حدیث دربارهوسوسه

الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ إذا أرادَ بِعَبدٍ خَيرًا نَكَتَ في قَلبِهِ نُكتَةً بَيضاءَ، وفَتَحَ مَسامِعَ قَلبِهِ، ووَكَّلَ بِهِ مَلَكًا يُسَدِّدُهُ، وإذا أرادَ بِعَبدٍ سوءًا نَكَتَ في قَلبِهِ نُكتَةً سَوداءَ وشَدَّ عَلَيهِ مَسامِعَ قَلبِهِ، ووَكَّلَ بِهِ شَيطانًا يُضِلُّهُ. ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «فَمَن يُرِدِ اللّهُ أن يَهدِيَهُ يَشرَح صَدرَهُ لِلإِسلامِ و مَن يُرِد أن يُضِلَّهُ يَجعَل صَدرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا» الآية ۱۲.
امام صادق عليه السلام:هرگاه خداوند خير بنده اى را بخواهد، نقطه سپيدى در دلش نقش مى زند و گوشهاى دلش را مى گشايد و فرشته اى را بر او مى گمارد، تا او را استوار بدارد و اگر بدى بنده اى را بخواهد، نقطه سياهى در دلش رسم مى كند و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند. سپس [حضرت] اين آيه را تلاوت كرد. «پس كسى را كه خدا بخواهد به راه آورد، دلش را پذيراى اسلام مى كند و هر كس را بخواهد گمراه كند، دلش را سخت تنگ گرداند» .
۱.الأنعام: 125.
۲.تفسير العيّاشي: 1 / 376 / 94 عن سليمان بن خالد.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلامـ در احتجاج با زنديقى كه گفته بود:آيا از حكمت خداست كه براى خود دشمنى گماشته و حال آنكه خدا بود و دشمن نداشت، پس آنگونه كه مى پندارى، ابليس را آفريد و بر بندگانش مسلّط كرد، تا آنان را به خلاف اطاعتش بخواند و به معصيتش فرمان دهد و براى وى آن نيرويى قرار دهد كه مى پنداريد. با نيرنگ و حيله به دلهاى ايشان راه مى يابد و ايشان را وسوسه مى كند، تا در پروردگارشان ترديد كنند و دينشان را برايشان مشتبه سازد، تا شناخت خدا را از ايشان بگيرد؛ تا آنجا كه گروهى به سبب وسوسه او، ربوبيّت خدا را منكر شدند و جز او را پرستيدند. پس چرا دشمنش را بر بندگانش مسلّط كرده و راه گمراه ساختن آنان را براى او باز گذاشته است؟ [حضرت] فرمود: اين دشمنى كه گفتى، دشمنى اش به خدا زيان نمى رساند ودوستى اش او را بهره اى نمى دهد. دشمنى اش از ملك او چيزى نمى كاهد و دوستى اش در آن چيزى نمى افزايد. تنها از دشمنى پرهيز مى شود كه قدرت زيان و سود رساندن دارد و اگر قصد ملكى كند [مى تواند] بگيرد يا قصد سلطانى كند او را مقهور سازد، ولى ابليس خود بنده است. خدا او را آفريد تا بندگيش كند و او را به وحدانيت بستايد و خدا از همان هنگام آفرينش وى مى دانست كه او چيست و كارش به كجا مى انجامد. پس همواره خدا را همراه با فرشتگان عبادت كرد، تا آنكه خداوند با سجده در برابر آدم او را آزمايش كرد و او از روى حسد و چيرگى شقاوتش خوددارى كرد، پس اين هنگام خدا لعنتش كرد و او را از صف فرشتگان بيرون كرد و ملعون و مطرود به زمين فرو آورد و به همين سبب دشمن آدم و فرزندانش شد و هيچ تسلّطى بر فرزندان آدم ندارد، جز وسوسه و دعوت به بيراهه و با وجود سرپيچى اش، اقرار به ربوبيّت پروردگارش دارد.