پیامبر اعظم(ص)
۲۸۰ حدیث
الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «قُلْ أَىُّ شَىْ ءٍ أَكْبَرُ شَهَـدَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدُ بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ ءَالِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَ حِدٌ وَإِنَّنِى بَرِىءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ» ـ: ذلك أنَّ مُشرِكي أهلِ مَكَّةَ قالوا: يا مُحمَّدُ، ما وَجَدَ اللّهُ رَسولاً يُرسِلُهُ غَيرَكَ؟! ما نَرى أحَدا يُصَدِّقُكَ بِالَّذي تَقولُ. وذلِكَ في أوَّلِ ما دَعاهُم وهُو يَومَئِذٍ بمَكَّةَ، قالوا: ولَقَد سَألنا عَنكَ اليَهودَ وَالنَّصارى فزَعَموا أ نَّهُ لَيسَ لَكَ ذِكرٌ عِندَهُم، فَأتِنا بمَن يَشهَدُ أ نَّكَ رَسولُ اللّهِ! قالَ رَسولُ
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «بگو: گواهىِ چه كسى از همه برتر است.» ـ: زمانى كه پيامبر خدا در مكّه تازه دعوت خود را آغاز كرده بود، مشركان مكّه گفتند: اى محمّد! آيا خدا فرستاده اى غير از تو پيدا نكرد كه او را بفرستد؟! ما هيچ كس را نمى يابيم كه گفته هاى تو را تصديق كند. از يهود و نصارا درباره تو پرسيديم؛ امّا آنها گفتند كه در كتاب هاى آنها از تو ياد نشده است. بنا بر اين، كسى را بياور كه گواهى دهد تو فرستاده خدا هستى! پيامبر خدا فرمود: « «خداوند، گواه ميان من و شماست.» ».
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 195 عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج 18 ص 235 ح 78.
المناقب لابن شهرآشوب عن الكلبي:أتى أهلُ مَكَّةَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالوا: ما وَجَدَ اللّهُ رَسولاً غَيرَكَ؟! ما نَرى أحَدا يُصَدِّقُكَ فيما تَقولُ، ولَقَد سَألنا عَنكَ اليَهودَوَالنَّصارى فزَعَموا أ نَّه لَيسَ لَكَ عِندَهُم ذِكرٌ، فأرِنا مَن يَشهَدُ أ نَّكَ رَسولُ اللّهِ كما تَزعُمُ، فَنَزَلَ: «قُلْ أَىُّ شَىْ ءٍ أَكْبَرُ شَهَـدَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدُ بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ ءَالِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَ حِدٌ وَإِنَّنِى بَرِىءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ» الآية. وقالوا: العَجَبُ أ نَّ اللّهَ تَعالى لَم يَجِد رَسولاً يُرسِلُهُ إلَى
المناقب، ابن شهرآشوب:مردم مكّه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: آيا خدا، هيچ فرستاده اى غير از تو پيدا نكرد؟! ما احدى را نمى بينيم كه گفته هاى تو را تصديق كند. از يهود و نصارا درباره تو پرسيديم، گفتند در كتاب هاى آنان، از تو نامى بُرده نشده است. پس، كسى را به ما نشان بده كه گواهى دهد تو، آن گونه كه مى گويى، فرستاده خدا هستى. پس، اين آيه نازل شد: «بگو: گواهى چه كسى از همه برتر است؟ بگو: خداوند، گواه ميان من و شماست.» . نيز اهل مكّه گفتند: عجبا! آيا خداوند متعال، فرستاده اى جز يتيم ابوطالب پيدا نكرد كه به سوى مردم بفرستد؟! پس اين آيه نازل شد: «الف. لام. راء. اينها آيات كتاب حكيم است. آيا براى مردم، شگفت آور است كه بر مردى از آنان وحى نموديم كه مردم را بترسان.» .
۱.يونس: 1 و 2.
