فیلترها
نتایج جستجو برای «الحجر الاسود»: ۴۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:الحَجَرُ الأَسوَدُ مِن حِجارَةِ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجر الأسود، از سنگ هاى بهشت است.
۱.السنن الكبرى: ج 5 ص 122 ح 9231.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +1 مورد دیگر
عَلِيُّ بنُ مَهزِيارَ:رَأَيتُ أبا جَعفَرٍ الثّانِيَ عليه السلامفي سَنَةِ مِائَتَينِ وخَمسٍ وعِشرينَ ۱ وَدَّعَ البَيتَ بَعدَ ارتِفاعِ الشَّمسِ، وطافَ بِالبَيتِ يَستَلِمُ الرُّكنَ اليَمانِيَّ
في كُلِّ شَوطٍ، فَلَمّا كانَ فِي الشَّوطِ السّابِعِ استَلَمَهُ وَاستَلَمَ الحَجَرَ ومَسَحَ بِيَدِهِ ثُمَّ مَسَحَ وَجهَهُ بِيَدِهِ، ثُمَّ أتَى المَقامَ فَصَلّى خَلفَهُ رَكعَتَينِ، ثُمَّ خَرَجَ إلى دُبُرِ الكَعبَهِ إلَى المُلتَزَمِ فَالتَزَمَ البَيتَ وكَشَفَ الثَّوبَ عَن بَطنِهِ ثُمَّ وَقَفَ عَلَيهِ طَويلاً يَدعو، ثُمَّ خَرَجَ مِن بابِ الحَنّاطينَ وتَوَجَّهَ.
قالَ: فَرَأَيتُهُ في سَنَةِ سَبعَ عَشرَةَ ومِائَتَينِ وَدَّعَ البَيتَ لَيلاً، يَستَلِمُ الرُّكنَ اليَمانِيَّ والحَجَرَ الأَسوَدَ في كُلِّ شَوطٍ،
على بن مهزيار:امام جواد عليه السلام را در سال دويست و پانزده، ۳ ديدم كه پس از بالا آمدن آفتاب، از خانه خدا، وداع كرد و به طواف خانه خدا پرداخت و در هر شوط، ركن يمانى را استلام مى كرد و چون شوط هفتم رسيد، آن را با حجر الاسود استلام كرد و با دستش آن را به سود و آن گاه دستش را به صورتش كشيد، سپس به مقام رفت و در پشت آن، دو ركعت نماز گزارد، آن گاه به ملتَزَم در پشت كعبه رفت و به كعبه چسبيد و شكم خود را برهنه كرد و در همين حال مدّتى طولانى به دعا پرداخت، سپس از درِ حنّاطين بيرون شد و رفت.
على بن مهزيار مى گويد: در سال دويست و هفده، امام عليه السلام را ديدم كه شبانه، بيت اللّه را وداع مى كند و در هر شوط، ركن يمانى و حجر الاسود را استلام مى كند و چون به شوط هفتم رسيد، در پشت كعبه، نزديك ركن
۱.روى الشيخ في التهذيب هذا الخبر من الكافي وفي أكثر نسخه سنة خمس عشرة ومأتين وفي بعضها كما هنا وفي تلك النسخ زيادة بعد نقل الخبر، وهي هذه: قال محمّد بن الحسن مصنف هذا الكتاب: هذا غلط لأنّ أبا جعفر عليه السلام مات سنة عشرين ومأتين والصحيح أن يقول: خمس عشرة انتهى (مرآة العقول: 18 / 229).
۲.الكافي: 4 / 532 / 3، التهذيب: 5 / 281 / 959 وفيه «تسع عشرة» بدل «سبع عشرة».
۳.در متن، سال دويست و بيست و پنج آمده است، اما چون بيشتر نسخه ها، دويست و پانزده دارد و امام جواد عليه السلامنيز در سال دويست و بيست رحلت كرده است، لذا تاريخ درست را آورديم.
السيرة النبويّة لابن هشامـ في بِناءِ الكَعبَةِ قَبلَ البِعثَةِ ـ: ثُمَّ إنَّ القَبائِلَ مِن قُرَيشٍ جَمَعَتِ الحِجارَةَ لِبِنائِها، كُلُّ قَبيلَةٍ تَجمَعُ عَلى حِدَةٍ، ثُمَّ بَنَوها، حَتَّى بَلَغَ البُنيانُ مَوضِعَ الرُّكنِ ـ يَعنِي الحَجَرَ الأسوَدَ ـ فَاختَصَموا فيهِ، كُلُّ قَبيلَةٍ تُريدُ أن تَرفَعَهُ إلى مَوضِعِهِ دونَ الأُخرى.
