حدیث دربارهتوريه

كنز العمّال:رَكِبَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَلفَ أبي بَكرٍ ناقَتَهُ، و قالَ: يا أبا بكرٍ دَلِّهِ ۱ النّاس عنه، فإنّهُ لا يَنبَغي لِنَبيٍّ أن يَكذِبَ، فَجَعَلَ النّاسُ يَسألونَهُ مَن أنت؟ قالَ: باغٍ يَبتَغي، قالوا: و مَن وَراءَكَ؟ قال: هادٍ يَهدِيني. ۲
كنز العمّال:رسول خدا صلى الله عليه و آله پشت سر ابو بكر بر ناقه اش سوار شد و فرمود: اى ابو بكر! مردم را گيج و سر در گم كن ۳؛ زيرا براى يك پيامبر سزاوار نيست كه دروغ بگويد: مردم شروع كردند به سؤال از ابو بكر كه: تو كيستى؟ ابو بكر پاسخ داد: جوينده اى كه [راه] مى جويد. پرسيدند: چه كسى پشت سر توست؟ ابو بكر پاسخ داد: راهنمايى كه مرا راهنمايى مى كند.
۱.لعلّ المراد: ورِّ بإجابتك للناس عن سؤالهم عنّي (كما في هامش المصدر).
۲.كنز العمّال: 9001.
۳.شايد مقصود اين باشد كه: اگر مردم درباره من از تو پرسيدند، جوابشان را سر بسته و با توريه بده (پاورقى كنز العمّال).
کلیدواژه‌ها دروغتوریه

احادیث دیگر این موضوع

۵
الاحتجاج:از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عزّ و جلّ در داستان ابراهيم سؤال شد كه: «گفت: [نه]بلكه بزرگترشان اين كار را كرده است، اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد». حضرت فرمود: نه، بت بزرگشان اين كار را كرده بود و نه ابراهيم عليه السلام دروغ گفت. عرض شد: چگونه؟ حضرت فرمود: زيرا ابراهيم گفت: «اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد». اگر بتها سخن مى گفتند، بزرگشان اين كار را كرده بود و اگر سخن نمى گفتند، بزرگشان كارى نكرده بود.اما آنها سخن نگفتند [و نمى توانستند بگويند]و ابراهيم هم دروغ نگفت. همچنين، از آن حضرت درباره اين آيه سوره يوسف سؤال شد كه: «اى كاروانيان! قطعاً شما دزد هستيد». حضرت فرمود: آنها يوسف را از پدرش دزديدند. مگر نمى بينى كه وقتى [برادران يوسف]گفتند: «چه گم كرده ايد؟ گفتند: جام پادشاه را گم كرده ايم» و يوسف نگفت: جام پادشاه را دزديده ايد. در حقيقت آنها يوسف را از پدرش دزديدند [و مقصود يوسف نيز از اين كه گفت قطعاً شما دزد هستيد، همين معناست]. نيز از اين سخن ابراهيم عليه السلام از امام صادق سؤال شد كه: «پس نگاهى به ستارگان كرد و گفت: من كسالت دارم». حضرت فرمود: ابراهيم نه كسالت داشت و نه دروغ گفت؛ بلكه مقصود او كسالت در دينش بود، چون در جستجوى [دين درست] بود.