۲.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 50، مجمع البيان: ج 4 ص 436 نحوه وكلاهما نقلاً عن الكلبي، بحار الأنوار: ج 18 ص 234 ح 76؛ تفسير الثعلبي: ج 4 ص 140 نقلاً عن الكلبي وفيه صدره إلى «كما تزعم».
الإمام الباقر عليه السلام:لَمّا نَزَلَتِالتَّوراةُ عَلى مُوسى عليه السلام بَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. فَلَم تَزَلِ الأَنبِياءُ تُبَشِّرُ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله حَتّى بَعَثَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى المَسيحَ عيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام فَبَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، وذلِكَ قَولُهُ تَعالى «يَجِدُونَهُ» يَعنِي اليَهودَ وَالنَّصارى «مَكْتُوبًا» يَعني صِفَةَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله «عِندَهُمْ» يَعني «فِى التَّوْرَاةِ وَالإِْنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ» ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل يُخبِرُ عَن عيسى عليه السلام: «وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ يَأْتِى مِن بَعْدِى اسْمُهُ أَحْمَدُ» . ۱
امام باقر عليه السلام:تورات، وقتى بر موسى عليه السلام نازل شد، به [نبوّت] محمّد صلى الله عليه و آله بشارت داد. پيامبران، همواره به [نبوت] محمّد، بشارت مى داده اند، تا اين كه خداوندِ خجسته و والا، عيسى مسيح عليه السلام را برانگيخت و او هم به [نبوت] محمّد، بشارت داد و آن، همين گفته خداوند است: «مى يابند او را» ؛ يعنى يهود و نصارا «نوشته شده» ؛ يعنى صفت محمّد را «در پيش خودشان» ؛ يعنى «در تورات و انجيل كه آنان را به معروف، امر و از منكر، نهى مى كند» و اين، همان فرموده خداوند عز و جل است كه از قول عيسى خبر مى دهد: «و بشارت دهنده به پيامبرى كه پس از من مى آيد و نامش احمد است» .
۱.الكافي: ج 1 ص 117 ح 92، كمال الدين: ص 217 ح 2 كلاهما عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج 11 ص 48 ح 49.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ أخَذَ الميثاقَ عَلَى الأَنبِياءِ قَبلَ نَبِيِّنا صلى الله عليه و آله، أن يُخبِروا أُمَمَهُم بِمَبعَثِهِ ونَعتِهِ، وَيُبَشِّروهُم بِهِ، ويَأمُروهُم بِتَصديقِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، از پيامبران پيش از پيامبر ما پيمان گرفته كه امّت هايشان را از بعثت و وصف او مطّلع سازند و آمدن او را بشارت دهند و مردم را وا دارند كه او را تصديق كنند.
۱.مجمع البيان: ج 2 ص 784 وروى الحديث أيضا ابن عبّاس وقتادة، بحارالأنوار: ج 11 ص 12.
الطبقات الكبرى عن محمّد بن كعب:أوحَى اللّهُ إلى يَعقوبَ: إ نِّي أبعَثُ مِن ذُرِّيَّتِكَ مُلوكا وأنبِياءَ حَتَّى أبعَثَ النَّبِيَّ الحَرَمِيَّ الَّذي تَبني أُمَّتُهُ هَيكَلَ بَيتِ المَقدِسِ، وهُوَ خاتَمُ الأنبِياءِ، وَاسمُهُ أحمَدُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن كعب ـ: خداوند به يعقوب عليه السلام وحى كرد: «من، از نسل تو شاهان و پيامبرانى برخواهم انگيخت تا آن گاه كه پيامبرِ مكّى را مبعوث كنم كه امّت او، معبد بيت المقدّس را مى سازند و او، خاتمِ پيامبران و نامش احمد است.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 163.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ في بِدءِ أمرِهِ ـ:. دَعوَةُ أبي إبراهيمَ، وبُشرى عيسى، ورَأت أُمِّي أ نَّهُ يَخرُجُ مِنها نورٌ أضاءَت مِنها قُصورُ الشّامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از آغاز كار ايشان (اين كه از چه زمان پيامبر بوده است؟) ـ: [من همان] دعاى ابراهيم عليه السلام و بشارت عيسى عليه السلام [هستم]و مادرم [هنگام تولّد من]ديد نورى از او بيرون مى آيد و بر اثر آن، كاخ هاى شام، نمايان شد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 295 ح 22324، المعجم الكبير: ج 8 ص 175 ح 7729 كلاهما عن أبي اُمامة، الدرّ المنثور: ج 1 ص 334؛ الخصال: ص 177 ح 236 عن أبي أمامة نحوه، بحار الأنوار: ج 16 ص 321 ح 9.
الطبقات الكبرى عن الشّعبيّـ في مَجَلَّةِ إبراهيمَ عليه السلام ـ: إنَّهُ كائِنٌ مِن وُلدِكَ شُعوبٌ وشُعوبٌ؛ حَتَّى يَأتِيَ النَّبِيُّ الأُمِّيُّ الَّذي يَكونُ خاتَمَ الأنبِياءِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از شعبى ـ: در كتاب ابراهيم عليه السلام آمده است: «از فرزندان تو، قوم ها و قوم ها پديد خواهند آمد، تا آن گاه كه پيامبر امّى، كه خاتم پيامبران است، برانگيخته شود.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 163.
الطبقات الكبرى عن عبد الحميد بن جعفر عن أبيه:كانَ الزُّبيرُ بنُ باطا ـ وكانَ أعلَمَ اليَهودِ ـ يَقولُ: إنِّي وَجَدتُ سِفرا كانَ أبي يَختِمُهُ عَلَيَّ، فيهِ ذِكرُ أحمَدَ؛ نَبيٍّ يَخرُجُ بِأرضِ القُرظِ صِفَتُهُ كَذا وكَذا، فَتَحَدَّثَ بِهِ الزُّبَيرُ بَعدَ أبيهِ وَالنَّبِيُّ صلى الله عليه و آله لَم يُبعَث، فَما هُوَ إلاَّ أن سَمِعَ بِالنَّبيِّ صلى الله عليه و آله قَد خَرَجَ بِمَكّةَ حَتّى عَمَدَ إلى ذلِكَ السِّفرِ فَمَحاهُ، وكَتَمَ شَأنَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وقالَ: لَيسَ بِهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبدالحميد بن جعفر، از پدرش ـ: زبير بن باطا، كه عالم ترين فرد يهود بود ـ، مى گفت: من به كتابى دسترس پيدا كردم كه پدرم، آن را از من پنهان نگه مى داشت. در آن كتاب، از پيامبرى به نام «احمد» ياد شده بود كه در سرزمين قرظ [بنى قريظه] ظهور مى كند و خصوصياتش چنين و چنان است. زبير، بعد از مرگ پدرش و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز مبعوث نشده بود، اين مطلب را بارها بازگو مى كرد؛ امّا همين كه شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ظهور كرده است، مطالب آن كتاب را پاك كرد و موضوعِ پيامبر را كتمان نمود و گفت: اين شخص، آن پيامبر نيست.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 159.
