وأدّاكُم لِلأمانَةِ، وأحسَنُكُم خُلُقا، وأقرَبُكُم مِنَ الناسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا نزديك ترينِ شما به من در فردا [ى قيامت] و سزاوارترينِ شما به شفاعت من، راستگوترين، امانتدارترين، خوش اخلاق ترين و نزديك ترينِ شما به مردم است.
۱.الأمالي للصدوق: ص 598 ح 826.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياةً تُشبِهُ حَياةَ الأَنبِياءِ ويَموتَ ميتَةً تُشبِهُ ميتَةَ الشُّهَداءِ ويَسكُنَ الجِنانَ الَّتي غَرَسَهَا الرَّحمنُ فَليَتَوَلَّ عَلِيًّا وَليُوالِ وَلِيَّهُ وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ، فَإِنَّهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي. اللّهُمَّ ارزُقهُم فَهمي وعِلمي، ووَيلٌ لِلمُخالِفينَ لَهُم مِن اُمَّتي، اللّهُمَّ لا تُنِلهُم شَفاعَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دوست دارد مانند پيامبرانْ زندگى كند و مرگى چون مرگ شهيدان داشته باشد و در بهشتى كه خداى رحمان كاشته است، ساكن شود، بايد از على پيروى كند و با دوستِ او دوستى كند و به امامانِ پس از او اقتدا نمايد؛ چرا كه ايشان، عترت من اند و از طينت من، آفريده شده اند. بار خدايا! فهم و دانش مرا روزىِ ايشان فرما. واى بر آن دسته از امّت من كه مخالفت آنان كند! بار خدايا! شفاعت مرا شامل حالِ اين گونه مردمان مگردان!
۱.الكافي: ج 1 ص 208 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:شَفاعَتي لِاُمَّتي مَن أحَبَّ أهلَ بَيتي، وهُم شيعَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شفاعت من از امّتم، شامل كسانى مى شود كه اهل بيت مرا دوست داشته باشند. آنان، پيروان من هستند.
۱.تاريخ بغداد: ج2 ص146.
عنه صلى الله عليه و آله:أعطانِي اللّهُ عز و جل فاتِحَةَ الكِتابِ، وَالأَذانَ، وَالجَماعَةَ فِي المَسجِدِ، ويَومَ الجُمُعَةِ، وَالصَّلاةَ عَلَى الجَنائِزِ وَالإِجهارَ في ثَلاثِ صَلَواتٍ، وَالرُّخصَةَ لِاُمَّتي عِندَ الأَمراضِ وَالسَّفَرِ، وَالشَّفاعَةَ لِأَصحابِ الكَبائِرِ مِن اُمَّتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل چند چيز به من عطا فرمود: فاتحة الكتاب، اذان، [نماز]جماعت در مسجد، [نماز]روز جمعه، نماز خواندن بر جنازه، بلند خواندن سه نماز [صبح و مغرب و عشا]، رخصت يافتن امّتم در هنگام بيمارى و سفر، و شفاعت از آن دسته از امّتم كه مرتكب گناهان كبيره مى شوند.
۱.الخصال: ص 355 ح 36.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۶۵