نتایج جستجو برای «رهبانیت»: ۶۸ حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: لَيسَ في اُمَّتي رَهبانِيَّةٌ، ولا سِياحَةٌ ۱، ولا زَمٌّ؛ يَعني: سُكوتٌ. ۲
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «رهبانيت ۳ و سياحت و زَم (يعنى سكوت)، در امّت من نيست».
۱.السِّياحَةُ: الذهاب في الأرض للعبادة والترهّب (لسان العرب: ج 2 ص 492 «سيح»).
۲.الخصال: ص 137 ح 154.
۳.از ريشه «رَهبه» است به معناى ترس و خوف. راهبان مسيحى از كار و لذّت هاى دنيا دست مى شستند و تارك دنيا مى شدند و از مردم كناره مى گرفتند و حتّى بعضى از آنها خود را خواجه مى كردند و زنجير به گردن مى آويختند و ديگر شكنجه ها بر خويش روا مى داشتند. پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را از آن اعمال، نهى فرمود.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إيّاكُم ولِباسَ الرُّهبانِ، فَإِنَّهُ مَن يَتَرَهَّبُ أو يَتَشَبَّهُ بِهِم فَلَيسَ مِنّي، ومَن تَرَكَ اللَّحمَ وحَرَّمَهُ عَلى نَفسِهِ فَلَيسَ مِنّي، ومَن تَرَكَ النِّساءَ كَراهِيَةً فَلَيسَ مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از در آمدن به جامه راهبان بپرهيزيد، كه هركس رهبانيت پيشه كند تا به راهبان همانندى بجويد، از من نيست و هركس گوشت خوردن را ترك كند و آن را بر خويشتن حرام سازد، از من نيست و هر كس از سرِ بيزارى ترك زن كند، از من نيست.
۱.الفردوس: ج 1 ص 381 ح 1534.
عنه صلى الله عليه و آله:تَزَوَّجوا فَإِنّي مُكاثِرٌ بِكُمُ الاُمَمَ يَومَ القِيامَةِ، ولا تَكونوا كَرَهبانِيَّةِ النَّصارى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ازدواج كنيد؛ چرا كه من، در روز قيامت به وجود شما بر امّت ها مباهات مى كنم. مانند نصارا، رهبانيت پيشه مسازيد.
۱.السنن الكبرى: ج 7 ص 125 ح 13457.
عنه صلى الله عليه و آله:لا إخصاءَ فِي الإِسلامِ ولا بُنيانَ كَنيسَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در اسلام، خواجه كردن و كليسا ساختن، روا نيست.
۱.السنن الكبرى: ج 10 ص 41 ح 19793.
الإمام الصادق عليه السلام:جاءَتِ امرَأَةُ عُثمانَ بنِ مَظعونٍ إلَى النَّبِي صلى الله عليه و آله فَقالَت: يا رَسولَ اللّه، إنَّ عُثمانَ يَصومُ النَّهارَ ويَقومُ اللَّيلَ! فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُغضَبا يَحمِلُ نَعلَيهِ، حَتّى جاءَ إلى عُثمانَ فَوَجَدَهُ يُصَلّي، فَانصَرَفَ عُثمانُ حينَ رَأى رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله، فَقالَ لَهُ: يا عُثمانُ، لَم يُرسِلنِي اللّهُ تَعالى بِالرَّهبانِيَّةِ، ولكِن بَعَثَني بِالحَنيفِيَّةِ السَّهلَةِ السَّمحَةِ، أصومُ واُصَلّي وألمِسُ أهلي، فَمَن أحَبَّ فِطرَتي فَليَستَنَّ بِسُنَّتي ومِن سُنَّتِيَ النِّكاحُ. ۱
امام صادق عليه السلام:همسر عثمان بن مظعون، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! عثمان، كارش اين شده كه روزها را روزه بگيرد و شب ها را به عبادت بگذراند. پيامبر خدا، پاى افزار به دست و خشمناك، بيرون شد تا نزد عثمان آمد. او را مشغول نماز خواندن يافت. عثمان با ديدن پيامبر خدا نمازش را سلام داد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى عثمان! خداوند متعال، مرا با رَهبانيت نفرستاده؛ بلكه با آيين مستقيم و ساده و آسانگير، فرستاده است. من، هم نماز مى خوانم، هم روزه مى گيرم و هم به همسرم مى رسم. پس، هر كه آيين مرا دوست دارد، بايد از سنّت من پيروى كند، و از سنّت من است نزديكى كردن».