الإمام عليّ عليه السلامـ في مَبعَثِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: إلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله. مَأخُوذا عَلَى النَّبِيِّينَ ميثاقُهُ، مَشهورَةً سِماتُهُ، كَريماً ميلادُهُ. وأهلُ الأرضِ يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وَطَرائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَينَ مُشَبِّهٍ للّهِِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ. فَهداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وأنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ثُمَّ اختارَ سُبحانَهُ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لِقاءَهُ، ورَضيَ لَهُ ما عِندَهُ وأكرَمَهُ عَن دارِ الدُّنيا ورَغِبَ بِهِ عَن مَقامِ البَلوى. فَقَبَضَهُ إلَيهِ كَريماً صلى الله عليه و آله. ۱

امام على عليه السلامـ در بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: تا اين كه خداى سبحان، محمّد را به عنوان فرستاده خدا برانگيخت، در حالى كه از پيامبران درباره او پيمان گرفته بود، نشانه هايش شناخته شده و تولّدش فرخنده بود. اهل زمين در آن روز، داراى آيين هاى گوناگون و خواهش هاى پراكنده و دسته جات متشتّت بودند. كسانى بودند كه خداوند را شبيه مخلوق مى دانستند. يا از نام او منحرف بودند و يا در پىِ غير او بودند. خداوند به وسيله او آنها را از گم راهى هدايت كرد و از نادانى نجاتشان داد. سپس خداوند سبحان، لقاى محمّد صلى الله عليه و آله را براى خود روا ديد و براى او آن را پسنديد كه در نزد خود داشت و از سراى دنيا، او را بزرگ و عزيز داشت و دوستدارِ ديدار او شد تا سختى بلايا را نبيند و او را بزرگوارانه برگرفت و

۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 16 ص 284 ح 134.
التوحيدـ في مُناظَرَةِ الإمامِ الرِّضا عليه السلام أصحابَ المِلَلِ وَالمَقالاتِ ـ: قالَ رأسُ الجالوتِ: مِن أينَ تُثبِتُ نُبُوَّةَ مُحَمَّدٍ؟ قالَ الرِّضا عليه السلام: شَهِدَ بِنُبُوَّتِهِ صلى الله عليه و آله موسَى بنُ عِمرانَ، وعيسَى بنُ مَريمَ، وداوودُ خَليفَةُ اللّهِ عز و جل فِي الأرضِ. قالَ لَهُ: أثبِت قَولَ موسَى بنِ عِمرانَ! قالَ الرِّضا عليه السلام: هَل تَعلَمُ يا يَهودِيُّ أ نَّ موسى أوصى بَني إسرائيلَ فَقالَ لَهُم: إنَّهُ سَيأتِيكُم نَبِيٌّ هوَ مِن إخوَتِكُم، فَبِهِ فَصَدِّقوا، ومِنهُ فَاسمَعوا، فَهَل تَعلَمُ أ نَّ لِبَني إسرائيلَ إخوَةً غَيرَ وُلدِ إسماعيلَ، إن كُنتَ تَعرِفُ قَرابَةَ إسرائيلَ مِن إسماعيلَ وَالنَّسَبَ الَّذي بَينَهُما مِن قِبَلِ إبراهيمَ عليه السلام؟ فَقالَ

التوحيدـ در مناظره امام رضا عليه السلام با پيروان اديان و عقايد مختلف ـ: رأس الجالوت گفت: چگونه نبوّت محمّد را ثابت مى كنى؟ امام رضا عليه السلام فرمود: «موسى بن عمران و عيسى بن مريم و داوود عليهم السلام، جانشينان خداوند عز و جل در روى زمين، به نبوّت او شهادت داده اند». رأس الجالوت گفت: ثابت كن كه موسى بن عمران، چنين چيزى گفته است. امام رضا عليه السلام فرمود: «اى يهودى! مى دانى كه موسى عليه السلام به بنى اسرائيل سفارش كرد و فرمود: در آينده، پيامبرى از برادران شما خواهد آمد. او را تصديق كنيد و به سخنانش گوش دهيد. اگر از خويشاوندى اسرائيل با اسماعيل و نسبى كه از جانب ابراهيم عليه السلام با يكديگر دارند، اطّلاع دارى، آيا فرزندان اسرائيل، برادرانى غير از فرزندان اسماعيل داشته اند؟». رأس

۱.سقط ما بين المعقوفين فى المصدر وأثبتناه من بحارالأنوار و قصص الأنبياء.