ثُمَّ إنَّهُم اجتَمَعوا فِي المَسجِدِ وتَشاوَروا وتَناصَفوا، فَزَعَمَ بَعضُ أهلِ الرِّوايَةِ أنَّ أبا أُمَيَّةَ بنَ المُغيرَةِ بنِ عَبدِاللّهِ بنِ عُمَرَ بنِ مَخزومٍ ـ وكانَ عامَئِذٍ أسَنَّ قُرَيشٍ كُلِّها ـ قالَ: يا مَعشَرَ قُرَيشٍ، اجعَلوا بَينَكُم فيما تَختَلِفونَ فيه أوَّلَ مَن يَدخُلُ مِن بابِ هذا المَسجِدِ يَقضي بَينَكُم فيهِ، فَفَعَلوا. فَكانَ أوَّلَ
السيرة النبويّة، ابن هشامـ در بحث از ساختن كعبه پيش از بعثت ـ: قبايل قريش، براى ساختن كعبه، سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد. آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه ركن ـ يعنى حجر الأسود ـ رسيد. در اين هنگام، با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست خود، حجر الأسود را در جايش قرار دهد، نه ديگرى.
آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك، ديگرى را به انصاف دعوت كرد. بعضى از راويان گفته اند: ابو اُميّة بن مغيرة بن عبداللّه بن عمر بن مخزوم ـ كه در آن سال، مسن ترين فرد قريش بود ـ گفت: اى گروه قريش! بياييد اوّلين كسى را كه از درِ اين مسجد وارد شد، داور ميان خود قرار دهيد.
قريش موافقت كردند. نخستين كسى كه بر آنان وارد شد، پيامبر خدا بود. وقتى قريش او را
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 1 ص 209، تاريخ الطبري: ج 2 ص 289، تفسير ابن كثير: ج 1 ص 263، البداية والنهاية: ج 2 ص 303.
الإمام الباقر عليه السلام:إذا دَخَلتَ المَسجِدَ الحَرامَ وحاذَيتَ الحَجَرَ الأَسوَدَ فَقُل:
«أشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وأشهَدُ أنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ ورَسولُهُ، آمَنتُ بِاللّهِ وكَفَرتُ بِالطّاغُوتِ وبِاللاّتِ والعُزّى وبِعِبادَةِ الشَّيطانِ وبِعِبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدعى مِن دونِ اللّهِ».
ثُمَّ ادنُ مِنَ الحَجَرِ واستَلِمهُ بِيَمينِكَ، ثُمَّ تَقولُ:
«بِسمِ اللّهِ واللّهُ أكبَرُ، اللّهُمَّ أمانَتي أدَّيتُها وميثاقي تَعاهَدتُهُ، لِتَشهَدَ عِندَكَ لي بِالمُوافاةِ» ۱.
امام باقر عليه السلام:هرگاه وارد مسجد الحرام شدى و رو به روى حجر الأسود قرار گرفتى، بگو:
«گواهى مى دهم كه جز خداوند يكتا معبودى نيست. شريكى ندارد و شهادت مى دهم كه محمّد، بنده و فرستاده اوست. به خدا ايمان آورده و به طاغوت و لات و عزّى و پرستش شيطان و عبادت هر كه جز خدا خوانده شود، كفر ورزيده ام» .
سپس نزديك حجر الاسود رفته، دست راست بر آن بكش و بگو:
«به نام خدا، و خدا بزرگتر است. خدايا اين امانت من است كه ادا كردم واين پيمان من كه وفا نمودم، تا نزد تو گواهى دهد كه به پيمان وفادارم».
