نتایج جستجو برای «آنچه درباره قیمت گذاری بیان»: ۱۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنَا لا اُسَعِّرُ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ المُسَعِّرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، قيمت تعيين نمى كنم، كه همانا قيمت گذار، خداست.
۱.تنبيه الغافلين: ص 192 ح 246.
عنه صلى الله عليه و آله:الغَلاءُ وَالرُّخصُ جُندانِ مِن جُنودِ اللّهِ تَعالى، يُسَمّى أحَدُهُما: الرَّغبَةَ، وَالآخَرُ: الرَّهبَةَ، فَإِذا أرادَ اللّهُ تَعالى أن يُغلِيَهُ قَذَفَ الرَّغبَةَ في صُدورِ التُّجّارِ فَرَغِبوا فيهِ فَحَبَسوهُ، وإذا أرادَ أن يُرخِصَهُ قَذَفَ الرَّهبَةَ في صُدورِ التُّجّارِ فَأَخرَجوهُ مِن أيديهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گرانى و ارزانى، دو سپاه از سپاهيان خداى متعال هستند. يكى از آنها «خواستارى» ناميده مى شود و ديگرى «بيمناكى». پس هر گاه خداى متعال بخواهد كالايى را گران كند، خواستارىِ آن را در دل هاى بازرگانان مى اندازد و ايشان در آن، رغبت مى ورزند و در بندش مى كشند؛ و هر گاه بخواهد آن را ارزان سازد، بيمناكى از آن را در دل هاى بازرگانان مى اندازد و ايشان، آن را از كفِ خويش بيرون مى كنند.
۱.تاريخ بغداد: ج 8 ص 50 الرقم 4109.
اُسد الغابة عن ابن نضلة:إنَّهُم قالوا لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في عامِ سَنَةٍ: سَعِّر لَنا يا رَسولَ اللّهِ، فَقالَ: لا يَسأَلُنِي اللّهُ عَن سُنَّةٍ أحدَثتُها فيكُم لَم يَأمُرني بِها، ولكِن سَلُوا اللّهَ مِن فَضلِهِ. ۱
اُسد الغابةـ به نقل از ابن نضله ـ: در سال قحطى، ايشان به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: اى پيامبر خدا! براى ما قيمت تعيين كن. فرمود: «خداوند، مرا به سبب بر نهادن سنّتى در ميان شما كه مرا به آن امر نفرموده، بازخواست نخواهد كرد؛ ليكن فضل خدا را طلب كنيد [تا قحط سالى از شما بگذرد]».
۱.اُسد الغابة: ج 6 ص 343 الرقم 6401.
كتاب من لا يحضره الفقيه:قيلَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَو سَعَّرتَ لَنا سِعرا فَإِنَّ الأَسعارَ تَزيدُ وتَنقُصُ! فَقالَ صلى الله عليه و آله: ما كُنتُ لِأَلقَى اللّهَ تَعالى بِبِدعَةٍ لَم يُحدِث إلَيَّ فيها شَيئا، فَدَعوا عِبادَ اللّهِ يَأكُلُ بَعضُهُم مِن بَعضٍ، وإذَا استُنصِحتُم فَانصَحوا. ۱
كتاب من لايحضره الفقيه:به پيامبر خدا گفته شد: خوب است براى ما قيمت بگذارى؛ زيرا قيمت ها بالا مى روند و پايين مى آيند. فرمود: «من، چنان نيستم كه خدا را ديدار كنم، در حالى كه بدعتى نهاده باشم كه او مرا در آن مُجاز نفرموده است. پس اجازه دهيد كه بندگان خدا از [داد و ستد با]يكديگر روزى بخورند، و هر گاه از شما اندرز خواستم، اندرزم دهيد».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 268 ح 3969.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِلأَشتَرِ النَّخَعِيِّ حينَ وَلّاهُ مِصرَ ـ: فَامنَع مِنَ الِاحتِكارِ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَنَعَ مِنهُ. وَليَكُنِ البَيعُ بَيعا سَمحا: بِمَوازينِ عَدلٍ، وأسعارٍ لا تُجحِفُ بِالفَريقَينِ. ۱
