حدیث دربارهاز هيچ زنى شير نخورد

المناقب لابن شهرآشوب عن برّة بنت اُميّة الخزاعي:لَمّا حَمَلَت [فاطِمَةُ عليهاالسلام] بِالحُسَينِ عليه السلام، قالَ لَها [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: يا فاطِمَةُ، إنَّكِ سَتَلِدينَ غُلاما قَد هَنَّأَني بِهِ جَبرَئيلُ، فَلا تُرضِعيهِ حَتّى أجيءَ إلَيكِ، ولَو أقَمتِ شَهرا، قالَت: أفعَلُ ذلِكَ. وخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في بَعضِ وُجوهِهِ، فَوَلَدَت فاطِمَةُ عليهاالسلام الحُسَينَ عليه السلام، فَما أرضَعَتهُ حَتّى جاءَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَقالَ لَها: ماذا صَنَعتِ؟ قالَت: ما أرضَعتُهُ، فَأَخَذَهُ فَجَعَلَ لِسانَهُ في فَمِهِ، فَجَعَلَ الحُسَينُ عليه السلام يَمُصُّ، حَتّى قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: إيها ۱ حُسَينُ، إيها حُسَينُ. ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله: أبَى اللّهُ إلّا ما يُريدُ، هِيَ فيكَ وفي وُلدِكَ ـ يَعنِي الإِمامَةَ ـ. ۲
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از بُرّه دختر اُميّه خُزاعى ـ: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به حسين عليه السلام باردار شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى فاطمه! تو به زودى، پسرى به دنيا مى آورى كه جبرئيل عليه السلام، مرا به او تهنيت داده است. او را شير نده تا من نزد تو بيايم، حتّى اگر يك ماه، منتظر بمانى». فاطمه عليهاالسلام گفت: همين كار را مى كنم. و پيامبر صلى الله عليه و آله در پى برخى كارهايش رفت و فاطمه عليهاالسلام، حسين عليه السلام را به دنيا آورد؛ امّا به او شير نداد تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد. به او فرمود: «چه كردى؟». فاطمه عليهاالسلام گفت: به او شير ندادم. پيامبر صلى الله عليه و آله، حسين عليه السلام را گرفت و زبانش را در دهانش گذاشت و حسين عليه السلام آن را مكيد، تا هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بس است، حسين! بس است، حسين!». سپس فرمود: «هر چه خدا بخواهد، همان مى شود. امامت، در تو و فرزندان توست».
۱.إيها: أي كفّ، وقد تَرِد بمعنى التصديق والرّضى بالشيء (النهاية: ج 1 ص 87 «إيه»).
۲.المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 50، بحار الأنوار: ج 43 ص 254 ح 32.

احادیث دیگر این موضوع

۶