حدیث دربارهدعا براى رفاه در زندگى

الإمام الصادق عليه السلام ـ مِن دُعاءٍ عَلَّمَهُ يونُسَ بنَ عَمّار ـ:أعطِني مِن خَيرِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ما أنتَ أهلُهُ، وَاصرِف عَنّي مِن شَرِّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ما أنتَ أهلُهُ. ۱
امام صادق عليه السلام ـ بخشى از دعايى كه امام عليه السلام به يونس بن عمّار آموخت ـ:از نيكى دنيا و آخرت، آنچه را كه تو اهل آنى، به من عطا فرما و از بدى دنيا و آخرت نيز، آنچه را كه تو اهل آنى، از من بگردان.
۱.الكافي: ج 2 ص 259 ح 30 و ص 565 ح 4 و ج 3 ص 327 ح 20، عدّة الداعي: ص 257 كلّها عن يونس بن عمّار، مصباح المتهجّد: ص 139 ح 226، المصباح للكفعمي: ص 196 كلاهما من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 95 ص 80 ح 6.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند أبى يعلى ـ به نقل از اَنـَس ـ:پيامبر خدا، هرگاه سه روز فردى از برادرانش را نمى ديد، جوياى او مى شد؛ اگر [در شهر] نبود، برايش دعا مى كرد؛ اگر [در شهر [بود، به ديدارش مى رفت و اگر بيمار بود، به عيادتش مى رفت. يك بار، سه روز مردى از انصار را نديد، جوياى حال او شد. گفته شد: اى پيامبر خدا! از نزد او كه آمديم، مثل يك جوجه شده بود و هرچه مى خورد، دفع مى كرد. پيامبر خدا به عدّه اى از يارانش فرمود: «از برادرتان عيادت كنيد». ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم. ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند. چون بر او در آمديم، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود. پيامبر خدا فرمود: «حالت چگونه است؟». گفت: هرچه مى خورم، دفع مى كنم. فرمود: «چرا به اين روز افتادى؟». گفت: اى پيامبر خدا! روزى به تو برخوردم. مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره: «الْقَـارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ» تا آخرش «نَارٌ حَامِيَةُم» را قرائت مى كردى. من گفتم: خدايا! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان. اين بلا بر من آمد كه مى بينى. پيامبر خدا فرمود: «بد چيزى گفته اى. چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش، نگاهت دارد؟!». پس، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند. آن مرد هم چنان دعا كرد. و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد و او سرِحال شد و از جا برخاست، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد.