آنچه در شمار تقدير است

8 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الدَّواءُ مِن القَدَرِ، و هُو يَنفَعُ مَن يَشاءُ بما شاءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دارو جزو تقدير است و براى هر كس كه [خدا] بخواهد، به هر اندازه كه بخواهد، سودمند مى افتد.
۱.كنز العمّال: 28082.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئلَ: أ رأيتَ دَواءً نَتَداوى بهِ، وَ رُقىً نَستَرقِي بِها، و أشياءَ نَفعَلُها، هَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللّهِ؟ ـ: بل هِي مِن قَدَرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به اين سؤال كه: آيا دارويى كه با آن خود را مداوا مى كنيم و دعا و تعويذى كه با آن خود را معالجه مى كنيم و چيزهاى ديگرى كه به كار مى بريم، جلو تقدير خدا را مى گيرند؟ ـفرمود: نه، اينها خود جزو تقدير خدايند.
۱.كنز العمّال: 633.
عنه صلى الله عليه و آلهـ و قد سُئلَ: رُقىً يُستَشفى بِها، هَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللّهِ؟ ـ: إنّها مِن قَدَرِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى از ايشان سؤال شد: آيا دعا و تعويذى كه با آن خود را معالجه مى كنيم، تقدير خدا را دفع مى كند؟ ـفرمود: آن، خود جزو تقدير خداست.
۱.قرب الإسناد: 95/320.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لَمّا سَألَهُ رجُلٌ بعدَ انصِرافِهِ مِن صِفِّينَ عنِ القَضاءِ و القَدَرِ في هذهِ الحَربِ ـ: ما عَلَوتُم تَلعَةً و لا هَبَطتُم وادِيا إلاّ و للّهِِ فيهِ قَضاءٌ و قَدَرٌ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به مردى كه هنگام بازگشت از صفّين، پرسيد: آيا اين جنگها با قضا و قدر الهى است؟ ـفرمود: از هيچ تپّه اى بالا نرفتيد و به هيچ درّه و سراشيبى اى قدم نگذاشتيد، مگر اين كه با قضا و قدر خداوند بود.
۱.الإرشاد: 1/225.
عنه عليه السلام:الأمرُ بالطَّاعَةِ، و النَّهيُ عنِ المَعصيَةِ، و التَّمكينُ مِن فِعلِ الحَسَنَةِ و تَركِ المَعصيَةِ، و المَعونَةُ علَى القُربَةِ إلَيهِ، و الخِذلانُ لِمن عَصاهُ، و الوَعدُ و الوَعيدُ، و التَّرغيبُ و التَّرهيب، كُلُّ ذلكَ قَضاءُ اللّهِ في أفعالِنا و قَدَرُهُ لأعمالِنا. ۱
امام على عليه السلام:امر به فرمانبرى و نهى از نافرمانى و قدرت بر انجام كار نيك و ترك معصيت و كمك كردن بر نزديك شدن به خدا و يارى ندادن كسى كه نا فرمانيش كند و بيم و نويد و ترغيب و ترساندن، همگى قضا و قدر خدا، در زمينه افعال و اعمال ماست.
۱.الاحتجاج: 1/492/121.
كنز العمّال عن عكرمة:لمّا قَدِمَ عليٌّ عليه السلام من صِفّينَ قامَ إليهِ شيخٌ مِن أصحابِهِ، فقالَ: يا أميرَ المؤمنين أخبرنا عن مَسيرنا إلَى الشامِ بقَضاءٍ و قَدَرٍ؟ فقالَ: و الذي خَلَقَ ۱ الحَبَّةَ و بَرَأ النَّسَمَةَ، ما قَطَعنا وادِيا و لا عَلَونا تَلعَةً إلاّ بقَضاءٍ و قَدَرٍ، فقالَ الشيخُ: عندَ اللّهِ أحتَسِبُ عَنائي، فقالَ عليٌّ: بَل عَظَّمَ اللّهُ أجرَكُم في مَسيرِكُم و أنتُم مُصعِدُونَ و في مُنحَدَرِكُم و أنتُم مُنحَدِرُونَ، و ما كُنتُم في شيءٍ مِن اُمورِكُم مُكرَهينَ و لا إلَيها مُضطَرِّينَ، فقالَ الشيخُ: كيفَ يا أميرَ المؤمنينَ و القَضاءُ و القَدَرُ ساقَنا إلَيها؟ فقالَ: ويحَكَ! لعلَّكَ ظَنَنتَه قَضاءً لازِما و قَدَرا حاتِما، لو كانَ ذلكَ لَسَقَطَ الوَعدُ و الوَعيدُ و بَطَلَ