۱.الكافي: 4 / 403 / 3 عن حريز عمّن ذكره.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا دَخَلتَ المَسجِدَ الحَرامَ فَامشِ حَتّى تَدنُوَ مِنَ الحَجَرِ الأَسوَدِ، فَتَستَقبِلُهُ وتَقولُ:
«الحَمدُ للّهِِ الَّذي هَدانا لِهذا وما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أن هَدانَا اللّهُ، سُبحانَ اللّهِ والحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلاَّ اللّهُ واللّهُ أكبَرُ، اللّهُ أكبَرُ مِن خَلقِهِ وأكبَرُ مِمَّن أخشى وأحذَرُ. ولا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ يُحيي ويُميتُ ويُميتُ ويُحيي بِيَدِهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ» وتُصَلّي عَلَى النَّبِيِّ وآلِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وعَلَيهِم) وتُسَلِّمُ عَلَى المُرسَلينَ، كَما فَعَلتَ حينَ دَخَلتَ المَسجِدَ، ثُمَّ تَقولُ:
«اللّهُمَّ إنّي اُؤمِنُ بِوَعدِكَ واُوفي بِعَهدِكَ» ۱.
امام صادق عليه السلام:چون وارد مسجد الحرام شدى، راه برو تا نزديك حجر الاسود برسى، پس رو به آن كن و بگو:
حمد خدايى را كه به اين نعمت، رهنمايمان شد و اگر هدايت الهى نبود، راه نمى يافتيم. خداوند منزّه است، حمد براى اوست، جز او خدايى نيست و خدا بزرگتر است. خداوند از آفريدگانش بزرگتر است و بزرگتر از هر كسى است كه از او ترسان و گريزانم. جز خدا هيچ معبودى نيست، يكتا و بى شريك است، پادشاهى و ستايش از آن اوست، زنده مى كند و مى ميراند، مى ميراند و حيات مى بخشد و او بر هر چيز تواناست.
و بر پيامبر و دودمان او، درود مى فرستى و بر پيامبران سلام مى دهى، همانگونه كه هنگام ورود به مسجد انجام دادى، سپس مى گويى: پروردگارا! به وعده ات باور دارم و به پيمانت وفادارم.
۱.الكافي: 4 / 403 / 2 عن أبي بصير.
أبو خَديجَةَ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام:قُلتُ لَهُ: لِمَ سُمِّيَ البَيتُ العَتيقَ؟ قالَ: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ أنزَلَ الحَجَرَ الأَسوَدَ لاِدَمَ مِنَ الجَنَّةِ، وكانَ البَيتُ دُرَّةً بَيضاءَ، فَرَفَعَهُ اللّهُ إلَى السَّماءِ وبَقِيَ اُسُّهُ، فَهُوَ بِحِيالِ هذَا البَيتِ يَدخُلُهُ كُلَّ يَومٍ سَبعونَ ألفَ مَلَكٍ لا يَرجِعونَ إلَيهِ أبَدًا، فَأَمَرَ اللّهُ إبراهيمَ وإسماعيلَ يَبنِيانِ عَلَى القَواعِدِ ۱.
ابو خديجه:به امام صادق عليه السلام عرض كردم: چرا كعبه را بيت العتيق (خانه آزاد) نام نهاده اند؟ فرمود: خداى متعال از بهشت، حجرالأسود را براى آدم فرود آورد. خانه كعبه دُرّى سفيد بود. پس خداوند آن را به آسمان بالا برد و پايه اش باقى ماند. پس آن در مقابل اين خانه است، هر روز هفتاد هزار فرشته وارد آن مى شوند كه هرگز دوباره به سوى آن باز نمى گردند. خداوند به ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلام فرمان داد، كه كعبه را بر همان پايه ها بنا نهند.
۱.علل الشرائع: 398 / 1، الفقيه: 2 / 242 / 2302 وليس فيه صدره، الكافي: 4 / 188 / 2 موقوفًا.
