نتایج جستجو برای «حج گزاردن»: ۱۵ حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أرادَ الدُّنيا والآخِرَةَ فَليَؤُمَّ هذَا البَيتَ، ومَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وهُوَ يَنوِي الحَجَّ مِن قابِلٍ زيدَ في عُمُرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس دنيا و آخرت مى خواهد، آهنگ زيارت اين خانه كند. هر كس از مكّه بازگردد، در حالى كه تصميم دارد سال آينده هم به حج برود، عمرش افزون خواهد شد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 219 ح 2222 و ح 2223.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يُحالِفُ الفَقرُ والحُمّى مُدمِنَ الحَجِّ والعُمرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس پيوسته به حج وعمره برود، فقر و تب، گريبانگير او نمى شود.
۱.الكافي: ج 4 ص 254 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وهُوَ لا يَنوِي العَودَ إلَيها فَقَد قَرُبَ أجَلُهُ، ودَنا عَذابُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه از مكّه بازگردد، در حالى كه تصميم به حجِّ دوباره ندارد، يقينا اَجَل و عذابش نزديك شده است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 220 ح 2224.
عنه صلى الله عليه و آله:مَعاشِرَ النّاسِ، حُجّوا البَيتَ؛ فَما وَرَدَهُ أهلُ بَيتٍ إلَا استَغنَوا، ولا تَخَلَّفوا عَنهُ إلَا افتَقَروا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! حجِّ خانه خدا كنيد. پس هيچ خانواده اى وارد خانه خدا نمى شوند، مگر آن كه بى نياز گردند. و [هيچ خانواده اى] از حج گزاردن تخلّف نمى كنند، مگر آن كه تنگ دست مى شوند.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 156 ح 32.
الإمام عليّ عليه ‏السلام: زِيارَةُ بَيتِ اللّه‏ أمنٌ مِن عَذابِ جَهَنَّمَ. ۱
امام على عليه ‏السلام: زيارت خانه خدا، امان از عذاب دوزخ است.
۱.غرر الحكم: ح 5473، عيون الحكم والمواعظ: ص 276 ح 5025.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أرادَ الدُّنيا والآخِرَةَ فَليَؤُمَّ هذَا البَيتَ، ومَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وهُوَ يَنوِي الحَجَّ مِن قابِلٍ زيدَ في عُمُرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس دنيا و آخرت مى خواهد، آهنگ زيارت اين خانه كند. هر كس از مكّه بازگردد، در حالى كه تصميم دارد سال آينده هم به حج برود، عمرش افزون خواهد شد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 219 ح 2222 و ح 2223.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يُحالِفُ الفَقرُ والحُمّى مُدمِنَ الحَجِّ والعُمرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس پيوسته به حج وعمره برود، فقر و تب، گريبانگير او نمى شود.
۱.الكافي: ج 4 ص 254 ح 8 عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:كَثرَةُ الحَجِّ والعُمرَةِ تَمنَعُ العَيلَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بسيار به حج و عمره رفتن، از تنگ دستى جلوگيرى مى كند.
۱.الجامع الصغير: ج 2 ص 270 ح 6225 نقلاً عن أمالي المحامليّ عن اُمّ سلمة.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ: مَن أنسَأتُ لَهُ في أجَلِهِ، ووَسَّعتُ عَلَيهِ في رِزقِهِ، وصَحَّحتُ لَهُ جِسمَهُ، ولَم يَزُرني في كُلِّ خَمسَةِ أعوامٍ فَهُوَ مَحرومٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «كسى كه اَجَلش را به تأخير انداختم و رزقش را وسعت دادم و تن درستى به او بخشيدم، ولى هرپنج سال يك بار، به زيارت من نيامد، او محروم است».
۱.الجعفريّات: ص 65 بطريقه عنه صلى الله عليه و آله، صحيح ابن حبّان: ج 6 ص 6 ح 3695 عن أبي سعيد الخدريّ.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وهُوَ لا يَنوِي العَودَ إلَيها فَقَد قَرُبَ أجَلُهُ، ودَنا عَذابُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه از مكّه بازگردد، در حالى كه تصميم به حجِّ دوباره ندارد، يقينا اَجَل و عذابش نزديك شده است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 220 ح 2224.