۲.التوحيد: ص 427، عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 164 ح 1، الاحتجاج: ج 2 ص 414 ح 307 كلاهما نحوه وكلّها عن الحسن بن محمّد النوفلي، بحار الأنوار: ج 10 ص 307 ح 1.
الطبقات الكبرى عن كعب:إنَّ نَعتَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فِي التَّوراةِ: مُحَمَّدٌ عَبدِيَ المُختارُ، لا فَظٌّ ولا غَليظٌ، ولا صَخَّابٌ فِي الأسواقِ، ولا يَجزي بِالسَّيِّئَةِ السَّيِّئَةَ، ولكِن يَعفو ويَغفِرُ، مَولِدُهُ بِمَكَّةَ، ومُهاجَرُهُ بِالمَدينَةِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب ـ: صفات پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات، چنين است: «محمّد، بنده برگزيده من است؛ نه تندخوست و نه خشن و نه در كوچه و بازار، هياهو به راه مى اندازد. بدى را با بدى پاسخ نمى دهد؛ بلكه مى بخشد و گذشت مى كند. زادگاهش مكّه، هجرتگاهش مدينه و فرمان روايى اش در شام است».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 360.
الطبقات الكبرى عن أبي نملة:كانَت يَهودُ بَني قُرَيظَةَ يَدرُسونَ ذِكرَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في كُتُبِهِم، ويُعَلِّمونَهُ الوِلدانَ بِصِفَتِهِ وَاسمِهِ ومُهاجَرِهِ إلَينا، فَلَمَّا ظَهَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَسَدوا وبَغَوا وقالوا: لَيسَ بِهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو نَملَه ـ: يهود بنى قريظه، نام پيامبر خدا را در كتاب هاى خود مى خواندند و به كودكان خود، آموزش مى دادند كه نام و نشان او چيست و به نزد ما هجرت مى كند؛ امّا چون پيامبر خدا ظهور كرد، حسادت ورزيدند و حق كشى كردند و گفتند: اين شخص؛ آن پيامبر نيست.
۱.المصدر السابق: ص 160.
الطبقات الكبرى عن محمّد بن جعفر بن الزبير و محمّد بن عمارة بن غزيّة:قَدِمَ وَفدُ نَجرانَ وفيهِم أبُو الحارِثِ بنُ عَلقَمَةَ بنِ رَبيعَةَ، لَهُ عِلمٌ بِدينِهِم ورِئاسَةٌ، وكانَ أُسقُفَهُم وإمامَهُم وصاحِبَ مِدراسِهِم، ولَهُ فيهِم قَدرٌ، فعَثَرَت بِهِ بَغلَتُهُ، فَقالَ أخوهُ: تَعِسَ الأبعَدُ! يُريدُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ أبُو الحارِثِ: بَل تَعِستَ أنتَ، أتَشتِمُ رَجُلاً مِن المُرسَلينَ؟! إنَّهُ الَّذي بَشَّرَ بهِ عيسى، وإنَّهُ لَفِي التَّوراةِ! قالَ: فَما يَمنَعُكَ مِن دينِهِ؟ قالَ: شَرَّفَنا هؤلاءِ القَومُ وأكرَمونا ومَوَّلونا، وقَد أبَوا إلاّ خِلافَهُ ۱. ۲
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن جعفر بن زبير و محمّد بن عمارة بن غزيّه ـ: هنگامى كه نمايندگان نَجران به حضور پيامبر آمدند، ابو حارث بن علقمة بن ربيعه نيز در ميان آنان بود. او عالمِ دينى و رئيس و اسقف و پيشوا و صاحب مدارس آنان بود و در ميان ايشان، قدر و منزلتى داشت. اتّفاقا استر ابو حارث، او را به زمين زد. برادرش گفت: سرنگون باد آن مرد! و مقصودش پيامبر خدا بود. ابو حارث گفت: خودت سرنگون شوى! مردى را كه از پيامبران است، دشنام مى دهى؟! او كسى است كه عيسى بشارت آمدنش را داده و نامش در تورات آمده است. برادرش گفت: پس، چه چيز مانع تو از پذيرفتن دين او مى شود؟ گفت: اين قوم، ما را مهترى داده اند و گرامى داشته اند و ما را بر خود، سالار ساخته اند و از هر چيز، جز مخالفت با او سر باز مى زنند.
