نتایج جستجو برای «امام علی علیه السلام و بیت المال»: ۱۱ حدیث
عنه عليه السلام:إنّ اللّهَ تباركَ و تعالى أشرَكَ بينَ الأغنياءِ و الفُقَراءِ في الأموالِ، فلَيسَ لَهُم أن يَصرِفوا إلى غَيرِ شُرَكائِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند تبارك و تعالى، توانگران و تهيدستان را در اموال شريك قرار داده است. پس، توانگران حق ندارند [سهم شريكان خود را] به غير شركاى خود بدهند.
۱.. الكافي: 3/545/3.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إنّ عليّا اُتِيَ بالمالِ فأقعَدَ بينَ يَدَيهِ الوُزّانَ و النُّقّادَ، فكَوَّمَ كُومَةً مِن ذَهَبٍ و كُومةً من فِضَّةٍ، فقالَ: يا حَمراءُ و يا بَيضاءُ، احمَرِّي و ابيَضِّي و غُرِّي غَيري. هذا جَنايَ و خيارُهُ فيه و كلُّ جانٍ يَدُهُ إلى فيه ۱
امام باقر عليه السلام:اموال على عليه السلام آورده شد، حضرت ترازوداران و زر سنجان را در برابر خود نشانيد و كُپه اى از زر و كُپه اى از سيم درست كرد و فرمود: اى سرخ ها! و اى سفيدها! سرخ شويد و سفيد شويد و غير مرا بفريبيد! اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوب هايش هم در ميان آنهاست، در حالى كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود.
۱.كنز العمّال: 36545.
شرح نهج البلاغة عن مجمع التيميّ:كانَ عليٌّ عليه السلام يَكنُسُ بَيتَ المالِ كُلَّ جُمُعَةٍ، و يُصَلّي فيهِ رَكعتَينِ، و يقولُ: لِيَشهَدَ لي يَومَ القِيامَةِ. ۱
شرح نهج البلاغةـ به نقل از مجمع التيمى ـ: امام على عليه السلام هر جمعه بيت المال را جارو مى كرد و دو ركعت نماز در آنجا مى گزارد و مى فرمود: تا اينكه [بيت المال] روز قيامت در حق من شهادت دهد.
۱.. شرح نهج البلاغة: 2/199.
كنز العمّال:إنّ عليّا كانَ يَكنُسُ بَيتَ المالِ ثُمّ يُصَلّي فيهِ؛ رَجاءَ أن يَشهَدَ لَهُ يَومَ القِيامَةِ أنّه لَم يَحبِسْ فيهِ المالَ عنِ المُسلمينَ. ۱
كنز العمّال:امام على عليه السلام بيت المال را جارو مى كرد و سپس در آن نماز مى گزارد، به اين اميد كه روز قيامت در حق او شهادت دهد كه در آن مالى را از مسلمانان نگه نداشت.
۱.كنز العمّال: 36546.
وسائل الشيعة:إنّ عليّا عليه السلام كانَ يَكنُسُ بَيتَ المالِ كلَّ يَومِ جُمُعةٍ ثُمّ يَنضَحُهُ بالماءِ ثُمّ يُصَلّي فيهِ رَكعتَينِ، ثُمّ يقولُ: تَشهَدانِ لي يَومَ القِيامَةِ. ۱
وسائل الشيعة:امام على عليه السلام هر روز جمعه بيت المال را جارو مى كرد و آب مى پاشيد و سپس دو ركعت نماز در آن بجاى مى آورد و بعد مى فرمود: شما دو [ركعت]، در روز قيامت براى من شهادت دهيد.
۱.وسائل الشيعة: 11/83/2.
وسائل الشيعة عن الضحّاكِ بنِ مُزاحم عن الإمامِ عليٍّ عليه السلام:كانَ خَليلي رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَحبِسُ شيئا لغَدٍ، و كانَ أبو بكرٍ يَفعَلُ، و قد رأى عُمَرُ في ذلكَ أن دَوَّنَ الدَّواوينَ، و أخَّرَ المالَ مِن سَنَةٍ إلى سَنةٍ، و أمّا أنا فأصنَعُ كما صَنعَ خليلي رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. قال: و كانَ عليٌّ يُعطيهِم مِن الجُمُعَةِ إلَى الجُمُعةِ و كانَ يقولُ: هذا جَنايَ و خِيارُهُ فِيه إذْ كُلُّ جانٍ يَدُهُ إلى فِيه ۱
وسائل الشيعهـ به نقل از ضحاك بن مزاحم ـ: امام على عليه السلام فرمود: دوست من رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى [از بيت المال] را براى فردا نگه نمى داشت و ابو بكر نيز چنين مى كرد.عمر به فكر افتاد كه در اين زمينه دفترهايى ترتيب دهد و اموال را از سالى تا سال ديگر ذخيره مى كرد. ليكن من همان كارى را مى كنم كه دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى كرد. على عليه السلام جمعه به جمعه عطا مى داد و [اين بيت را زمزمه]مى فرمود: اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوب هايش هم در ميان آنهاست، آنگاه كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود [و آنچه مى چيند خودش مى خورد]. ۲
۱.وسائل الشيعة: 11/83/3.
