فیلترها
نتایج جستجو برای «جاهلیت نخست»: ۳۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّما سُمِّيَتِ الجاهِلِيَّةُ لِضَعفِ أعمالِها، وجَهالَةِ أهلِها.، إنَّ أهلَ الجاهِلِيَّةِ عَبَدوا غَيرَ اللّهِ، ولَهُم أجَلٌ يَنتَهونَ إلى مُدَّتِهِ ويَصيرونَ إلى نِهايَتِهِ، مُؤَخَّرٌ عَنهُمُ العِقابُ إلى يَومِ الحِسابِ، أمهَلَهُمُ اللّهُ بِقُدرَتِهِ وجَلالِهِ وعِزَّتِهِ، فَغَلَبَ الأَعَزُّ الأَذَلَّ، وأكَلَ الكَبيرُ فيهَا الأَقَلَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[دوران قبل از اسلام،] به جهت سستىِ كارها و نادانى مردمان آن، جاهليّت ناميده شد. به درستى كه اهل جاهليّت، غير خدا را پرستش كردند و آنان دورانى داشتند كه آن را سر كنند و به پايانش برسند.
كيفر آنان، تا روز رستاخيز به تأخير افتاده است. خداوند، آنان را از روى توان و بزرگى و عزّتش، مهلت داد. پس نيرومندان، بر ضعيفان پيروز شدند و بزرگان، كوچك ها را در اين دوران خوردند.
۱.تاريخ المدينة: ج 2 ص 558 عن الشعبي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ في قَلبِهِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِيَّةٍ بَعَثَهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ مَعَ أعرابِ الجاهِلِيَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه در دل او به اندازه دانه خَردَلى تعصّب باشد، خداوند او را در روز رستاخيز، با عرب هاى [عصر]جاهليّت محشور مى گرداند.
۱.الكافي: ج 2 ص 308 ح 3 عن إسماعيل بن أبي زياد السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 284 ح 2.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن كه زير پرچم گم راهى پيكار كند و براى تعصّبى، خشمگين شود، يا به تعصّبى فرا بخواند و يا تعصّبى را يارى كند و كشته شود، به مرگ جاهليّت از دنيا رفته است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به درستى كه خداوند، غرور جاهليّت و تكبّرورزى به پدران را از ميان بُرد. همه شما، فرزندان آدم و حوّا، و نزديك به يكديگر هستيد. به راستى كه بهترينِ شما در نزد خداوند، پارساترينِ شماست. پس اگر كسى [براى خواستگارى] آمد كه ديندارى و امانتدارى اش را مى پسنديد، به او زن بدهيد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، نافرمانى از مادران (عاقّ مادران) و زنده به گور كردن دختران و ادا نكردن حقوق واجب و گرفتن حقّ ديگران را بر شما حرام ساخت، و قيل و قال نمودن و زياد درخواست كردن و ضايع ساختن مال را براى شما ناپسند شمرد.
مسند ابن حنبل عن أبي حسّان:إنَّ رَجُلًا قالَ لِعائِشةَ: إنَّ أبا هُرَيرَةَ يُحَدِّثُ أنَّ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: إنَّ الطِّيَرَةَ فِي المَرأةِ وَالدّارِ وَالدّابَّةِ.
فَغَضِبَت غَضَباً شَديداً فَطارَت شِقَّةٌ مِنها فِيالسَّماءِ وشِقَّةٌ فِيالأَرضِ، فَقالَت: إنَّما كانَ أهلُ الجاهِلِيَّةِ يَتَطَيَّرونَ مِن ذلِكَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو حسّان ـ: مردى به عايشه گفت كه ابو هريره از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود: ناخجستگى، در زن و خانه و مَركب است.
عايشه به شدّت خشمگين شد، گويى كه نيمه اش به آسمان رفت و نيمه ديگرش در زمين ماند. سپس گفت: به درستى كه مردمان جاهليّت، به اين امور، فال بد مى زدند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 9 ص 487 ح 25223 و ج 10 ص 83 ح 6093 نحوه.