۱.الكافي: ج 5 ص 494 ح 1.
عنه عليه السلام:إنَّ ثَلاثَ نِسوَةٍ أتَينَ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله فَقالَت إحداهُنَّ: إنَّ زَوجي لا يَأكُلُ اللَّحمَ، وقالَتِ الاُخرى: إنَّ زَوجي لا يَشُمُّ الطّيبَ، وقالَتِ الاُخرى: إنَّ زَوجي لا يَقرَبُ النِّساءَ. فَخَرَجَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَجُرُّ رِداءَهُ حَتّى صَعِدَ المِنبَرَ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: ما بالُ أقوامٍ مِن أصحابي لا يَأكُلونَ اللَّحمَ ولا يَشُمّونَ الطّيبَ ولا يَأتونَ النِّساءَ! أما إنّي آكُلُ اللَّحمَ وأشُمُّ الطّيبَ وآتِي النِّساءَ، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتي فَلَيسَ مِنّي. ۱
امام صادق عليه السلام:سه زن نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند. يكى از آنها گفت: شوهرم گوشت نمى خورَد. ديگرى گفت: شوهرم بوى خوش نمى بويد. سومى گفت: شوهرم به زنان نزديك نمى شود. پيامبر خدا، رداكِشان بيرون رفت و بر منبر شد و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و سپس فرمود: «عدّه اى از ياران مرا چه شده است كه گوشت نمى خورند و عطر نمى بويند و به زنان نزديك نمى شوند؟! بدانيد كه من، خود، گوشت مى خورم و عطر مى بويم و پيش زنان مى روم. پس، هر كه از سنّت من روى گردانَد، از من نيست».
۱.الكافي: ج 5 ص 496 ح 5.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إيّاكُم ولِباسَ الرُّهبانِ! فَإِنَّهُ مَن يَتَرَهَّبُ أو يَتَشَبَّهُ بِهِم فَلَيسَ مِنّي، ومَن تَرَكَ اللَّحمَ وحَرَّمَهُ عَلى نَفسِهِ فَلَيسَ مِنّي، ومَن تَرَكَ النِّساءَ كَراهِيَةً فَلَيسَ مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از پوشيدن جامه راهبان بپرهيزيد! هر آينه هر كس رهبانيت پيشه كند يا خود را به راهبان شبيه سازد، از من نيست؛ و هر كه [خوردنِ]گوشت را ترك گويد و آن را بر خويش حرام سازد، از من نيست؛ و هر كس از روى كراهت، [همخوابگى با]زنان را ترك كند، از من نيست.
۱.الفردوس: ج 1 ص 381 ح 1534.
عنـه صلى الله عليه و آله:لَم يُرسِلني اللّهُ تَعالى بِالرَّهبانِيَّةِ، وَلكِن بَعَثَني بِالحَنيفيَّةِ السَّهلَةِ السَّمحَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، مرا به رَهبانيّت و گوشه گيرى برنينگيخت؛ بلكه مرا با دينى پاك و آسان و روان برانگيخت.
۱.الكافي: 5 / 494 / 1.
عنـه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ لم يَبعَثني بِالرَّهبانِيَّةِ ـ مَرَّتَين أو ثَلاثاً ـ وَإنَّ خَيرَ الدينِ عِندَ اللّهِ الحَنيفيَّةُ السَّمحَةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو يا سه بار فرمود: خداوند، مرا به تبليغ رهبانيت مبعوث نكرد، و همانا محبوب ترين دينها نزد خدا، آيينِ آسانِ روان است.
۱.الطبقات الكبرى: 3 / 395.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ لم يَبعَثْنِي بالرَّهبانِيَّةِ، وإنّ خيرَ الدِينِ عندَ اللّهِ الحنيفيّةُ السَّمْحَةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، مرا براى [تبليغ] رهبانيت برنينگيخت؛ بلكه بهترين دين نزد خدا، آيين راستين و آسان (اسلام) است.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 47 ح 5422 عن أبي قلابة.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتدینآسانی دین +4 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعُثمانَ بنِ مَظعـونٍ ـ: يا عثمانُ، إنّ اللّهَ تباركَ وتعالى لَم يَكتُبْ علَينا الرَّهبانِيَّةَ، إنّما رَهبانِيَّةُ اُمَّتي الجِهادُ في سبيلِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به عثمان بن مظعون ـ: اى عثمان! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ رَهبانيّت را بر ما مقرّر نفرموده است. رهبانيّت امّت من، جهاد در راه خداست.