۱.في المصدر: «خلافة» و الصواب: ما أثبتناه.
۲.المصدر السابق: ص 164.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ» أنا، «وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» عَليٌّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «آيا كسى از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است» من هستم. «و شاهدى از [خويشان] او، پيرو آن است» على است.
۱.الدرّ المنثور: ج 4 ص 410، كنزالعمّال: ج 2 ص 439 ح 4440 كلاهما نقلاً عن ابن مردويه عن الإمام عليّ عليه السلام؛ بحار الأنوار: ج 35 ص 393 ح 17.
الإمام عليّ عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالَى: «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» ـ: رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الَّذي كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ، وأنا الشَّاهِدُ لَهُ ومِنهُ. ۱
امام على عليه السلامـ درباره آيه «آيا كسى كه از جانب پروردگارش، بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشانِ] او، پيرو اوست» ـ: پيامبر خدا همان كسى است كه از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است، و من همان شاهد او هستم و از [خويشانِ]او.
۱.الأمالي للمفيد: ص 145 ح 5 عن عبّاد بن عبداللّه، بحار الأنوار: ج 35 ص 390 ح 9؛ كنز العمّال: ج 2 ص 439 ح 4441 نقلاً عن ابن أبي حاتم وابن مردويه وأبي نعيم في المعرفة.
الإمام الرِّضا عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام: أ نَّهُ كانَ يَومُ الجُمُعةِ يَخطُبُ عَلَى المِنبَرِ، فَقالَ: وَالَّذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما مِن رَجُلٍ مِن قُرَيشٍ جَرَت عَلَيهِ المَواسي إلاَّ وقَد نَزَلَت فيهِ آيَةٌ مِن كِتابِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ، أعرِفُها كَما أعرِفُهُ. فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ: يا أميرَ المُؤمنينَ، ما آيَتُكَ الَّتي نَزَلَت فيكَ؟ فَقالَ: إذا سَألتَ فَافهَم، ولا عَلَيكَ ألاَّ تَسألَ عَنها غَيري، أَقَرَأتَ سورَةَ هودٍ؟ قالَ: نَعَم يا أميرَ المُؤمِنينَ. قالَ: فَسَمِعتَ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَالَّذي عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ

امام رضا عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: امير مؤمنان در روز جمعه اى كه بر منبر خطبه مى خواند، فرمود: «سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، هيچ مرد قريشى نبود كه به سنّ بلوغ رسيده باشد، مگر اين كه آيه اى از كتاب خداوند عز و جل درباره او نازل شد و من آن مرد و آن آيه را مى شناسم». مردى برخاست و عرض كرد: اى امير مؤمنان! آيه اى كه درباره تو نازل شده، كدام است؟ امير مؤمنان فرمود: «حال كه پرسيدى، گوش كن و لازم نيست كه در اين باره، از شخص ديگرى هم بپرسى. آيا سوره هود را خوانده اى؟». عرض كرد: آرى، اى امير مؤمنان! فرمود: «پس شنيده اى كه خداوند عز و جل مى فرمايد: «آيا كسى از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او پيرو آن است» ؟». عرض كرد: آرى.

۱.الأمالي للطوسي: ص 371 ح 800، بحار الأنوار: ج 35 ص 386 ح 2.