الإمام عليّ عليه السلام:أوحَى اللّهُ إلى إبراهيمَ عليه السلام أنِ ابنِ لي بَيتًا فِي الأَرضِ اُعبَدُ فيهِ،. وكانَ إبراهيمُ عليه السلام يَبني وإسماعيلُ يُناوِلُهُ الحَجَرَ ويَرفَعُ إلَيهِ القَواعِدَ. فَلَمّا صارَ إلى مَكانِ الرُّكنِ الأَسوَدِ قالَ إبراهيمُ لاِءِسماعيلَ: أعطِنِي الحَجَرَ لِهذَا المَوضِعِ، فَلَم يَجِدهُ وتَلَكَّأَ، فَقالَ: اِذهَب فَاطلُبهُ، فَذَهَبَ لِيَأتِيَهُ بِهِ، فَأَتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام بِالحَجَرِ الأَسوَدِ، فَجاءَ إسماعيلُ عليه السلام وقَد وَضَعَهُ إبراهيمُ مَوضِعَهُ، فَقالَ: مَن جاءَكَ بِهذا؟ فَقالَ: مَن لَم يَتَّكِل عَلى بِنائِكَ. فَمَكَثَ البَيتُ حينًا، فَانهَدَمَ فَبَنَتهُ العَمالِقَةُ، ثُمَّ مَكَثَ حينًا فَانهَدَمَ فَبَنَتهُ جُرهُمٌ، ثُمَّ انهَدَمَ فَبَنَتهُ
امام على عليه السلام:خداوند به حضرت ابراهيم وحى كرد كه در زمين خانه اى برايم بساز كه در آن عبادت شوم. ابراهيم بنا مى كرد و اسماعيل به او سنگ مى داد وپايه ها را به سوى او بالا مى برد. چون به محلّ حجر الأسود رسيد، به اسماعيل گفت: براى اينجا هم سنگ بده، اسماعيل سنگ نيافت ومتوقف ماند. ابراهيم گفت: برو و پيدا كن. اسماعيل رفت تا بيابد كه جبرئيل برايش حجر الأسود را آورد. اسماعيل آمد، در حالى كه ابراهيم، حجر الأسود را در جايش نهاده بود. پرسيد: اين را كه آورد؟ پاسخ داد: كسى كه به ساختنِ تو تكيه نكرده است. خانه خدا مدّتى برپا بود تا آن كه ويران شد. عمالقه آن را ساختند. مدتى پايداربود، تا آن كه خراب شد. جُرهُم آن را بناكردند. سپس باز هم ويران شد، قريش آن را ساختند.
۱.دعائم الإسلام: 1 / 292.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ قُرَيشًا فِي الجاهِلِيَّةِ هَدَمُوا البَيتَ، فَلَمّا أرادوا بِناءَهُ حيلَ بَينَهُم وبَينَهُ، واُلقِيَ في روعِهِمُ الرُّعبُ حَتّى قالَ قائِلٌ مِنهُم: لَيَأتي كُلُّ رَجُلٍ مِنكُم بِأَطيَبِ مالِهِ، ولا تَأتوا بِمالٍ اِكتَسَبتُموهُ مِن قَطيعَةِ رَحِمٍ أو حَرامٍ. فَفَعَلوا، فَخُلِّيَ بَينَهُم وبَينَ بِنائِهِ، فَبَنَوهُ حَتَّى انتَهَوا إلى مَوضِعِ الحَجَرِ الأَسوَدِ، فَتَشاجَروا فيهِ: أيُّهُم يَضَعُ الحَجَرَ الأَسوَدَ في مَوضِعِهِ، حَتّى كادَ أن يَكونَ بَينَهُم شَرٌّ، فَحَكَّموا أوَّلَ مَن يَدخُلُ مِن بابِ المَسجِدِ، فَدَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَلَمّا أتاهُم أمَرَ بِثَوبٍ فَبُسِطَ، ثُمَّ وَضَعَ الحَجَرَ في وَسَطِهِ، ثُمَّ أخَذَتِ القَبائِلُ
امام صادق عليه السلام:در جاهليت، قريش كعبه را خراب كردند و چون خواستند آن را بسازند، نتوانستند (وموانعى پيش آمد) و در دلهايشان هراس افتاد. يكى گفت: هر كس پاكترين مال خود را بياورد، نه مالى كه از راه قطع رحم يا حرام به دست آورده ايد. چنان كردند. آنگاه امكان ساختن كعبه، بر ايشان مهيّا شد. آن را ساختند تا به محلّ حجر الأسود رسيدند. ميانشان گفتگو پيش آمد كه چه كسى حجر الأسود را در جاى خودش كار گذارد. نزديك بود ميانشان شرّى پديد آيد. به داورى اولين كسى كه از درِ مسجد وارد شود تن دادند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد شد. چون نزد آنان آمد، فرمود تا پارچه اى بگستردند. سپس سنگ را ميان آن نهاد. قبايل، گوشه هاى پارچه را گرفتند و بلند كردند. سپس پيامبر سنگ را برداشت و در جايش نهاد. خدا، او را
۱.الكافي: 4 / 217 / 3 عن سعيد بن عبداللّه الأعرج.
