خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۰
موضوعات
توريه
17596. در سر بسته گويى ها، ظرافتهايى است…
حدیث درباره
توريه
میزان الحکمه ج ۱۰، ص ۸۰، ح ۱۷۵۹۶
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
توريه
عنه صلى الله عليه و آله:
إنَّ في المَعاريضِ ما يُغني الرجُلَ العاقِلَ عنِ الكذبِ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
در سر بسته گويى ها، ظرافتهايى است كه مرد خردمند را از دروغ گفتن بى نياز مى كند.
۱.
كنز العمّال: 8253.
کلیدواژهها
دروغ
توریه
احادیث دیگر این موضوع
۵
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا در سخنان چند پهلو براى پرهيز از دروغ راه گريزى باز است.
كنز العمّال:رسول خدا صلى الله عليه و آله پشت سر ابو بكر بر ناقه اش سوار شد و فرمود: اى ابو بكر! مردم را گيج و سر در گم كن شايد مقصود اين باشد كه: اگر مردم درباره من از تو پرسيدند، جوابشان را سر بسته و با توريه بده (پاورقى كنز العمّال).؛ زيرا براى يك پيامبر سزاوار نيست كه دروغ بگويد: مردم شروع كردند به سؤال از ابو بكر كه: تو كيستى؟ ابو بكر پاسخ داد: جوينده اى كه [راه] مى جويد. پرسيدند: چه كسى پشت سر توست؟ ابو بكر پاسخ داد: راهنمايى كه مرا راهنمايى مى كند.
امام صادق عليه السلامـ وقتى عبد اللّه بن بُكير به امام عليه السلام عرض كرد: كسى به خانه مردى مى آيد و او را مى خواهد، اما آن مرد به كنيزش مى گويد: بگو او اين جا نيست [اين چه حكمى دارد؟] ـفرمود: اشكالى ندارد. اين دروغ نيست. شيخ انصارى در مكاسب، بعد از ذكر اين حديث، مى گويد: دروغ نبودن اين سخن، در وقتى است كه جايى كه با انگشت خود به آن اشاره كرده و گفته اين جا نيست، قسمت خالى خانه باشد؛ زيرا توجيهى جز اين ندارد.
الاحتجاج:از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عزّ و جلّ در داستان ابراهيم سؤال شد كه: «گفت: [نه]بلكه بزرگترشان اين كار را كرده است، اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد». حضرت فرمود: نه، بت بزرگشان اين كار را كرده بود و نه ابراهيم عليه السلام دروغ گفت. عرض شد: چگونه؟ حضرت فرمود: زيرا ابراهيم گفت: «اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد». اگر بتها سخن مى گفتند، بزرگشان اين كار را كرده بود و اگر سخن نمى گفتند، بزرگشان كارى نكرده بود.اما آنها سخن نگفتند [و نمى توانستند بگويند]و ابراهيم هم دروغ نگفت. همچنين، از آن حضرت درباره اين آيه سوره يوسف سؤال شد كه: «اى كاروانيان! قطعاً شما دزد هستيد». حضرت فرمود: آنها يوسف را از پدرش دزديدند. مگر نمى بينى كه وقتى [برادران يوسف]گفتند: «چه گم كرده ايد؟ گفتند: جام پادشاه را گم كرده ايم» و يوسف نگفت: جام پادشاه را دزديده ايد. در حقيقت آنها يوسف را از پدرش دزديدند [و مقصود يوسف نيز از اين كه گفت قطعاً شما دزد هستيد، همين معناست]. نيز از اين سخن ابراهيم عليه السلام از امام صادق سؤال شد كه: «پس نگاهى به ستارگان كرد و گفت: من كسالت دارم». حضرت فرمود: ابراهيم نه كسالت داشت و نه دروغ گفت؛ بلكه مقصود او كسالت در دينش بود، چون در جستجوى [دين درست] بود.
الكافىـ به نقل از حسن صيقل ـ: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: براى ما از حضرت باقر عليه السلام روايت شده كه درباره اين گفته يوسف عليه السلام: «اى كاروانيان قطعاً شما دزد هستيد»، فرموده است: به خدا سوگند آنان دزدى نكرده بودند و يوسف هم دروغ نگفت. نيز درباره اين سخن ابراهيم عليه السلام: «بلكه اين بزرگ آنها اين كار را كرده است، پس اگر سخن مى گويند از آنها بپرسيد»، فرموده است: به خدا سوگند كه آن بتها اين كار را نكرده بودند و در عين حال ابراهيم دروغ نگفت. حسن گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى صيقل! نظر شما در اين باره چيست؟ صيقل مى گويد: من عرض كردم: ما نظرى جز تسليم نداريم. حضرت فرمود:. ابراهيم عليه السلام كه گفت: «بلكه بزرگ آنها اين كار را كرده است»، قصدش در حقيقت اصلاح و راهنمايى به اين نكته بود كه از اين بتها كارى بر نمى آيد. يوسف عليه السلام نيز [آن سخن را] به قصد اصلاح بيان فرمود.
حدیث 17595
موضوع
حدیث 17597