الاحتجاج:سَألَ رَجُلٌ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام: فَقالَ لَهُ ـ وأنا أسمَعُ ـ: أخبِرني بِأفضَلِ مَنقَبَةٍ لَكَ. قالَ: ما أنزَلَ اللّهُ في كِتابِهِ. قالَ: وما أنزَلَ اللّهُ فيكَ؟ قالَ: «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» ، أنا الشَّاهِدُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الإحتجاج:مردى به امير مؤمنان گفت: از بهترين فضيلت خود، براى من بگو. فرمود: «همان چيزى كه خداوند در كتابش نازل فرموده است». مرد پرسيد: چه چيز درباره تو نازل شده است؟ فرمود: «آيه «آيا كسى از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او پيرو آن است» . من هستم آن شاهدى كه از [خاندان] پيامبر خدا است».
۱.الاحتجاج: ج1 ص 368 ح 65، كتاب سليم بن قيس: ج 1 ص 903 ح 60 كلاهما عن سليم بن قيس، بحار الأنوار: ج 35 ص 387 ح 4.
بصائر الدرجات عن الأصبغ بن نباتة:قالَ أميرُ المُؤمنينَ عليه السلام: لَو كُسِرَت لي وِسادَةٌ ۱ فَقَعَدتُ عَلَيها لَقَضَيتُ بَينَ أهلِ التَّوراةِ بِتَوراتِهِم، وأهلِ الإنجيلِ بِإنجيلِهِم، وأهلِ الزَّبورِ بِزَبورِهِم، وأهلِ الفُرقانِ بِفُرقانِهِم، بِقَضاءٍ يَصعَدُ إلَى اللّهِ يَزهَرُ ۲. وَاللّهِ، ما نَزَلَت آيَةٌ في كِتابِ اللّهِ في لَيلٍ أو نَهارٍ إلاَّ وقَد عَلِمتُ فيمَن اُنزِلَت، ولا مِمَّن مَرَّ عَلى رَأسِهِ المَواسي مِن قُرَيشٍ إلاَّ وقَد نَزَلَت فيهِ آيَةٌ مِن كِتابِ اللّهِ تَسوقُهُ إلَى الجَنَّةِ أو إلَى النَّارِ. فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، مَا الآيَةُ الَّتي نَزَلَت فيكَ؟ قالَ لَهُ: أما سَمِعتَ اللّهَ يَقولُ: «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ

بصائر الدرجاتـ به نقل از اصبغ بن نباته ـ: امير مؤمنان فرمود: «اگر كرسى قضاوت برايم نهاده شود و من بر آن بنشينم، هر آينه ميان پيروان تورات، بر اساس تورات داورى خواهم كرد و ميان پيروان انجيل، مطابق انجيل آنها و ميان پيروان زبور، بر پايه زبورشان و ميان پيروان فرقان، مطابق فرقانشان داورى خواهم كرد؛ داورى اى كه به درگاه خداوند بالا رود و بدرخشد. به خدا قسم، هيچ آيه اى از كتاب خدا در شب يا روز نازل نشد، مگر اين كه مى دانم درباره چه كسى نازل شده است و هيچ فرد قريشى نبود كه به سنّ بلوغ رسيده باشد، مگر اين كه آيه اى از كتاب خدا درباره او نازل شده كه او را به سوى بهشت يا دوزخ سوق مى دهد». مردى برخاست و گفت: اى اميرمؤمنان! چه آيه اى درباره تو نازل شده است؟ حضرت به او فرمود: مگر نشنيده اى كه خداوند

۱.كَسرَ الوساد: ثنّاه واتّكأ عليه. والوساد: المِخدّة، المتّكأُ، وكلّ ما يوضع تحت الرأس وإن كان من تراب أو حجارة (المعجم الوسيط: ج 2 ص 787 و ص 1031 «و سد»).
۲.زَهَرَ: تَلْألَأ (القاموس المحيط: ج 2 ص 43 «زهر»). وهو كناية عن إحكامه بحيث لايعتريه الزلل والخطأ.