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به اشتر نخعى، آن گاه كه او را به كارگزارىِ مصر گماشت ـ: از احتكار باز دار؛ چرا كه پيامبر خدا، آن را منع فرمود. و بايد خريد و فروش، آسان و بر موازين عدل باشد، با قيمت هايى كه نه به فروشنده زيان رسانَد و نه به خريدار.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
المستدرك على الصحيحين عن اليسع بن المغيرة:مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ بِالسُّوقِ يَبيعُ طَعاما بِسِعرٍ هُوَ أرخَصُ مِن سِعرِ السُّوقِ، فَقالَ: تَبيعُ في سوقِنا بِسِعرٍ هُوَ أرخَصُ مِن سِعرِنا؟ قالَ: نَعَم. قالَ: صَبرا وَاحتِسابا؟ قالَ: نَعَم. قالَ: أبشِر! فَإِنَّ الجالِبَ إلى سوقِنَا كَالمُجاهِدِ في سَبيلِ اللّهِ، وَالمُحتَكِرَ في سوقِنا كَالمُلحِدِ في كِتابِ اللّهِ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از يسع بن مغيره ـ: پيامبر خدا، در بازار به مردى برگذشت كه خوراكى را با قيمتى پايين تر از قيمت بازار مى فروخت. فرمود: «آيا در بازار ما، با قيمتى كم تر از قيمت ما مى فروشى؟». گفت: آرى. فرمود: «به انگيزه شكيبايى و از خدا پاداش گرفتن؟». گفت: آرى. فرمود: «تو را بشارت باد! همانا آورنده جنس به بازار ما، همانند جهاد كننده در راه خداست؛ و احتكار كننده در بازار ما، همانند كسى است كه در كتاب خدا، كافر شمرده شده است».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 15 ح 2167.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أنَا لا اُسَعِّرُ؛ فَإِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ المُسَعِّرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، قيمت تعيين نمى كنم، كه همانا قيمت گذار، خداست.
۱.. تنبيه الغافلين: ص 192 ح 246.
عنه صلى الله عليه و آله:الغَلاءُ وَالرُّخصُ جُندانِ مِن جُنودِ اللّهِ تَعالى، يُسَمّى أحَدُهُما: الرَّغبَةَ، وَالآخَرُ: الرَّهبَةَ، فَإِذا أرادَ اللّهُ تَعالى أن يُغلِيَهُ قَذَفَ الرَّغبَةَ في صُدورِ التُّجّارِ فَرَغِبوا فيهِ فَحَبَسوهُ، وإذا أرادَ أن يُرخِصَهُ قَذَفَ الرَّهبَةَ في صُدورِ التُّجّارِ فَأَخرَجوهُ مِن أيديهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گرانى و ارزانى، دو سپاه از سپاهيان خداى متعال هستند. يكى از آنها «خواستارى» ناميده مى شود و ديگرى «بيمناكى». پس هر گاه خداى متعال بخواهد كالايى را گران كند، خواستارىِ آن را در دل هاى بازرگانان مى اندازد و ايشان در آن، رغبت مى ورزند و در بندش مى كشند؛ و هر گاه بخواهد آن را ارزان سازد، بيمناكى از آن را در دل هاى بازرگانان مى اندازد و ايشان، آن را از كفِ خويش بيرون مى كنند.
۱.. تاريخ بغداد: ج 8 ص 50 الرقم 4109 عن أنس.
