نتایج جستجو برای «جویبارهای بهشت»: ۱۶ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الجَنَّةُ مِئَةُ دَرَجَةٍ، كُلُّ دَرَجَةٍ مِنها ما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ، وَإِنَّ أعلاهَا الفِردَوسُ، وإنَّ أوسَطَها الفِردَوسُ، وإنَّ العَرشَ عَلَى الفِردَوسِ، مِنها تُفَجَّرُ أنهارُ الجَنَّةِ. فَإِذا ما سَألتُمُ اللّهَ فَسَلوهُ الفِردَوسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت، صد درجه (پلّه) دارد و فاصله هر درجه تا درجه ديگر، به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين است. بالاى آن، فردوس (پَرديس) است و ميانه آن، فردوس است ـ و عرش، بر فردوس است ـ و جويبارهاى بهشت، از آن جا سرچشمه مى گيرند. پس هر گاه از خدا درخواست كرديد، فردوس را از او بخواهيد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1448 ح 4331، مسند ابن حنبل: ج 8 ص 254 ح 22148 نحوه وكلاهما عن معاذ بن جبل، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 153 ح 267 عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 14 ص 453 ح 39230؛ مجمع البيان: ج 6 ص 769 عن عبادة بن الصامت، بحار الأنوار: ج 8 ص 89.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ بَحرُ الماءِ، وَبَحرُ العَسَلِ، وَبَحرُ اللَّبَنِ، وَبَحرُ الخَمرِ، ثُمَّ تَشَقَّقُ الأَنهارُ بَعدُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درياى آب و درياى انگبين و درياى شير و درياى باده هست. آن گاه، نهرها جارى مى گردند.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 699 ح 2571، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 242 ح 20072، سنن الدارمي: ج 2 ص 794 ح 2731 وليس فيه «بحر الماء»، المعجم الكبير: ج 19 ص 424 ح 1032، حلية الأولياء: ج 6 ص 205 كلّها عن حكيم بن معاوية عن أبيه نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 455 ح 39239.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ عَن أَنهارِ الجَنَّةِ: كَم عَرضُ كُلِّ نَهرٍ مِنها؟ ـ: عَرضُ كُلِّ نَهرٍ مَسِيرَةُ خَمسِمِئَةِ عامٍ، يَدُورُ تَحتَ القُصُورِ وَالحُجُبِ، تَتَغَنَّى أَمواجُهُ، وَتُسَبِّحُ وَتَطرَبُ فِي الجَنَّةِ كَما يَطرَبُ النَّاسُ فِي الدُّنيا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ اين سؤال از جويبارهاى بهشت كه: پهناى هر يك از جويبارهاى آن، چه قدر است؟ ـ: پهناى هر جويبارى، پانصد سال راه است. هر نهر، از ميان كاخ ها و پرده ها (/ موانع)، پيچ و تاب خوران مى گذرد و امواجش، نغمه سر مى دهند و تسبيح مى گويند و در بهشت، سرخوشى مى كنند، چنان كه مردم در دنيا، سرخوشى مى نمايند.
۱.جامع الأخبار: ص 348 ح 959، بحار الأنوار: ج 8 ص 146 ح 71.
