خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۱
موضوعات
امام على عليه السلام و بيت المال
19516. ـ به نقل از عبد الرحمان بن عجلان …
حدیث درباره
امام على عليه السلام و بيت المال
میزان الحکمه ج ۱۱، ص ۱۹۰، ح ۱۹۵۱۶
امام علی علیهالسلام
امام على عليه السلام و بيت المال
شرح نهج البلاغة عن عبدِ الرَّحمنِ بن عَجلانَ:
كانَ عليٌّ عليه السلام يَقسِمُ بينَ النّاسِ الأبزارَ و الحُرفَ
۱
و الكَمُّونَ، و كذا و كذا.
۲
شرح نهج البلاغه
ـ به نقل از عبد الرحمان بن عجلان ـ
: على عليه السلام حتى حبوبات و خردل و زيره و مانند اين ها هم را ميان مردم تقسيم مى كرد.
۱.
الحُرف بالضمّ: حَبٌّ كالخردل. (المصباح المنير: 130).
۲.
شرح نهج البلاغة: 2/199.
کلیدواژهها
دارایی
امام علی علیه السلام و بیت المال
احادیث دیگر این موضوع
۸
امام صادق عليه السلام:خداوند تبارك و تعالى، توانگران و تهيدستان را در اموال شريك قرار داده است. پس، توانگران حق ندارند [سهم شريكان خود را] به غير شركاى خود بدهند.
امام باقر عليه السلام:اموال على عليه السلام آورده شد، حضرت ترازوداران و زر سنجان را در برابر خود نشانيد و كُپه اى از زر و كُپه اى از سيم درست كرد و فرمود: اى سرخ ها! و اى سفيدها! سرخ شويد و سفيد شويد و غير مرا بفريبيد! اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوب هايش هم در ميان آنهاست، در حالى كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود.
شرح نهج البلاغةـ به نقل از مجمع التيمى ـ: امام على عليه السلام هر جمعه بيت المال را جارو مى كرد و دو ركعت نماز در آنجا مى گزارد و مى فرمود: تا اينكه [بيت المال] روز قيامت در حق من شهادت دهد.
كنز العمّال:امام على عليه السلام بيت المال را جارو مى كرد و سپس در آن نماز مى گزارد، به اين اميد كه روز قيامت در حق او شهادت دهد كه در آن مالى را از مسلمانان نگه نداشت.
وسائل الشيعة:امام على عليه السلام هر روز جمعه بيت المال را جارو مى كرد و آب مى پاشيد و سپس دو ركعت نماز در آن بجاى مى آورد و بعد مى فرمود: شما دو [ركعت]، در روز قيامت براى من شهادت دهيد.
وسائل الشيعهـ به نقل از ضحاك بن مزاحم ـ: امام على عليه السلام فرمود: دوست من رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى [از بيت المال] را براى فردا نگه نمى داشت و ابو بكر نيز چنين مى كرد.عمر به فكر افتاد كه در اين زمينه دفترهايى ترتيب دهد و اموال را از سالى تا سال ديگر ذخيره مى كرد. ليكن من همان كارى را مى كنم كه دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى كرد. على عليه السلام جمعه به جمعه عطا مى داد و [اين بيت را زمزمه]مى فرمود: اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوب هايش هم در ميان آنهاست، آنگاه كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود [و آنچه مى چيند خودش مى خورد]. اين بيت درباره كسى مثل زده مى شود كه بهترين آنچه را دارد به دوستش دهد و او را بر خود مقدّم دارد. ابن كلبى مى گويد: اين مثل از عمرو بن عَدىّ لخمى، خواهرزاده جَذيمه، است و او نخستين گوينده آن است. جذيمه در منزلى اتراق كرد و به افراد دستور داد برايش قارچ بچينند. بعضى از آنها بهترين قارچ هايى را كه مى چيدند خودشان مى خوردند ولى عمرو بهترين قارچى را كه مى يافت براى دايى خود مى آورد و خود هيچ نمى خورد و چون قارچ ها را نزد دايى خود آورد، اين بيت را گفت (لسان العرب، ماده جنى) ـ م.
شرح نهج البلاغهـ به نقل از شعبى ـ: نوجوانى ميان نوجوانان بودم كه به رَحْبَه كوفه وارد شدم. ناگاه على عليه السلام را ديدم كه ميان دو كُپه زر و سيم ايستاده و تازيانه اى به دست داشت و با آن مردم را دور مى كرد و سپس به سمت آن مال ها بر مى گشت و بين مردم تقسيم مى كرد، تا جايى كه از آن چيزى باقى نماند و خود دست خالى به طرف خانه اش برگشت. من نزد پدرم رفتم و گفتم: نمى دانم امروز بهترين مردم را ديدم يا كم هوش ترين آنها را. پدرم گفت: پسرم، چه كسى را ديدى؟ گفتم: على بن ابى طالب، امير مؤمنان، را ديدم كه اين كار را مى كند. و داستان را براى پدرم شرح دادم. پدرم گريست و گفت: پسرم، تو بهترين مردم را ديده اى.
الغاراتـ به نقل از زاذان ـ: با قنبر نزد على عليه السلام رفتيم. قنبر گفت: برخيز اى امير المؤمنين! كه براى شما گنجينه اى نهفته ام. على عليه السلام فرمود: چه گنجينه اى؟ گفتم: با من بياييد. على عليه السلام برخاست و با او به خانه اش رفت. چشمش به جوالى پر از جام هاى زرّين و سيمين افتاد. قنبر گفت: يا امير المؤمنين! شما هرچه هست تقسيم مى كنى و از اين رو من اين ها را براى شما اندوخته ام! على عليه السلام فرمود: مايل بودى آتشى فراوان به خانه من مى افكندى!. سپس فرمود: اين ها را به چند سهم تقسيم كنيد. چنين كردند. پس على عليه السلام به اين بيت متمثل گشت: اين ميوه اى است كه من چيده ام و خوبهايش هم در ميان آنهاست، آنگاه كه هر ميوه چينى دستش به سوى دهان خودش مى رود. اى سپيدها! [ديگرى را بفريبيد] و اى زردها! ديگرى را بفريبيد.
حدیث 19515
موضوع
حدیث 19517