حدیث دربارههمسانى با پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ و صلح

سنن الترمذي عن زيد بن أرقم عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ وفاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهم السلام ـ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبتُم، وسِلمٌ لِمَن سالَمتُم. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه با شما در صلح باشد، در صلحم».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 699 ح 3870، سنن ابن ماجة: ج 1 ص 52 ح 145، المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 161 ح 4714، المعجم الكبير: ج 3 ص 40 ح 2619 و 2620، المعجم الأوسط: ج 5 ص 182 ح 5015، سير أعلام النبلاء: ج 10 ص 432، اُسد الغابة: ج 7 ص 220، تاريخ دمشق: ج 14 ص 158 ح 3482، المناقب للخوارزمي: ص 149 ح 177؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 59 ح 223 عن الحسن بن عبداللّه التميمي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 336 ح 680 كلاهما نحوه، بشارة المصطفى: ص 61، كشف الغمّة: ج 2 ص 54، بحارالأنوار: ج 23 ص 116 ح 28.

احادیث دیگر این موضوع

۵
شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديدـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: در خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بوديم. به ايشان در اتاقِ خود، وحى مى شد و ما منتظر ايشان بوديم، تا اين كه گرما شدّت گرفت. پس على بن ابى طالب به همراه فاطمه، حسن و حسين آمدند و در سايه ديوارى نشستند و منتظر پيامبر صلى الله عليه و آله شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله چون بيرون آمد، آنها را ديد و به سوى آنها رفت و ما در جاى خود، ايستاده بوديم. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى ما آمد، در حالى كه با جامه اش بر سرِ آنها سايه انداخته بود. يك سرِ جامه را پيامبر صلى الله عليه و آله و سرِ ديگر آن را على عليه السلام گرفته بود و پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: «خدايا! من آنها را دوست دارم. پس آنها را دوست بدار. خدايا! من با هر كه با آنها آشتى در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم و با هر كه با آنها سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم». پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن را سه بار تكرار فرمود.