اُسد الغابة عن ابن نضلة:إنَّهُم قالوا لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في عامِ سَنَةٍ: سَعِّر لَنا يا رَسولَ اللّهِ، فَقالَ: لا يَسأَلُنِي اللّهُ عَن سُنَّةٍ أحدَثتُها فيكُم لَم يَأمُرني بِها، ولكِن سَلُوا اللّهَ مِن فَضلِهِ. ۱
اُسد الغابةـ به نقل از ابن نضله ـ: در سال قحطى، ايشان به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: اى پيامبر خدا! براى ما قيمت تعيين كن. فرمود: «خداوند، مرا به سبب بر نهادن سنّتى در ميان شما كه مرا به آن امر نفرموده، بازخواست نخواهد كرد؛ ليكن فضل خدا را طلب كنيد [تا قحط سالى از شما بگذرد]».
۱.. اُسد الغابة: ج 6 ص 343 الرقم 6401.
الإمام الصادق عليه السلام:نَفِدَ الطَّعامُ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَتاهُ المُسلِمونَ فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، قَد نَفِدَ الطَّعامُ ولَم يَبقَ مِنهُ شَيءٌ إلّا عِندَ فُلانٍ، فَمُرهُ يَبيعُهُ النّاسَ. قالَ: فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: يا فُلانُ، إنَّ المُسلِمينَ ذَكَروا أنَّ الطَّعامَ قَد نَفِدَ إلّا شَيئا عِندَكَ، فَأَخرِجهُ وبِعهُ كَيفَ شِئتَ، ولا تَحبِسهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله، [يك بار] خوراكْ ناياب شد. مسلمانان نزد ايشان آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! خوراك، ناياب شده و هيچ چيز از آن باقى نمانده، مگر نزد فلانى. او را فرمان ده تا آن را به مردم بفروشد. پس پيامبر صلى الله عليه و آله حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و سپس فرمود: «اى فلانى! مسلمانان گفته اند كه خوراك، ناياب شده، جز مقدارى كه نزد توست. پس آن را بيرون آور و هر گونه كه مى خواهى، بفروش و آن را در بند نكن».
۱.. الكافي: ج 5 ص 164 ح 2 عن حذيفة بن منصور.
سنن الترمذي عن أنس بن مالك:غَلَا السِّعُر عَلى عَهدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، سَعِّر لَنا، فَقالَ: إنَّ اللّهَ هُوَ المُسَعِّرُ، القابِضُ الباسِطُ الرّازِقُ، وإنّي لَأَرجو أن ألقى رَبّي ولَيسَ أحَدٌ مِنكُم يَطلُبُني بِمَظلِمَةٍ في دَمٍ ولا مالٍ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از اَ نَس بن مالك ـ: در روزگار پيامبر خدا، نرخ ها بالا رفت. گفتند: اى پيامبر خدا! براى ما قيمت تعيين كن. فرمود: «همانا خداوند، قيمت گذار است و هموست كه [روزى ها را]بر مى بندد و مى گشايد و رزق مى بخشد. و هر آينه من اميد دارم كه خدا را ديدار كنم، در حالى كه هيچ يك از شما در خون يا مال، از من دادخواهى نكند».
۱.. سنن الترمذي: ج 3 ص 605 ح 1314.
كتاب من لا يحضره الفقيه:قيلَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَو سَعَّرتَ لَنا سِعرا فَإِنَّ الأَسعارَ تَزيدُ وتَنقُصُ! فَقالَ صلى الله عليه و آله: ما كُنتُ لِأَلقَى اللّهَ تَعالى بِبِدعَةٍ لَم يُحدِث إلَيَّ فيها شَيئا، فَدَعوا عِبادَ اللّهِ يَأكُلُ بَعضُهُم مِن بَعضٍ، وإذَا استُنصِحتُم فَانصَحوا. ۱
كتاب من لايحضره الفقيه:به پيامبر خدا گفته شد: خوب است براى ما قيمت بگذارى؛ زيرا قيمت ها بالا مى روند و پايين مى آيند. فرمود: «من، چنان نيستم كه خدا را ديدار كنم، در حالى كه بدعتى نهاده باشم كه او مرا در آن مُجاز نفرموده است. پس اجازه دهيد كه بندگان خدا از [داد و ستد با]يكديگر روزى بخورند، و هر گاه از شما اندرز خواستم، اندرزم دهيد».