۳.بصائر الدرجات: ص 132 ح 2، بحار الأنوار: ج 35 ص 387 ح 5.
كشف اليقين عن عبّاد بن عبد اللّه الأسديّ:سَمِعتُ عَلِيَّا عليه السلام يَقولُ وهُوَ عَلَى المِنبَرِ: ما مِن رَجُلٍ مِن قُرَيشٍ إلاَّ قَد نَزَلَت فيهِ آيَةٌ أو آيَتانِ. فَقالَ رَجُلٌ مِمَّن تَحتَهُ: فَما نَزَلَ فيكَ أنتَ؟ فغَضِبَ ثُمَّ قالَ: أما إنَّكَ لَو لَم تَسألني عَلى رُؤوسِ القَومِ ما حَدَّثتُكَ. وَيحَكَ! هَل تَقرَأُ سورَةَ هودٍ؟ ثُمَّ قَرَأ عَلِيٌّ عليه السلام «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى بَيّنَةٍ، وأنا الشَّاهِدُ مِنهُ. ۱
كشف اليقينـ به نقل از عبّاد بن عبد اللّه اسدى ـ: شنيدم كه امير مؤمنان بر منبر مى فرمود: «هيچ مردى از قريش نيست، مگر اين كه يك يا دو آيه درباره او نازل شده است». مردى (ابن كوّاء) كه پايين پاى منبر نشسته بود، گفت: درباره خود تو، چه نازل شده است؟ امام عليه السلام خشمگين شد و فرمود: «بدان كه اگر در حضور مردم از من نمى پرسيدى، جوابت را نمى دادم. واى برتو! آيا سوره هود را مى خوانى [كه مى فرمايد:] «آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او، پيرو آن است.» ؟ پيامبر خدا داراى بيّنه است و من شاهد خودى او هستم. ۲
۱.كشف اليقين: ص 363 ح 430، كشف الغمّة: ج 1 ص 315، بحار الأنوار: ج 35 ص 392 ح 15. قال العلاّمة المجلسيّ رحمه الله في ذيل الحديث: قال ابن البطريق في المستدرك: روَى الحافظ أبو نعيم بإسناده إلى عَبّادٍ مثله، وَروى أبو مريم مثله، والصباح بن يحيى وعبداللّه بن عبد القدّوس عن الأعمش عن المنهال بن عمرٍو مثله. وقال أيضا في ذيل الحديث بعنوان «بيان»: روى العلاّمة مثل ذلك من طريق الجمهور، وقال السيّد ابن طاووس في كتاب سعد السعود: وقد روى انّ المقصود بقوله جلّ جلاله: «شَاهِدٌ مِّنْهُ» هو عليّ بن أبي طالب عليه السلام، وروى محمّدُ بن العبّاس بن مروان في كتابه، من ستّة وستّين طريقا بأسانيدها (بحار الأنوار: ج 35 ص 393).
۲.مجلسى رحمه الله در ذيل اين حديث، مى گويد: ابن بطريق در المستدرك گفته است: حافظ ابونعيم، به سند خود از عبّاد و نيز ابو مريم و همچنين صبّاح بن يحيى و عبد اللّه بن عبد القدّوس از اعمش و او از منهال بن عمر، نظير اين روايت را نقل كرده اند.
الإمام الباقر عليه السلام:الَّذي عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وَالَّذي تَلاهُ مِن بَعدِهِ الشَّاهِدُ مِنهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام، ثُمَّ أوصياؤهُ واحِدٌ بَعدَ واحِدٍ. ۱
امام باقر عليه السلام:آن كسى كه از جانب پروردگارش بيّنه دارد، پيامبر خداست و آن كسى كه پيرو او و شاهدى از [خاندان] ايشان است، امير مؤمنان است و سپس يكايك اوصياى او.
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 142 ح 12 عن بريد بن معاوية العجلي، بحار الأنوار: ج 35 ص 388 ح 6.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸۰