نتایج جستجو برای «تنگنای خواری»: ۲ حدیث
التوحيد عن محمّد بن عليّ الحلبي عن الإمام الصادق عليه ‏السلام ـ في قَوله عز و جل: «يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ» ۱ ـ : تَبارَكَ الجَبّارُ ۲، ثُمَّ أشارَ إلى ساقِهِ فَكَشَفَ عَنهَا الإِزارَ. قالَ: «وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ» ۳، قالَ: اُفحِمَ ۴ القَومُ ودَخَلتَهُمُ الهَيبَةُ، وشَخَصَتِ الأَبصارُ، وبَلَغَتِ القُلوبُ الحَناجِرَ «خَـشِعَةً أَبْصَـرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كَانُواْ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سَــلِمُونَ» ۵. ۶۷
التوحيد ـ به نقل از محمّد بن على حلبى ـ : از امام صادق عليه ‏السلام در باره آيه «روزى كه ساق، آشكار شود» پرسيدم. فرمود: «بلندمرتبه است خداى بزرگ!» سپس با اشاره به ساق پاى خود، دامان آن را بالا زد. ۸ امام عليه ‏السلام اين آيه را خواند: «و به سجده فرا خوانده مى‏شوند؛ ولى نمى‏توانند [سجده كنند]» و فرمود: «[يعنى] مردم، مُجاب مى‏شوند و هيبت، وجودشان را فرا مى‏گيرد، چشم‏ها خيره مى‏گردند و [از ترس،] قلب‏ها به حلق‏ها مى‏رسند، «ديدگانشان به زير افتاده است و خوارى، آنان را فرا مى‏گيرد، در حالى كه [پيش از اين،]به سجده فرا خوانده مى‏شدند و تن‏درست بودند» .
۱.القلم: 42.
۲.قال الشيخ الصدوق قدس‏سره في ذيل الحديث معلِّقا: قوله عليه ‏السلام «تبارك الجبّار، وأشار إلى ساقه فكشف عن الإزار» يعني به: تبارك الجبّار أن يوصف بالساق الذي هذا صفته.
۳.القلم: 42.
۴.أفحَمتُ الخَصمَ: إذا أسكَتُّهُ بالحُجّةِ (المصباح المنير: ص 464 «فحم»).
۵.القلم: 43.
۶.التوحيد: ص 154 ح 2، بحارالأنوار: ج 4 ص 7 ح 15.
۷.القلم: 42.
۸.شيخ صدوق رحمه‏الله در ذيل اين حديث، در باره جمله: «تبارك الجبّار، و أشار إلى ساقه فكشف عن الإزار» مى‏گويد: يعنى: خداوند، والاتر و منزّه‏تر از آن است كه به دانستن ساق پايى از اين قبيل، وصف شود.
الإمام الباقر عليه ‏السلام ـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةِ بِمِثْلِهَا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ» ۱ ـ : هؤُلاءِ أهلُ البِدَعِ وَالشُّبَهاتِ وَالشَّهَواتِ، يُسَوِّدُ اللّه‏ُ وُجوهَهُم ثُمَّ يَلقونَهُ. ويُلبِسُهُمُ الذُّلَّ وَالصَّغارَ. ۲
امام باقر عليه ‏السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال: «و كسانى كه مرتكب بدى‏ها شده‏اند، [بدانند كه] جزاى بدى، بدى‏اى مانند آن است، و خوارى، آنان را فرا مى‏گيرد. در مقابل خدا، هيچ حمايتگرى ندارند» ـ : اينان همان بدعت‏گذاران و شبهه‏افكنان و پيروان خواهش‏هاى نفسانى هستند. خدا روى آنها را سياه مى‏كند، سپس [با روسياهى]به ديدار او مى‏روند. و جامه خوارى و خفّت را بر ايشان مى‏پوشاند.
۱.يونس: 27.
۲.تفسير القمّي: ج 1 ص 311 عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج 2 ص 298 ح 20.