۱.. كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 268 ح 3969.
الإمام عليّ عليه السلام:رُفِعَ الحَديثُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّهُ مَرَّ بِالمُحتَكِرينَ فَأَمَرَ بِحُكرَتِهِم أن تُخرَجَ إلى بُطونِ الأَسواقِ وحَيثُ تَنظُرُ الأَبصارُ إلَيها، فَقيلَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَو قَوَّمتَ عَلَيهِم! فَغَضِبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى عُرِفَ الغَضَبُ في وَجهِهِ، فَقالَ: أنَا اُقَوِّمُ عَلَيهِم؟! إنَّمَا السِّعرُ إلَى اللّهِ يَرفَعُهُ إذا شاءَ ويَخفِضُهُ إذا شاءَ. ۱
امام على عليه السلام:سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله كشيده شد كه ايشان به احتكار گنندگان برگذشت و فرمان داد تا آنچه را احتكار كرده اند، به ميان بازار آورده شود، به گونه اى كه تماشاگران، آن را ببينند. سپس به پيامبر خدا گفته شد: خوب بود خود، براى آنان قيمت تعيين مى كردى. ايشان به خشم آمد ـ چندان كه غضب در چهره اش نمود يافت ـ و فرمود: «من براى آنان قيمت تعيين كنم؟ قيمت گذارى تنها، از آنِ خداست. هر گاه بخواهد، بالايش مى بَرَد و هر گاه بخواهد، پايينش مى آورَد».
۱.. تهذيب الأحكام: ج 7 ص 161 ح 713 عن عبد اللّه بن ضمرة عن أبيه عن جدّه.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِلأَشتَرِ النَّخَعِيِّ حينَ وَلّاهُ مِصرَ ـ: فَامنَع مِنَ الِاحتِكارِ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَنَعَ مِنهُ. وَليَكُنِ البَيعُ بَيعا سَمحا: بِمَوازينِ عَدلٍ، وأسعارٍ لا تُجحِفُ بِالفَريقَينِ. ۱
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به اشتر نخعى، آن گاه كه او را به كارگزارىِ مصر گماشت ـ: از احتكار باز دار؛ چرا كه پيامبر خدا، آن را منع فرمود. و بايد خريد و فروش، آسان و بر موازين عدل باشد، با قيمت هايى كه نه به فروشنده زيان رسانَد و نه به خريدار.
۱.. نهج البلاغة: الكتاب 53، بحار الأنوار: ج 103 ص 88 ح 9.
المستدرك على الصحيحين عن اليسع بن المغيرة:مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ بِالسُّوقِ يَبيعُ طَعاما بِسِعرٍ هُوَ أرخَصُ مِن سِعرِ السُّوقِ، فَقالَ: تَبيعُ في سوقِنا بِسِعرٍ هُوَ أرخَصُ مِن سِعرِنا؟ قالَ: نَعَم. قالَ: صَبرا وَاحتِسابا؟ قالَ: نَعَم. قالَ: أبشِر! فَإِنَّ الجالِبَ إلى سوقِنَا كَالمُجاهِدِ في سَبيلِ اللّهِ، وَالمُحتَكِرَ في سوقِنا كَالمُلحِدِ في كِتابِ اللّهِ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از يسع بن مغيره ـ: پيامبر خدا، در بازار به مردى برگذشت كه خوراكى را با قيمتى پايين تر از قيمت بازار مى فروخت. فرمود: «آيا در بازار ما، با قيمتى كم تر از قيمت ما مى فروشى؟». گفت: آرى. فرمود: «به انگيزه شكيبايى و از خدا پاداش گرفتن؟». گفت: آرى. فرمود: «تو را بشارت باد! همانا آورنده جنس به بازار ما، همانند جهاد كننده در راه خداست؛ و احتكار كننده در بازار ما، همانند كسى است كه در كتاب خدا، كافر شمرده شده است».
۱.. المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 15 ح 2167.