بحار الأنوار عن ابن عبّاسـ فِي خَبَرٍ طَوِيلٍ يَذكُرُ فِيهِ مَسائِلَ سَأَلَها عَبدُ اللّهِ بنُ سَلامٍ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: فَأَخبِرنِي عَن أَنهارِ الجَنَّةِ ما هِيَ؟ قالَ: يَابنَ سَلامٍ، لَبَنٌ لَم يَتَغَيَّر طَعمُهُ، وَخَمرٌ، وَعَسَلٌ مُصَفًّى، وَماءٌ غَيرُ آسِنٍ. قالَ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ، فَجامِدَةٌ هِيَ أَم جارِيَةٌ؟ قالَ: بَل جارِيَةٌ بَينَ أَشجارِها. قالَ: فَهَل تَنقُصُ أَم تَزِيدُ؟ قالَ: لا يَابنَ سَلامٍ، قالَ: فَهَل لِذلِكَ مَثَلٌ فِي الدُّنيا؟ قالَ: نَعَم، قالَ: وَما هُوَ؟ قالَ: يَابنَ سَلامٍ، اُنظُر إِلَى البِحارِ تُمطِرُ فِيها السَّماءُ وَتَمُدُّها الأَنهارُ مِنَ الأَرضِ فَلا تَزِيدُ وَلا تَنقُصُ. قالَ: صِفْ لِي أَنهارَ الجَنَّةِ. قالَ: يَابنَ سَلامٍ، فِي

بحار الأنوارـ به نقل از ابن عبّاس، در حديثى طولانى كه در آن از مسائلى كه عبد اللّه بن سلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيد، ياد مى كند ـ: مرا از جويبارهاى بهشت، خبر ده كه آنها چيستند؟ فرمود: «اى پسر سلام! شيرى كه مزه اش هرگز تغيير نمى كند، و باده اى، و انگبينى ناب، و آبى كه رنگ و مزه اش دگرگون نمى گردد». ابن سلام گفت: درست گفتى، اى محمّد! آيا اين جويبارها، جامدند يا روان؟ فرمود: «در ميان درختان بهشت، روان اند». ابن سلام گفت: آيا اين جويبارها، كاستى و فزونى مى يابند؟ فرمود: «نه، اى پسر سلام!». گفت: آيا برايشان، نمونه اى در دنيا هست؟ فرمود: «آرى». گفت: چه چيز؟ فرمود: «اى پسر سلام! به درياها بنگر. در آنها از آسمان، باران مى بارد و از زمين نيز رودها به آنها مى ريزند؛ امّا آب درياها،

۱.الأذْفَر: طيّب الريح (النهاية: ج 2 ص 161 «ذفر»).
۲.بحار الأنوار: ج 60 ص 255 عن ابن عبّاس وراجع: مسند ابن حنبل: ج 5 ص 475 ح 16206 والمستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 607 ح 8683.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أَنهارُ الجَنَّةِ تَخرُجُ مِن تَحتِ تِلالِ ـ أَو مِن تَحتِ جِبالِ ـ مِسكٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جويبارهاى بهشت، از زير تپّه هاى (/ از زير كوه هاى) مُشك، بيرون مى آيند.
۱.صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 423 ح 7408، البعث والنشور: ص 183 ح 266، تفسير ابن أبي حاتم: ج 1 ص 65 ح 252، تفسير ابن كثير: ج 1 ص 90، تاريخ دمشق: ج 40 ص 413 ح 8134 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 14 ص 645 ح 39772.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَنهارَ الجَنَّةِ تَجرِي فِي غَيرِ اُخدُودٍ، أَشَدَّ بَياضا مِنَ الثَّلجِ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، وَأَليَنُ مِنَ الزُّبدِ، طِينُ النَّهرِ مِسكٌ أَذفَرُ، وَحَصاهُ الدُّرُّ وَالياقُوتُ، تَجرِي فِي عُيُونِهِ وَأَنهارِهِ حَيثُ يَشتَهِي وَيُرِيدُ فِي جَنّاتِهِ وَلِيُ اللّهِ، فَلَو أَضافَ مَن فِي الدُّنيا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ لَأَوسَعَهُم طَعاما وَشَرابا وَحَلالاً وَحُلِيّا، لا يَنقُصُهُ مِن ذَلِكَ شَيءٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جويبارهاى بهشت، در شيارها جارى نيستند و از برف، سفيدتر، و از عسل، شيرين تر، و از خامه، نرم ترند. گِل جويبار، مُشكى ناب است و ريگ هايش، دُر و ياقوت اند، و در چشمه ها و جويبارهايش، تا هر كجا كه ولىّ خدا بخواهد و اراده كند، روان مى شوند. اگر اهل دنيا را، از جن و انس، ميهمان كند، مى تواند به همه آنها، خوراك و نوشيدنى بدهد و بر همه آنان، جامه و زيور بپوشانَد، بى آن كه چيزى از او كم شود.
۱.الاختصاص: ص 357 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 8 ص 219 ح 211.
