فیلترها
نتایج جستجو برای «دعای فرج»: ۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:إذا خَرَجتَ مِن بَيتِكَ تُريدُ الحَجَّ وَالعُمرَةَ إن شاءَ اللّهُ، فَادعُ دُعاءَ الفَرَجِ. فَإِذا جَعَلتَ رِجلَكَ فِي الرِّكابِ فَقُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، بِاسمِ اللّهِ وَاللّهُ أكبَرُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه به خواست خدا، از خانه ات به قصد حج و عمره خارج شدى، دعاى فَرَج را بخوان. و چون پايت را در ركاب نهادى، بگو: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا، و خدا بزرگ است.».
۱.الكافي: ج 4 ص 284 ح 2، تهذيب الأحكام: ج 5 ص 50 ح 154 كلاهما عن معاوية بن عمّار.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا خَرَجتَ مِن بَيتِكَ تُريدُ الحَجَّ وَالعُمرَةَ إن شاءَ اللّهُ فَادعُ دُعاءَ الفَرَجِ. ثُمَّ قُل: اللّهُمَّ كُن لي جارا مِن كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ، ومِن كُلِّ شَيطانٍ مَريدٍ»، ثُمَّ قُل: «بِاسمِ اللّهِ دَخَلتُ، وبِاسمِ اللّهِ خَرَجتُ، وفي سَبيلِ اللّهِ، اللّهُمَّ إنّي اُقَدِّمُ بَينَ يَدَي نِسياني وعَجَلَتي بِاسمِ اللّهِ وما شاءَ اللّهُ في سَفَري هذا». ۱
امام صادق عليه السلام:چون به خواست خدا، از خانه ات به قصد حج و عمره خارج شدى، دعاى فرج را بخوان. و سپس بگو: «بار خدايا! مرا از هر زورگوى سركشى و از هر شيطان متمرّدى، در پناه خود بگير». سپس بگو: «به نام خدا داخل شدم، و به نام خدا خارج شدم، و در راه خدا [سفر مى كنم]. بار خدايا! در اين سفرم، پيش از آن كه فراموش كنم يا شتاب ورزم، مى گويم: به نام خدا و آنچه خدا خواهد».
۱.الكافي: ج 4 ص 284 ح 2، تهذيب الأحكام: ج 5 ص 50 ح 154 كلاهما عن معاوية بن عمّار.
الإرشاد عن الربيع:كُنتُ رَأَيتُ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ عليه السلام حينَ دَخَلَ عَلَى المَنصورِ يُحَرِّكُ شَفَتَيهِ، فَكُلَّما حَرَّكَهُما سَكَنَ غَضَبُ المَنصورِ، حَتّى أدناهُ مِنهُ وقَد رَضِيَ عَنهُ.
فَلَمّا خَرَجَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام مِن عِندِ أبي جَعفَرٍ [المَنصورِ] اتَّبعتُهُ، فَقُلتُ: إنَّ هذَا الرَّجُلَ كانَ مِن أشَدِّ النّاسِ غَضَبا عَلَيكَ، فَلَمّا دَخَلتَ عَلَيهِ دَخَلتَ وأنتَ تُحَرِّكُ شَفَتَيكَ، وكُلَّما حَرَّكتَهُما سَكَنَ غَضَبُهُ، فَبِأَيِّ شَيءٍ كُنتَ تُحَرِّكُهُما؟!
قالَ: بِدُعاءِ جَدِّي الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام.
قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، وما هذَا الدُّعاءُ؟
قالَ: «يا عُدَّتي عِندَ شِدَّتي، ويا غَوثي عِندَ كُربَتي، اُحرُسني بِعَينِكَ الَّتي لا تَنامُ،
الإرشادـ به نقل از ربيع ـ: امام صادق عليه السلام را ديدم كه به گاه ورود بر منصور عبّاسى، لب هايش را تكان مى داد و هر چه [بيشتر]مى جنبانْد، خشم منصور فرو مى نشست. به نزديكش كه رسيد، منصور از او خشنود شد.
چون امام صادق عليه السلام از نزد منصور خارج شد، او را دنبال كردم و گفتم: اين مرد (منصور) از خشمناك ترينِ مردم بر تو بود. چون وارد شدى، لب هايت را مى جنبانْدى و هر چه بيشتر ادامه مى دادى، خشمش [بيشتر]فرو مى نشست. [لب] به چيز مى جنباندى (چه ذكرى مى گفتى)؟
فرمود: «دعاى جدّم امام حسين عليه السلام را مى خواندم».
گفتم: فدايت شوم! اين دعا چيست؟
فرمود: «اى ساز و برگ من، به گاه گرفتارى! و اى فريادرس من، به هنگام سختى! مرا با چشمت كه نمى خوابد، حفظ كن و زير سايه ستونت كه خم نمى شود، بگير».
۱.الإرشاد: ج 2 ص 184، كشف الغمّة: ج 2 ص 380، إعلام الورى: ج 1 ص 525، بحار الأنوار: ج 47 ص 175 ح 21.