۱.الأمالي للصدوق: ص 123 ح 113 عن أنس بن مالك، بحار الأنوار: ج 8 ص 170 ح 112.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتدینآسانی دین +4 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا قالَ لَهُ عُثمانُ بنُ مَظعونٍ: إئذَنْ لَنا في التَّرَهُّبِ ـ: إنَّ تَرَهُّبَ اُمَّتِي الجُلوسُ في المَساجِدِ انتِظارا للصَّلاةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ عثمان بن مظعون كه گفت: به ما اجازه رَهبانيّت بده ـ: رهبانيّت امّت من، به انتظارِ نماز نشستن در مساجد است.
۱.بحار الأنوار: ج 83 ص 381 ح 49 نقلاً عن شرح السنة باسناده عن سعد بن مسعود.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتدینآسانی دین +4 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيسَ في اُمَّتِي رَهبانِيَّـةٌ، ولا سِياحَةٌ، ولا زَمٌّ؛ يعنِي سُكوتٌ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا فرمود: «در امّت من، نه رَهبانيّت است، نه سياحت و نه زمّ»؛ يعنى سكوت.
۱.الخصال: ص 137 ح 154 عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 70 ص 115 ح 2.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتدینآسانی دین +4 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا زِمامَ ولا خِزامَ ولا رَهبانِيَّةَ ولا تَبَتُّلَ ولا سِياحَةَ فِي الإِسلامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مهار زدن [بر خود]، حلقه در بينى كردن، رَهبانيت، ترك زن كردن و گوشه نشينى در اسلام نيست. ۲
۱.غريب الحديث لابن قتيبة: ج 1 ص 179 عن طاووس. وقال ابن قتيبة في شرح الحديث: «لا زمام ولا خزام» الزمام في الأنف ولا يكون في غيره، يقال: زممت البعير أزمّه زمّا. والخِزام والخِزامة واحد، وقد يكون الخزام جمعا لخزامة؛ وهي حلقة من شعر تجعل في أحد جانبي المنخرين، فإن كانت تلك الحلقة من صفر فهي برة. أراد عليه الصلاة والسلام ما كان عبّاد بني إسرائيل يفعلونه من حرق التراقي وزمّ الاُنوف. قوله: «ولا رهبانيّة» يريد فعل الرهبان من مواصلة الصوم ولبس المسوح، وترك أكل اللَّحم وأشباه ذلك، وأصل الرهبانيّة من الرهبة، ثُمَّ صارت اسما لما فضل عن المقدار، واُفرط فيه. وقوله: «ولا تبتُّل» يريد ترك النكاح، وأصلُ البتل القطعُ. وقوله: «ولا سياحة» يريد مفارقة الأمصار والذهاب في الأرض، كفعل يحيى بن زكريّا عليه السلام حين ساح ولزم أطراف الأرض وفعل غيره من عبّاد بني إسرائيل، ومن هذا قيل «ماسح وسائح» إذا جرى فذهب، وأراد أنّ اللّه جلّ وعزّ قد وضع هذا عن المسلمين، وبعثه بالحنيفيّة السمحة.
۲.. ابن قتيبه در شرح اين حديث مى گويد: زمام، مهار زدن در بينى است و در غير آن به كار نمى رود. خزام، حلقه اى مويين است كه در يكى از دو پرده بينى قرار مى دهند. اگر اين حلقه، مِسى باشد، به آن «بره» گويند. مراد پيامبر صلى الله عليه و آله، كارى است كه عابدان بنى اسرائيل مى كردند؛ يعنى ترقوه هاى خود را مى سوزاندند و در بينى شان مهار مى زدند. منظور از رَهبانيت، عمل راهبان است كه روزه پى در پى مى گرفتند و گليم مى پوشيدند و گوشت نمى خوردند و. مراد از «تبتّل»، ترك ازدواج است. تبتّل، در اصل به معناى قطع و بريدن است. مراد از «سياحت» نيز ترك شهرها گفتن و سير و سفر در زمين است؛ كارى كه عابدان بنى اسرائيل مى كردند. مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه خداوند عز و جل اين راه و رسم ها را از مسلمانان برداشت و پيامبر صلى الله عليه و آله را با آيين تساهل و تسامح و به دور از سختگيرى هاى آن چنانى فرستاد.
