خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۹
موضوعات
آنچه در شمار تقدير است
16526. دارو جزو تقدير است و براى هر كس ك…
حدیث درباره
آنچه در شمار تقدير است
میزان الحکمه ج ۹، ص ۳۰۸، ح ۱۶۵۲۶
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
آنچه در شمار تقدير است
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:
الدَّواءُ مِن القَدَرِ، و هُو يَنفَعُ مَن يَشاءُ بما شاءَ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
دارو جزو تقدير است و براى هر كس كه [خدا] بخواهد، به هر اندازه كه بخواهد، سودمند مى افتد.
۱.
كنز العمّال: 28082.
کلیدواژهها
تقدیر
آنچه در شمار تقدیر است
احادیث دیگر این موضوع
۷
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به اين سؤال كه: آيا دارويى كه با آن خود را مداوا مى كنيم و دعا و تعويذى كه با آن خود را معالجه مى كنيم و چيزهاى ديگرى كه به كار مى بريم، جلو تقدير خدا را مى گيرند؟ ـفرمود: نه، اينها خود جزو تقدير خدايند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى از ايشان سؤال شد: آيا دعا و تعويذى كه با آن خود را معالجه مى كنيم، تقدير خدا را دفع مى كند؟ ـفرمود: آن، خود جزو تقدير خداست.
امام على عليه السلامـ در پاسخ به مردى كه هنگام بازگشت از صفّين، پرسيد: آيا اين جنگها با قضا و قدر الهى است؟ ـفرمود: از هيچ تپّه اى بالا نرفتيد و به هيچ درّه و سراشيبى اى قدم نگذاشتيد، مگر اين كه با قضا و قدر خداوند بود.
امام على عليه السلام:امر به فرمانبرى و نهى از نافرمانى و قدرت بر انجام كار نيك و ترك معصيت و كمك كردن بر نزديك شدن به خدا و يارى ندادن كسى كه نا فرمانيش كند و بيم و نويد و ترغيب و ترساندن، همگى قضا و قدر خدا، در زمينه افعال و اعمال ماست.
كنز العمّالـ به نقل از عكرمة ـ: زمانى كه امام على عليه السلام از جنگ صفّين بازگشت پير مردى از ايشان پرسيد كه: آيا رفتن به جنگ شاميان به قضا و قدر خدا بوده است؟ حضرت فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و آدميان را آفريد، هيچ دره اى را نپيموديم و بر هيچ تپه اى بالا نرفتيم، جز با قضا و قدر. پير مرد گفت: رنجى را كه در اين راه بردم به حساب خدا بگذارم [و اجرى ندارم]؟ على عليه السلام فرمود: نه، بلكه خداوند در اين راهى كه رفتيد، بر هر تپه اى كه فراز آمديد و از هر شيبى كه پايين رفتيد، اجرى بزرگ به شما عطا فرمود و شما در هيچ يك از كارهاى خود نه مجبور بوديد و نه ناچار. پير مرد عرض كرد: اى امير المؤمنين! چگونه مجبور و ناچار نبوديم، حال آن كه قضا و قدرْ ما را پيش مى برد؟ حضرت فرمود: واى بر تو! انگار تو قضا را امرى لازم و قَدَر را موضوعى حتمى و گريز نا پذير مى دانى [به طورى كه از تو سلب اختيار مى كند]. اگر چنين بود، نويد و بيم و پاداش و كيفر معنا نداشت و گنهكار، از سوى خدا سرزنش نمى شد و نيكوكار، مورد ستايش او قرار نمى گرفت و سزاوارى نيكوكار به پاداشِ احسان و نيكو كاريش از بدكار بيشتر نبود. اين سخن، سخن گروه هاى بت پرست. و مجوس اين امت است. خداوند، به كارهاى خوب فرمان داده است و انسان از روى اختيار آنها را انجام مى دهد و از بدى نهى كرده است، از باب بر حذر داشتن. نه به زور نافرمانى مى شود و نه به زور و اجبار اطاعت مى شود و اختيارات خود را تفويض هم نكرده است و آسمانها و زمين و آيات شگفت انگيز آنها را بيهوده نيافريده «اين پندار كسانى است كه كفر ورزيدند، پس واى بر كافران از آتش». پير مرد گفت: پس آن قضا و قدرى كه رفتن و برگشتن ما بر اساس آن بود، چيست؟ حضرت فرمود: آن عبارت از امر خدا و حكمت اوست. سپس على عليه السلام اين آيه را تلاوت كرد: «و پروردگارت فرمان داد كه جز او را نپرستيد».
بحار الأنوار:امير المؤمنين عليه السلام از كنار ديوار خميده اى، به طرف ديوار ديگرى رفت. به آن حضرت عرض شد: اى امير المؤمنين! از قضاى خدا مى گريزى؟ فرمود: از قضاى خدا به سوى قدر خداوند عزّ و جلّ مى گريزم.
امام صادق عليه السلام:امير المؤمنين، صلوات اللّه عليه، پاى ديوار خميده اى نشسته بود و ميان مردم داورى مى كرد. يكى از حضار گفت: زير اين ديوار منشين كه شكسته است. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: اجل آدمى نگهبان اوست. چون حضرت از آن جا برخاست، ديوار فرو ريخت. امير المؤمنين عليه السلام از اين گونه كارها مى كرد و اين است يقين. در مورد جمع ميان اين دو حديث، دقت كنيد.
اولین حدیث
موضوع
حدیث 16527