حلية الأولياء عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَعَلَّكُم تَظُنُّونَ أَنَّ أَنهارَ الجَنَّةِ أُخدُودٌ فِي الأَرضِ، لا وَاللّهِ إِنَّها لَسائِحَةٌ عَلَى وَجهِ الأَرضِ، حافَتاها خِيامُ اللُّؤلُؤِ، وَطِينُها المِسكُ الأَذفَرُ. قُلتُ: يا رَسُولَ اللّهِ، وَما الأَذفَرُ؟ قالَ: الَّذِي لا خِلطَ مَعَهُ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «شايد شما خيال مى كنيد كه جويبارهاى بهشت، شكاف هايى در زمين هستند. نه، به خدا! آنها بر روى زمين روان اند، دو كرانه آنها، سراپرده هاى مرواريدند و گِل آنها، مُشك اَذفَر است. گفتم: اى پيامبر خدا! اَذفَر چيست؟ فرمود: «ناب».
۱.حلية الأولياء: ج 6 ص 205، الدرّ المنثور: ج 1 ص 95 نقلاً عن ابن مردويه و أبي نعيم والضياء المقدسي، كنز العمّال: ج 14 ص 463 ح 39277.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ نَهرا يُقالُ لَهُ: رَجَبٌ، أَشَدُّ بَياضا مِنَ اللَّبَنِ وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، مَن صامَ مِن رَجَبٍ يَوما سَقاهُ اللّهُ مِن ذَلِكَ النَّهرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، نهرى است كه به آن، «رجب» مى گويند و سفيدتر از شير و شيرين تر از عسل است. هر كس يك روز از ماه رجب، روزه بگيرد، خداوند از آن نهر به او مى نوشانَد.
۱.شعب الإيمان: ج 3 ص 367 ح 3800، الجامع الصغير: ج 1 ص 355 ح 2326 نقلاً عن الشيرازي في الألقاب وكلاهما عن أنس.
الإمام الكاظم عليه السلام:رَجَبٌ نَهرٌ فِي الجَنَّةِ، أَشَدُّ بَياضا مِنَ اللَّبَنِ وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، مَن صامَ يَوما مِن رَجَبٍ سَقاهُ اللّهُ مِن ذَلِكَ النَّهرِ. ۱
امام كاظم عليه السلام:رجب، نهرى است در بهشت كه سفيدتر از شير و شيرين تر از عسل است. هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، خداوند از آن نهر به او مى نوشانَد.
۱.تهذيب الأحكام: ج 4 ص 306 ح 924، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 92 ح 1821، المقنعة: ص 372 كلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، ثواب الأعمال: ص 78 ح 2 عن المبارك بن زيد، بحار الأنوار: ج 8 ص 175 ح 126.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الكَوثَرُ نَهرٌ فِي الجَنَّةِ، حافَّتاهُ مِن ذَهَبٍ، وَمَجراهُ عَلَى الدُّرِّ وَالياقُوتِ، تُربَتُهُ أَطيَبُ مِنَ المِسكِ، وَماؤُهُ أَحلَى مِنَ العَسَلِ وَأَبيَضُ مِنَ الثَّلجِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كوثر، نهرى است در بهشت كه دو كرانه آن از طلاست و بسترش دُر و ياقوت، و خاكش خوش بوتر از مُشك، و آبش شيرين تر از عسل و سفيدتر از برف است.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 450 ح 3361، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1450 ح 4334، سنن الدارمي: ج 2 ص 795 ح 2732، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 547 ح 6486 كلّها عن ابن عمر والثلاثة الأخيرة نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 423 ح 39146.
عنه صلى الله عليه و آله:بَينَما أَنا أَسِيرُ فِي الجَنَّةِ، إِذا أَنا بِنَهرٍ، حافَتاهُ قِبابُ الدُّرِّ المُجَوَّفِ، قُلتُ: ما هَذا يا جِبرِيلُ؟ قالَ: هَذا الكَوثَرُ الَّذِي أَعطاكَ رَبُّكَ. فَإِذا طِينُهُ ـ أَو طِيبُهُ ۱ ـ مِسكٌ أَذفَرُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همچنان كه در بهشت مى گشتم، به نهرى رسيدم كه در دو كرانه اش، سراپرده هايى از دُرّ ميان تهى بود. گفتم: «اين چيست، جبرئيل؟». گفت: اين، همان كوثر است كه پروردگارت به تو عطا فرموده است. ديدم گِل آن (/ بوى آن)، ۳ مُشك ناب است.
۱.الترديد من هدبة بن خالد أحد رواة الحديث.
۲.صحيح البخاري: ج 5 ص 2406 ح 6210، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 382 ح 12988، سنن الترمذي: ج 5 ص 449 ح 3360، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 152 ح 266 كلّها عن أنس والثلاثة الأخيرة نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 425 ح 39153.