المعجم الكبير عَن سَعيدِ بنِ العاصِ:إنَّ عُثمانَ بنَ مَظعونٍ ۱ قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، ائذَن لي فِي الاِختِصاءِ ۲، فَقالَ لَهُ: يا عُثمانُ، إنَّ اللّهَ قَد أبدَلَنا بِالرَّهبانِيَّةِ الحَنفِيَّةَ ۳ السَّمحَةَ، وَالتَّكبيرَ عَلى كُلِّ شَرَفٍ، فَإِن كُنتَ مِنّا فَاصنَع كَما نَصنَعُ. ۴
المعجم الكبيرـ به نقل از سعيد بن عاص ـ: عثمان بن مَظعون ۵ گفت: اى پيامبر خدا! اجازه مى دهى كه خودم را خواجه سازم. فرمود: «اى عثمان! خداوند به ما، به جاى رهبانيت، آيين راستين تسامح پذير و تكبير گفتن بر هر بلندى را داده است. پس اگر از ما هستى، همان كارى را بكن كه ما مى كنيم».
۱.عثمان بن مظعون بن حبيب بن وهب الجمحي، أبو السائب: صحابي، كان من حكماء العرب في الجاهليّة، يحرّم الخمر، وأسلم بعد ثلاثة عشر رجلاً، وهاجر إلى أرض الحبشة مرّتين. وأراد التبتّل والسياحة في الأرض زهدا بالحياة، فمنعه رسول اللّه، فاتّخذ بيتا يتعبّد فيه، فأتاه النبيّ صلى الله عليه و آله فأخذ بعضادتي البيت، وقال: يا عثمان إنّ اللّه لم يبعثني بالرهبانيّة (مرّتين أو ثلاثا) وإنّ خير الدين عند اللّه الحنفية السمحة. وشهد بدرا. ولمّا مات جاءه النبيّ صلى الله عليه و آله فقبّله ميتا، حتى رؤيت دموعه تسيل على خدّ عثمان. وهو أوّل من مات بالمدينة من المهاجرين، وأوّل من دفن بالبقيع منهم (الأعلام: ج 4 ص 214).
۲.خصيتَ الفحلَ خِصاءً: ا ءذا سللتَ خُصيَيْهِ (الصحاح: ج 6 ص 2328 «خصى»).
۳.في كنز العمّال: ج 3 ص 47 ح 5419 «الحنيفيّة» بدل «الحنفيّة».
۴.المعجم الكبير: ج 6 ص 62 ح 5519.
۵.. ابو سائب عثمان بن مظعون بن حبيب بن وَهْب جمحى، از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله و از خِردمندان عرب در زمان جاهليت بود. او شراب را حرام مى دانست و پس از سيزده نفر، اسلام آورد. وى دوبار به حبشه هجرت كرد. او از سرِ زهد و بى رغبتى به زندگى، خواست ازدواج را ترك كند و صحراگردى اختيار كند؛ امّا پيامبر خدا، او را از اين كار، منع فرمود. لذا عثمان، اتاقى درست كرد و به عبادت پرداخت. پيامبر صلى الله عليه و آله نزد او آمد و دو چارچوب درِ اتاق را گرفت و فرمود: «اى عثمان! خداوند، مرا براى رَهبانيت نفرستاده است (اين جمله را دو يا سه بار فرمود). بهترين دين نزد خداوند، آيين راستين تسامح پذير است». عثمان، در جنگ بدر شركت داشت. هنگامى كه عثمان، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله او را بوسيد و حتّى ديده شد كه اشك هاى ايشان بر گونه عثمان، جارى شد. او نخستين مهاجرى است كه در مدينه درگذشت و نخستين مهاجرى است كه در بقيع، دفن شد.