ابنُ سِنانٍ:سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ: «إنَّ أوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وهُدًى لِلعالَمينَ * فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ» ، ما هذِهِ الآياتُ البَيِّناتُ؟ قالَ: مَقامُ إبراهيمَ حَيثُ قامَ عَلَى الحَجَرِ فَأَثَّرَت فيهِ قَدَماهُ، والحَجَرُ الأَسوَدُ، ومَنزِلُ إسماعيلَ عليه السلام ۱.
ابن سنان:از امام صادق عليه السلام درباره آيه «انّ اوّل بيتٍ.» پرسيدم كه اين «نشانه هاى روشن» چيست؟ فرمود: «مقام ابراهيم» . آن جا كه بر روى سنگ ايستاد و قدم هاى او بر سنگ اثر گذاشت و حجر الأسود و خانه اسماعيل.
۱.الكافي: 4 / 223 / 1، تفسير العيّاشيّ: 1 / 187 / 99، الفقيه: 2 / 234 / 2282 نحوه مِن «فيه آيات بيّنات.».
عُقبَةُ بنُ بَشيرٍ عَن الباقر عليه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ أمَرَ إبراهيمَ بِبِناءِ الكَعبَةِ وأن يَرفَعَ قَواعِدَها ويُرِيَ النّاسَ مَناسِكَهُم، فَبَنى إبراهيمُ وإسماعيلُ البَيتَ كُلَّ يَومٍ سافًا، حَتَّى انتَهى إلى مَوضِعِ الحَجَرِ الأَسوَدِ.
قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: فَنادى أبو قُبَيسٍ إبراهيمَ عليه السلام: إنَّ لَكَ عِندي وَديعَةً، فَأَعطاهُ الحَجَرَ فَوَضَعَهُ مَوضِعَهُ ۱.
عقبة بن بشير از امام باقر عليه السلام روايت مى كند:خداوند حضرت ابراهيم را فرمان داد كه كعبه را بسازد و پايه هايش را بالا آورد و مناسك مردم را به آنان نشان دهد. ابراهيم و اسماعيل هر روز يك رديف مى ساختند، تا به جايگاه حجرالأسود رسيدند.
امام باقر عليه السلام فرمود: پس كوه ابو قُبيس، ابراهيم را ندا داد: تو نزد من سپرده اى دارى. آنگاه حجرالأسود را به او داد و وى آن را در جايگاهش نهاد.
۱.الكافي: 4 / 205 / 4 و ص 188 / 2 نحوه، وراجع الفقيه: 2 / 242 / 2302.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيسَ فِي الأَرضِ مِنَ الجَنَّةِ إلاّ ثَلاثَةُ أشياءَ: غَرسُ العَجوَةِ، وأواقٍ تَنزِلُ فِي الفُراتِ كُلَّ يَومٍ مِن بَرَكَةِ الجَنَّةِ، والحَجَرُ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روى زمين جز سه چيز از بهشت نيست: نهالِ عجوه (نوعى خرماى خوب)، چند اوقيه (پيمانه و معيار وزن) آبى كه هر روز از بركت بهشت در فرات مى ريزد و حجرالأسود.
۱.تاريخ بغداد: 1 / 55 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:الحَجَرُ الأَسوَدُ مِنَ الجَنَّةِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجرالأسود، از بهشت است.
۱.سنن النسائيّ: 5 / 226 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:الحَجَرُ الأَسوَدُ مِن حِجارَةِ الجَنَّةِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجر الأسود، از سنگ هاى بهشت است.
۱.السنن الكبرى: 5 / 122 / 9231 عن أنس.
المُنذِرُ الثَورِيُّ عَنِ الإِمامِ الباقِرِ عليه السلام:سَأَلتُهُ عَنِ الحَجَرِ، فَقالَ: نَزَلَت ثَلاثَةُ أحجارٍ مِنَ الجَنَّةِ: الحَجَرُ الأَسوَدُ استودِعَهُ إبراهيمُ، ومَقامُ إِبراهيمَ، وحَجَرُ بَني إسرائيلَ. قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: إنَّ اللّهَ استَودَعَ إبراهيمَ الحَجَرَ الأَبيَضَ، وكانَ أشَدَّ بَياضًا مِنَ القَراطيسِ، فَاسوَدَّ مِن خَطايا بَني آدَمَ ۱.
منذر ثورى:از امام باقر عليه السلام درباره حجر الأسود پرسيدم. فرمود: سه سنگ از بهشت فرود آمده است: حجر الأسود كه به وديعت به ابراهيم سپرده شد، مقام ابراهيم و سنگ بنى اسرائيل. حضرت فرمود: خداوند سنگ سفيد به حضرت ابراهيم سپرد كه سفيدتر از كاغذ بود، در نتيجه گناهان بنى آدم سياه شد.