المستدرك على الصحيحين عن أبي حسّان الأعرج:إنّ عائِشَةَ قالَت: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: كانَ أهلُ الجاهِلِيَّةِ يَقولونَ: إنَّمَا الطِّيَرَةُ فِي المَرأةِ وَالدّابَّةِ وَالدّارِ. ثُمَّ قَرَأت: «مَا أصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِى الْأَرْضِ وَ لَا فِى أنفُسِكُمْ إلَا فِى كِتَـبٍ مِّن قَبْلِ أن نَّبْرَأهَا إنَّ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» ۱. ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو حسّان اَعرج ـ: همانا عايشه گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: «مردمان جاهليّت مى گفتند كه شومى، در سه چيز است: زن، مَركب و خانه».
سپس عايشه اين آيه را خواند: «هيچ مصيبتى، نه در زمين و نه در نفْس هاى شما [به شما] نمى رسد، مگر پيش از اين كه آن را پديد آوريم، در كتابى هست. اين [كار]براى خدا آسان است» .
دعائم الإسلام:پيامبر صلى الله عليه و آله از تَمائم و تِوَل، منع كرد. «تَمائم» مهره ها يا نوشته هايى هستند كه به خود آويزان مى كنند، و «تِوَل»، كارى است كه زنان، براى محبوب بودن در نزد شوهرانشان انجام مى دهند (از قبيل: فالگيرى، طالع بينى و مانند آن). و پيامبر صلى الله عليه و آله از سِحر [نيز] منع فرمود.
۱.التمائم: جمع تميمة، وهي خرزات كانت العرب تعلّقها على أولادهم يتّقون بها العين في زعمهم، فأبطلها الإسلام. وإنّما جعلها شركًا لأنّهم أرادوا بها دفع المقادير المكتوبة عليهم، فطلبوا دفع الأذى من غيراللّه الذي هو دافعه. وفي حديث عبداللّه «التِوَلَة من الشرك» التِوَلَة ـ بكسرالتاء وفتح الواو ـ: ما يحبّب المرأة إلى زوجها من السحر وغيره، جعله من الشرك لاعتقادهم أنّ ذلك يؤثّر ويفعل خلاف ما قدّره اللّه تعالى (النهاية: ج 1 ص 197 و 198 و 200).
وقال الفيروزآبادي: التُوَلَة ـ كهُمزة ـ: السحر أو شبهه، وخرز تتحبّب معها المرأة إلى زوجها (القاموس المحيط: ج 3 ص 341).
۲.دعائم الإسلام: ج 2 ص 142 ح 497، بحار الأنوار: ج 63 ص 18 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النِّياحَةُ مِن عَمَلِ الجاهِلِيَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نوحه گرى [بر مردگان،] از رفتارهاى جاهليت است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 376 ح 5769، بحار الأنوار: ج 82 ص 103 ح 50؛ سنن ابن ماجة: ج 1 ص 504 ح 1581 عن أبي مالك الأشعري وح 1582 عن ابن عبّاس وفيهما «أمر» بدل «عمل».
عنه صلى الله عليه و آله:مِن أمرِ الجاهِلِيَّةِ النِّياحَةُ، وتَبَرُّؤُ امرِىً مِنِ ابنِهِ، وفَخرُهُ عَلَى النّاسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از سنّت هاى جاهليّت است: نوحه گرى، بيزارى جستن شخص از فرزندش، و فخرفروشى بر مردم.
۱.مسند إسحاق بن راهويه: ج 1 ص 371 ح 382 عن أبي هريرة.
سنن النسائي عن أنس:إنَّ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله أخَذَ عَلَى النِّساءِ حينَ بايَعَهُنَّ أن لا يَنُحنَ، فَقُلنَ: يا رَسول اللّهِ، إنَّ نِساءً أسعَدنَنا فِي الجاهِلِيَّةِ أفَنُسعِدُهُنَّ؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا إسعادَ فِي الإِسلامِ. ۱
سنن النسائىـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا هنگامى كه با زنان بيعت نمود، از آنان پيمان گرفت كه نوحه گرى نكنند.
زنان گفتند: اى پيامبر! در جاهليّت، زنانى ما را در نوحه گرى يارى رسانده اند. آيا آنان را يارى برسانيم [تا جبران كرده باشيم]؟ ۲ پيامبر خدا فرمود: «يارى كردن [براى كارهاى باطل]، در اسلام روا نيست».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در تفسير آيه: «تو را در هيچ معروفى، نافرمانى نكنند» ـ: مقصود، نوحه گرى است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل بَعَثَني رَحمَةً لِلعالَمينَ، ولِأَمحَقَ المَعازِفَ وَالمَزاميرَ، واُمورَ الجاهِلِيَّةِ، وَالأَوثانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به راستى كه خداوند، مرا رحمتى براى جهانيان، مبعوث كرد، و بِدان جهت كه ساز و چنگ ها و نى ها و سنّت هاى جاهليّت و بُتان را نابود كنم.