كنز العمّالـ به نقل از عكرمة ـ: زمانى كه امام على عليه السلام از جنگ صفّين بازگشت پير مردى از ايشان پرسيد كه: آيا رفتن به جنگ شاميان به قضا و قدر خدا بوده است؟ حضرت فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و آدميان را آفريد، هيچ دره اى را نپيموديم و بر هيچ تپه اى بالا نرفتيم، جز با قضا و قدر. پير مرد گفت: رنجى را كه در اين راه بردم به حساب خدا بگذارم [و اجرى ندارم]؟ على عليه السلام فرمود: نه، بلكه خداوند در اين راهى كه رفتيد، بر هر تپه اى كه فراز آمديد و از هر شيبى كه پايين رفتيد، اجرى بزرگ به شما عطا فرمود و شما در هيچ يك از كارهاى خود نه مجبور بوديد و نه ناچار. پير مرد عرض كرد: اى امير المؤمنين! چگونه مجبور و ناچار نبوديم، حال آن كه قضا و قدرْ ما را پيش مى برد؟ حضرت فرمود: واى بر تو! انگار تو

۱.في المنتخب و كذا في النهاية: فلق الحبّة. (كما في هامش المصدر).
۲.«إخوان» كذا في المنتخب. (كما في هامش المصدر).
۳.ص: 27.
۴.الإسراء: 23.
۵.كنز العمّال: 1560، راجع نهج البلاغة: الحكمة 78 نحوه.
بحار الأنوار:إنَّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام عَدَلَ مِن عندِ حائطٍ مائلٍ إلى حائطٍ آخَرَ، فقيلَ لَهُ: يا أميرَ المؤمنينَ، تَفِرُّ مِن قَضاءِ اللّهِ؟! قالَ: أفِرُّ مِن قَضاءِ اللّهِ إلى قَدَرِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ. ۱
بحار الأنوار:امير المؤمنين عليه السلام از كنار ديوار خميده اى، به طرف ديوار ديگرى رفت. به آن حضرت عرض شد: اى امير المؤمنين! از قضاى خدا مى گريزى؟ فرمود: از قضاى خدا به سوى قدر خداوند عزّ و جلّ مى گريزم.
۱.بحار الأنوار: 41/2/3.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ أميرَ المؤمنينَ صلواتُ اللّهِ علَيهِ جَلَسَ إلى حائطٍ مائلٍ يَقضي بينَ الناسِ، فقالَ بَعضُهُم: لا تَقعُدْ تَحتَ هذا الحائطِ فإنّهُ مُعوِرٌ، فقالَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام: حَرَسَ امرَأً أجَلُهُ، فلَمّا قامَ سَقَطَ الحائطُ، و كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام مما يَفعَلُ هذا و أشباهَهُ، و هذا اليَقينُ ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:امير المؤمنين، صلوات اللّه عليه، پاى ديوار خميده اى نشسته بود و ميان مردم داورى مى كرد. يكى از حضار گفت: زير اين ديوار منشين كه شكسته است. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: اجل آدمى نگهبان اوست. چون حضرت از آن جا برخاست، ديوار فرو ريخت. امير المؤمنين عليه السلام از اين گونه كارها مى كرد و اين است يقين. ۳
۱.الكافي: 2/58/5.
۲.تأمّل في وجه الجمع بين الحديثين.
۳.در مورد جمع ميان اين دو حديث، دقت كنيد.