۳.ترديد از هدبة بن خالد، يكى از راويان اين حديث است.
عنه صلى الله عليه و آله:أَكبَرُ أَنهارِ الجَنَّةِ الكَوثَرُ، تَنبُتُ الكَواعِبُ الأَترابُ ۱ عَلَيهِ، يَزُورُهُ أَولِياءُ اللّهِ يَومَ القِيامَةِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بزرگ ترين نهر بهشت، «كوثر» است. دختركان نورسيده همسال، بر آن مى رويند. دوستان خدا، در روز قيامت، به ديدن آن مى روند.
۱.أتراب: أي لِدات تُنشَأن معا تشبيها في التساوي والتماثل بالترائب التي هي ضلوع الصدر (مفردات ألفاظ القرآن: ص 165 «ترب»).
۲.جامع الأخبار: ص 348 ح 960، بحار الأنوار: ج 8 ص 147 ح 72.
عنه صلى الله عليه و آله:لَمّا اُسرِيَ بِي رَأَيتُ فِي الجَنَّةِ نَهرا أَبيَضَ مِنَ اللَّبَنِ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، وَأَشَدَّ استِقامةً مِنَ السَّهمِ؛ فِيهِ أَبارِيقُ عَدَدَ النُّجُومِ، عَلَى شاطِئِهِ قِبابُ الياقُوتِ الأَحمَرِ وَالدُّرِّ الأَبيَضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه به معراج بُرده شدم، در بهشت، نهرى ديدم كه از شير، سفيدتر و از شَهْد، شيرين تر و از تير، راست تر بود و در كنار آن، آب دستانى به شمارِ ستارگان وجود داشت و بر ساحلش، گنبدهايى از ياقوت سرخ و دُرّ سفيد بود.
۱.المحاسن: ج 1 ص 288 ح 569 عن الحارث بن محمّد عمّن حدّثه عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 441 عن الحارث بن محمّد عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهماالسلام، نوادر الأخبار: ص 382 ح 1، بحار الأنوار: ج 8 ص 138 ح 50.
الإمام الصادق عليه السلام:إِنَّ فِي الجَنَّةِ نَهرا حافَتاهُ حُورٌ نابِتاتٌ، فَإِذا مَرَّ المُؤمِنُ بِإِحداهُنَّ فَأَعجبَتَهُ اقتَلَعَها، فَأَنبَتَ اللّهُ عز و جلمَكانَها. ۱
امام صادق عليه السلام:در بهشت، نهرى است كه در دو كرانه آن، حور العين روييده اند و هر گاه مؤمن بر يكى از آنها بگذرد و پسندش افتد، او را بر مى كند و خداوند عز و جلبه جايش يكى ديگر مى روياند.
۱.الكافي: ج 8 ص 231 ح 299، تفسير القمّي: ج 2 ص 82 نحوه وكلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 8 ص 162 ح 102.
عنه عليه السلامـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: فَلَو رَمَيتَ بِبَصَرِ قَلبِكَ نَحوَ ما يُوصَفُ لَكَ مِنها لَعَزَفَت ۱ نَفسُكَ عَن بَدائِعِ ما أُخرِجَ إِلَى الدُّنيا مِن شَهَواتِها وَلَذَّاتِها، وَزَخارِفِ مَناظِرِها، وَلَذَهِلَت بِالفِكرِ فِي اصطِفاقِ أَشجارٍ غُيِّبَت عُرُوقُها فِي كُثبانِ المِسكِ عَلى سَواحِلِ أَنهارِها، وَفِي تَعلِيقِ كَبائِسِ اللُّؤلُؤِ الرَّطبِ فِي عَسالِيجِها ۲ وَأَفنانِها، وَطُلُوعِ تِلكَ الثِّمارِ مُختَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكمامِها ۳، تُجنى مِن غَيرِ تَكَلُّفٍ فَتَأتِي عَلى مُنيَةِ مُجتَنِيها، وَيُطافُ عَلى نُزّالِها فِي أَفنِيَةِ قُصُورِها بِالأَعسالِ المُصَفَّقَةِ، وَالخُمُورِ المُرَوَّقَةِ. قَومٌ لَم تَزَلِ الكَرامَةُ تَتَمادى بِهِم حَتّى حَلُّوا دارَ القَرارِ،