۲.اين بيت درباره كسى مثل زده مى شود كه بهترين آنچه را دارد به دوستش دهد و او را بر خود مقدّم دارد. ابن كلبى مى گويد: اين مثل از عمرو بن عَدىّ لخمى، خواهرزاده جَذيمه، است و او نخستين گوينده آن است. جذيمه در منزلى اتراق كرد و به افراد دستور داد برايش قارچ بچينند. بعضى از آنها بهترين قارچ هايى را كه مى چيدند خودشان مى خوردند ولى عمرو بهترين قارچى را كه مى يافت براى دايى خود مى آورد و خود هيچ نمى خورد و چون قارچ ها را نزد دايى خود آورد، اين بيت را گفت (لسان العرب، ماده جنى) ـ م.
شرح نهج البلاغة عن عبدِ الرَّحمنِ بن عَجلانَ:كانَ عليٌّ عليه السلام يَقسِمُ بينَ النّاسِ الأبزارَ و الحُرفَ ۱ و الكَمُّونَ، و كذا و كذا. ۲
شرح نهج البلاغهـ به نقل از عبد الرحمان بن عجلان ـ: على عليه السلام حتى حبوبات و خردل و زيره و مانند اين ها هم را ميان مردم تقسيم مى كرد.
۱.الحُرف بالضمّ: حَبٌّ كالخردل. (المصباح المنير: 130).
۲.شرح نهج البلاغة: 2/199.
شرح نهج البلاغة عن الشّعبي:دَخَلتُ الرَّحبَةَ بالكوفَةِ ـ و أنا غُلامٌ ـ في غِلمانٍ، فإذا أنا بعَليٍّ عليه السلام قائما على صُبرَتَينِ ۱ مِن ذَهَبٍ و فِضَّةٍ، و مَعهُ مِخفَقَةٌ، و هُو يَطرُدُ النّاسَ بمِخفَقَتِهِ ثُمّ يَرجِعُ إلَى المالِ فيُقسِّمُهُ بينَ النّاسِ، حتّى لَم يَبقَ مِنهُ شيءٌ. ثُمّ انصَرَفَ و لَم يَحمِلْ إلى بَيتِهِ قليلاً و لا كثيرا، فرَجَعتُ إلى أبي فقُلتُ لَهُ: لَقد رأيتُ اليَومَ خَيرَ النّاسِ أو أحمَقَ النّاسِ! قالَ: مَن هُو يا بُنيَّ؟ قلتُ: عليُّ بنُ أبي طالبٍ أميرُ المؤمنينَ، رأيتُهُ يَصنَعُ كذا، فقَصَصتُ علَيهِ، فبكى و قالَ: يا بُنيَّ، بَل رأيتَ خَيرَ النّاسِ. ۲
شرح نهج البلاغهـ به نقل از شعبى ـ: نوجوانى ميان نوجوانان بودم كه به رَحْبَه كوفه وارد شدم. ناگاه على عليه السلام را ديدم كه ميان دو كُپه زر و سيم ايستاده و تازيانه اى به دست داشت و با آن مردم را دور مى كرد و سپس به سمت آن مال ها بر مى گشت و بين مردم تقسيم مى كرد، تا جايى كه از آن چيزى باقى نماند و خود دست خالى به طرف خانه اش برگشت. من نزد پدرم رفتم و گفتم: نمى دانم امروز بهترين مردم را ديدم يا كم هوش ترين آنها را. پدرم گفت: پسرم، چه كسى را ديدى؟ گفتم: على بن ابى طالب، امير مؤمنان، را ديدم كه اين كار را مى كند. و داستان را براى پدرم شرح دادم. پدرم گريست و گفت: پسرم، تو بهترين مردم را ديده اى.
۱.الصُبرةُ من الطعام: المجتمع كالكومة، و اشتريت الشيء صُبرة: أي بلا وزن و لا كيل (مجمع البحرين: 2/1006).
۲.شرح نهج البلاغة: 2/198.