۱.الكافي: ج 6 ص 396 ح 1 عن أبي الربيع الشامي عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 79 ص 126 ح 4؛ مسند ابن حنبل: ج 8 ص 307 ح 22370 عن أبي اُمامة نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:أبغَضُ النّاسِ إلَى اللّهِ ثَلاثَةٌ: مُلحِدٌ فِي الحَرَمِ، ومُبتَغٍ فِي الإِسلامِ سُنَّةَ الجاهِلِيَّةِ، ومُطَّلِبٌ دَمَ امرِىً بِغَيرِ حَقٍّ لِيُهريقَ دَمَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مبغوض ترين انسان ها در نزد خداوند، سه كس اند: كسى كه در حَرَم، اِلحاد ۲ ورزد؛ كسى كه در اسلام به دنبال سنّت هاى جاهليّت باشد؛ و كسى كه تلاش كند خون كسى را به ناحق بريزد.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2523 ح 6488 عن ابن عبّاس؛ عوالي اللآلي: ج 1 ص 176 ح 216.
۲.. اِلحاد، به معناى انحراف از حق است. ظاهرا مقصود از اِلحاد در حرم، رعايت نكردن حقوق حرم و هتك حرمت آن است. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است كه: «هر ستمى در مكّه و حرم، اِلحاد است» (ر. ك: الكافى: ج 8 ص 337 ح 533).
عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن خُطبَتِهِ في عَرَفَةَ ـ: ألا كُلُّ شَيءٍ مِن أمرِ الجاهِلِيَّةِ تَحتَ قَدَمَيَّ مَوضوعٌ ۱، ودِماءُ الجاهِلِيَّةِ مَوضوعَةٌ، وإنَّ أوَّلَ دَمٍ أضَعُ مِن دِمائِنا دَمُ ابنِ رَبيعَةَ بنِ الحارِثِ ـ كانَ مُستَرضِعاً في بَني سَعدٍ فَقَتَلَتهُ هُذَيلٌ ـ ورِبَا الجاهِلِيَّةِ مَوضوعٌ، وأوَّلُ رِباً أضَعُ رِبانا رِبا عَبّاسِ بنِ عَبدِالمُطَّلِبِ فَإِنَّهُ مَوضوعٌ كُلُّهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سخنرانى روز عرفه ـ: بدانيد كه همه سنّت هاى جاهليّت را زير پا گذاشتم و كنار نهادم. خونخواهىِ جاهليّت نيز كنار نهاده مى شود، و اوّلْ خونى كه كنار مى نهم، خون ابن ربيعه، پسر حارث است ـ كه در قبيله بنى سعد، دوران شيرخوارگى را مى گذرانْد و قبيله هُذَيل، او را كشتند ـ و رِباى جاهليّت نيز كنار گذاشته مى شود و اوّلْ رِبايى كه لغو مى كنم، رباى عبّاس، پسر عبد المطّلب است. به درستى كه همه اينها بى اعتبار هستند.
۱.قال الشريف الرضي رحمه اللهفي المجازات النبويّة: ص 135 ح 102 بعد نقله للمقطع الأوّل من الحديث: هذا القول مجاز، والمراد به إذلال أمر الجاهليّة، وحطّ أعلامها ونقض أحكامها، كما يستذلّ الشيء الموطوء الذي تدوسه الأخامص الساعية والأقدام الواطئة، فلا يبقى منه مرفوع إلّا وضع ولا قائم إلّا صرع.
۲.صحيح مسلم: ج 2 ص 889 ح 147 عن حاتم بن إسماعيل عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلامعن جابر بن عبداللّه.