۱.تفسير العيّاشيّ: 1 / 59 / 93.
الرّاوَندِيّ:إنَّ الحَجّاجَ بنَ يوسُفَ لَمّا خَرَّبَ الكَعبَةَ، بِسَبَبِ مُقاتَلَةِ عَبدِاللّهِ بنِ الزُّبَيرِ، ثُمَّ عَمَّروها، فَلَمّا اُعيدَ البَيتُ وأرادوا أن يَنصِبُوا الحَجَرَ الأَسوَدَ، فَكُلَّما نَصَبَهُ عالِمٌ مِن عُلَمائِهِم أو قاضٍ من قُضاتِهِم أو زاهِدٌ مِن زُهّادِهِم يَتَزَلزَلُ ويَقَعُ ويَضطَرِبُ، ولا يَستَقِرُّ الحَجَرُ في مَكانِهِ.
فَجاءَهُ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام وأخَذَهُ مِن أيديهِم، وسَمَّى اللّهَ، ثُمَّ نَصَبَهُ، فَاستَقَرَّ في مَكانِهِ، وكَبَّرَ النّاسُ ۱.
راوندى:چون حجاج بن يوسف به جهت جنگ با عبداللّه بن زبير كعبه را ويران كرد، سپس آن را آباد كرده و تجديد بنا كردند و خواستند حجرالأسود را نصب كنند، هر يك از عالمان، قاضيان يا زاهدانشان كه آن را نصب مى كرد، سنگ مى لرزيد و مى افتاد و در جاى خود ثابت نمى ماند. امام سجّاد عليه السلام آمد و حجر الأسود را از دست آنان گرفت، بسم اللّه گفت، سپس برجايش نهاد، سنگ در همانجا ثابت ماند، مردم نيز تكبير گفتند.
۱.الخرائج والجرائح: 1 / 268 / 11، مدينة المعاجز: 4 / 414.
مُعاوِيَةُ بنُ عَمّار:سَأَلتُ أبا عَبدِاللّه عليه السلام عَنِ الحَطيمِ، فَقالَ: هو ما بَينَ الحَجَرِ الأَسوَدِ وبابِ البَيتِ.
وسَأَلتُهُ لِمَ سُمِّيَ الحَطيمَ؟ قالَ: لِأَنَّ النّاسَ يَحطِمُ بَعضُهُم بَعضًا هُنالِكَ ۱.
معاوية بن عمّار:از امام صادق عليه السلام درباره حطيم پرسيدم. فرمود: «ميان حجرالأسود و درِ كعبه است».
پرسيدم: چرا به آن حطيم مى گويند؟ فرمود: چون در آن جا مردم همديگر را فشار مى دهند.
۱.علل الشرائع: 400 / الباب 141 / 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +1 مورد دیگر
أبو بِلالٍ المَكِّيّ:رَأَيتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام طافَ بِالبَيتِ، ثُمَّ صَلّى فيما بَينَ البابِ والحَجَرِ الأَسوَدِ رَكعَتَينِ، فَقُلتُ لَهُ: ما رَأَيتُ أحَدًا مِنكُم صَلّى في هذَا المَوضِعِ!
فَقالَ: هذَا المَكانُ الّذي تيبَ عَلى آدَمَ فيهِ ۱.
ابوبلال مكّى:امام صادق عليه السلام را ديدم كه بر گرد كعبه طواف كرد. سپس ميان در كعبه و حجرالاسود، دو ركعت نماز خواند. گفتم: هيچ يك از شما را نديده ام كه اينجا نماز بخواند! فرمود: اينجا، همان جاست كه توبه آدم پذيرفته شد.
۱.الكافي: 4 / 194 / 5.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +1 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:إذا فَرَغتَ مِن طَوافِكَ وبَلَغتَ مُؤَخَّرَ الكَعبَةِ ـ وهُوَ بِحِذاءِ المُستَجارِ، دونَ الرُّكنِ اليَمانِيِّ بِقَليلٍ ـ فَابسُط يَدَيكَ عَلَى البَيتِ، وألصِق بَطنَكَ (بَدَنَكَ) وخَدَّكَ بِالبَيتِ وقُل:
«اللّهُمَّ البَيتُ بَيتُكَ، والعَبدُ عَبدُكَ، وهذا مَكانُ العائِذِ بِكَ مِنَ النّارِ».