امام على عليه السلامـ در وصف بهشت ـ: اگر به آنچه از بهشت براى تو وصف مى شود، با چشم دلت نظر افكنى، بى گمان، نفْس تو از خواهش ها و خوشى هاى دل انگيزى كه در دنيا پديد آورده شده، و زيبايى هاى مناظر آن، روى گردان خواهد شد، و انديشه ات در صداى بر هم خوردن شاخسار درختانى متحيّر خواهد شد كه در كنار جويبارهاى بهشت در تپّه هايى از مُشك، ريشه دوانيده اند و در خوشه هاى مرواريد تر و تازه اى كه بر شاخه هاى نازك و ستبر، آويزان اند، و در بر آمدن آن ميوه هاى گوناگون رنگارنگ از غلاف هاى شكوفه هايشان كه بى رنج، چيده مى شوند و هر سان كه چيننده اش آرزو كند، در دسترسش قرار مى گيرند. و براى بهشتيان در آستان كاخ هايشان، عسل هاى مصفّا و باده هاى ناب، گردانده مى شود. بهشتيان، مردمانى هستند كه كرامت [خداوند]،

۱.عَزَفَت نفسي عن الدنيا: أي عافتها وكرهتها (النهاية: ج 3 ص 230 «عزف»).
۲.عساليجها: أغصانها (النهاية: ج 3 ص 238 «عسلج»).
۳.أكْمام: جمع كِمْ وهو غلاف الثمر والحبّ قبل أن يظهر (النهاية: ج 4 ص 200 «كمم»).
۴.الأَنَقَ: حُسْن المنظر وإعجابه إيّاك (لسان العرب: ج 10 ص 10 «أنق»).
۵.نهج البلاغة: الخطبة 165، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 68 وليس فيه ذيله من «فلو شغلت قلبك.»، بحار الأنوار: ج 8 ص 162 ح 104.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَقعُدُ عليُ بنُ أَبِي طالِبٍ عَلَى الفِردَوسِ؛ وَهُوَ جَبَلٌ قَد عَلا عَلَى الجَنَّةِ، وَفَوقَهُ عَرشُ رَبِّ العالَمِينَ، وَمِن سَفحِهِ تَتَفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ، وَتَتَفَرَّقُ فِي الجِنانِ، وَهُو جالِسٌ عَلى كُرسِيٍ مِن نُورٍ، يَجرِي بَينَ يَدَيهِ نَهرٌ مِنَ التَّسنِيمِ ۱، لا يَجُوزُ أَحَدٌ عَلَى الصِّراطِ إِلّا وَمَعَهُ بَراءَةٌ بِوَلايَتِهِ وَوَلايَةِ أَهلِ بَيتِهِ، وَهُو مُشرِفٌ عَلَى الجَنَّةِ فَيَدخُلُها مُحِبُّوهُ، وَمُشرِفٌ عَلَى النّارِ فَيَدخُلُها مُبغِضُوهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، على بن ابى طالب بر فراز فردوس مى نشيند. فردوس، كوهى است بر بلنداى بهشت كه بالاى آن، عرش پروردگار جهانيان قرار دارد و از دامنه آن، جويبارهاى بهشت، سرچشمه مى گيرند و در باغ هاى بهشت، پراكنده مى شوند. او بر تختى از نور مى نشيند و نهرى از تسنيم ۳ در برابرش جارى است، و هيچ كس از صراط نمى گذرد، مگر آن كه جواز عبورى از ولايت او و ولايت اهل بيتش داشته باشد. او مُشْرف بر بهشت است و دوستانش وارد آن مى شوند. نيز بر آتش، مُشرف است و دشمنانش وارد آن مى شوند.
۱.التَّسنيم: قيل هو عين في الجنّة رفيعة القدر (مفردات ألفاظ القرآن: ص 429 «سنم»).
۲.مئة منقبة: ص 107، كشف الغمّة: ج 1 ص 103، المناقب لابن شهر آشوب: ج 2 ص 156 وليس فيه صدره إلى «الجنان» وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 27 ص 116 ح 93؛ المناقب للخوارزمي: ص 71 ح 48، فرائد السمطين: ج 1 ص 292 ح 230 كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
۳.تسنيم، چشمه اى در بهشت است.