الإصابة عن أبي عبيدة:كانَ مِن مَآثِرِ ۱ يَشكُرَ فِي الجاهِلِيَّةِ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله خَطَبَ يَومَ الفَتحِ فَقالَ: ألا إنَّ كُلَّ مَكرُمَةٍ كانَت فِي الجاهِلِيَّةِ فَقَد جَعَلتُها تَحتَ قَدَمَيَّ إلَا السِّقايَةَ وَالسَّدانَةَ. ۲ فَقامَ إلَيهِ الأَسوَدُ بنُ رَبيعَةَ بنِ أبِي الأَسوَدِ بنِ مالِكِ بنِ رَبيعَةَ بنِ جُمَيلِ بنِ ثَعلَبَةَ بنِ عَمرِو بنِ عُثمانَ بنِ حَبيبِ بنِ يَشكُرَ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ أبي كانَ تَصَدَّقَ بِمالٍ مِن مالِهِ عَلَى ابنِ السَّبيلِ فِي الجاهِلِيَّةِ، فَإِن تَكُن لي تَكرِمَةً تَرَكتُها، وإن لا تَكُن لي مَكرُمَةً فَأَنَا أحَقُّ بِها. فَقالَ: بَل هِيَ لَكَ مَكرُمَةٌ فَتَقَبَّلها. ۳
الإصابةـ به نقل از ابو عبيده ـ: از كارهاى برجسته [قبيله]يَشْكُر در جاهليّت، اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكّه، سخنرانى كرد و فرمود: «بدانيد كه همه كارهاى افتخارآميز جاهليّت را زير پا گذاشتم، جز آب رسانى به حاجيان و پرده دارى كعبه را».
آن گاه، اسود بن ربيعة بن ابى الأسود بن مالك بن ربيعة بن جميل بن ثعلبة بن عمرو بن عثمان بن حبيب بن يَشكُر به پا خاست و گفت: اى پيامبر خدا! به راستى كه پدرم در جاهليّت، اموالى را به در راه ماندگان، بخشش مى كرد. اگر اين براى من افتخارى [جاهلى] است، رهايش كنم؛ ولى اگر چنين افتخارى نيست، من سزاوارترم كه آن را ادامه دهم.
پيامبر خدا فرمود: «نه! اين، [از آيين هاى ناپسند جاهلى نيست؛ بلكه] براى تو افتخارى است». پس آن را پذيرفت.
تفسير القمّي:حَجَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَجَّةَ الوَداعِ لِتَمامِ عَشرِ حِجَجٍ مِن مَقدَمِهِ المَدينَةَ، فَكانَ مِن قَولِهِ بِمِنى أن حَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ ثُمَّ قالَ:. ألا وكُلُّ مَأثَرَةٍ أو بِدعَةٍ كانَت فِي الجاهِلِيَّةِ أو دَمٍ أو مالٍ فَهُوَ تَحتَ قَدَمَيَّ هاتَينِ، لَيسَ أحَدٌ أكرَمَ مِن أحَدٍ إلّا بِالتَّقوى، ألا هَل بَلَّغتُ؟
قالوا: نَعَم.
قالَ: اللّهُمَّ اشهَد.
ثُمَّ قالَ: ألا وكُلُّ رِباً كانَ فِي الجاهِلِيَّةِ فَهُوَ مَوضوعٌ، وأوَّلُ مَوضوعٍ مِنهُ رِبَا العَبّاسِ بنِ عَبدِالمُطَّلِبِ، ألا وكُلُّ دَمٍ كانَ فِي الجاهِلِيَّةِ فَهُوَ مَوضوعٌ، وأوَّلُ مَوضوعٍ دَمُ رَبيعَةَ، ألا هَل بَلَّغتُ؟
قالوا: نَعَم.
قالَ: اللّهُمَّ اشهَد. ۱
تفسير القمّى:پيامبر خدا در دهمين سال ورود به مدينه، حَجّة الوداع را به جاى آورد. بخشى از سخنان ايشان كه در سرزمين مِنا پس از حمد و ثناى الهى ايراد فرمود، چنين است:
«بدانيد كه هر افتخار يا بدعت جاهليّت و هر خون و سنّت جاهليّت، در زير پاى من است. هيچ كس شرافتى بر ديگرى ندارد، جز به تقوا. آيا ابلاغ كردم؟».
گفتند: آرى.
فرمود: «خدايا! گواه باش».
سپس فرمود: «بدانيد كه هر رباى جاهليّت، لغو شده است و اوّلين رباى لغو شده، رباى عبّاس، پسر عبد المطّلب است. آگاه باشيد كه هر گونه خونخواهىِ جاهليّت را لغو كردم و اوّلين خونخواهىِ لغو شده، خون ربيعه است. آيا ابلاغ كردم؟».
گفتند: آرى.
فرمود: «بار خدايا! گواه باش».
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 171، بحار الأنوار: ج 37 ص 113 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن خُطبَتِهِ في حَجَّةِ الوَداعِ ـ: إنَّ رِبَا الجاهِلِيَّةِ مَوضوعٌ وإنَّ أوَّلَ رِباً أبدَأُ بِهِ رِبَا العَبّاسِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ، وإنَّ دِماءَ الجاهِلِيَّةِ مَوضوعَةٌ وإنَّ أوَّلَ دَمٍ أبدَأُ بِهِ دَمُ عامِرِ بنِ رَبيعَةَ بنِ الحارِثِ بنِ عَبدِ المُطَّلِبِ، وإنَّ مَآثِرَ الجاهِلِيَّةِ مَوضوعَةٌ غَيرَ السَّدانَةِ وَالسِّقايَةِ، وَالعَمدُ قَوَدٌ وشِبهُ العَمدِ ما قُتِلَ بِالعَصا وَالحَجَرِ وفيهِ مِئَةُ بَعيرٍ، فَمَنِ ازدادَ فَهُوَ مِنَ الجاهِلِيَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سخنرانى در حجّة الوداع ـ: به راستى كه رباى جاهليّت، كنار نهاده شد و اوّلين ربايى كه از آن شروع مى كنم، رباى عبّاس، پسر عبد المطّلب است. و به راستى كه خون هاى جاهليّت، كنار نهاده شد و اوّلين خونى كه از آن شروع مى كنم، خون عامر بن ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب است. و به راستى كه افتخارات جاهليّت، كنار نهاده شد، جز پرده دارى و آب رسانى به حاجيان. قتل عمد، قصاص دارد و قتل شبه عمد، آن است كه كسى با سنگ و عصا كشته شده باشد و صد شتر ديه دارد. هر كه بر اين بيفزايد، از جاهليّت است.
۱.تحف العقول: ص 31، بحار الأنوار: ج 76 ص 349 ح 13.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ قَد وَضَعَ بِالإِسلامِ مَن كانَ فِي الجاهِلِيَّةِ شَريفاً، وشَرَّفَ بِالإِسلامِ مَن كانَ فِي الجاهِلِيَّةِ وَضيعاً، وأعَزَّ بِالإِسلامِ مَن كانَ فِي الجاهِلِيَّةِ ذَليلًا، وأذهَبَ بِالإِسلامِ ما كانَ مِن نَخوَةِ الجاهِلِيَّةِ وتَفاخُرِها بِعَشائِرِها وباسِقِ أنسابِها. فَالنّاسُ اليَومَ كُلُّهُم ـ أبيَضُهُم وأسوَدُهُم، وقُرَشِيُّهُم وعَرَبِيُّهُم وعَجَمِيُّهُم ـ مِن آدَمَ، وإنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللّهُ مِن طينٍ، وإنَّ أحَبَّ النّاسِ إلَى اللّهِ عز و جليَومَ القِيامَةِ أطوَعُهُم لَهُ وأتقاهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به راستى كه خداوند به سبب اسلام، آن را كه در جاهليّتْ شريف بود، پست كرد و به سبب اسلام، كسانى را كه در جاهليّتْ پست بودند، شرافت بخشيد و به واسطه اسلام، كسانى را كه در جاهليّتْ خوار بودند، عزيز ساخت و به واسطه اسلام، غرور جاهليّت و فخرفروشى به قبيله ها و تبارهاى برجسته را از بين برد.
امروز، همه مردم، از سياه و سفيد و قُريشى و عرب و غير عرب، از نسل آدم اند و خداوند، آدم را از خاك آفريد. به درستى كه محبوب ترينِ مردم در نزد خداوند در روز رستاخيز، پارساترين و پيروترينِ آنها نسبت به خداوند است.
۱.الكافي: ج 5 ص 340 ح 1 عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 22 ص 118 ح 89.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِمُعاذِ بنِ جَبَلٍ لَمّا بَعَثَهُ إلَى اليَمَنِ ـ: أمِت أمرَ الجاهِلِيَّةِ إلّا ما سَنَّهُ الإِسلامُ، وأظهِر أمرَ الإِسلامِ كُلَّهُ صَغيرَهُ وكَبيرَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به معاذ بن جبل، هنگامى كه او را به يمن فرستاد ـ: رسم هاى جاهليّت را نابود كن، جز آنچه را كه اسلام تأييد كرده است، و شئون اسلامى را آشكار كن؛ بزرگ و كوچك آن را.
۱.تحف العقول: ص 25.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۱