حدیث دربارهآنچه در شمار تقدير است

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ أميرَ المؤمنينَ صلواتُ اللّهِ علَيهِ جَلَسَ إلى حائطٍ مائلٍ يَقضي بينَ الناسِ، فقالَ بَعضُهُم: لا تَقعُدْ تَحتَ هذا الحائطِ فإنّهُ مُعوِرٌ، فقالَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام: حَرَسَ امرَأً أجَلُهُ، فلَمّا قامَ سَقَطَ الحائطُ، و كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام مما يَفعَلُ هذا و أشباهَهُ، و هذا اليَقينُ ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:امير المؤمنين، صلوات اللّه عليه، پاى ديوار خميده اى نشسته بود و ميان مردم داورى مى كرد. يكى از حضار گفت: زير اين ديوار منشين كه شكسته است. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: اجل آدمى نگهبان اوست. چون حضرت از آن جا برخاست، ديوار فرو ريخت. امير المؤمنين عليه السلام از اين گونه كارها مى كرد و اين است يقين. ۳
۱.الكافي: 2/58/5.
۲.تأمّل في وجه الجمع بين الحديثين.
۳.در مورد جمع ميان اين دو حديث، دقت كنيد.

احادیث دیگر این موضوع

۷
كنز العمّالـ به نقل از عكرمة ـ: زمانى كه امام على عليه السلام از جنگ صفّين بازگشت پير مردى از ايشان پرسيد كه: آيا رفتن به جنگ شاميان به قضا و قدر خدا بوده است؟ حضرت فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و آدميان را آفريد، هيچ دره اى را نپيموديم و بر هيچ تپه اى بالا نرفتيم، جز با قضا و قدر. پير مرد گفت: رنجى را كه در اين راه بردم به حساب خدا بگذارم [و اجرى ندارم]؟ على عليه السلام فرمود: نه، بلكه خداوند در اين راهى كه رفتيد، بر هر تپه اى كه فراز آمديد و از هر شيبى كه پايين رفتيد، اجرى بزرگ به شما عطا فرمود و شما در هيچ يك از كارهاى خود نه مجبور بوديد و نه ناچار. پير مرد عرض كرد: اى امير المؤمنين! چگونه مجبور و ناچار نبوديم، حال آن كه قضا و قدرْ ما را پيش مى برد؟ حضرت فرمود: واى بر تو! انگار تو قضا را امرى لازم و قَدَر را موضوعى حتمى و گريز نا پذير مى دانى [به طورى كه از تو سلب اختيار مى كند]. اگر چنين بود، نويد و بيم و پاداش و كيفر معنا نداشت و گنهكار، از سوى خدا سرزنش نمى شد و نيكوكار، مورد ستايش او قرار نمى گرفت و سزاوارى نيكوكار به پاداشِ احسان و نيكو كاريش از بدكار بيشتر نبود. اين سخن، سخن گروه هاى بت پرست. و مجوس اين امت است. خداوند، به كارهاى خوب فرمان داده است و انسان از روى اختيار آنها را انجام مى دهد و از بدى نهى كرده است، از باب بر حذر داشتن. نه به زور نافرمانى مى شود و نه به زور و اجبار اطاعت مى شود و اختيارات خود را تفويض هم نكرده است و آسمانها و زمين و آيات شگفت انگيز آنها را بيهوده نيافريده «اين پندار كسانى است كه كفر ورزيدند، پس واى بر كافران از آتش». پير مرد گفت: پس آن قضا و قدرى كه رفتن و برگشتن ما بر اساس آن بود، چيست؟ حضرت فرمود: آن عبارت از امر خدا و حكمت اوست. سپس على عليه السلام اين آيه را تلاوت كرد: «و پروردگارت فرمان داد كه جز او را نپرستيد».