حدیث دربارهنهى از رُهبانيت و از حرام شمردن آنچه خدا حلال كرده است

تفسير الطبري عن ابن عبّاس ـ في قَولِهِ تَعالى: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَـتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ» ـ: هُم رَهطٌ مِن أصحابِ النَّبِي صلى الله عليه و آله قالوا: نَقطَعُ مَذاكيرَنا ونَترُكُ شَهَواتِ الدُّنيا ونَسيحُ فِي الأَرضِ، كَما تَفعَلُ الرُّهبانُ. فَبَلَغَ ذلِكَ النَّبِي صلى الله عليه و آله فَأَرسَلَ إلَيهِم فَذَكَرَ ذلِكَ لَهُم، فَقالوا: نَعَم. فَقالَ النَّبِي صلى الله عليه و آله: لكِنّي أصومُ واُفطِرُ واُصَلّي وأنامُ وأنكِحُ النِّساءَ، فَمَن أخَذَ بِسُنَّتي فَهُوَ مِنّي، ومَن لَم يَأخُذ بِسُنَّتي فَلَيسَ مِنّي. ۱
تفسير الطبرى ـ به نقل از ابن عبّاس، درباره اين سخن خداى متعال: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! پاكيزه هايى را كه خدا براى شما حلال كرده است، حرام مشماريد» ـ: اينان، تعدادى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله بودند كه گفتند: خود را اَخته مى كنيم و شهوات دنيا را فرو مى گذاريم و مانند راهبان در زمين به گشت [و رهبانيت [مى پردازيم. اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. در پىِ ايشان فرستاد و ماجرا را از آنان جويا شد. گفتند: آرى [؛ چنين گفته ايم]. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «امّا من [به جاى خود] روزه مى گيرم و [به جاى خود [روزه نمى گيرم، هم نماز مى خوانم و هم [شب ها] مى خوابم، و با زنان نيز هم بستر مى شوم. پس هركه به سنّت من عمل كند، از من است و هركه به سنّت من عمل نكند، از من نيست».
۱.تفسير الطبري: ج 5 الجزء 7 ص 10، تفسير ابن كثير: ج 3 ص 160، الدرّ المنثور: ج 3 ص 139.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مجمع البيان ـ به نقل از ابن مسعود ـ:من در ترك پيامبر خدا، بر الاغى سوار بودم. ايشان فرمود: «اى پسرِ مادرْ غلام! آيا مى دانى كه چرا بنى اسرائيل، رهبانيت را پديد آوردند؟» گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «بعد از عيسى عليه السلام، شاهان بر بنى اسرائيل چيره شدند و گنهكارى پيشه كردند. مؤمنان، به خشم آمدند و با آنان به جنگ برخاستند؛ ولى اهل ايمان، سه بار شكست خوردند، به طورى كه تنها شمارى اندك از ايشان، باقى ماندند. پس گفتند: اگر اينان بر ما چيره آيند، نابودمان مى كنند و ديگر طرفدارى براى دين، باقى نمى ماند كه به آن دعوت كند. بياييد در زمين، پراكنده شويم تا خداوند، پيامبرى را كه عيسى عليه السلام وعده آمدنش را داده است، برانگيزد. مقصودشان محمّد صلى الله عليه و آله بود. پس، در غارهاى كوه ها پراكنده شدند و رهبانيت را پديد آوردند. عدّه اى از ايشان به دين خويش، پايدار ماندند و برخى به كفر گراييدند». سپس اين آيه را تلاوت كرد: « «و ترك دنيايى كه از پيشِ خود درآوردند، ما آن را برايشان مقرّر نكرديم، مگر براى آن كه كسب خشنودى خدا كنند. با اين حال، آن را چنان كه حقّ رعايت آن بود منظور نداشتند» ». سپس فرمود: «اى پسر مادرْ غلام! آيا مى دانى رهبانيّت امّت من چيست؟». گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «هجرت، جهاد، نماز، روزه، حجّ و عمره».
مجمع البيان ـ به نقل از ابن مسعود ـ:بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم. فرمود: «اى پسر مسعود! كسانى كه پيش از شما بودند، به 72 فرقه تقسيم شدند كه دو فرقه آنان، نجات يافتند و بقيه هلاك شدند. فرقه اى كه براى دفاع از دين عيسى عليه السلام با شاهان جنگيدند و كشته شدند، و فرقه اى كه نه توان مقابله با شاهان را داشتند و نه در ميان ايشان ماندند تا آنان را به دين خداى متعال و آيين عيسى عليه السلام فرا خوانند. از اين رو، به سياحت سياحت: گشتن در زمين براى عبادت (لسان العرب: ج 2، ص 492 «سيح»)، درويشى، دوره گَردى. در آبادى ها پرداختند و رهبانيت پيشه كردند. اينان، همانهايند كه خداوند، درباره آنها فرموده است: «و ترك دنيايى كه از پيشِ خود درآوردند، ما آن را برايشان مقرر نكرديم» . پيامبر صلى الله عليه و آله سپس فرمود: «هركس به من ايمان آورد و تصديقم كرد و از من پيروى نمود، اين رهبانيت را، چنان كه بايد، رعايت كرده است و آنان كه به من ايمان نياوردند، هم ايشان اند هلاك شدگان».