حدیث دربارهدعا براى رفاه در زندگى

عنه عليه السلام ـ مِن دُعائِهِ في زِيارَةِ الحُسَينِ عليه السلام عِندَ وَداعِهِ ـ:اللّهُمَّ لا تَشغَلني فِي الدُّنيا عَن شُكرِ نِعمَتِكَ، ولا بِإِكثارٍ فيها فَتُلهِيَني عَجائِبُ بَهجَتِها وتَفتِنَني زَهرَتُها، ولا بِإِقلالٍ يُضِرُّ بِعَمَلي ضَرُّهُ ويَملاَءُ صَدري هَمُّهُ، أعطِني مِن ذلِكَ غِنىً عَن شِرارِ خَلقِكَ، وبَلاغا ۱ أنالُ بِهِ رِضاكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ. ۲
امام صادق عليه السلام ـ از دعاى ايشان در زيارت خداحافظى با امام حسين عليه السلام ـ:بار خدايا! در دنيا مرا از گزاردن شكر نعمت هايت باز مدار، نه چندان در دنيا فزونى ام بخش كه شُكوه خيره كننده آن، مرا سرگرم سازد و زرق و برقش فريفته ام گرداند، و نه چندان تهى دستم كن كه به عملم لطمه بزند و دغدغه اش ذهنم را پُر كند؛ [بلكه] از آن به اندازه اى به من ببخش كه از بَدانِ خلقت بى نيازم گرداند و در حدّى باشد كه با آن، به خشنودى تو دست يابم، اى مهربان ترينِ مهربانان!
۱.البَلاغ: ما يُتَبَلَّغ ويُتَوصَّل به إلى الشيء المطلوب (النهاية: ج 1 ص 152 «بلغ»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 598 ح 3200، كامل الزيارات: ص 436 ح 699 كلاهما عن يوسف الكناسي، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 68، مصباح المتهجّد: ص 728 ح 819 كلاهما من دون إسنادٍ إلى المعصوم وفيهما «ذكرك» بدل «شكر نعمتك» وفيها «زهرات زينتها» بدل «زهرتها» و «كدّه» بدل «ضرّه»، بحار الأنوار: ج 101 ص 204 ح 32.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند أبى يعلى ـ به نقل از اَنـَس ـ:پيامبر خدا، هرگاه سه روز فردى از برادرانش را نمى ديد، جوياى او مى شد؛ اگر [در شهر] نبود، برايش دعا مى كرد؛ اگر [در شهر [بود، به ديدارش مى رفت و اگر بيمار بود، به عيادتش مى رفت. يك بار، سه روز مردى از انصار را نديد، جوياى حال او شد. گفته شد: اى پيامبر خدا! از نزد او كه آمديم، مثل يك جوجه شده بود و هرچه مى خورد، دفع مى كرد. پيامبر خدا به عدّه اى از يارانش فرمود: «از برادرتان عيادت كنيد». ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم. ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند. چون بر او در آمديم، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود. پيامبر خدا فرمود: «حالت چگونه است؟». گفت: هرچه مى خورم، دفع مى كنم. فرمود: «چرا به اين روز افتادى؟». گفت: اى پيامبر خدا! روزى به تو برخوردم. مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره: «الْقَـارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ» تا آخرش «نَارٌ حَامِيَةُم» را قرائت مى كردى. من گفتم: خدايا! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان. اين بلا بر من آمد كه مى بينى. پيامبر خدا فرمود: «بد چيزى گفته اى. چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش، نگاهت دارد؟!». پس، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند. آن مرد هم چنان دعا كرد. و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد و او سرِحال شد و از جا برخاست، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد.