فیلترها
نتایج جستجو برای «بیم از شهرت نباید موجب ترک برخی کارها شود»: ۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
بحار الأنوار عن إسحاقِ بنِ عمّارٍ الصَّيرفيّ:كنتُ بالكوفةِ فَيَأتِيني إخوانٌ كَثيرَةٌ، و كَرِهتُ الشُّهرَةَ فَتَخَوَّفتُ أن اُشتَهَرَ بِدِيني، فَأمَرتُ غُلامي كُلَّما جاءَني رَجلٌ مِنهُم يَطلُبُني قالَ: ليسَ هُو ههنا، فَحَجَجتُ تلكَ السَّنَةَ، فَلَقِيتُ أبا عبدِ اللّهِ عليه السلام فَرَأيتُ منهُ ثِقلاً و تَغَيُّرا فيما بَيني و بينَهُ، قلتُ: جُعِلتُ فِداكَ ما الذي غَيَّرَني عندَك؟ قالَ: الذي غَيَّرَكَ لِلمُؤمِنِينَ، قلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنّما تَخَوَّفتُ الشُّهرَةَ، و قد عَلِمَ اللّهُ شِدَّةَ حُبّي لَهُم، فقالَ: يا إسحاقُ، لا تَمَلَّ زيارَةَ إخوانِكَ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از اسحاق بن عمّار صيرفى ـ: من در كوفه بودم و برادران زيادى به ديدن من مى آمدند و من از شهرت بدم مى آمد و ترسيدم كه شهرت دينى پيدا كنم. از اين رو به غلام خود دستور دادم كه هر وقت كسى از آنها آمد و مرا خواست بگويد: او اين جا نيست. اسحاق مى گويد: در آن سال به حج رفتم و امام صادق عليه السلام را ديدار كردم، اما ديدم حضرت نسبت به من سرسنگين و متغيّر است. عرض كردم: فدايت شوم! چرا نسبت به من تغيير كرده ايد؟ فرمود: چون رفتار تو با مؤمنان تغيير كرده است. عرض كردم: فدايت شوم، من از شهرت ترسيدم و خدا مى داند كه من چقدر شما را دوست دارم. فرمود: اى اسحاق! از ديدار برادرانت ملول مشو.
۱.بحار الأنوار: 76/20/6.
بحار الأنوار عن فائدٍ عَنِ الإمامِ الكاظمِ عليه السلام:دخلتُ علَيهِ فقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنّ الحسينَ قد زارَهُ الناسُ مَن يَعرِفُ هذا الأمرَ و مَن يُنكِرُهُ، و رَكِبَت إلَيهِ النِّساءُ، و وَقَعَ حالُ الشُّهرَةِ، و قدِ انقَبَضتُ مِنهُ لِما رَأيتُ مِن الشُّهرَةِ. قالَ: فَمَكَثَ مَلِيّا لا يُجِيبُني، ثُمّ أقبَلَ عَلَيَّ فقالَ: يا عِراقِيُّ، إن شَهَرُوا أنفسَهُم فلا تَشهَرْ أنتَ نَفسَكَ، فوَ اللّهِ ما أتَى الحسينَ آتٍ عارِفا بِحَقِّهِ إلاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ و ما تَأخَّرَ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از فائد ـ: خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم و عرض كردم: فدايت شوم! مردم، چه آنهايى كه به اين امر (امامت) معتقدند و چه آنان كه منكرند، به زيارت حسين عليه السلام مى روند و [حتى]زنان، سواره براى زيارت، رهسپار مى شوند و حالت شهرت به وجود آمده است و من به علّت ترس از شهرت، از رفتن به زيارت باز ايستاده ام. حضرت لختى درنگ كرد و جوابم را نداد. سپس رو به من كرد و فرمود: اى مرد عراقى! اگر آنها خودشان را شهره مى كنند، تو خود را شهره مساز. به خدا قسم هر كس با شناخت و آگاهى به حقِّ حسين، به زيارت او رود، خداوند گناهان گذشته و آينده او را ببخشد.
۱.بحار الأنوار: 101/26/29.