حدیث دربارهانگشترش

الغيبة للطوسي عن أبي جعفر السمّان عن أبي محمّد صاحب العسكر عليه السلام عن آبائه عليهم السلام:كانَ لِفاطِمَةَ عليهاالسلامخاتَمٌ فَصُّهُ عَقيقٌ، فَلَمّا حَضَرَتهَا الوَفاةُ دَفَعَتهُ إلَى الحَسَنِ عليه السلام، فَلَمّا حَضَرَتهُ الوَفاةُ دَفَعَهُ إلَى الحُسَينِ عليه السلام. قالَ الحُسَينُ عليه السلام: فَاشتَهَيتُ أن أنقُشَ عَلَيهِ شَيئا، فَرَأَيتُ فِي النَّومِ المَسيحَ عيسَى بنَ مَريَمَ عَلى نَبِيِّنا وآلِهِ وعَلَيهِ السَّلامُ، فَقُلتُ لَهُ: يا روحَ اللّهِ! ما أنقُشُ عَلى خاتَمي هذا؟ قالَ: اُنقُش عَلَيهِ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ المُبينُ»؛ فَإِنَّهُ أوَّلُ التَّوراةِ وآخِرُ الإِنجيلِ. ۱
الغيبة، طوسىـ به نقل از ابو جعفر سمّان، از امام عسكرى، از پدرانش عليهم السلام ـ: فاطمه عليهاالسلامانگشترى داشت كه نگين آن، عقيق بود و چون وفاتش در رسيد، آن را به حسن عليه السلام داد و هنگامى كه وفات حسن عليه السلام در رسيد، آن را به حسين عليه السلام سپرد. حسين عليه السلام فرمود: «دوست داشتم كه بر آن، چيزى نقش كنم. در رؤيا، مسيح عيسى بن مريم ـ كه بر پيامبر ما و خاندانش و بر او درود باد ـ را ديدم و به او گفتم: اى روح خدا! بر اين انگشترم، چه چيزى نقش كنم؟ فرمود: بر آن، نقش كن: خدايى جز خداى فرمان رواى حقّ آشكار نيست، كه اين جمله، سرآغاز تورات و انجام انجيل است».
۱.الغيبة للطوسي: ص 297 ح 252.

احادیث دیگر این موضوع

۵
الأمالى، صدوقـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: انگشتر حسين بن على عليه السلام به چه كسى رسيد؟ و نيز به ايشان گفتم: شنيده ام كه در واقعه عاشورا، از انگشتش بيرون كشيده شده است. فرمود: «آن گونه كه گفته اند، نيست. حسين عليه السلام به فرزندش على بن الحسين عليه السلام، وصيّت كرد و انگشترش را در انگشت او نمود و كارش را به او واگذار كرد، همان گونه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با امير مؤمنان على عليه السلام كرد و امير مؤمنان عليه السلام با حسن عليه السلام و حسن عليه السلام با حسين عليه السلام. سپس آن انگشتر، پس از پدرش، به پدرم و از او به من رسيد و اكنون، نزد من است و من هر جمعه، آن را به دست مى كنم و با آن، نماز مى خوانم». روز جمعه، در حالى كه امام صادق عليه السلام نماز مى خواند، بر او در آمدم. چون از نماز فارغ شد، دستش را به سوى من دراز كرد و انگشترى در انگشتش ديدم كه نقشش چنين بود: «ذكرِ لا إله إلّا اللّه، ساز و برگِ ديدار با خداست». سپس [امام عليه السلام] فرمود: «اين انگشتر جدّم ابو عبد اللّه حسين بن على عليه السلام است». ممكن است مراد روايت، نفى رُبودن انگشترى باشد كه از مواريث امامت است. نقل هايى نيز كه حاكى اند كه انگشت مبارك امام عليه السلام را به خاطر انگشتر، قطع كردند و آن را رُبودند (ر. ك: ج 7 ص 295 «بخش نهم / فصل يكم / تاراج كردن وسايل امام عليه السلام»)، شايد منظورشان انگشتر ديگرى باشد.