حدیث دربارهوجوب پيروى
كمال الدين عن سليم بن قيس الهلالي عن عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أخبَرَني رَبّي جَلَّ جَلالُهُ أنَّهُ قَدِ استَجابَ لي فيكَ وفي شُرَكائِكَ الَّذينَ يَكونونَ مِن بَعدِكَ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَن شُرَكائي مِن بَعدي؟
قالَ: الَّذينَ قَرَنَهُمُ اللّهُ عز و جل بِنَفسِهِ وبي، فَقالَ: «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» الآيَةَ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ! ومَن هُم؟
قالَ: الأَوصِياءُ مِنّي إلى أن يَرِدوا عَلَيَّ الحَوضَ، كُلُّهُم هادٍ مُهتَدٍ، لا يَضُرُّهُم مَن خَذَلَهُم، هُم مَعَ القُرآنِ وَالقُرآنُ مَعَهُم، لا يُفارِقُهُم ولا يُفارِقونَهُ، بِهِم تُنصَرُ اُمَّتي، وبِهِم يُمطَرونَ، وبِهِم يُدفَعُ عَنهُمُ البَلاءُ، ويُستَجابُ دُعاؤُهُم. قُلتُ: يا رَسولَ اللّه! سَمِّهِم لي.
فَقالَ: اِبني هذا ـ ووَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأسِ الحَسَنِ عليه السلام ـ ثُمَّ ابني هذا ـ وَوَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأسِ الحُسَينِ عليه السلام ـ ثُمَّ ابنٌ لَهُ يُقالُ لَهُ عَلِيٌّ، وسَيولَدُ في حَياتِكَ، فَأَقرِئهُ مِنِّي السَّلامَ، ثُمَّ تَكمِلَةُ اثنَي عَشَرَ.
فَقُلتُ: بِأَبي أنتَ واُمّي يا رَسولَ اللّهِ! سَمِّهِم لي رَجُلاً فَرَجُلاً، فَسَمّاهُم رَجُلاً رَجُلاً، فيهِم وَاللّهِ ـ يا أخا بَني هِلالٍ ۱ ـ مَهدِيُّ اُمَّةِ ۲ مُحَمّدٍ، الَّذي يَملَأُ الأَرضَ قِسطا وعَدلاً كَما مُلِئَت ظُلما وجَورا، وَاللّهِ إنّي لَأَعرِفُ مَن يُبايِعُهُ بَينَ الرُّكنِ وَالمَقامِ، وأعرِفُ أسماءَ آبائِهِم وقَبائِلِهِم. ۳
كمال الدينـ به نقل از سليم بن قيس هلالى، از امام على عليه السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خدايم عز و جل به من خبر داد كه دعاى مرا در باره تو و شريكانت كه پس از تو خواهند بود، اجابت كرده است».
پرسيدم: اى پيامبر خدا! شريكان پس از من، چه كسانى هستند؟
فرمود: «آنان كه خداى عز و جل با خود و من همراهشان كرده و فرموده است: «از خداوند، فرمان ببريد، و [نيز] از پيامبر و اختياردارانتان فرمان ببريد» » تا آخر آيه.
گفتم: اى پيامبر خدا! آنان كيان اند؟
فرمود: «اوصياى من، تا آن كه در حوض [كوثر] بر من در آيند، همگى آنان، هدايتگر و هدايت يافته اند. هر كه آنان را وا نهد، به ايشان زيانى نمى زند. آنان با قرآن اند و قرآن با آنان است. نه از آنان جدا مى شود و نه آنان از او جدا مى شوند. امّتم با آنان، يارى مى شوند و به خاطر آنان بر امّتم باران مى بارد و بلا از ايشان، دور مى شود و دعاى آنان، مستجاب مى شود».
گفتم: اى پيامبر خدا! آنان را براى من نام ببر.
فرمود: «اين پسرم» و دستش را روى سر حسن نهاد. «سپس اين پسرم» و دستش را روى سر حسين نهاد. «سپس پسر او كه به وى على گفته مى شود و در روزگار تو متولّد مى گردد. پس سلام مرا به او برسان. تا آخر كه دوازده نفر مى شوند».
گفتم: پدر و مادرم فدايت، اى پيامبر خدا! آنان را يك به يك برايم نام ببر.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، آنان را يك به يك براى من نام برد و به خدا سوگند ـ اى برادر هلالى ـ مهدىِ اين امّت در ميان آنان است؛ كسى كه زمين را از عدل و داد مى آكند، همان گونه كه از بيداد و ستم، پُر شده است. به خدا سوگند، من كسانى را كه با او ميان ركن و مقام [ابراهيم] با او بيعت مى كنند، مى شناسم ونام پدران و قبيله شان را مى دانم».