مجمع البيان عن ابن مسعود:كُنتُ رَديفَ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله عَلى حِمارٍ فَقالَ: يَابنَ اُمِّ عَبدٍ، هَل تَدري مِن أينَ أحدَثَت بَنو إسرائيلَ الرَّهبانِيَّةَ؟ فَقُلتُ: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! فَقالَ: ظَهَرَت عَلَيهِمُ الجَبابِرَةُ بَعدَ عيسى عليه السلام يَعمَلونَ بِمَعاصِي اللّهِ، فَغَضِبَ أهلُ الإِيمانِ فَقاتَلوهُم، فَهُزِمَ أهلُ الإِيمانِ ثَلاثَ مَرّاتٍ، فَلَم يَبقَ مِنهُم إلَا القَليلُ، فَقالوا: إن ظَهَرنا لِهؤُلاءِ ۱ أفنَونا ولَم يَبقَ لِلدّينِ أحَدٌ يَدعو إلَيهِ، فَتَعالَوا نَتَفَرَّق فِي الأَرضِ إلى أن يَبعَثَ اللّهُ النَّبِيَّ الَّذي وَعَدَنا بِهِ عيسى عليه السلام؛ يَعنونَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله، فَتَفَرَّقوا في غيرانِ الجِبالِ وأحدَثوا رَهبانِيَّةً، فَمِنهُم مَن

مجمع البيانـ به نقل از ابن مسعود ـ: من در تَرك پيامبر خدا، بر الاغى سوار بودم. ايشان فرمود: «اى پسرِ امّ عبد! آيا مى دانى كه چرا بنى اسرائيل، رهبانيت را پديد آوردند؟». گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «بعد از عيسى عليه السلام، شاهان بر بنى اسرائيل چيره شدند و گنهكارى پيشه كردند. مؤمنان، به خشم آمدند و با آنان به جنگ برخاستند؛ ولى اهل ايمان، سه بار شكست خوردند، به طورى كه تنها شمارى اندك از ايشان، باقى ماندند. پس گفتند: اگر اينان بر ما چيره آيند، نابودمان مى كنند و ديگر طرفدارى براى دين، باقى نمى ماند كه به آن دعوت كند. بياييد در زمين، پراكنده شويم تا خداوند، پيامبرى را كه عيسى عليه السلام وعده آمدنش را داده است، برانگيزد. مقصودشان محمّد صلى الله عليه و آله بود. پس، در غارهاى كوه ها

۱.في بحار الأنوار «إن ظَهَرَنا هؤلاءِ».
۲.مجمع البيان: ج 9 ص 366، بحار الأنوار: ج 14 ص 277؛ تفسير القرطبي: ج 17 ص 265 نحوه.
مجمع البيان عن ابن مسعود:دَخَلتُ عَلَى النَّبِي صلى الله عليه و آله فَقالَ: يَابنَ مَسعودٍ، اِختَلَفَ مَن كانَ قَبلَكُم عَلَى اثنَتَينِ وسَبعينَ فِرقَةً؛ نَجا مِنهَا اثنَتانِ وهَلَكَ سائِرُهُنَّ: فِرقَةٌ قاتَلُوا المُلوكَ عَلى دينِ عيسى عليه السلام فَقَتَلوهُم، وفِرقَةٌ لَم تَكُن لَهُم طاقَةٌ لِمُوازاةِ المُلوكِ ولا أن يُقيموا بَينَ ظَهرانَيهِم يَدعونَهُم إلى دينِ اللّهِ تَعالى ودينِ عيسى عليه السلام؛ فَساحوا فِي البِلادِ وتَرَهَّبوا، وهُمُ الَّذينَ قالَ اللّهُ لَهُم: «وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَـهَا عَلَيْهِمْ» . ۱ ثُمَّ قالَ النَّبِي صلى الله عليه و آله: مَن آمَنَ بي وصَدَّقَني وَاتَّبَعَني فَقَد رَعاها حَقَّ رِعايَتِها، ومَن لَم يُؤمِن بي فَاُولئِكَ هُمُ الهالِكونَ. ۲

مجمع البيانـ به نقل از ابن مسعود ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم. فرمود: «اى پسر مسعود! كسانى كه پيش از شما بودند، به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند كه دو فرقه آنان، نجات يافتند و بقيّه هلاك شدند. فرقه اى كه براى دفاع از دين عيسى عليه السلام با شاهان جنگيدند و كشته شدند، و فرقه اى كه نه توان مقابله با شاهان را داشتند و نه در ميان ايشان ماندند تا آنان را به دين خداى متعال و آيين عيسى عليه السلام فرا خوانند. از اين رو، به سياحت ۳ در آبادى ها پرداختند و رهبانيت پيشه كردند. اينان، همانهايند كه خداوند، درباره آنها فرموده است: «و رهبانيتى (ترك دنيايى) كه از پيشِ خود در آوردند، ما آن را برايشان مقرّر نكرديم» . پيامبر صلى الله عليه و آله سپس فرمود: «هر كس به من ايمان آورْد و تصديقم كرد و

۱.الحديد: 27.
۲.مجمع البيان: ج9 ص366، بحار الأنوار: ج 68 ص 320؛ المعجم الكبير: ج 10 ص 221 ح10531 نحوه.
۳.سياحت: گشتن در زمين براى عبادت (لسان العرب: ج 2، ص 492 «سيح»)، درويشى، دوره گردى.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا رَهبانِيَّةَ فِي الإِسلامِ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در اسلام، رَهبانيت نيست.
۱.هي من رهبنة النصارى. وأصلها من الرهبة: الخوف، كانوا يترهّبون بالتخلّي من أشغال الدنيا وترك ملاذّها والزهد فيها والعزلة عن أهلها وتعمّد مشاقّها، حتى إنّ منهم من كان يخصي نفسه ويضع السلسلة في عُنقه، وغير ذلك من أنواع التعذيب، فنفاها النبيّ صلى الله عليه و آله عن الإسلام ونهى المسلمين عنها. والرهبان: جمع راهب، وقد يقع على الواحد ويجمع على رهابين ورهابنة. والرهبنة فَعلنة أو فعللة، على تقدير أصليّة النون وزيادتها. والرهبانية منسوبة إلى الرهبنة بزيادة الألف (النهاية: ج2 ص280 «رهب»).
۲.النهاية في غريب الحديث: ج 2 ص 280؛ دعائم الإسلام: ج 2 ص 193 ح 701، بحار الأنوار: ج 68 ص 319.
عنه صلى الله عليه و آله:لا زِمامَ ولا خِزامَ ۱ ولارَهبانِيَّةَ ولاتَبَتُّلَ ولا سِياحَةَ فِي الإِسلامِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زِمام و خِزام ۳ و رهبانيت و گوشه نشينى و سياحت، در اسلام نيست.
۱.أراد ما كان عبّاد بني إسرائيل يفعلونه من زمّ الأنوف؛ وهو أن يُخرَق الأنف ويُعمل فيه زِمام كزِمام الناقة ليُقاد به. والخِزام جمع خِزامة؛ وهي حلقة من شعر تجعل في أحد جانبي منخري البعير. كانت بنو إسرائيل تخزم اُنوفها وتخرق تراقِيَها ونحو ذلك من أنواع التعذيب، فوضعه اللّه عن هذه الاُمّة، أي: لا يُفعل الخِزام في الإسلام (النهاية: ج 2 ص 314 «زمم» و ص 29 «خزم»).
۲.نثر الدرّ: ج 1 ص 216؛ المصنّف لعبد الرزّاق: ج 8 ص 448 ح 15860 عن طاووس نحوه.
۳.زمام، كارى بود كه عابدان بنى اسرائيل مى كردند. آنها بينى خود را مى شكافتند و مثل شتر، خود را مهار مى كردند. خزام، جمع خزامه است و خزامه، حلقه اى مويين است كه در بينى شتر مى كنند و مهار بر آن مى بندند. بنى اسرائيل نيز با خود، همين كار را مى كردند و امثال اين شكنجه ها را بر خود روا مى داشتند. خداوند، اين رسوم را از امّت اسلام برداشت.
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: لَيسَ في اُمَّتي رَهبانِيَّةٌ، ولا سِياحَةٌ ۱، ولا زَمٌّ؛ يَعني: سُكوتٌ. ۲
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «رهبانيت ۳ و سياحت و زَم (يعنى سكوت)، در امّت من نيست».
۱.السِّياحَةُ: الذهاب في الأرض للعبادة والترهّب (لسان العرب: ج 2 ص 492 «سيح»).
۲.الخصال: ص 137 ح 154 عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 70 ص 115 ح 2.
۳.از ريشه «رَهبه» است به معناى ترس و خوف. راهبان مسيحى از كار و لذّت هاى دنيا دست مى شستند و تارك دنيا مى شدند و از مردم كناره مى گرفتند و حتّى بعضى از آنها خود را خواجه مى كردند و زنجير به گردن مى آويختند و ديگر شكنجه ها بر خويش روا مى داشتند. پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را از آن اعمال، نهى فرمود.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۸