حدیث دربارهوجوب پيروى

الكافي عن عيسى بن السريّ عن أبي عبداللّه [الصادق] عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: مَن ماتَ ولا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، قالَ اللّهُ عز و جل: «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» ، فَكانَ عَلِيٌّ عليه السلام، ثُمَّ صارَ مِن بَعدِهِ حَسَنٌ، ثُمَّ مِن بَعدِهِ حُسَينٌ، ثُمَّ مِن بَعدِهِ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ، ثُمَّ مِن بَعدِهِ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍّ عليهم السلام، ثُمَّ هكَذا يَكونُ الأَمرُ، إنَّ الأَرضَ لا تَصلُحُ إلّا بِإِمامٍ، ومَن مَات لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، وأحوَجُ ما يَكونُ أحَدُكُم إلى مَعرِفَتِهِ إذا بَلَغَت نَفسُهُ هاهُنا ـ قالَ: وأهوى بِيَدِهِ إلى صَدرِهِ ـ يَقولُ حينَئِذٍ: لَقَد كُنتُ عَلى أمرٍ حَسَنٍ. ۱
الكافىـ به نقل از عيسى بن سَرى، از امام صادق عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كه بميرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلى مُرده است. خداوند مى فرمايد: «از خدا فرمان ببريد، و از پيامبر و اختياردارانتان فرمان ببريد» . پس على عليه السلام امام است و پس از او، حسن و سپس حسين و در پى او، على بن الحسين و پس از او، محمّد بن على و به همين ترتيب. زمين، سامان نمى يابد، جز به وجود امام، و هر كه بميرد، در حالى كه امامش را نشناسد، به مرگ جاهلى مُرده است و هر يك از شما بيشترين نياز را به اين معرفت، هنگامى دارد كه جانش به اين جايش مى رسد» و با دست به سينه اش اشاره كرد [و افزود:] «كه در اين هنگام مى گويد: بر عقيده نيكويى بودم».
۱.الكافي: ج 2 ص 21 ح 9، رجال الكشّي: ج 2 ص 724 ح 799 عن أبي اليسع نحوه وراجع: تفسير العيّاشي: ج 1 ص 252 ح 175.

احادیث دیگر این موضوع

۳
كمال الدينـ به نقل از سليم بن قيس هلالى، از امام على عليه السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خدايم عز و جل به من خبر داد كه دعاى مرا در باره تو و شريكانت كه پس از تو خواهند بود، اجابت كرده است». پرسيدم: اى پيامبر خدا! شريكان پس از من، چه كسانى هستند؟ فرمود: «آنان كه خداى عز و جل با خود و من همراهشان كرده و فرموده است: «از خداوند، فرمان ببريد، و [نيز] از پيامبر و اختياردارانتان فرمان ببريد» » تا آخر آيه. گفتم: اى پيامبر خدا! آنان كيان اند؟ فرمود: «اوصياى من، تا آن كه در حوض [كوثر] بر من در آيند، همگى آنان، هدايتگر و هدايت يافته اند. هر كه آنان را وا نهد، به ايشان زيانى نمى زند. آنان با قرآن اند و قرآن با آنان است. نه از آنان جدا مى شود و نه آنان از او جدا مى شوند. امّتم با آنان، يارى مى شوند و به خاطر آنان بر امّتم باران مى بارد و بلا از ايشان، دور مى شود و دعاى آنان، مستجاب مى شود». گفتم: اى پيامبر خدا! آنان را براى من نام ببر. فرمود: «اين پسرم» و دستش را روى سر حسن نهاد. «سپس اين پسرم» و دستش را روى سر حسين نهاد. «سپس پسر او كه به وى على گفته مى شود و در روزگار تو متولّد مى گردد. پس سلام مرا به او برسان. تا آخر كه دوازده نفر مى شوند». گفتم: پدر و مادرم فدايت، اى پيامبر خدا! آنان را يك به يك برايم نام ببر. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، آنان را يك به يك براى من نام برد و به خدا سوگند ـ اى برادر هلالى ـ مهدىِ اين امّت در ميان آنان است؛ كسى كه زمين را از عدل و داد مى آكند، همان گونه كه از بيداد و ستم، پُر شده است. به خدا سوگند، من كسانى را كه با او ميان ركن و مقام [ابراهيم] با او بيعت مى كنند، مى شناسم ونام پدران و قبيله شان را مى دانم».