حدیث دربارهنهى از رُهبانيت و از حرام شمردن آنچه خدا حلال كرده است
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زِمام و خِزام ۳ و رهبانيت و گوشه نشينى و سياحت، در اسلام نيست.
۱.أراد ما كان عبّاد بني إسرائيل يفعلونه من زمّ الأنوف؛ وهو أن يُخرَق الأنف ويُعمل فيه زِمام كزِمام الناقة ليُقاد به. والخِزام جمع خِزامة؛ وهي حلقة من شعر تجعل في أحد جانبي منخري البعير. كانت بنو إسرائيل تخزم اُنوفها وتخرق تراقِيَها ونحو ذلك من أنواع التعذيب، فوضعه اللّه عن هذه الاُمّة، أي: لا يُفعل الخِزام في الإسلام (النهاية: ج 2 ص 314 «زمم» و ص 29 «خزم»).
۲.نثر الدرّ: ج 1 ص 216؛ المصنّف لعبد الرزّاق: ج 8 ص 448 ح 15860 نحوه، كنز العمّال: ج 1 ص 220 ح 1111 نقلاً عن شُعب الإيمان وكلاهما عن طاووس.
۳.زِمام، كارى بود كه عابدان بنى اسرائيل مى كردند. آنها، بينى خود را مى شكافتند و مثل شتر، خود را مهار مى زدند. خِزام نيز جمع «خزامة» است و خزامه، حلقه اى مويين است كه در بينى شتر مى كنند و مهار بر آن مى بندند. بنى اسرائيل نيز با خود، همين كار را مى كردند و امثال اين شكنجه ها را بر سرِ خود مى آوردند. خداوند، اين رسوم و عادات را از امّت اسلام برداشت.