الغارات عن زاذان:اِنطَلَقتُ مَعَ قَنبَرٍ إلى عليٍّ عليه السلام فقالَ: قُمْ يا أميرَ المؤمنينَ فقد خَبَأتُ لكَ خَبيئةً. قالَ: فما هُو؟ قالَ: قُم مَعي، فقامَ و انطَلَقَ إلى بَيتِهِ فإذا باسِنَةٌ ۱ مَملوءةٌ جاماتٍ مِن ذَهَبٍ و فِضَّةٍ، فقالَ: يا أميرَ المؤمنينَ، إنّكَ لا تَترُكُ شيئا إلاّ قَسَمتَهُ فادَّخَرتُ هذا لكَ! قالَ عليٌّ عليه السلام: لَقد أحبَبتَ أن تُدخِلَ بَيتي نارا كثيرَةً! فسَلَّ سَيفَهُ فضَرَبَها، فانتَثَرَت مِن بَينِ إناءٍ مَقطوعٍ نِصفُهُ أو ثُلثُهُ، ثُمّ قالَ: اقسِموهُ بالحِصَصِ ففَعلوا، فجَعَلَ يَقولُ: هذا جَنايَ و خِيارُهُ فِيه إذْ كُلُّ جانٍ يَدُهُ إلى فِيه يا بَيضاءُ غُرِّي غَيري و يا صَفراءُ غُرِّي غَيري. ۲

الغاراتـ به نقل از زاذان ـ: با قنبر نزد على عليه السلام رفتيم. قنبر گفت: برخيز اى امير المؤمنين! كه براى شما گنجينه اى نهفته ام. على عليه السلام فرمود: چه گنجينه اى؟ گفتم: با من بياييد. على عليه السلام برخاست و با او به خانه اش رفت. چشمش به جوالى پر از جام هاى زرّين و سيمين افتاد. قنبر گفت: يا امير المؤمنين! شما هرچه هست تقسيم مى كنى و از اين رو من اين ها را براى شما اندوخته ام! على عليه السلام فرمود: مايل بودى آتشى فراوان به خانه من مى افكندى!. سپس فرمود: اين ها را به چند سهم تقسيم كنيد. چنين كردند. پس على عليه السلام به اين بيت متمثل گشت: اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوبهايش هم در ميان آنهاست، آنگاه كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود. اى سپيدها! [ديگرى را بفريبيد]

۱.الباسِنَة: جوالق غليظ من مشاقة الكتّان، و سَلّة من خوص بلا عروة (المعجم الوسيط: 1/57).
۲.الغارات: 1/55.
تاريخ دمشق عن أبي صالِحٍ السَّمّان:رأيتُ عليّا دَخَلَ بَيتَ المالِ فرأى فيهِ شيئا فقالَ: لا أرى هذا هاهُنا و بالنّاسِ إلَيهِ حاجَةٌ! فأمَرَ بهِ فقُسِّمَ و أمَرَ بالبَيتِ فكُنِسَ و نُضِحَ فصَلّى فيهِ، أو قالَ ۱ فيهِ. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو صالح سمّان ـ: على عليه السلام را ديدم كه وارد بيت المال شد و در آنجا چيزى ديد. پس فرمود: نبينم كه اين در اين جا باشد و مردم به آن نياز داشته باشند! آن گاه دستور داد آن را تقسيم كردند و فرمان داد بيت المال را جارو و آب پاشى كردند و حضرت در آنجا نماز گزارد، يا قيلوله ۳ كرد.
۱.القيلولة: الاستراحة نصف النهار، يقال: قال، يقيل، قيلولة. (النهاية: 4/133).
۲.تاريخ دمشق: 42/476.
۳.استراحت نيم روز.
بحار الأنوار:كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام إذا أعطى ما في بَيتِ المالِ أمَرَ فكُنِسَ ثُمّ صَلّى فيهِ، ثُمّ يَدعو فيقولُ في دُعائهِ: اللّهُمّ إنّي أعوذُ بكَ مِن ذَنبٍ يُحبِطُ العَمَلَ، و أعوذُ بكَ مِن ذَنبٍ يُعَجِّلُ النِّقَمَ، و أعوذُ بكَ مِن ذَنبٍ يَمنَعُ الدُّعاءَ، و أعوذُ بكَ مِن ذَنبٍ يَهتِكُ العِصمَةَ، و أعوذُ بكَ مِن ذَنبٍ يُورِثُ النَّدَمَ، و أعوذُ بكَ مِن ذَنبٍ يَحبِسُ القِسَمَ. ۱
بحار الأنوار:امير المؤمنين عليه السلام پس از تقسيم بيت المال، دستور مى داد آن را جارو مى كردند و سپس در آن مكان نماز مى گزارد و آن گاه دعا مى كرد و در دعاى خود مى گفت: بار خدايا! پناه مى برم به تو از گناهى كه عمل را بر باد مى دهد. پناه مى برم به تو از گناهى كه خشم و عذاب تو را شتاب مى بخشد. پناه مى برم به تو، از گناهى كه مانع اجابت دعا مى شود. پناه مى برم به تو از گناهى كه پرده عصمت و پاكى را مى درد. پناه مى برم به تو از گناهى كه پشيمانى مى آورد و پناه مى برم به تو از گناهى كه جلوى نصيب و بهره ها را مى گيرد.
۱.بحار الأنوار: 94/93/9.