عنه صلى الله عليه و آله:مَعاشِرَ النّاسِ، حُجّوا البَيتَ؛ فَما وَرَدَهُ أهلُ بَيتٍ إلَا استَغنَوا، ولا تَخَلَّفوا عَنهُ إلَا افتَقَروا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! حجِّ خانه خدا كنيد. پس هيچ خانواده اى وارد خانه خدا نمى شوند، مگر آن كه بى نياز گردند. و [هيچ خانواده اى] از حج گزاردن تخلّف نمى كنند، مگر آن كه تنگ دست مى شوند.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 156 ح 32 عن علقمة عن الإمام الباقر عليه السلام.
إرشاد القلوب عن حُذَيفَة:أمَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المُؤَذِّنينَ، فَأَذَّنوا في أهلِ السّافِلَةِ والعالِيَةِ: ألا إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد عَزَمَ عَلَى الحَجِّ في عامِهِ هذا لِيُفهِمَ النّاسَ حَجَّهُم ويُعَلِّمَهُم مَناسِكَهُم، فَيَكونَ سُنَّةً لَهُم إلى آخِرِ الدَّهرِ، فَلَم يَبقَ أحَدٌ مِمَّن دَخَلَ فِي الإِسلامِ إلّا حَجَّ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِسَنَةِ عَشرٍ لِيَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم، ويُعَلِّمَهُم حَجَّهُم، ويُعَرِّفَهُم مَناسِكَهُم وخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِالنّاسِ ـ وخَرَجَ بِنِسائِهِ مَعَهُ ـ وهِيَ حَجَّةُ الوَداعِ، فَلَمَّا استَتَمَّ حَجُّهُم وقَضَوا مَناسِكَهُم، وعَرَّفَ النّاسَ جَميعَ مَا احتاجوا إلَيهِ،

إرشاد القلوبـ به نقل از حُذَيفه ـ: پيامبر خدا، به مؤذّنان دستور داد كه در ميان مردمِ منطقه پايين و بالا اعلام كردند: «آگاه باشيد! پيامبر خدا، امسالْ آهنگ حج دارد تا به مردم، حجّ آنان را تفهيم كند و مناسكشان را به آنان بياموزد، تا هميشه برايشان سنّت باشد». پس هيچ كس از آنان كه مسلمان شده بودند، باقى نمانْد، مگر آن كه در سال دهم، با پيامبر صلى الله عليه و آله حج گزاردند تا شاهد منافعشان باشند و پيامبر صلى الله عليه و آله حجّشان را به آنان بياموزد و مناسكشان را به آنان بشناسانَد. پيامبر خدا، مردم را بيرون آورد و همسران خود را نيز با خود آورد، و آن، حجّة الوداع (واپسين حج) بود. پس چون حجّشان پايان يافت و مناسك خود را به پايان بردند، مردم، همه آنچه را بدان نيازمند بودند، شناختند و پيامبر خدا

۱.إرشاد القلوب: ص 328، بحار الأنوار: ج 28 ص 95 ح 3 وج 37 ص 115 وج 21 ص 378.
عنه عليه السلام:لَو عَطّلَ النّاسُ الحَجَّ لَوجَبَ على الإمامِ أنْ يَجْبُرَهُم على الحَجِّ إنْ شاؤوا و إنْ أبَوا؛ لأنَّ هذا البَيتَ إنَّما وُضِعَ للحَجِّ. ۱
امام صادق عليه السلام:اگر مردم حجّ را به تعطيلى كشانند، بر امام لازم است كه آنها را، چه بخواهند و چه نخواهند، به رفتن حجّ مجبور كند؛ زيرا اين خانه براى حجّ گزاردن بنا نهاده شده است.
۱.علل الشرائع: 396/1.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بُنِيَ الإسلامُ على خَمسَةٍ: على أن يُوَحَّدَ اللّهُ، و إقامِ الصَّلاةِ، و إيتاءِ الزَّكاةِ، و صِيامِ رَمَضانَ، و الحَجِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اسلام بر پنج پايه نهاده شده است؛ بر يگانه دانستن خداوند، بر پا داشتن نماز، پرداخت زكات، روزه رمضان، و حجّ گزاردن.
۱.صحيح مسلم: 1/45/19.