نكوهشِ شادشدن از ستايش
5 حدیث
عنه عليه السلام:طَلَبُ الثّناءِ بغَيرِ استِحقاقٍ خُرقٌ. ۱
امام على عليه السلام:انتظار ستايش داشتن، بى آن كه استحقاقش را داشته باشى، حماقت است.
۱.غرر الحكم: 5992.
عنه عليه السلامـ من كتابهِ للأشتَرِ ـ: اِلصَقْ بأهلِ الوَرَعِ و الصِّدقِ، ثُمّ رُضهُمْ على ألاّ يُطروكَ، و لا يُبَجِّوكَ بباطِلٍ لَم تَفعَلْهُ؛ فإنَّ كَثرَةَ الإطراءِ تُحدِثُ الزَّهوَ، و تُدني مِن العِزَّةِ (الغِرَّةِ). ۱
امام على عليه السلامـ در بخشى از نامه خود به مالك اشتر ـنوشت: به اهل پارسايى و راستى بپيوند و آنها را چنان تربيت كن كه در ستايش تو اغراق نكنند و با ستودن كارى كه نكرده اى دلشادت نسازند؛ زيرا كه ستايش زياد، خودپسندى آرَد و به سركشى و تكبّر كشانَد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب: 53.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:مَن مَدَحَ غَيرَ المُستَحِقِّ فَقَد قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ. ۱
امام عسكرى عليه السلام:هر كس فردى را كه استحقاق ستايش ندارد بستايد، خود را در مقام اتهام و بدگمانى قرار داده است.
۱.أعلام الدين: 313.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ لجابرِ بنِ يزيدَ الجُعفيِّ ـ: إن مُدِحتَ فلا تَفرَحْ، و إن ذُمِمتَ فلا تَجزَعْ و فَكِّرْ فيما قيلَ فيكَ، فإن عَرَفتَ مِن نَفسِكَ ما قيلَ فيكَ فَسُقوطُكَ مِن عَينِ اللّهِ جَلَّ و عَزَّ عِندَ غَضَبِكَ مِنَ الحَقِّ أعظَمُ علَيكَ مُصيبَةً مِمّا خِفتَ مِن سُقوطِكَ مِن أعيُنِ النّاسِ، و إن كُنتَ على خِلافِ ما قيلَ فيكَ فثَوابٌ اكتَسبتَهُ مِن غَيرِ أن يَتعَبَ بَدَنُكَ.
و اعلَمْ بأنّكَ لا تكونُ لنا وَلِيّا حتّى لَوِ اجتَمعَ علَيكَ أهلُ مِصرِكَ و قالوا: إنّكَ رجُلُ سَوءٍ لَم يَحزُنْكَ ذلكَ، و لَو قالوا: إنّكَ رجُلٌ صالِحٌ لَم يَسُرَّكَ ذلكَ، و لكنِ اعرِضْ نَفسَكَ على كِتابِ اللّهِ؛ فإن كنتَ سالِكا سَبيلَهُ، زاهِدا في تَزهِيدِهِ، راغِبا في تَرغيبِهِ، خائفا مِن
امام باقر عليه السلامـ به جابر بن يزيد جعفى ـفرمود: اگر ستايش شدى، شاد مشو و اگر نكوهش شدى، بيتابى مكن و پيرامون آنچه درباره تو گفته شده است بينديش. اگر ديدى كه آنچه گفته اند در تو هست، مصيبت افتادن از چشم خداوند عزّ و جلّ، به سبب خشمناك شدنت از حقيقت، بزرگتر از مصيبت افتادنت از چشم مردم است كه از آن مى ترسى و اگر خلاف آن چيزى باشى كه گفته اند، اين خود ثوابى است كه بى رنج به دست آورده اى.
و بدان كه تو دوست [و پيرو]ما نيستى مگر آن گاه كه اگر همه همشهريانت بر ضد تو همداستان شوند و بگويند: تو مرد بدى هستى، اين سخن تو را اندوهگين نسازد و اگر بگويند: تو مرد خوبى هستى، اين سخن شادمانت نگرداند. بلكه خودت را با قرآن بسنج، اگر پوينده راه آن بودى و به آنچه به بى اعتنايى بدان فراخوانده است بى اعتنا
۱.تحف العقول: 284.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلى الإمامِ الصّادق عليه السلام ـ: لا يَصيرُ العَبدُ عَبدا خالِصا للّهِتعالى حتّى يَصيرَ المَدحُ و الذَّمُّ عِندَهُ سَواءً؛ لأنَّ المَمدوحَ عِندَ اللّهِ لا يَصيرُ مَذموما بِذَمِّهِم، و كذلكَ المَذمومُ. و لا تَفرَحْ بمَدحِ أحَدٍ؛ فإنّهُ لا يَزيدُ في مَنزِلَتِكَ عِندَ اللّهِ، و لا يُغنيكَ عَنِ المَحكومِ لكَ و المَقدورِ علَيكَ، و لا تَحزَنْ أيضا بذَمِّ أحدٍ؛ فإنّهُ لا يَنقُصُ عَنكَ ذَرّةً. ۱
مصباح الشريعةـ در آنچه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ: بنده براى خداى متعال بنده اى خالص نشود، مگر آن گاه كه ستايش و نكوهش [مردم]برايش يكسان باشد؛ زيرا كسى كه نزد خداوند ممدوح باشد، با نكوهش مردم نكوهيده نمى شود و همچنين است كسى كه نزد خدا نكوهيده باشد [با مدح كسى ستوده نمى شود]. و از مدح و ستايش احدى نيز شادمان مشو؛ زيرا كه ستايش آنان بر منزلت تو نزد خدا نمى افزايد و از آنچه براى تو حكم و مقدّر شده بى نيازت نمى گرداند. از نكوهش هيچ كس نيز دلگير مشو؛ زيرا كه آن، از [ارزش]تو ذرّه اى نمى كاهد.
۱.مصباح الشريعة: 264.