ثُمَّ أقِرَّ لِرَبِّكَ بِما عَمِلتَ، فَإِنَّهُ لَيسَ مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ يُقِرُّ لِرَبِّهِ بِذُنوبِهِ في هذَا المَكانِ إلاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ، إن شاءَ اللّهُ، وتَقولُ:
«اللّهُمَّ مِن قِبَلِكَ الرَّوحُ والفَرَجُ والعافِيَةُ، اللّهُمَّ إنّ عَمَلي ضَعيفٌ فَضاعِفهُ لي، واغفِر لي مَا اطَّلَعتَ عَلَيهِ مِنّي وخَفِيَ عَلى خَلقِكَ».
ثُمَّ تَستَجيرُ بِاللّهِ مِنَ النّارِ. وتَخَيَّر
امام صادق عليه السلام:هرگاه از طواف خود فارغ شدى و به آخر كعبه ـ در مقابل مستجار، اندكى به ركن يمانى مانده ـ رسيدى، دستان خود را بر كعبه بگستر، شكم خود (بدن) خويش را به آن بچسبان و صورتت را بر كعبه بگذار و بگو:
«خدايا! خانه، خانه توست. بنده، بنده توست و اينجا، جايگاه كسى است كه از دوزخ به تو پناه مى آورد».
سپس نزد پروردگار به آنچه كردى اقرار كن. به يقين هيچ بنده مؤمنى نيست كه در اينجا به گناهان خود در مقابل خدا اقرار كند، مگر آن كه خدا او را بيامرزد، اگر بخواهد و مى گويى:
«خدايا، رحمت و گشايش و عافيت از جانب توست. خدايا، عمل من اندك است، پس آن را برايم بيفزاى و آنچه را كه تو از آن آگاهى و بر مردم پوشيده است، ببخشاى»
آنگاه از آتش به خدا پناه مى برى و هر چه مى خواهى، براى خود دعا كن،
۱.الكافي: 4 / 411 / 5 عن معاوية بن عمّار، و ص 410 / 3 عن عبداللّه بن سنان مختصرًا.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +1 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:إذا فَرَغَ الرَّجُلُ مِن طَوافِهِ وصَلّى رَكعَتَينِ فَليَأتِ زَمزَمَ، وليَستَقِ مِنهُ ذَنوبًا ۱ أو ذَنوبَينِ وليَشرَب مِنهُ، وليَصُبَّ عَلى رَأسِهِ وظَهرِهِ وبَطنِهِ ويَقولُ:
«اللّهُمَّ اجعَلهُ عِلمًا نافِعًا، ورِزقًا واسِعًا، وشِفاءً مِن كُلِّ داءٍ وسَقَمٍ».
ثُمَّ يَعودُ إلَى الحَجَرِ الأَسوَدِ ۲.
امام صادق عليه السلام:هرگاه كسى از طواف خود فارغ شد و دو ركعت نماز را خواند، نزد زمزم برود و يك يا دو دلو آب بكشد و از آن بنوشد و بر سر و پشت و شكم خود بريزد و بگويد:
«خداوندا! اين را علمى سودمند و رزقى گسترده و درمان از هر درد و بيمارى قرار بده».
سپس نزد حجر الأسود برگردد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +2 مورد دیگر
أبو عُبَيدَة:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: الصَّلاةُ فِي الحَرَمِ كُلِّهِ سَواءٌ؟ فَقالَ: يا أبا عُبَيدَةَ، مَا الصَّلاةُ فِي المَسجِدِ الحَرامِ كُلِّهِ سَواءً، فَكَيفَ يَكونُ فِي الحَرَمِ كُلِّهِ سَواءً؟! قُلتُ: فَأَيُّ بِقاعِهِ أفضَلُ؟ قالَ: ما بَينَ البابِ إلَى الحَجَرِ الأَسوَدِ ۱.
ابو عبيده:از امام صادق عليه السلام پرسيدم: آيا نماز در همه جاى حرم يكسان است؟ فرمود: اى ابو عبيده! نماز در همه جاى مسجد الحرام يكسان نيست، چگونه در همه جاى حرم يكسان باشد؟ پرسيدم: پس كدام بقعه برتر است؟ فرمود: ميان درِ كعبه و حجرالأسود.
۱.الكافي: 4 / 525 / 2.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۱